✿نـــگـــــــین عــــــــــرش✿
 
 




نگین عرش
وبلاگ به نام فاطمه زهرا(س)(نگین عرش) ساخته شده✿ هستيِ هستي به بود فاطمه ست✿ مهر محراب سجود فاطمه ست✿ قصـه راكوته كنم كاندر ازل✿ عـلت خلقت وجود فاطمه ست✿


Random photo
سعودیه و دستهای پنهان دیگر


آخرین مطالب


موضوعات


پربازدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب


تدبر در قرآن
آیه قرآن





ذکر ایام هفته

مهدویت امام زمان (عج)


سخن بزرگان


کرامات معصومین(ع)
آیه قرآن


جستجو


تعبیر خواب رویا



قال انبیاء

وضعیت یاهو مذهبی



آخرین نظرات





 



احادیثی از پیامبر اکرم (ص) :
وقتی کسی که به خواستگاری می آید و اخلاق و دین اش مایه رضایت است به او زن دهید که اگر چنین نکنید ، فتنه و فساد زمین را پر خواهد کرد.
(نهج الفصاحه ، ح247)
**************************************************************
بهترین ازدواجها ها آن است که آسان تر انجام گیرد .
(نهج الفصاحه ، ح248)
**************************************************************
در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد ، که نزد خدای عز وجل محبوبتر و ارجمند تر از ازدواج باشد .
(بحار الانوار . ج103 0ص222)
**************************************************************
هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند ، شیطانش فریاد بر آورد که : وای بر او دین خود را از گزند من حفظ کرد .
(کنز العمال . ح44441)
**************************************************************
دو رکعت نمازی که ازدواج کرده می خواند ، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که فرد عزب می خواند .
(بحار الانوار . ج103 0ص219)
**************************************************************
زن بگیرید ؛ زیرا که ازدواج کردن روزی شما را بیشتر می کند .
(بحار الانوار . ج103 0ص217)
**************************************************************
مردان عزب خود را زن دهید ؛ زیرا با این کار خداوند اخلاق آنان را نیکو می گرداند و روزیهایشان را زیاد می کند و بر جوانمردی های آنان می افزاید .
(بحار الانوار . ج103 0ص222)
**************************************************************
سه چیز است که در آن شوخی نیست : طلاق ، نکاح و آزاد کردن بنده .
(نهج الفصاحه ، ح258)
**************************************************************
بهترین امت من در درجه اول کسانی هستند که ازدواج کرده اند و مردان و زنان بدون همسر در مرتبه آخر قرار دارند .
(مسترک الوسائل . ج2 . ص531)
نباید حسن صورت زن را بر حسن دین داری او برگزید .
(کنز العمال . ح44590)
**************************************************************
با زن به خاطر 4 چیز ازدواج می شود : مال و ثروتش ، زیبایی اش ، دینداری اش و اصل و نسب خانواده اش ؛ و تو با زنان متدین ازدواج کن.
(کنز العمال . ح44602)
بهترین مهریه سبکترین آن است .
(کنز العمال . ح44707)
**************************************************************
هر زنی که شوهرش را هفت روز خدمت کند ، خداوند هفت در دوزخ را به رزی او ببندد و هشت در بهشت را به رویش بگشاید ، تا از هر در که بخواهد وارد شود و هیچ زنی نیست که جرعه ای آب به شوهرش بنوشاند مگر آنکه این عمل او برایش بهتر از یکسال عبادت باشد که روزهایش را روزه و شب هایش را به عبادت سپری کند .
(إرشاد القلوب . ص175)
**************************************************************
مراسم ازدواج را آشکار برگزار کنید و خواستگاری را پنهان .
(کنز العمال . ح44532)
**************************************************************
حدیثی از امام علی (علیه السلام) :
بهترین وساطتها این است که میان دو نفر در امر ازدواج وساطت شود . تا سر وسامان بگیرند .
(بحار الانوار . ج103 0ص222)
**************************************************************
حدیثی از امام حسن (ع) :
به مردی که با ایشان در باره ازدواج دختر خود مشورت کرد ، فرمود : او را به مردی با تقوا شوهر ده ؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامیش می دارد و اگر دوستش نداشته باشد به وی ستم نمی کند .
(مکارم الاخلاق . ج1 . ص446)
**************************************************************
حدیثی از امام باقر (ع) :
با کسی که از اخلاق و دینش رضایت دارید ازدواج کنید ، خودداری شما از وصلت با او باعث فتنه و فساد بزرگ در جامعه می شود .
(اصول کافی . ج5 . ص347)
**************************************************************
احادیثی از امام صادق (ع)
هر که از ترس تهیدستی ازدواج نکند ، به خدای متعال گمان بد برده است . خدای متعال می فرماید : « اگر تهیدست باشد خداوند از فضل خود توانگرشان می سازد » .
(نور الثقلین . ج3 . ص597)
**************************************************************
هر که مجردی را زن دهد ، از جمله کسانی است که خداوند در روز قیامت به او نظر می افکند .
(اصول کافی . ج5 . ص331)
*************************************************************
شومی و ناخجستگی زن ، زیاد بودن کابین او و نافرمانی از شوهرش می باشد .
(معانی الاخبار . ص152)
**************************************************************
احادیثی از امام رضا (ع) :
اگر در باره ازدواج و دامادی آیتی محکم و سنتی پیروی شده (از رسول خدا(ص)) هم نبود ، باز موضوع نیکی به خویشاوندان و مانوس شدن با بیگانه که خداوند در این امر قرار داده است ؛ انگیزه ای بود که خردمند صاحبدل به ازدواج رغبت کند و عاقل درست اندیش به آن بشتابد .
(مکارم الاخلاق . ص449)
**************************************************************
با کسی که اخلاقش بد است وصلت نکنید .
(وسائل الشیعه . ج5 . ص10)
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت




 

 

ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کساني که داخل شهرند سعي دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!
فرانکلين

 

* زندگي زناشويي مثل تاتر است: مردم صحنه زيبا و آراسته آن را مي بينند درحالي که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ريخته و پرماجراي آن سر و کار دارند.

فرانسيس بيکن

 

* تا قبل از ازدواج فقط مرگ مي تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقريبا هرچيزي مي تواند سبب جدايي آنان شود!

سامرست موام

 

* ازدواج با يک زن مثل خريدن کالايي است که مدت ها مشتاقانه از پشت ويترين تماشايش کرده ايد اما وقتي به خانه مي رسيد از خريدنش پشيمان مي شويد..

جين کر

 

* ازدواج براي کساني که تصور مي کنند صبح روز بعد از آن ، آدم ديگري مي شوند موضوعي نااميدکننده است.

ساموئل راجرز

 

* مجردان بيشتر از متاهلين درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج مي کردند!

اچ.ال.منکن

 

*مرد با ازدواج روي گذشته اش خط مي کشد ولي زن بايد روي آينده خود خط بکشد.

سينکلر لوييس

 

* قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هايي مي انديشد که شما گفته ايد اما بعد از ازدواج ، مرد قبل از اين که شما حرف بزنيد به خواب مي رود!

هلن رولان

 

* زنان با اين آرزو با مردان ازدواج مي کنند که مردان تغيير کنند… که نمي کنند. مردان با اين آرزو با زنان ازدواج مي کنند که زنان تغيير نکنند… که مي کنند!

 

* خيلي بامزه است: هنگامي که زنان از ازدواج خود داري مي کنند اسمش را مي گذاريم عشق به استقلال اجتماعي اما وقتي مردان از ازدواج خودداري مي کنند به آن مي گوييم ترس از مسووليت اجتماعي!

