✿نـــگـــــــین عــــــــــرش✿
 
 




نگین عرش
وبلاگ به نام فاطمه زهرا(س)(نگین عرش) ساخته شده✿ هستيِ هستي به بود فاطمه ست✿ مهر محراب سجود فاطمه ست✿ قصـه راكوته كنم كاندر ازل✿ عـلت خلقت وجود فاطمه ست✿


Random photo
تصاویر متحرک ولادت حضرت معصومه و روز دختر


آخرین مطالب


موضوعات


پربازدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب


تدبر در قرآن
آیه قرآن





ذکر ایام هفته

مهدویت امام زمان (عج)


سخن بزرگان


کرامات معصومین(ع)
آیه قرآن


جستجو


تعبیر خواب رویا



قال انبیاء

وضعیت یاهو مذهبی



آخرین نظرات





 



 
من گدایی درت را دوست می‌دارم حسین
سائلان محضرت را دوست می‌دارم حسین

دست‌بوس نوکرت‌بودن برای من بس است
نوکری نوکرت را دوست می‌دارم حسین

“بارالها، گریه‌کن‌های حسینم را ببخش!”
این دعای مادرت را دوست می‌دارم حسین

من برای ماندن اسلام بعد از کربلا
دست زینب‌پرورت را دوست می‌دارم حسین

در میان آن شهیدانی که دورت خفته‌اند
زیر پایت… اکبرت را دوست می‌دارم حسین

در کنار علقمه، با دیدن آب فرات
هیبت آب آورت را دوست می‌دارم حسین

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت




 
آخر مرا فراق تو ديوانه ميكند
كاخ وجود ما همه ويرانه ميكند

آخر مرا به طوف حرم شاه سر جدا
ذات خدا به عشق تو پروانه ميكند

آخر مرا جنون تو بر دار ميكشد
عشق تو و نگار تو افسانه ميكند

آخر مرا به عشق تو اى عشق منجلى
دانم خداى لَم يَلِد آواره ميكند

آخر مرا اميد وصال تو ساقيا
در كوچه هاى ميكده پيمانه ميكند

آخر مرا غم تو اى شاه بى كفن
گريان و سر شكسته و بى خانه ميكند

آخر مرا خداى تو اى وصف ذات حق
سرمست جام وباده ى جانانه ميكند

آخر دل مرا غم سقاى كربلا
با روضه هاى آب دو صد پاره ميكند

بی اختیار میشوم از وسعت غمت
دیوانه میشوم ز بزرگی ماتمت

یک کربلا بطلب جان مادرت
لُکـــــنَت زبــــــان گِــــرفـــتــه ام از رقـــــص پــــــرچــــــمـــــــت.

ای همه ی عشق سلام عليك.

صلي الله عليك يا سيدنا الغريب يا اباعبدالله الحسين

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت




 
#یاعلی_یامولا

شاهی که کل هستی من نذر جان اوست

حتی زبان مادری من زبان اوست

هرکس نشد اسیرِ تو خارج ز دین شده

دوزخ برای دشمن تو آتشین شده

حاشیه های امن حکومت امیری است

ذات وجود کشور ایران غدیری است

داعش هنوز دور لبش رنگ شیری است

شیعه فقط نشانه و رمز دلیری است

وقتی امیر قافله کرار میشود

سرباز صفر،میثم تمار میشود

وقتی خدا تو را ولی‌الله خطاب کرد

یعنی وصیِ حضرت ختمی معاب کرد

پس در عذاب دشمنتان هم شتاب کرد

ما را فدائیانِ ولایت حساب کرد

لعنت به هرکه دشمن راه ولایت است

هرکه اسیر تو نشود کم‌سعادت است

بالای دست حیدر کرار دست نیست

بی حب مرتضی کسی از باده مست نیست

عشقت میان سینه همه اعتبار ماست

ذکر علی علی به خدا افتخار ماست

عاشق شدن به عشق تو غیر ارادی است

کوری دشمن تو غدیر عید شادی است

دنیا تورا نخواست که پست و حقیر شد

بد خواه تو به چنگ شیاطین اسیر شد

در کربلا هرآنچه که شد از غدیر شد

از کینه سهم خون خدا سنگ و تیر شد

فرزند مرتضا کفنش یک حصیر شد

خاکم به سر قبیله ی حیدر اسیر شد

ای وای از عقیله و بازار کوفیان

ای وای از نگاه و از آزار کوفیان

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت




 

خبر آمد كه یلی می آید

فاتح بی مثلی می آید

خبر آمد قمری می آید

روبهان ! شیر نری می آید

تا نگشتید در این بیشه شكار

بهترین راه ؛ فرار است ؛ فرار !

تا كه عطر خوش كوثر آمد

همه گفتند پیمـبر آمد

همه گفتند كه عیار آمد

از نجف حیدر كرار آمد

همه گفتند كه اكبر آمد

اسد الغالب دیگر آمد

ماتِ آن ماه منور گشتند

چند گامی به عقب برگشتند

بسم رب الشهداء ؛ لب وا كرد ..

رجزش ولوله ای بر پا كرد

بانگ زد: باد به غبغب دارید

بی جگرها ! دو سه مَرحَب دارید ؟!

