✿نـــگـــــــین عــــــــــرش✿
 
 




نگین عرش
وبلاگ به نام فاطمه زهرا(س)(نگین عرش) ساخته شده✿ هستيِ هستي به بود فاطمه ست✿ مهر محراب سجود فاطمه ست✿ قصـه راكوته كنم كاندر ازل✿ عـلت خلقت وجود فاطمه ست✿


Random photo
ﻏﻔﻠﺖ ﺍﺯ ﻣﻮﻻﯼ ﺧﻮﺑﺎﻥ ﺗﺎ ﺑﻪ ﮐــــِـﯽ؟


آخرین مطالب


موضوعات


پربازدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب


تدبر در قرآن
آیه قرآن





ذکر ایام هفته

مهدویت امام زمان (عج)


سخن بزرگان


کرامات معصومین(ع)
آیه قرآن


جستجو


تعبیر خواب رویا



قال انبیاء

وضعیت یاهو مذهبی



آخرین نظرات





 



سوال : نظر شما در مورد برگزاری ایام محسنیه چیست؟

پاسخ:

آیت الله مکارم شیرازی: توسل به ذيل عنايت معصومين (عليهم السلام) و فرزندان آنها کار بسيار خوبي است، ولي بهتر اين است که برنامه هاي جديدي که در ميان شيعه سابقه نداشته است ترتيب داده نشود تا برنامه های موجود کم رنگ نگردد.
://makarem.ir/newmain.aspx?typeinfo=21&lid=0&mid=250286&qid=250286&CatID=0


 گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی شبیری زنجانی، این مرجع عالی قدر عصر روز چهارشنبه (21/12/92) در جمع تعدادی از روحانیون و طلبه های حوزه علمیه قم که در دفتر ایشان حضور داشتند، ترویج دهه های پیاپی عزاداری را زمینه ساز رویگردانی جامعه از عزای اهل بیت علیهم السلام دانستند و گفتند: همین طور پشت سر هم دهه درست کردن،توسط جامعه قابل پذیرش نیست و به مرور زمان زمینه انکار مجموعه عزاداری ها را به وجود می آورد.افراط در عزاداریش ها به تفریط می انجامد.
این فقیه وارسته با تاکید بر اینکه موضوع هتک عزاداری را عرف تشخیص می دهد و مسأله ای شرعی نیست، خاطرنشان کردند: حدیث خاصی راجع به مدت زمان عزاداری ها وجود ندارد. از نظر شرعی هتک حرمت عزای اهل بیت – علیهم السلام- خلاف شرع است، اما این که چه کاری هتک حرمت است را خود افراد باید تشخیص بدهند.
ایشان افزودند: عقیده ما درباره اینکه آیا شادی در ایامی غیر از روز شهادت، موجب هتک حرمت می شود یا خیر، حجت نیست بلکه تشخیص این موضوع بر عهده عرف است جامعه مشخص می کند تا چه زمانی باید عزا نگه داشته شود.
ایشان با ابراز نگرانی از اینکه عده ای امروزه با افراط در عزاداری ها زمینه هتک حرمت را فراهم می کنند فرمودند: این افراد در این زمینه مسئولند.آیا واقعا کسی که مدعی محب اهل بیت – علیهم السلام- بودن است موظف به چنین کارهایی است؟!
امروزه برخی از منبری ها و بعضی از مداح های بی تقوا حرفهای بی سند و مجالس بی سندی را ترویج می کنند نظر عرف، پس از ترویج آن در جامعه، ممکن است به اینکه هرگونه مجلس شادی در این ایام، هتک حرمت باشد تغییر کند البتهدر این صورت موضوع هتک حرمت محقق است و افراد هم شرعا موظفند هتک حرمت نکنند ولی آیا ما باید دنبال این باشیم که آنقدر در اذهان مردم بعضی از مصادیق را به عنوان هتک عزاداری مطرح کنیم و آن را تبلیغ کنیم تا واقعا عرف آن را هتک بداند؟ آیا شرع چنین سفارشی به ما کرده است؟
://zanjani.net/index.aspx?pid=99&articleid=54228