وارن فارل

 

* اگر مي خواهي براي يک روز معذب باشي مهمان دعوت کن. اگر مي خواهي يک سال عذاب بکشي پرنده نگه دار واگر مي خواهي مادام العمر در عذاب باشي ازدواج کن!

” ضرب المثل چيني

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت




از زندگی لذت ببرید 

به نظر من خیلی به خودتان سخت نگیرید که مثلا فلان چیز را بخورم یا آن چیز را نخورم که برای سلامتی‌ام بد است. قصد بدآموزی ندارم، اما سعی کنید از زندگی‌ لذت ببرید. اصلا به خودتان فشار نیاورید که فلان چیز را یاد بگیریم یا فلان تمرین را انجام دهیم و این‌ها برای حافظه‌ام خوب است، چون خیلی فرقی ندارد. اگر قرار باشد شما آلزایمر یا همان فراموشی بگیرید، می‌گیرید. حتی اگر مارکز هم باشید این اتفاق برایتان می‌افتد. حتی اگر هر روز با کلمه سروکله بزنید، می‌توانید دچار آلزایمر شوید. حتی اگر برای پیدا کردن کلمه مورد نظرتان، روزی ۱۰ ساعت هم فکر کنید، دچار این بیماری می‌شوید.

 

این‌ها را نمی‌نویسم که به زندگی بدبین شوید. می‌خواهم نگران آینده نباشید و از همین لحظه استفاده کنید. و البته جدول حل کنید، زبان خارجی جدید یاد بگیرید و هر کار دیگری که باعث می‌شود تا آلزایمر نگیرید. اما اگر دچار این بیماری هم شدید تعجب نکنید. این نکته را هم اضافه کنم که اگر می‌خواهید پولدار شوید، با مارکز شرط‌بندی کنید. فراموشی به درد پولدارشدن اطرافیان می‌خورد.

 

همه چیز لحظه‌ای اتفاق می‌افتد که به درد نمی‌خورد

 

هیچ وقت یادم نمی‌رود که یکی از اقوام ما با کلی دردسر و بیچارگی یک خانه برای خودش خرید تا بعد از سال‌ها اجاره‌نشینی کمی خیالش راحت باشد. اما درست فردای همان روزی که اسباب‌کشی کرد به خانه جدید، سکته کرد و نیمی از بدنش فلج شد.

 

حالا بیچاره، روی سنگ‌های مرمری که با کلی آرزو گذاشته بود روی پله، نمی‌توانست راه برود. بدنش را روی زمین می‌کشید و به خودش و زمین و زمان فحش می‌داد.

 

البته قضیه مارکز فرق می‌کند. درست است که او بعد از گرفتن جایزه نوبل، به نان و نوایی رسید و به اصطلاح پولش از پارو بالا رفت، اما قبل از آن هم آن‌قدرها به خودش بد نمی‌گذراند. سعی می‌کرد خوش باشد و از زندگی لذت ببرد. رفیق‌بازی می‌کرد و خوش می‌گذراند. بعد هم که نوبل گرفت، آن‌قد‌ها پیر نبود. می‌دانست با پولش می‌تواند چه کند و البته مثل همه اهالی آمریکای جنوبی، رسم به […] دادن پول را خوب بلد بود. در نتیجه کلا بهش بد نگذشته بود.

 

اما این روزها وضعیت فرق می‌کند. یکی از خواننده‌های مشهور که جنسش هم با نویسنده فرق می‌کند، کلی تحویلش گرفته بود. گفته بود افتخار می‌کند که پیش نویسنده محبوب هم‌وطنش ایستاده و عکس گرفته است. از بقیه مسائل چیز چندانی نمی‌دانیم. به هر حال مارکز این روزها ۸۴ سال دارد.

 

کم نیست‌ها. حالا فکر کنید در این شرایط، شما یادت می‌رود که با چه کسی عکس گرفته‌ای و چه کسی آمده پیشت. اصلا خوب نیست. حال من که یک میلیون کیلومتر این‌طرف این مطلب را می‌نویسم، گرفته می‌شود… او که البته یادش نیست. شاید مثلا. شاید هم خودش را زده به فراموشی… پیش می‌آید گاهی. نکند شما هم خودتان را زده‌اید به فراموشی؟

 

عادات روزانه نویسنده‌ای که دچار آلزایمر شد

 

گارسیا مارکز با مو‌های مجعد و قدی کوتاه، یک لباس کار آبی‌رنگ زیپ‌دار به تن دارد. ظاهرا این لباسی است که گابو برای نویسندگی هنگام صبح تن می‌کند. اتاق کار مارکز در واقع یک خانه ویلایی جداگانه است که با وسایل تهویه مخصوص تجهیز شده. مارکز هنوز نتوانسته خودش را با سرمای صبحگاهی مکزیکوسیتی وفق دهد. علاوه بر این، هزاران صفحه موسیقی، دایره‌المعارف‌های مختلف و دیگر کتاب‌های مرجع، تابلو‌های نقاشی از نقاشان آمریکای لاتین و یک مکعب روبیک روی میز عسلی، توجه آدم را به خود جلب می‌کنند.

 

اثاثیه باقی‌مانده شامل یک میز تحریر و صندلی ساده است و یک کاناپه و یک صندلی راحتی که با هم ست هستند. گارسیا مارکز با وجود شهرت جهانی‌اش، هم‌چنان آدمی ‌متواضع و فروتن است و هیچ‌گونه ادا و اطوار غیرعادی از خودش در نمی‌آورد که این جای تحسین دارد. واقعا خیلی انگیزه می‌خواهد که آدم جایزه میلیونی نوبل را بگیرد و بعد هم به نوشتن ادامه دهد.

 

مارکز در بین کشورهای آمریکای لاتین با نام «گابو» مشهور است و پس از درگیری با رئیس دولت کلمبیا در مکزیک زندگی می‌کند. مردم کلمبیا در سال ۲۰۰۰ با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا توسط مارکز بودند که او نپذیرفت، اما وقتی شکیرا درخواست ملاقات کرد، مارکز با خنده گفت: هم‌وطن بودن، این جور مسائل را هم دارد دیگر.» و شکیرا به دیدن او رفت.

 

این خواننده کلمبیایی همیشه آرزو داشت که دیداری با مارکز داشته باشد. اجرت با سلینجر مارکز جان. البته این‌ها مال زمانی بود که او آلزایمر نداشت یا خودش را نزده بود به آلزایمر.

 

نویسنده عاشق بیتل‌ها بوده است

 

چند وقت قبل کتابی از مارکز در ایران منتشر شد که شاید خود نویسنده هم چنین کتابی را تا حالا ندیده باشد: «یادداشت‌های پنج ساله» نه این‌که نوشته‌ها نوشته مارکز نباشد. این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌های روزنامه‌نگارانه نویسنده است. و چه خواندنی و جذاب. شما کافی است کتاب را بگیرید دستتان و تا ته بخوانید.

 

کتاب را فرزانه به فارسی ترجمه کرده؛ همان مترجمی که یکی از بهترین ترجمه‌های کتاب «صد سال تنهایی» هم از آن اوست. واقعا دستش درد نکند. منبع او هر کجا بوده، متنی ناب را در مقابل ما گذاشته، متن‌هایی که مثل عسل آب می‌شوند و پایین می‌روند.

 

مارکز در این کتاب تقریبا از همه چیز حرف زده، از نویسنده‌ای همچون بورخس تا علاقه‌اش به گروه بیتلز و جان لنون. او حتی مقاله‌ای هم در مورد محمدرضا پهلوی نوشته. این‌که هنری کسنجر باعث شده تا همه چیز خراب شود. در مورد گراهام گرین نوشته و یک نکته جالب‌تر. مارکز همیشه دوست داشته تا مصاحبه‌های کمتری انجام دهد. اما وقتی دوست روزنامه‌نگاری به او مراجعه می‌کرده، چون خودش هم روزنامه‌نگار بوده، بی‌خیال قول و قرار قبلی، مصاحبه را می‌زده توی رگ: «من؟ مصاحبه؟ اصلا.»