آمدم فاتحِ میدان باشم !

وسطِ معركه طوفان باشم !

غیرتم در ره دین می كوشد

در رگم خون علی می جوشد !

نه ! حسین بن علی تنها نیست

تشنه لب هست، ولی تنها نیست !

كفر را حمله ی او شاكی كرد

خودمانیم چه كولاكی كرد !

تیغ در دست چه غوغا می كرد !

دشت را محشر كبری می كرد !

هنر طایفه را از بَر بود

كربلا آینه ی خیبر بود

كوفیان ماتِ قلندر بودند

عَمرُوَد ها همه بی سر بودند

تیغ می زد به عدو جانانه

مثل عباس چه استادانه !

سبك جنگاوری اش مبنا داشت

به اباالفضل شباهت ها داشت

درس خود، خوب و نكو پس دادش

آفرین گفت به او استادش

ضربه ی تیغ به فتوا می زد

عوض سیلیِ زهرا می زد

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت




 

سعی دارد کودکش را در عبا پنهان کند

باید او تن را جدا ؛ سر را جدا پنهان کند

گریه ی اصغر ، صدای هلهله ، با تیر خود

حرمله باید صدا را در صدا پنهان کند

مشتی از خون علی را ریخت سمت آسمان

خواست تا جرم زمین را در هوا پنهان کند

با غلاف خنجری ، بابا پسر را دفن کرد

کربلا را خواست تا در کربلا پنهان کند

گیرم اصلا طفل خود را پشت خیمه دفن کرد

خنده های آخرش را در کجا پنهان کند..

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت




در گيسويت دو صد غزل عاشقانه است
دریــای مــهربانی تو بیکـــرانه است

ای حضـــرت محمـــد کرب و بـلای ما
امشب اویس من به سوی تو روانه است
هرکس که دید حضرت تو ؛ مومنانه گفت
مثل نبـــی اکرممــان چهار شانه است

رمّان قــد توست نه کوتــاه نه بلنـــد
یعنـــی همیشه فــال قد تو میانه است

دلتنگی از دل همه ي اهل بیت رفــت
ازبس گِــل وجود تو پیغمبرانه است

هرچند حضرت علیِ اکبري شما
سرتا قــدم جــوانی پیغمبری شما

ای بهتــرین قصیــده ناب کتابمــان
ارشــدترین برادر طفل ربابمــان

نازل شو از عقاب كه ما تشنه ي توأييم
ای اوّلین بهانه ي چشم پر آبمان

پایین بیا ؛ هدایتمــان کن به خیمــه ها
ای تا همیشه حضرت ختمی مآبمان

ای سیب سرخ ؛ یک سبد انگور می خوری ؟
یک خوشه نوش جان بکن عالی جنابمان

پایین بیا وگرنه به خود لطمــه می زنم
بیرون بیــار یکــدفعه از اضطرابمان

آهسته رو وَ فرصت خیر العمل بده
وقتــی برای بوســه زدن لااقل بده

رفتی و داغ تو به دل خیمه ماند ؛‌ نه ؟
از پای سیــد الشــهداء‌ را نشــاند،نه؟

رفتی ولی چـــرا نفـــر اول حـــرم
آیا کسی به معرکه ات می کشاند ؛‌ نه

وقتی که از شکاف سرت خون تازه ریخت
اسبت تو را ز کوچه ي نیزه رهاند‌؛ نه

یک نیزه آمــد و صف شمشیر را شکست
نزدیک شد و فاتحه بهر تو خواند؛ نه!

آیا امام با همــه ي قطعــه قطعــه ات
تنها تو را به خیمه ي گریه رساند ؛ نه

افتــاده بــود روی ضــریــح مشبــکت
تا اینکه عمه آمد و گیسو فشاند ، نه !

هرگز نشد کنار تنت قطع ، ناله هاش
تا اینکه تکّه تکّه تو را چید در عباش

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت




اين نمكدان حسين جنس عجيبي دارد
هرچقدر ميشكنم باز نمك ميپاشد


توبه کردیم که دیگر غم دنیا نخوریم
تا حسین هست غم روزی فردا نخوریم


توبه کردیم که تا سایه ي هیأت باقیست
لحظه ای حسرت آن جنت اعلا نخوریم


ما حیات دلمان بسته به اشک است و حسین
نان هر سفره بجز سفره حيدر نخوریم…

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت




یک محرم ،یک حسین ،نور دو چشم فاطمه
یک دعا فرقی ندارد،علقمه یا ناحیه !!

یک خزان ،یک خیمه و دلشوره های زینبی
یک برادر ،یه قمر از جنس عباس علی

طفل کوچک ،حرمله ،فریاد یارب الامان!!
دخت کوچک ،گوشواره، پابرهنه ،الامان!!

یک دو راهی !یک سفر ،یک آرزو
پابرهنه،دم به دم با چادر خاکی بگو !!

مهر تربت ،عافیت ،جانم فدایت ،یا حسین
یک قیامت،روز محشر ،عفو اربابم حسین

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ادبیات حسینی و عاشورایی  لینک ثابت
 
   
 
فراخوان چی شد طلبه شدم