آیت الله خامنه ای: مسأله‌ی دیگر، مسأله‌ی روضه‌هاست. روضه‌خوانی و سینه‌زنی باید باشد؛ اما نه در هر عزایی. این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن - آن سنت سنیه - مربوط به همه‌ی ائمه نیست؛ متعلق به بعضی از ائمه است. حالا یک وقت در جمع و مجلسی کسی روضه‌یی میخواند، عده‌یی دلشان نرم میشود و گریه میکنند؛ این عیبی ندارد. اصلاً عزاداری کردن یک حرف است، روضه‌خوانی و سینه‌زنی راه انداختن یک حرف دیگر است. روضه‌خوانی و سینه‌زنی راه انداختن، مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضی از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست‌ویکم ماه رمضان، سینه‌زنی و عزاداری و برپایی جلسات خوب است؛ ولی مثلاً در مورد حضرت موسیبن جعفر (علیه‌السّلام) - با این‌که وفات آن بزرگوار از وفاتهای دارای روضه‌خوانی است - من لزومی نمیبینم که سینه‌زنی بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‌اللَّه‌علیها) مناسبتی ندارد که ما بیاییم نوحه‌خوانی و سینه‌زنی کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریه‌آور است.
من خودم الان در ایام ماه محرّم که نمیتوانم روضه بروم، چون آن احساس و عشقی که در دل هر شیعه هست و دلش میخواهد در عزاداری شرکت کند، لذا من این را با خواندن «نفس‌المهموم» حاج شیخ عباس قمی(11) - که یک کتاب عربی است - اشباع میکنم؛ این خودش گریه‌آور است و برای من کار چند نفر روضه‌خوان را میکند. حتماً لازم نیست که عزاداری به همان شکل سنتىِ روضه‌خوانی باشد که اولش چیزی میخوانند و بعد هم احیاناً آخرش دمی میگیرند و سینه‌یی میزنند؛ نه، شرح حال را بیان کنید؛ مثلاً یک نفر با بیان خوب و لحن محزونی، وضع زندان رفتن حضرت موسیبن‌جعفر را بیان کند؛ حوادث تلخ زندان را بیان کند؛ بعد شهادت حضرت را بیان کند؛ بعد مراسم تشییع را بیان کند؛ در این صورت هر کس که آن‌جا نشسته باشد، دلش نرم میشود.
://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2603

_______

#دهه_محسنیه
#حکم_مراجع_درمورد_دهه_محسنیه

#احکام

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




پرسش: آیا عزاداری دهه محسنیه پس از دو ماه محرم و صفر که مومنین برای اهل البیت علیهم السلام عزاداری کرده اند، مورد سفارش است؟