 

وقتی مارکز ۱۸ ساله از عشق حرف می‌زند، چه کسی گوش شنوا دارد؟

 

گارسیا مارکز پیش از آن که در ۱۸ سالگی زادگاه خود را برای رفتن به دانشگاه‌ ترک کند، با دختر ۱۳‌ساله‌ای به نام مرسده بارچا پاردو آشنا شد و گفت او جالب‌ترین زنی بوده که در تمام عمرش دیده است. او با شور و عشق به مرسده پیشنهاد ازدواج داد. مرسده در ۱۳ سالگی می‌دانست که می‌خواهد درس و مدرسه‌اش را به پایان برساند.

 

او به پیشنهاد ازدواج گارسیا مارکز جواب رد داد. هرچند این دو ۱۴ سال بعد با هم ازدواج کردند، ولی عشق آن‌ها یک عمر طول کشید و پیوند زناشویی‌شان برای گارسیا مارکز یک نیروی پیش‌برنده و انگیزه‌بخش شد. مرسده منبع الهام و قهرمان مارکز است.

 

این دو به یکدیگر اطمینان متقابل داشتند. وقتی مارکز در پی یک سفر با اخراج از دانشکده حقوق مواجه شد، مرسده در ۲۷ سالگی صبورانه منتظر او ماند تا این که گارسیا نزد او بازگشت.

 

چه کسی گفت که مارکز به ایران می‌آید؟

 

در نخستین روزهای زمستان ۸۵، در آن روزهایی که هوای تهران شباهت زیادی به مکزیکو سیتی پیدا کرده بود، شایعه کردند که مارکز قرار است به ایران بیاید. حتی زمان سفر او را هم مشخص کرده بودند؛ نیمه دوم فرودین ۸۶٫ خبرگزاری‌ها هم از طرف سفارت کلمبیا اعلام کردند که مارکز حتما می‌آید. حتی به همین دلیل یک جشنواره تصویرگری «صد سال تنهایی» هم راه انداختند.

 

می‌گفتند که گابریل گارسیا مارکز قصد دارد در سفر به ایران با برخی از دولتمردان و شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی کشور دیدار و گفت‌وگو کند و هم‌چنین با حضور در یکی از تالارهای شهر در جمع علاقه‌مندانش حضور یابد و سخنرانی کند که این گفته‌ها تا حدود زیادی در شهر هم پیچید.

 

اما مارکز دست‌کم تا زمان نوشته‌شدن این مطلب به ایران نیامده است. و البته به قول جواد خیابانی، این نکته چیزی از ارزش‌های مارکز را کم نمی‌کند، هر چند که زمان به تندی برای ما و به کندی برای آقای نویسنده پیش می‌رود.

 

اما چند وقت بعد سفارت کلمبیا اعلام کرد ممکن است به دلیل کهولت سن مارکز این سفر لغو شود. گفتند که مارکز نویسنده‌ای کهن‌سال و پیر است و انجام این سفر که در حدود ۲۰ ساعت به طول می‌انجامد، برای او دشوار است. به هر حال مارکز به ایران نیامد تا سخنرانی کند.

 

پیش از آن‌که دیر شود، این جملات مارکزی را بخوانید:

 

در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند و گاهی اوقات پدران هم.

 

در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

 

در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.

 

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

 

در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.

 

در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم، دوست داشته باشیم.

 

در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.

 

در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن اوست.

 

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیم‌های کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیم‌های بزرگ را با قلب.

 

در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد، اما بدون ایثار هرگز نمی‌توان عشق ورزید.

 

در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آن‌چه لازم است، آن‌چه را نیز که میل دارد بخورد.

 

در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مسئله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی‌کردن با کارت‌های بد است.

 

در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد و کمال خود ادامه می‌دهد و به محض آن‌که گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

 

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگ‌ترین لذت دنیاست.

 

در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.

 

گابریل گارسیا مارکز از آلزایمر رنج می‌برد

 

رسانه‌های بین‌المللی متعددی اخیرا سلامت گابریل گارسیا مارکز نویسنده برنده جایزه نوبل از کلمبیا را زیر سوال برده‌اند. سلامت این نویسنده برجسته به طرز معنی‌داری به خطر افتاده است.

 

جالب است بدانید که به گفته رامورس این نویسنده برجسته از بیماری آلزایمر در رنج است و دیگر از روی صدای افراد نمی‌تواند به هویت آن‌ها پی ببرد. در عین حال آپولیوس پیلینیو مندوسا یکی از دوستان نزدیک مارکز و همکار او در نوشتن «بوی گوآوا» به یکی از رسانه‌ها گفت مارکز دیگر دوستانش را تشخیص نمی‌دهد. به گفته او مارکز چیزهایی را که درباره مسائل بدیهی است فراموش می‌کند و آن وقت به جای آن چیزهایی را که به ۳۰ یا ۴۰ سال پیش بازمی‌گردد، به خاطر دارد. او هم‌چنین گفت یکی از پسرهای مارکز به او گفته است که این نویسنده نمی‌تواند با شنیدن صدای افراد متوجه شود که با چه کسی در حال صحبت‌کردن است. از سال ۲۰۰۷ مارکز از حضور در مجامع عمومی خودداری کرده و همین موجب شده است تا موجی از شایعات درباره بیماری آلزایمر درباره او به وجود آید. گابریل گارسیا مارکز نویسنده برجسته کلمبیایی متولد سال ۱۹۲۷ است و در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل را برای رمان «صد سال تنهایی» از آن خود کرد.

 برگرفته از اپلیکیشن آندروید ازدواج

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت




کمبود آموزش‌های پیش از ازدواج دانشجویی :

 

مشاوره‌های دانشجویی بیشتر مشاوره‌های پیش از ازدواج است. درباره نکات و فاکتورهای پیش از ازدواج صحبت می‌کنیم. اغلب مشکلاتی هم که بعدها در دوران ازدواج ایجاد می‌شوند، به علت رعایت‌نکردن نکات پیش از ازدواج است. بعضی از شناخت‌ها در دوران دانشجویی و محیط دانشگاه به دست نمی‌آیند و یکی از مهم‌ترین آنها، آشنایی طرفین با ابعاد فرهنگی خانواده یکدیگر است. دختر و پسری که یکی شهرستانی و دیگری تهرانی است، مطمئنا از لحاظ فرهنگی و خانوادگی تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. اما چون در آستانه جوانی هستند و تحت تاثیر احساساتشان، به این مسائل و اختلافات توجهی نمی‌کنند. همین تفاوت‌ها (هر چند کوچک) می‌توانند مشکلات بسیاری را در رابطه زوجین با یکدیگر و خانواده‌هایشان ایجاد کنند. مثلا این‌که دختری می‌گوید نمی‌تواند با مادر همسرش ارتباط برقرار کند. و این به خاطر همان فاصله‌ها و تفاوت‌های قومی است که دختر و پسر به خاطر علاقه و بعضا وابستگی‌هایی که به یکدیگر پیدا کرده‌اند به آن توجه نمی‌کنند.

