دستِ معمار دو عالم گلِ من را که سرشت
روی کاشیِ دلم نام علی را بنوشت

عشق حیدر شده تزریق به رگهای تنم
میدهد عطر گلستان نجف پیرهنم

تا سپردند به دستم قلم دنیا را
صد و ده بار نوشتم علیِ اعلا را

صد و ده بار نوشتم که علی عشق من است
عشق زهرا و رسول است و حسین و حسن است

صد و ده بار نوشتم نَفَس من علی است
صبح محشر که شود دادرس من علی است

در الستی که زبان ورد لبش بود بلی
ضربانم صد و ده مرتبه میگفت علی

ضربانم، نفسم، تک تک اجزاء تنم
طپش قلبم و هر قسمتی از این بدنم

همه میگفت علی، تا شنوند اهل جهان
و بدانند غلام علی ام از دل و جان

ماه یک جلوه ي ظاهر شده از صورت او
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

هر چه نورست یقیناً جلوات علی است
نان و خرمای شبم از برکات علی است

من گدای کرم و لطف گدایان وی ام
تا ابد ریزه خور سفره ي احسان وی ام

میثمم، میثمِ مستی که روی دار علیست
دل من تا ابدالدهر گرفتار علیست

شده در قلّه ي توحید رصد، این آقا
قل هو اللهِ مرا کرده أحد این آقا

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت

1 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: مجید نظامی [بازدید کننده]
مجید نظامی
5 stars

با سلام
من عاشق این شعر هستم
خداوند هم به شاعر این شعر (استاد سازگار) و هم به شما و همه کسانی که در این راه تلاش می کنن جزای خیر عطا کند

1396/09/08 @ 19:24


فرم در حال بارگذاری ...