« به صورت دقیق در تاریخ و یا در روایات به روز شهادت حضرت محسن علیه السلام اشاره ای نشده است تا بتوان گفت بیست و هشت صفر تا هشت ربیع ایام محسنیه باشد! و این تاریخ گمانه زنی بیش نیست!. طبق گزارش‌های تاریخی، هجوم به بیت حضرت فاطمه(س) چندین بار اتفاق افتاده‌است و نمی توان به ضرس قاطع شهادت حضرت محسن را چند روز پس از رحلت نبی مکرم اسلام دانست!. طبق نقل مشهور سه روز پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) یک حمله اتفاق افتاده است، و مشهور است که رحلت پیامبر 28 صفر می باشد اما برخی 12 ربیع را سالروز رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) دانسته اند.
پس از اینکه بیت حضرت زهرا سلام الله علیها مورد هجوم نا اهلان قرار گرفت، از منابع بر می آید که ایشان پیوسته در بستر بیماری بودند، از سوی دیگر گزارشهایی هست که شبها حضرت زهرا سلام الله علیها همراه با فرزندان خود به در خانه مهاجر و انصار می رفتند و به تبیین گری درباره حق خلافت علی علیه السلام می پرداخته اند، و همین تبیین گری و بازگو کردن و به یاد آوردن وصیت های رسول گرامی اسلام یکی از عوامل زمینه ساز نقشه هجوم ناجوانمردانه دشمن به خانه ایشان شد. با توجه به این نقل و قراین شاید بتوان گفت حمله اصلی که سبب آسیب جدی منجر به شهادت حضرت زهرا (علیهاالسلام) و شهادت حضرت محسن شد در اوایل رحلت پیامبر نبوده است و در حمله نهایی که تاریخ آن دقیق مشخص نیست، این هجوم و جنایت تاریخی ناگوار رخ داده است!. برخی از منابع هم حمله به بیت شریف علوی را پس از برگشت سپاه اسامه که حدود یک ماه در سفر بود دانسته اند!، در هر حال آنچه برای ما مسلم هست اصل جنایت و حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله که منجر به شهادت حضرت و فرزندشان می باشد.
عزاداری در دهه اول ربیع نه دارای سابقه تاریخی از جهت عزاداری هست و نه در سیره و سنت شیعیان این رسم دیده می شود!، آنچه در بین علما و مومنان از دیرباز مرسوم بوده و هست این است که در ایام فاطمیه اول و دوم به بیان مرثیه می پردازند و بر مصائب ایشان گریه و عزاداری می کنند. ایجاد جریانی برای زیاد کردن عزاداری از سوی عده ای محل تردید است و مورد تذکر جدی مراجع عظام تقلید نیز قرار گرفته و باید مراقب بود زیاد کردن ایام عزاداری از جهت روانی جامعه را از حالت احترام به اصل عزاداری خارج می کند و آسیب زاست! و این درحالی هست که برای سایر ائمه اطهار به صورت دهه عزاداری صورت نمی گیرد چون بدیهی است که از نظر اجتماعی رسمی و زیاد کردن ایام عزاداری به نفع خود عزاداری نیست!.
آنچه باید مورد تاکید شیعیان در غیر ایام عزاداری رسمی باشد، مجالس ذکر، خطابه و توسل های هفتگی هیئتها و یا جلسات مذهبی هست که فرصت خوبی برای بیان فضایل و مصائب اهل البیت علیهم السلام می باشد و این همان سیره مراجع و متشرعین در طول این قرنهای متمادی می باشد».
در ادامه نظر دو تن از مراجع عظام تقلید را در مورد ایام محسنیه بخوانید:

استفتائات حضرت آيت الله مكارم شيرازي : توسل به ذیل عنایت معصومین (علیهم السلام) و فرزندان آنها کار بسیار خوبی است، ولی بهتر این است که برنامه های جدیدی که در میان شیعه سابقه نداشته است ترتیب داده نشود تا برنامه های موجود کم رنگ نگردد.

 

آیت الله شبیری زنجانی : همین طور پشت سر هم دهه درست کردن،توسط جامعه قابل پذیرش نیست و به مرور زمان زمینه انکار مجموعه عزاداری ها را به وجود می آورد افراط در عزاداری ها به تفریط می انجامد

 

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




همایش ملی بررسی آرای تفسیرى علامه معرفت

هم اکنون همایش ملی بررسی آرای تفسیرى علامه معرفت در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در قم در حال برگزاری می باشد 

همایش ملی بررسی آرای تفسیری علامه معرفت(ره) با سخنرانی حجج اسلام والمسلمین احمد واعظی «رییس محترم دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم»، علی اکبر رشاد «رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی»، نجف لک زایی «رییس پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی»، بهجت پور، رستم نژاد، رضایی اصفهانی، نصیری و… (از شاگردان معظم له) در حال برگزاری می باشد 

 

 

 

 

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




نهی‌ازمنکر به سبک حاج شیخ عبدالکریم حائرى

 آیه: فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ طه/44
با او به نرمی سخن‌گویید ،شايد پند گيرد

 

حکایت؛ از قول مرحوم آیت الله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى مؤسس حوزه مقدّسه علمیّه قم نقل‌شده که گفتند: پیرمردى بود که به نماز جماعت حاضر می‌شد، ولى صورتش را می‌تراشید. من بسیار دوست داشتم تا او را از این منکر، نهى کنم، اما اصلاً دوست نداشتم که این کار من موجب ناراحتی یا خجالت‌زدگی گردد؛ لذا صبر کردم تا فرصت مناسبی حاصل شود و با زبانی نرم او را از این عمل نهی کنم.
روزى کنار درب حرم مطهّر حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها با یکدیگر روبرو شدیم، جلو رفتم و به او گفتم: من دوست دارم صورت شما را ببوسم! آن مرد صورت خود را نزدیک آورد، با رفاقت و دوستی؛ صورتش را بوسیدم و در همین حال آهسته در گوشش گفتم:
خواهشاً جاى بوسه من پیرمرد را نتراش! گفت: چشم و از آن پس دیگر محاسنش را نتراشید.۱