 

بعضی دیگر از دلایل طلاق عمومیت دارند و فقط مختص دانشجویان نیست، مثل اعتیاد، شکاکی و دخالت‌های نابجای والدین. یکی از مهم‌ترین علل طلاق، کمبود آموزش‌های پیش از ازدواج است. آموزش‌های پیش از ازدواج بسیار مهم هستند، چرا که بسیاری از مشکلات باید قبل از ازدواج حل شوند و بعد از ازدواج دیگر دیر است. در کشور ما برای ازدواج که امری بسیار مهم است، آموزش کافی وجود ندارد. در مدارس، درس دینی تدریس می‌شود، اما آموزش ازدواج نداریم. خانواده‌ها هم اغلب این بحث‌ها را با فرزندانشان مطرح نمی‌کنند و همه را به دوران دانشگاه موکول می‌کنند. از مهم‌ترین اشکالات ازدواج در دوران دانشجویی احساسی بودن آن است. سن دانشگاه، سنی است که دختران و پسران احساساتشان مثل ابر بهار پربارش و زیاد است. دختر و پسری که مدت‌ها از هم جدا بوده‌اند و پیش از دانشگاه هم آموزشی درباره روابط درست با یکدیگر ندیده‌اند، ممکن است تحت تاثیر احساساتشان بدون آگاهی و اطلاعات تصمیمات نادرستی بگیرند.

 

 ما در عصر اطلاعات هستیم و باید به دختران و پسران کمک کنیم تا یکدیگر را بهتر و بیشتر بشناسند و با شیوه‌های تعامل پیش از ازدواج آشنا شوند. بدون آگاهی و آموزش، دختر و پسر روابط نادرستی با یکدیگر برقرار می‌کنند که در نهایت موجب بروز آسیب روحی در هر دو طرف می‌شود. در مواجهه با این آسیب‌ها، پیش‌گیری بهترین راه است. در دانشگاه باید جلسه‌های هم‌اندیشی و گردهمایی‌هایی برگزار شوند که در آن دختران و پسران با یکدیگر به گفت‌وگو بنشینند تا به شناخت بهتری از یکدیگر برسند.

 

نظر جامعه‌شناس

 

همه دلایلی که مطرح شده می‌تواند یکی از مواردی باشد که منجر به طلاق شده. در هر شهر، منطقه و موقعیت اجتماعی که فرد در آن زندگی می‌کند، یکی از این مشکلات زندگی را از هم می‌پاشد. اعتیاد، بی‌کاری، دلسردی همسر و… هریک باتوجه به موقعیت زوج قوت و ضعف دارند. اما مشکل اصلی به جایی برمی‌گردد که جوانان بدون در نظر گرفتن شرایط خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی طرفین تصمیم گرفته‌اند و توجهی به مخالفت‌های بجا و نکته‌بینی خانواده‌ها نداشته و برای ازدواج خودسرانه اقدام می‌کنند و هرچقدر هم که می‌دانند دلایل کافی برای منتفی شدن ماجرا هست، اما یقین ندارند و یا شاید هم نمی‌خواهند باور کنند. البته دلایل طلاق در طبقات مختلف اجتماعی و فرهنگی متنوع است و نیاز به یک کار کارشناسی دقیق هست. اما معمولا در قشرهای با شرایط اقتصادی نامطلوب اعتیاد و بی‌کاری همسران حرف اول را در علت طلاق می‌زند. عدم توافق طرفین یا همان طلاق توافقی هم ریشه‌اش می‌رسد به همین بی‌کاری و اعتیاد. در بسیاری موارد شنیده شده که مهم‌ترین علت را عدم رضایت جنسی همسران عنوان کرده‌اند که چنین چیزی نیست. نه آن‌که این مسئله موجب طلاق نشده و اهمیتی ندارد، اما علت بیشتر طلاق‌هایی که اتفاق می‌افتند، چیز دیگری است. معضل اصلی امروزه این است که همان‌طور که بررسی‌های قبل از ازدواج آن‌قدر سطحی است که همه چیز سریع اتفاق می‌افتد و زندگی‌ها تشکیل می‌شود، بدون این‌که اندکی تامل و توجه بشود به ملزومات یک زندگی مشترک و پایه‌هایی که می‌تواند زندگی را محکم کند. همین سرعت در تصمیم‌گیری‌ها، انتخاب طلاق را که باید آخرین راه‌حل باشد، عجولانه کرده. شاید از اول تصمیم به ازدواج اشتباه بوده، اما طلاق هم نباید اولین حکم برای حل مسئله باشد.

 

نگاهی به دنیای ازدواج‌های دانشجویی

 

ترم‌های اول دانشگاه، روزهای شناخت و ارزیابی است. دانشجوها، چه آن‌هایی که به قول خودمان تیریپ ازدواج هستند و چه نه، در حال شناخت یکدیگر و سبک و سنگین کردن فضا هستند. از ترم ۳ و ۴ به بعد است که فازهای مختلف رابطه آغاز می‌شوند: دوستی، نامزدی، ازدواج و…. البته در این میان هستند کسانی که آتش تندی دارند و در همان سال اول کلی ماجراسازی می‌کنند و برای خودشان اسم و رسمی به هم می‌زنند! ازدواج دانشجویی از آن نوع ازدواج‌هاست که برای بسیاری از جوانان و خانواده‌ها مطلوب و موجه است. آن‌چه نگران‌کننده است، تفاوت‌هایی فراتر از تفاوت‌های فردی است؛ تفاوت‌های قومی و فرهنگی که مسبب طلاق بسیاری از زوج‌های دانشجو بوده است. در دانشگاه به‌خصوص دانشگاه‌های دولتی، دانشجوهایی از قشرها، شهرها و روستاهای ایران دور هم هستند. این مشکل از آن مشکل‌هاست که در دوران دانشجویی خودش را نشان نمی‌دهد و بعد از ازدواج دردسرساز می‌شود. برخی می‌گویند ازدواج در دوران دانشجویی راهی برای رسیدن به آرامش روحی و قرار گرفتن در مسیری درست برای رسیدن به نیازهای جنسی است. چرا که در این سن و سال جوانان در اوج شوق و ذوق به سر می‌برند و اگر ازدواج نکنند ممکن است به راه‌های نادرستی کشیده شوند. البته اگر جوانان ندانند و یاد نگیرند که ازدواج موضوعی است فراتر از یک برطرف کننده نیاز جنسی، ممکن است دست به انتخاب‌های نادرست بزنند، چون انتخاب‌های این دوران بیشتر رنگ و بوی احساسی دارند و در مواردی آن‌قدر این احساسات قوی و ریشه‌دار است که مخالفت‌های خانواده به گوش هیچ کدامشان نمی‌رود.

 

پول خودت یا جیب بابا؟

 

از دیگر چالش‌های مهم که در اوایل ارتباط زیاد به چشم دختر و پسر نمی‌آید، مسائل مالی است. کم پیش می‌آید که دختر و پسر دانشجو برای تشکیل زندگی مشترک بتوانند از جیب خودشان مایه بگذارند و اغلب نیازمند حمایت خانواده‌هایشان هستند. دست خانواده‌ها درد نکند، اما در مواردی این حمایت‌های مالی باعث می‌شود که آنها به خود اجازه بدهند در مسائل خصوصی دختر و پسر دخالت کنند و باقی قضایا!

 

افت تحصیلی یا پیشرفت؟

 

بر سر این نکته بحث زیاد است و افراد نظرات متفاوتی دارند. بعضی می‌گویند ازدواج در این دوران آن‌قدر مشغله ایجاد می‌کند که دختر و پسر را از درس می‌اندازد و باعث افت تحصیلی می‌شود. اما برخی دیگر پیرو همان ماجرای رسیدن به آرامش و… معتقدند افت تحصیلی که هیچ، هم انگیزه ادامه تحصیل بالا می‌رود و هم دختر و پسر در درسشان پیشرفت می‌کنند. بر سر راه تمامی ازدواج‌ها، در هر سنی و از هر نوعی، مشکل و مانع زیاد است. آن‌چه مهم است، توجه ما به تمامی جوانب، برخورد درست با احساسات و گرفتن مشاوره از اهلش است. بله، مشاوره. خجالت ندارد که! پرسیدن که عیب نیست، ندانستن عیب است!

 

طلاق به سبک خارجی

 

همه طلاق‌ها به اشک وآه ختم نمی‌شوند. چند سالی است که در ژاپن مراسم طلاق باب شده و زوج‌ها قبل از طلاق می‌توانند با دعوت دوستان و آشنایان ضمن در جریان گذاشتنشان سوری به پا کنند و طی مراسمی با لباس‌ها و آیین خاص جشن بگیرند. در این مراسم به جای ردوبدل‌کردن حلقه عروس و داماد سابق حلقه‌ها را روی میز مخصوص می‌گذارند و با کمک همدیگر چکش را روی حلقه می‌کوبند تا له شود! این کار لذتی به آنها می‌دهد که ارزش پرداخت هزینه جشن را دارد. بعد هم راضی از هم جدا می‌شوند. اگرچه جشن طلاق در ژاپن مد شده و آمار طلاق در این کشور بالاست (۳۰درصد ازدواج‌ها به بن‌بست می‌رسد)، اما اوضاع ژاپن نسبت به خیلی از کشورها بهتر است. سوئدی‌ها با رکورد ۶۴ درصدی در صدر جدول قرار دارند. آمریکا با ۴۹ درصد و کانادا با ۴۵درصد طلاق در مکان‌های بعدی قرار گرفتند. ایران در پایین‌های جدول نزدیک چین و آذربایجان قرار دارد. بیخود بادی به غبغب ندهید، چون آمار ازدواج هم پایین آمده و تازه از هر ۸ ازدواج یکی به طلاق ختم می‌شود. آمار طلاق در کشورهای اروپایی و آمریکا بیشتر است، چون مراحل طلاق در این کشورها کوتاه‌تر و ساده‌تر است. حالا مدل جدید طلاق در کانادا، آمریکا و خیلی از کشورهای اروپایی طلاق به صورت آنلاین است. زن یا شوهر از طریق اینترنت برای طلاق اقدام می‌کنند و ظرف ۱۰ روز از هم جدا می‌شوند. حتی اگر سر حضانت فرزند و تقسیم اموال به توافق رسیده باشند، یک ساعته کار را تمام می‌کنند.

 

بن‌بست زندگی مشترک می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد. برخلاف نظر برخی که فکر می‌کنند اگر زن‌ها دانشگاه بروند و تحصیل کنند بنیان خانواده سست می‌شود، طلاق در میان زوج‌های تحصیل‌کرده به مراتب کمتر از کسانی است که تحصیلات چندانی ندارند. طلاق در میان زوج‌هایی که از طریق سایت‌های همسریابی آشنا شده‌اند، بیشتر است و در میان کسانی که همسر خود را در دانشگاه یا محل کار انتخاب کرده‌اند کمترین است. پس اگر دانشجو هستید، چشمتان را باز کنید و زودتر دست به کار شوید. البته دستپاچه نشوید، چون بیشترین آمار طلاق در سنین ۲۰ تا ۲۴ سالگی اتفاق می‌افتد، یعنی اگر انتخابی از روی عجله انجام دهید، خیلی زود چوبش را خواهید خورد. پول، خیانت، اعتیاد، مشکلات جنسی، نازایی، مسئولیت‌پذیر‌نبودن و فقدان رابطه متقابل بزرگ‌ترین دشمنان یک زندگی زناشویی هستند و وقتی کار به اینجا می‌کشد، طرفین خیلی شیک تصمیم می‌گیرند از هم جدا شوند. نه نیازی به گیس‌کندن است و نه نیازی به قشون‌کشی. شاید این یکی از نشانه‌های زندگی مدرن باشد. جایی که یک زن وشوهر روبه‌روی هم می‌نشینند و تصمیم می‌گیرند یا مشکلاتشان را حل کنند یا بدون دعوا و توافقی جدا شوند. به شرط این‌که بحث تقسیم اموال به میان نیاید، در آن صورت احتمال دارد احترام متقابل به فراموشی سپرده شود.

 

 برگرفته از اپلیکیشن آندروید ازدواج

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت




اگر بخواهیم تعریف درستی از ازدواج ارائه دهیم باید بگوییم ازدواج باید دارای چهار خصلت باشد

۱) ارتباط جسمانی

۲) تخالف جنسی

۳) پایایی

۴) قرار داد اجتماعی.

ازدواج در زمره پیچیده ترین روابط انسانی است و به درستی می توان گفت هر یک از روابط انسانی دارای ابعاد وسیع و متعددی همانند ازدواج نیست. پدیده ازدواج و زناشویی آنقدر مهم است که قرآن کریم در چندین سوره بر آن تاکید کرده و پیامبر اکرم «ص» نصف دین را در ازدواج می داند. و حتی آیین کاتولیسم رابطه زناشویی را گسست ناپذیر می داند و افلاطون معتقد است برای اینکه یک جمهوری خوب سازمان یابد، باید قوانین اصلی آن جامعه قوانینی باشد که زناشویی را سازمان می دهند.

مذاهب و دولت ها سعی کرده اند باایجاد ممنوعیت ها، محدودیت ها و مشکلات از افزایش و آسیب های پدیده طلاق در حد امکان بکاهند. ولی چه عواملی ممکن است پدیده ازدواج را به طلاق منجر کند؟ و کدام شرایط و شیوه ها در همسر گزینی باید انتخاب کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم.

افراد مایلند همسری برگزینند که بیشتر همسان شان باشد تا ناهمسا نشان ، همسانی یعنی داشتن وضعیت مشترک میان دو فرد که آنان را بسوی یکدیگر جذب می کند و پیوند وصلت آنها را استوارتر می سازد. و بهتر است بدانیم نا همسانی میان دو فرد سرچشمه کشمکشهای خانوادگی است و سنت مهمترین عاملی است که انسان را بسوی انتخاب همگونان خویش می راند و شالوده مستحکم ازدواج های کم و بیش همسان را قوام می بخشد.اما برای درک بیشتر باید انواع همسانی که در عصر ازدواج همگون، دخیل هستند برشمرد.

۱) همسان همسری بر مبنای ویژگیهای جغرافیایی:

در واقع امکان انتخاب به معنای امکان برخورد است و نزدیکی محل سکونت خود به منزله گونه ای مقدمه و زمینه ای برای وصلت است و تا برخورد صورت نگیرد انتخابی نیز در کار نیست.همجواری به عنوان یکی از اصول انتخاب این امکان را به شما می دهد که با فرد دلخواه خود که همسایه هستید وصلت کنید چرا که افراد ی که در یک محل زندگی می کنند در بسیاری از صفات و عادات همگون هستند، مثل دیدگاه مذهبی، فرهنگی و حتی اقتصادی.

۲) همسان همسری سنی:

همسانی سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم همسان همسری که در جامعه باختری از اهمیت والایی برخوردار است، دانست، نزدیکی محل سکونت و شباهت پاره ای ویژگی های فیزیکی مانند رنگ پوست و اندازه قد آن چنان کافی نیستند که دو فرد را به پیوند زناشویی وادارند، گو اینکه در این میان، متغیرهای دیگر نیز وجود دارند، اما نزدیکی سن یکی از بنیانی ترین آنهاست، چون انتظارات شیوه نگرش اشخاص در سنی مختلف فرق می کند، لذا تفاوت وسیع سنی با خود تفاوتهای وسیع فرهنگی و جهان بینی را به همراه خواهد آورد.