بیا با امر بر معروف کردن
به فرهنگ شهادت آشنا شو
به نهی منکر این کار خدایی
خدا را جستجو کن با صفا شو

1. با اقتباس و ویراست از کتاب داستان‌هایی از علماء

#کلام_وحی

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




قال على (علیه السلام):
«وَ فیهِ رَبیعُ الْقَلْبِ، وَ یَنابیعُ الْعِلْمِ، وَ ما لِلْقَلْبِ جِلاءٌ غَیْرُپنجهُ»; «بهار دل ها و چشمه هاى دانش در قرآن است و براى قلب و فکر جلایى جز قرآن نتوان یافت»(1).

شرح و تفسیر
جملات سه گانه فوق بسیار بلند و پرمحتوى است، مخصوصاً اگر توجّه داشته باشیم که کسى این جملات زیبا را در توصیف قرآن مجید گفته، که در دامان قرآن پرورش یافته، و از ابتدا شروع وحى بر پیامبر (صلى الله علیه وآله)تا انقطاع آن در کنار خاتم الانبیا و در خدمت قرآن بوده، و یکى از نویسندگان وحى شمرده مى شود. خلاصه، گوینده این سخن کسى است که قرآن را باید از او آموخت! زیرا شاگردان او، مانند ابن عباس، مفسّران بزرگ قرآن هستند، تا چه رسد به آن حضرتش.
با توجّه به این مقدّمه کوتاه، نگاه کنجکاوانه اى به جملات سه گانه بالا مى کنیم:
1ـ «وَ فیهِ رَبیعُ الْقَلْبِ»(2) در فصل بهار تمام گیاهان زنده، گل ها خندان، درختان با طراوات، جنگل ها و بیابان ها سرسبز، میوه ها آماده چیدن و خلاصه تمام طبیعت زنده، زیبا و پرشکوه و خرّم و باطراوت است. هنگامى که نسیم قرآن بر قلب ها مىوزد بهار دل ها شروع مى شود. گل هاى اخلاق و صفات زیبا شکوفه مى کند، درختان پربار تواضع و صبر و استقامت به بار مى نشیند، و یخ هاى وجود انسان، که بر اثر گناه به وجود آمده، کم کم آب مى شود، و آثار باقى مانده زمستان که بوى مرگ و نابودى مى دهد به تدریج از بین مى رود. و روشن است که هر چه بیش تر در خدمت قرآن باشیم، بهار قلب هایمان پرشکوه تر و پربارتر خواهد شد.
2ـ «وَ یَنابیعُ الْعِلْمِ»، «ینابیع» جمع «ینبوع» به معناى «چشمه» است; نه یک چشمه بلکه چشمه هاى فراوان علم و دانش در قرآن مجید وجود دارد. بدین جهت است که معتقدیم هر چقدر با قرآن مجید کار شود و در آن اندیشه و تدبّر گردد، مفاهیم تازه و مطالب جدیدى از آن استخراج مى شود و دلیل بر این مطلب وجود نکات نو و مفاهیم جدید در کتاب هاى تفسیرى جدید، نسبت به کتب تفسیرى قدیم است.