شاید بپرسید من تعداد زیادی افراد می شناسم که با وجود تفاوت سنی، زندگی بهتری را دارند. ولی بدانید شکاف سنی به تنهایی نمی تواند عامل مهم در هم گسیختگی باشد، همچنانکه یک میکروب «با شرایط سلامت بدن» نمی تواند ناقل بیماری باشد. خرسندی بیشتربرای اغلب زنان هنگامی حاصل می شود که با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال سالمند تر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی وجود دارد که میان صفر تا ده سال بزرگتر از همسرشان باشند چرا که برای عده ای از افراد زمینه تسلط را فراهم می آورد.

۳) همسان همسری از دیدگاه اجتماعی- تحصیلی:

مهمترین واقعه در امر همسرگزینی، گرایش آن بسوی وصلت های اجتماعی همسان است و این بدان معناست که ما خواهان ازدواج در طبقه خویشیم، این خواست با پاره ای معیارهای مبهم اما کاملا واقعی بیان می شود بسیاری از افراد بویژه در شهرک های کوچک، مایلند از درون گروه یا فامیل خود همسر گزینی کنند تا از برون، چرا که اگر ریشه اجتماعی زن و شوهر همگون باشد به همسانی در ایدئولوژی نیز می انجامد و این امر به سازگاری آنها می انجامد.

همگونی حرفه ای همسران مستلزم همتایی و تطابق سطح تحصیلات آنهاست. همسان همسری از نظر تحصیلی همه جا به نفع زن صورت می پذیرد بدین معنا که موجبات ارتقای زن را فراهم می سازد. تحصیلات همچون شاخصی در نوع فرهنگ و اندیشه جهان بینی انسانهاست پس شخصیت تحصیلی به معنای تشابه دیدگاه ها نیز هست.

۴) همسان همسری از نظر امور ذهنی و معنوی:

زن و شوهر می باید پیش از آنکه به یک سطح فرهنگی نزدیک نه حتی همگون نائل شوند، هر دو از سطح هوشی همانند برخوردار باشند سپس می توان پنداشت که از نظر هوشی همسرگزینی اجتماعی و فرهنگی در درون خود مستلزم همگونی همسران است، زنانی که شوهران خود را کم هوش تر از خویش می دانند، خوشبختی بی رمق تر و بی جان تری از دیگران احساس می کنند و نیز خوشبختی مردان هنگامی کاملاً تحقق خواهد یافت که همسران خود را از نظر هوشی با خود برابر بیابند و لازم به ذکر است تمایز وسیع هوشی میان زوجین تمایز رفتار استدلال، حتی عقاید را موجب خواهد شد.

مذهب یکی از مهم ترین جلوه های لطیف ذهن انسان است که از سرچشمه های معنوی و الهی تغذیه می کنند؛ زناشویی میان زن و مردی که مذاهب مختلف و حتی اختلافاتی در یک مذهب دارند، به دشواری هایی شخصی و خانوادگی گوناگون می انجامد و حتی با اراده استوار نمی توان از آنها پرهیز کرد، زیرا باورهای مذهبی همیشه و در همه جا سرچشمه بنیادین تلقیات جمعی بوده اند و البته این تلقیات خود نمودار و نمایشگر اخلاقیات یک قوم درباره زن و مرد است.

۵- همسان همسری بر مبنای منشها: هر یک از همسران برای آن که نیک بخت و سازگار باشند باید به نوبه خود در حل مسائل زندگی به نوعی تبادل و تکمیل متقابل اهتمام ورزند، هر کس در پی ارضای پاره ای از این نیازهای شخصی است و همین نیازهای ارضا نشده هستند که فرد را به سوی انتخاب همسری می رانند که به سبب دارا بودن خصائل شخصی متفاوت، قابلیت برآورده ساختن، نیازهای وی را داشته باشد.

بسیاری از صاحب نظران به لحاظ متفاوت بودن منش ها و زوج ها تأکید می کنند، آنها معتقدند یک فرد درون گرا بهتر می تواند با یک فرد برون گرا زندگی کند.

فرض کنید هر دو زوج درون گرا بوده و در کنار هم نشستند چه اتفاقی می افتد هیچ کدام از آنها حرف نزده و خانه به محلی سرد و ساکت تبدیل می شود.

 

منبع: کتاب ازدواج

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت




: آیـا مـا در دورانـی زنـدگی نـمی کنـیـم کـه باید به مادرهای مجردی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم هـایـی که مـقـامـات شــغلی بالایی را از آن خود کرده اند، تـبـریک بـگویــیم؟

از آنجایی که جنس مونث پیشرفت های چـشمگیری داشته عده ای از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر جنبه های زنـدگی پـرتـکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همه چیز را هدایت کنند.

شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشان بیـنـدازیـد امـا بـایـد قــبول کنیم که تعداد آنها محدود است.

علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت مردهاست که دست به کار شوند.

● کیش و مات

چرا خانم ها اگر قرار باشد، ۱۰ سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن “پیشرفت” نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟

زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون را پیشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاری آنها روند. چنین کارهایی همیشه جزء وظایف مردها بوده است.

در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند.

● درست مثل یک امتحان

با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی است؟ شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند. این روش ها چه کار کنند یا نه باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند.

خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند. اگر مردی در رستوران به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به ۱۰۰۱ دلیل مختلف خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه.

مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی داشته باشد.

اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم خانم پیش قدم خواهد شد.

● مردهای قابل تحسین

مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید.

مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند.

این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه دارید.

خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی نکنند.

گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند.

در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در حال تعقیب کردنشان هستید.

به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند. شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند….. خوب شاید این آخری یک کمی زیاده روی باشد!

خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که برای ازدواج در نظر دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر .

منبع: کتاب ازدواج

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت




از زمان های خیلی دور همواره این سؤال بین روانشناسان خانواده مطرح بوده است كه آیا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق می شود یا تفاوت ها؟

پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد كه با ثبات ترین ازدواج ها آنهایی هستند كه زن و شوهر بیشترین شباهتها را با هم داشته اند. استفن وایت معتقد است: «با توجه به بررسی های بالینی، شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین كننده ای دارد.» میزان بی ثباتی و طلاق در زوجهای به هم شبیه، كمتر مشاهده می شود. با توجه به نتایج به دست آمده، نداشتن شباهت با بی ثباتی و طلاق همراه است.

بعضی از روانشناسان شباهت های موجود بین زوجین را در حكم سپرده بانكی تلقی می كنند و اشاره می كنند اگر میزان سپرده بانكی شما رقم بزرگی باشد و میزان بدهی بانكی شما كم باشد در آن صورت در مقابل نوسان های اقتصادی بهتر می توانید مقاومت كنید و به نحو احسن می توانید احساس امنیت نمایید، ولی اگر میزان بدهی های شما نسبت به سپرده بانكی كم باشد به همان نسبت احتمال اینكه دچار مشكل شوید زیاد خواهد بود.

این تشابه نشان می دهد كه هر قدر تشابه بین زوجین بیشتر باشد به همان نسبت ازدواج آنان از استحكام و دوام بیشتری برخوردار خواهد بود و هر قدر تفاوت آنها بیشتر باشد به همان نسبت احتمال اینكه دچار بحران شوند زیاد خواهد شد، سؤالی كه در اینجا مطرح می شود این است كه وجود كدام یك از تشابهات مطلقاً برای ازدواج لازم هستند؟

هوش: اگر هوش زن و شوهر به یك اندازه باشد رابطه زناشویی با گرفتاری كمتری روبه رو می شود. توجه داشته باشید كه «تحصیلات» ملاك نظر نیست چرا كه بعضی از اشخاص بسیار باهوش، به هر دلیل ممكن است به كالج و دانشگاه راه پیدا نكنند. منظور این است كه زن و شوهر به لحاظ بهره هوشی باید در یك ردیف قرار داشته باشند، باید بتوانند اشیاء و امور را به یك شكل ببینند و درباره آنها به یك شكل صحبت كنند.

اگر یكی از طرفین ازدواج اغلب گمان می كند كه همسرش متوجه منظور او نشده است، شرایط خوشایندی بین آنها برقرار نمی شود. بررسی های به عمل آمده نیز نشان می دهند، اگر بهره هوشی زن و شوهر در یك ردیف یا نزدیك به هم باشد ثبات ازدواج بیشتر می شود.

ارزش ها: لازم است كه زن و شوهر درباره بسیاری از ارزشها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است كه زن و شوهر درباره معنویات و یا زندگی خانوادگی اختلاف نداشته باشند. اگر در این زمینه ها وحدت نظری وجود نداشته باشد، بروز اصطكاك میان آنها حتمی است.

علایق: اگر زن و شوهر در بسیاری از زمینه ها علایق مشترك داشته باشند، زندگی به كامشان شیرین می شود. در این میان هر چه تنوع علایق مشترك بیشتر باشد بهتر است.

توقع از نظامات خانوادگی: زن و شوهر بایستی درباره وظایف و مسئولیتهای یكدیگر در رابطه زناشویی وحدت نظر داشته باشند. طرز فكر افراد در این زمینه كلاً به دو نوع تقسیم می شود. بعضی از افراد در مورد وظایف و مسئولیت های زن و شوهر به طور سنتی فكر می كنند، بدین معنا كه مدیریت داخلی منزل به عهده زن است و مرد نیز به عنوان مدیر بیرونی منزل، یا نان آور خانواده تلقی می شود.

فردی كه در این زمینه به طور سنتی فكر می كند باید با فردی ازدواج كند كه با او همفكر است. اما در حال حاضر كه نقش های زن و مرد دستخوش تغییرات زیادی شده است، عده ای معتقد به تساوی حقوق بین زن و مرد هستند و وظایف و مسئولیتهای مشابهی نیز برای آنان قائل می شوند. افرادی كه این اعتقاد را دارند باید با همفكران خود ازدواج كنند. سؤال دیگری كه مطرح می شود این است: تفاوتهای مسئله ساز كدام ها هستند؟ یا به عبارت دیگر، چه تفاوتهایی می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی آسیب برسانند؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت وجود اختلافاتی كه می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزنند عبارتند از:

▪میزان انرژی: وقتی یكی از طرفین ازدواج پر انرژی باشد و در مقابل همسر او كم انرژی، اینان با مشكلات عدیده ای برخورد می كنند. اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلف خود نمایان می شود كه از جمله می توان به معاشرتهای اجتماعی، فعالیتهای مذهبی و غیره اشاره كرد.

در انجام فعالیتهای مربوط به خانه نیز سطح انرژی میان زن و شوهر اغلب مسئله ساز می شود، مثلاً ممكن است زن بخواهد كارهایی را در روزهای تعطیل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهر علاقه مند به این باشد كه روبه روی تلویزیون بنشیند و یا روزنامه بخواند.

▪عادات شخصی: وقتی زن و شوهر عادتهای شخصی متفاوتی داشته باشند، به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود.

از جمله عادتهای مسئله ساز می توان به این موارد اشاره كرد: وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی مسئولیت … می توان به عادات شخصی متعددی اشاره كرد كه زن و مرد باید قبل از ازدواج به آن توجه داشته باشند. مثلاً اگر یكی از آنها سیگار بكشد و دیگری نكشد، این اختلاف می تواند در رابطه زناشویی آنها دردسر ساز شود. اگر یكی از آنها به خوردن غذاهای مقوی و مغذی علاقه مند باشد و دیگری به اینكه چه می خورد بها ندهد، مشكلاتی در زندگی زناشویی ایجاد می كند.

▪استفاده از پول: بسیاری از زوجها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی دچار مشكل می شوند. یكی به فكر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز كند و دیگری به خرج كردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است.

یكی معتقد به ریسك كردن است و دیگری فكر می كند كه باید به تدریج و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید. یكی می گوید كه درآمد را باید خرج فرزندان كرد و دیگری می خواهد پول را نگه دارد. اختلافاتی از این قبیل می تواند شیرازه زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد، به همین دلیل لازم است كه قبل از ازدواج در این موارد بیشتر موشكافی شود.

علایق و مهارتهای كلامی: اگر یكی از طرفین ازدواج زیاد حرف بزند و دیگری كم حرف باشد چه مشكلی پیش می آید؟ اگر زن یا مرد علاقه مند به گفت وگو و دیگری خواهان سكوت باشد، استرس فراوانی ایجاد می شود. اگر كسی به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد هنگام صرف غذا سكوت كند و یا اگر یكی از طرفین ازدواج به صحبت تلفنی طولانی علاقه مند باشد زمینه های اختلاف را پایه ریزی كرده اند.

سؤالی كه با توجه به مسائل فوق مطرح می شود این است اگر افرادی با هم ازدواج كنند كه در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ویژگی را باید در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگی زناشویی ادامه دهند؟ در پاسخ باید اشاره كرد، اگر زوجین دارای ویژگی انعطاف پذیری باشند می توانند به جای اینكه تحت تأثیر اختلافات قرار بگیرند، با تفاوتها كنار بیایند و برای حل مشكلات راه حل های مناسب پیدا كنند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت




زمانی صرفاً از پدر خانواده انتظار می رفت تا مخارج خانه را تأمین كند و مادر نیز به خانه داری بپردازد اما اكنون اوضاع فرق كرده است. ما فردی را به عنوان شریك زندگی می خواهیم كه به نظرات و سلایق ما نیز توجه كند. مارا همان گونه كه هستیم ببیند، به ما عشق بورزد و به ما كمك كند تا آن چیزی كه می خواهیم بشویم.

همه ما خواهان ازدواج با یك فرد كامل و عالی هستیم و در ذهن خود می گوییم: «آیا همه چیز در او جمع شده است؟ آیا من به اندازه كافی خوشحالم؟ آیا برای من بهتر از او كسی نیست؟» با این فرض كه اصولاً پاسخ بسیاری از افراد به آخرین پرسش، مثبت است! با چنین تفكراتی فرد خود را قربانی انتظارات و آرزوهای خود می كند. به طور حتم فردی كه در ذهن خود مجسم می كند، همسری است كه نقاط ضعف او را پوشانده، سبب تقویت نقاط قوتش می شود و دایماً به او احترام می گذارد و حمایتش می كند.

اما واقعیت این است كه همیشه و همه ازدواج ها این گونه نیستند. پس چنان چه ما چنین طرز فكری داشته باشیم به احتمال زیاد آن چه نصیبمان می شود این است كه نسبت به زندگی مشترك احساس تعهد می كنیم اما گوشه ای از قلبمان را برای خود نگاه داشته ایم. بنابراین پی درپی اوضاع را با عینك بدبینی بررسی می كنیم: آیا من اگر با فرد دیگری ازدواج می كردم، خوشحال تر و شاداب تر و موفق تر نبودم؟ و به تدریج احساس ملال و اندوه بر ما چیره می شود.

به یك نمونه توجه كنید: مردی كه كارمند بود در ۲۲ سالگی با خانمی شاغل ازدواج كرد. او در ۲۷ سالگی با خانم دیگری آشنا شد و این آشنایی به ازدواج ختم شد و همسر اولش طلاق گرفت. مرد كارمند پس از ۳ سال از همسر دومش نیز جدا شد.