علاّمه بلخى، یکى از علماء افغانستان، که چهارده سال از عمرش را در زندان هاى حکومت هاى سلطنتى افغانستان بسر برد، گفت: «در طول این مدّت موفّق شدم بیش از هزار مرتبه قرآن مجید را ختم کنم! هر بار که قرآن را مى خواندم به مطالب جدیدى مى رسیدم که در مرتبه قبل نرسیده بودم» و به یقین اگر باز هم تکرار مى شد، مطالب تازه ترى مکشوف مى گشت.
ما تفسیر نمونه را در طول پانزده سال به صورت مرتّب و بىوقفه نوشتیم و هفت سال هم نوشتن دوره اوّل تفسیر پیام قرآن طول کشید، جمعاً بیست و دو سال کار مستمر با قرآن داشتیم، به گونه اى که این کار در سفر و حضر، در تبعید و خانه ادامه داشت و در هیچ شرایطى تعطیل نمى شد. ولى اکنون که قرآن را مطالعه مى کنم، باز به مطالب جدیدى دست مى یابم و آن ها را یادداشت نموده تا ان شاء الله در آینده منتشر سازم. آرى سرچشمه هاى جوشان علوم در قرآن مجید است.
3ـ «وَ ما لِلْقَلْبِ جِلاءٌ غَیْرُهُ» هرگاه احساس کردى قلبت بر اثر گناه، یا غفلت از خدا، یا دور ماندن از حق و مانند آن، زنگار گرفته، قرآن را باز کن و آیاتش را تلاوت نما و در آن تدبّر کن، تا قلبت را صیقل و جلا دهد!.
على (علیه السلام) اهل مبالغه و گزافه گویى نیست. تعبیرات سه گانه فوق حقایق انکارناپذیرى در مورد قرآن است، و لهذا در روایت دیگرى مى خوانیم:
«کسى که قرآن ـ با توصیف هایى که ذکر شد ـ دارد همه چیز دارد، و کسى که قرآن ندارد هیچ چیز ندارد; لَیْسَ عَلى أَحَد بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فاقَة، وَ لا لاَِحَد قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنىً»(3).
با توجّه به این مطالب نباید لحظه اى در عمل به قرآن تردید و سستى کنیم، تا مبادا دیگران در عمل به قرآن از ما پیشى بجویند و نگرانى حضرت على (علیه السلام) در بستر بیمارى و در آخرین لحظات عمرش، که فرمود: «مبادا دیگران در عمل به قرآن بر شما سبقت بگیرند»(4) تحقّق یابد!.
ا————–
1. نهج البلاغه، خطبه 176.
2. شبیه این جمله در خطبه 110 و 198 نهج البلاغه نیز آمده است.
3. نهج البلاغه، خطبه 176.
4. نهج البلاغه، نامه 47.

#شرح حدیث 

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت


...


چک :
دعا همانند این است که شما می خواهید چکی را بکشید و حواله ای را بگیرید. پس می بایست پولی در حساب داشته باشید.
کارهایی که در طول هفته انجام می دهید، همانند پولی است که به حسابتان واریز می کنید. اگر در طول هفته خدماتی انجام نداده باشید چطور می خواهید چکی بکشید؟!
اعتبار چک شما به میزان موجودی شماست. نه به میزان رقمی که روی چک می نویسید.
مثلاً اینکه می گویید: « خدایا! پرچم اسلام را سربلند نگهدار » این خود همانند یک چک است، پس باید عملی در حسابتان باشد تا این چکی را که کشیده اید، برگشت نخورد. اگر در حسابتان چیزی نباشد و چکی بکشید دستگیرتان می کنند؛ چون چک بی محل کشیده اید. باید محلی برای این چکها، که همانا اعمال ما می باشند، گذاشت.

#تمثیلات

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

✅ گناهی كه نعمت ها را تغيير میدهد،
” تجاوز به حقوق ديگران است “

گناهى كه پشيمانى مى آورد،
” قتل است “

گناهى كه گرفتارى ايجاد مى كند،
” ظلم است “

گناهى كه آبرو مى بَرد،
“شرابخوارى است “

گناهى كه جلوى روزى را مى گيرد،
” زناست “

گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد،
” قطع رابطه با خويشان است “

گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود
و زندگى را تيره و تار مى كند،
“نافرمانى از پدر مادر است”

“علل الشرايع ج ۲ ص ۵۸۴

 

موضوعات: روایات  لینک ثابت




شاید این روزها بعضی از دوستان این خبر را از مناطق غرب (کرمانشاه) شنیده باشید مبنی بر شفا دادن بیماریهای لاعلاج- مثل کور مادر زاد، نازایی، سرطان و انواع فلج مادر زادی و بطور کل انواع بیماری ها - توسط یک زن به نام عصمت امینی از فرقه اهل حق در روستای گاسوری در کرند از مناطق استان کرمانشاه که باعث شده مردم از اقصا نقاط ایران روانه این روستا شده به صورتی که بیش از 700 نفر در آنجا اطراق کرده و منتظر نوبت هستند برای شفا یافت؟

و بعضی نوبت ماهای آینده به آنها داده شده برای شفا یافتن، وطبق خبرهایی که دوستان از اون منطقه دادن و رفتن و دیدن بعضی حدود دو هفته اونجا اطراق کردن تا نوبتشان برسد و هزاران نفر در نزدیک خانه این زن و در طراف این روستا چادر زدن.