او اكنون می داند كه با همسر اولش زندگی خوبی داشته اما ۸ سال پیش این موضوع را نه می دید و نه درك می كرد. او می گوید: «اگر انسان بخواهد به این موضوع فكر كند كه همواره فرد بهتری برایش وجود دارد امنیت و سلامت ازدواج به مخاطره می افتد، بنابراین باید بر وسوسه های درونی غلبه كرد. حالا من ۳۸ ساله ام و هنوز هم تنها، هم خودم را آزردم و هم دیگری را.»

كم نیستند افرادی كه تصمیم می گیرند وارد رابطه ای شوند و احساس تعهد می كنند اما ممكن است به موارد دیگر نیز فكر كنند. متخصصان از این وضعیت با عنوان «ابهام در تثبیت» یاد می كنند. بدین معنا كه شما لب مرز رابطه می ایستید یعنی درآن هستید اما به بیرون نیز می نگرید.

برای این كار هم میلیون ها راه وجود دارد: شما می توانید در یك رابطه یعنی ازدواج باشید اما مطمئن نباشید كه انتخاب خوبی كرده اید و در ذهن خود فرد دیگری با تمام ویژگی های ایده آل و عالی بپرورانید و در پی او باشید.

تحقیقات نشان داده اند اصولاً همسران متعهد، دوران مجردی را به طور كامل پشت سر گذاشته اند و از نظر مالی ثبات بیشتری دارند، افرادی خوشحال تر، سالم تر و با بازده بیشتری هستند. آن ها به طور متوسط از موهبت های بیشتری برخوردارند و دوران مجردی و متاهلی شان با هم تفاوت زیادی دارد. افراد متأهل، به خصوص مردان طول عمر بیشتری دارند. اینان از تجربه های دیگران در زمینه هایی مانند مدیریت هزینه ها، گفتار و رفتار و حتی آشپزی بهتر استفاده می كنند. به طور كلی زنان به سلامت شوهرشان بسیار اهمیت داده و می كوشند غذای خوب و سالم تری برایشان تدارك ببینند زیرا بسیاری از مردان در دوران مجردی تمایل بیشتری به خوردن هله هوله و غذاهای غیرمغذی دارند. به یاد داشته باشیم كه لازم نیست زندگی عالی باشد تا برای بهتر شدنش تلاش كنیم.

تفكر ازدواج به عنوان وسیله ای برای تحقق بخشیدن به خوشبختی های فردی تا حدی جدید است. تحقیقاتی كه بر روی دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان ۵۰ تا ۶۰ سال گذشته انجام شده نشان می دهد كه بیشترین انگیزه برای ازدواج به خاطر داشتن فرزند و منزلی مستقل بوده است. اما در حال حاضر بیشتر افراد برای عشق و محبت و مهرورزی ازدواج می كنند و این موضوع اهمیت زوجین را نسبت به تحقق خواسته های عاطفی نشان داده و به همین دلیل بسیاری از افراد هنگامی كه وارد زندگی مشترك می شوند و با واقعیت ها روبه رو می گردند، دچار مشكلات روحی و عاطفی می شوند. زیرا ابتدایی ترین مرحله در ازدواج هیجان و ایده آل نگری است اما مسأله مهم دوام زندگی مشترك و روابط سالم است و این نیز نیازمند سعی و صرف انرژی است.

● محبت همیشگی را از هم دریغ نكنیم:

افراد ممكن است پس از مدتی دچار تردید شوند كه آیا مناسب یكدیگر بوده اند یا خیر. شما با همسرتان راحتید اما ارتباطتان مثل سابق نیست. برخی افراد در چنین مواردی تصور می كنند كه زندگی مشتركشان نتیجه ای نخواهد داشت و ماندن در این رابطه درست نیست و بهتر است هرچه زودتر از آن خلاصی یابند. یكی از متخصصان معتقد است: اخیراً افراد از همسرشان توقع زیاد دارند و این موضوع فشار زیادی بر دو طرف وارد می كند. گرچه مسایل و مشكلات همواره وجود دارند اما چنان چه روزهای نخست پس از ازدواج را به خاطر بیاورند و در ابراز محبت و علاقه كوتاهی نورزند، تحمل وضعیت چندان دشوار نخواهد بود.

● گاهی جدل طبیعی است:

ازدواج اصلاً یك ماشین شیك و قشنگ نیست كه در همه موارد موجب موافقت طرفین با یكدیگر شود. تمام همسران در برخی موارد گاه نظرات متضادی دارند اما مسأله این است كه ما فكر می كنیم چنان چه با شخص مناسبی ازدواج كرده بودیم هرگز بحث و مجادله در كار نبود. اما جالب است كه بدانیم همسران خوشبخت نیز بر سر مسایلی مانند احساسات، پول و یا فرزندان با هم بحث می كنند اما آن را عادی و در برخی موارد لازمه برطرف شدن سوءتفاهم ها می دانند. جوانان باید بدانند هر ازدواجی شرایط مخصوص به خود را دارد و با دیگری فرق می كند. هنر به شمار می رود اگر بتوان جهان را از چشم همسر دید!

● توقع زیاد، آفت خوشبختی است:

بی تردید باید درك كنیم كه نمی توانیم هر آن چه می خواهیم از همسرمان دریافت كنیم. اشتباهی كه درباره مفهوم صمیمیت وجود دارد این است كه ما مدام در كنار همسرمان بنشینیم و استعدادهای خود را نشناسیم و پرورش ندهیم. آن چه ما به عنوان افراد بالغ به آن نیاز داریم این است كه عشق و علاقه میان همسران به معنای آزادی آنهاست نه زندانی كردن آنها. بیشتر ما بر آن باوریم كه استحقاق بهترین ها را داریم و همسرمان باید این بهترین ها را برایمان فراهم كند و به دشواری می پذیریم كه اگر در جایی دچار ناكامی شدیم به دلیل اشتباه خودمان بوده است.

● در كنار دیگری مهم تر است:

ما اصولاً یاد گرفته ایم كه به خود بها دهیم و آن چه در یك رابطه موفق نیاز است «خود» در كنار دیگری است.

به عبارت دیگر در جهان رقابتی امروز ما به خاطر دستاوردهای فردی پاداش می گیریم نه به خاطر كمك به دیگران و این درست نیست زیرا سبب شده كه ما مستقل بودن را به همكاری ترجیح دهیم و مفاهیمی مانند وفاداری، گذشت و كنار آمدن با دیگری را زیاد جدی نگیریم. بنابراین با چنین تفكری افزایش میزان طلاق عادی است! بیشتر افراد تصور می كنند همسرشان باید خوبی هایشان را به شدت برجسته ببیند و با بدی هایشان كنار بیاید و حتی خود را به خاطر آن ها تغییر دهد. مثلاً به همسرشان می گویند: «من از چاقی بدم می آید، خودت را لاغر كن.» به جای این كه بگویند: «وزنت را پایین بیاور تا در معرض ابتلا به دیابت قرار نگیری.»

متخصصان بر این باورند كه ازدواج به خودی خود قرار نیست شما را خوشبخت و شاداب كند بلكه قرار است با بستن پیمان زناشویی، فعالیت های مثبت بیشتری را در جهت بهتر بودن و برطرف كردن نقاط ضعف خود انجام دهید. زیرا می دانید كه مورد محبت فرد دیگری واقع می شوید. به بیان دیگر سبك برخورد زوجین است كه كیفیت زندگی مشترك را تأمین می كند. محبت به همسر برای ارتقاء جوامع انسانی كافی نیست اما همواره لازمه انسان و زندگی او بوده است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: ازدواج و رازهای طلایی همسرداری  لینک ثابت
1 3 4 5
 
   
 
فراخوان چی شد طلبه شدم