بنا به نظر مردم ان روستا که همه آنها از فرقه اهل حق هستند خانم عصمت امینی روزانه بیش از 20 بیمار لاعلاج را شفا می دهد و بعضی داستان را اینطور نقل می کنند:

«طبق شواهد زنی در کرند انواع بیماری های غیر قابل درمان از جمله؛ نازایی’سرطان و انواع فلج مادر زادی و یا سکته که موجب از کار افتادگی قسمتی از بدن شده باشد و بطور کل انواع بیماری ها رو شفا میده. 
حتما از خودت می پرسین که آیا این مطلب صحت دارد یا نه؟ بله این موضوع کاملا صحت داره و در حال حاضر 700 نفر در صف ملاقات با این زن بوده و صدها نفر دیگر نیز شفا داده است .
 داستان خانوم عصمت امینی از این قرار است که نزدیک ۲ماه پیش تعداد چند خانواده از شهرستان تبریز به زیارت  سلطان اسحاق (موسس مسلک یارسان که در ایران آن را با نام اهل حق میشناسند است)تشریف فرما می شوند که با تنبور و ذکر نام امامان به کلام حقانی می پردازند ، و همراه خود خانم بیماری که فلج بوده پاهایش را در وسط جمع تنبور نوازان قرار می‌دهند تا با دعا و به امید حق شفا یابد در بین مراسم نیز خانمی دیگر همان خانوم (عصمت امینی) اهل کرمانشاه در ده کیلومتری کرند غرب روستای گاوسور که از داشتن فرزند محروم بود سرخوشانه وارد مجلس ذکر میشود و در کنار خانم تبریزی بر زمین می‌نشیند ؛   هردو زن از شدت گریه و ناله و دعا بیهوش می‌شوند در عالم بیهوشی سلطان اسحاق و امام حسین بالای سر ایشان آمده و یک سهم باطنی یا به زبان کوردی ( یک بَش ) به زن تبریزی می‌دهند که این زن این سهم را به زن کورد اهل گاوسور میدهد و بعداز چندساعتی که به هوش می آیند زن تبریزی به حق سلطان اسحاق از زمین به پاخواسته و شفا پیدا میکند.
زن گاسوری بعد از آن ماجرا می تواند بیماران فلج سرطانی نازایی ام اس و ….. را شفا دهد.؛به گفته شاهدان بعد از اینکه این زن  بهوش اماده لهجه فارسی گرفته که به گفته بعضی لهجه مادر  سلطان اسحاق بوده.»(به نقل از وبلاگ درهم بر هم و تعدادی از مردم این روستا)

 

متاسفانه مردم ایران و خصوصا مناطق غرب کشور با شنیدن این خبر روانه خانه این زن شده اند و انتظار معجزه از ایشان را دارند

و این مسئله این روزها سروصدای زیادی در این مناطق کرده و ورد زبان همه شده است.

مگر نه این است که معجزه خاص پیامبران و امامان معصوم (ع) است حال چطور ممکن است یک زن عادی که جز فرقه اهل حق هست و حجاب درست و حسابی نداشته و در ملأعام با یک دست کشیدن به سر محرم ونامحرم، مرد و زن روزانه بیش از 20 نفر لاعلاج را شفا دهد؟؟؟؟

حال از دوستان عزیز انتظار دارم نظرات خود را بصورت علمی در تأیید یا رد این مسئله و همچین مسئله ای بیان نمایند که آیا همچین چیزی بر اساس آموزه های دینی ما می تواند اتفاق بیفتد.

قابل ذکر است که متاسفانه تعداد خیلی زیادی از مردم در استانهای مختلف کشور به کار این زن اعتقاد پیدا کرده و دیگر فکر نمیکنند که آیا این کار صحت دارد یا نه ، خرافه و شیادی است یا واقعیت و….

 

از این جهت بنده این پست را میذارم که حدود یکی دوماه هست که نقل زبان مردم شده و اعتقادات خیلی از مردم را تحت شعاع قرار داده است.و فیلمها و پیامهای مختلفی را در  شبکه های اجتماعی و فضای مجازی مبنی بر شفای بیماران لاعلاج توسط این زن پخش میکنند؟

منتظر نظر شما دوستان عزیز هستیم…

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت
 
   
 
اسرار عبادات