✿نـــگـــــــین عــــــــــرش✿
 
 




نگین عرش
وبلاگ به نام فاطمه زهرا(س)(نگین عرش) ساخته شده✿ هستيِ هستي به بود فاطمه ست✿ مهر محراب سجود فاطمه ست✿ قصـه راكوته كنم كاندر ازل✿ عـلت خلقت وجود فاطمه ست✿


Random photo
داستان مرا بغل کن


آخرین مطالب


موضوعات


پربازدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب


تدبر در قرآن
آیه قرآن





ذکر ایام هفته

مهدویت امام زمان (عج)


سخن بزرگان


کرامات معصومین(ع)
آیه قرآن


جستجو


تعبیر خواب رویا



قال انبیاء

وضعیت یاهو مذهبی



آخرین نظرات





 



در سپيده‌دم روز دهم محرم‌الحرام سال 61 هجرى قمرى امام حسين (ع) يارانش را فراخواند تا نماز صبح را اقامه كنند. همراهان سي و دو سوار و چهل تن پياده بودند. امام به ياران و اصحابش نگاه كرد. آن‌ها را اندك در عدد و فراوان در ايمان و عقيده يافت هر نفر از آن‌ها برابر با بیست‌نفری بود كه در باطن بزدل و ترسو بودند.امام حسين (ع) سپاه را به سه جبهه تقسيم نمود. سمت راست به رهبري زهیر بن قبن، سمت چپ به سرپرستي حبيب بن مظاهر و در قلب سپاه، خود ايشان اهل‌بیت (ع) و ديگر ياران ايستادند. پرچم را به دست برادرش عباس داد كه او بهترين نيزه‌انداز، بی‌باک‌ترین و نيرومندترين افراد بود.

عمر بن سعد دستور داد تا لشكرش را كه متشكل از سي هزار نفر پياده و سواره بود، منظم كنند. عبدالله بن زهير بن سليم ازدي را بر اهالي مدينه گمارد. عبدالرحمن بن ابي سبره حنفي را بر اهالي مذحج و اسد، قيس بن اشعث را بر اهالي ربيعه، كنده و حر بن يزيد رياحي را در رأس اهالي تميم و همدان قرارداد. سپس اين عده را به دو قسمت تقسيم كرد. قسمت راست كه امير آن عمرو بن حجاج زبيدي بود و قسمت چپ كه در رأس آن شمر بن ذي‌الجوشن عامري قرار داشت.
آنگاه لشكر را به دو بخش پياده و سواره تقسيم نمود. فرماندهي پياده با شبث بن ربعي و سواره با عزره بن قيس احمسي بود و پرچم را به دست غلامش ذويد داد.

از امام زین‌العابدین (ع) نقل‌شده است كه فرمود:
صبح عاشورا، چون سپاه دشمن بر امام حسين (ع) رو آورد، امام دست به دعا برداشت و عرض كرد: بار الها! در هر اندوهي، تكيه‌گاهي و در هر سختي اميد مني. در هر حادثه ناگواري كه بر من آيد، پشت و پناه و ذخيره مني! چه‌بسا غمي كه در آن دل، خوار و دشمن، شاد می‌شد و من آن را به درگاهت آورده و به تو شكوه كردم، تا از جز تو بريده و تنها به تو رو آورده باشم و تو گشايش دادي و آن را از من راندي. پس تو دارنده هر نعمت و صاحب هر نيكي و مقصد اعلاي هر خواسته‌اي.

امام تصميم گرفت كه براي آخرين بار با عمر بن سعد ملاقات كرده و حجت نهايي را بر او تمام كند تا براي او ديگر عذري نماند. لذا او را فراخواند و به او چنين فرمود:
اي عمر، تو چنين می‌اندیشی كه مرا می‌کشی و يزيد حكومت ري و گرگان را به تو می‌دهد! به خدا سوگند كه از آن سيراب نخواهي شد و اين مطلبي است حتمي. هر چه می‌خواهی انجام بده كه نه در دنيا و نه در آخرت به شادي نخواهي رسي. مانند اين است كه من سر تو را بر چوب‌دستی می‌بینم كه كودكان به آن سنگ زده و آن را هدف گرفته‌اند.

امام (ع) همه راه‌های هدايت و ارشاد به راه راست را به كار برد تا از جنگ جلوگيري كند زيرا كه او صاحب دعوت خير و سلامتي، دعوت به اسلام بود. تنها زماني كه تير چون باران به‌سوی سپاه امام روانه شد، در اين هنگام امام تصميم به جنگ گرفت تا آن‌ها به امر خداوند بازگردند.

بعد از شروع جنگ پی‌درپی اصحاب امام (ع) كشته می‌شدند و چون يك نفر يا دو نفر از آنان به شهادت می‌رسید پيدا بود، ولي از لشكر انبوه ابن سعد هر چه كشته می‌شد، نمودار نبود.
موقع نماز زهير بن قين و سعيد بن عبدالله از شدت تيرها سست شد و بر زمين افتاد و گفت: خدايا سلام مرا به پيامبرت برسان و آنچه از درد و زخم به من رسيده به او بگو كه من از ياري ذريه رسول خدا، ثواب تو را خواهانم.
پس روي به امام كرد و گفت: اي پسر رسول خدا آيا راضي شدي؟ امام فرمود: تو قبل از من به بهشت می‌رسی.

عصر عاشورا، پس از جنگ‌های بسياري كه امام (ع) داشت، لحظه‌اي براي استراحت ايستاد. در اين هنگام سنگي از سوي دشمن آمد و بر پيشاني ايشان نشست كه خون از آن جنبش كرد. امام خواست كه با جامه، خون از چهره پاك كند كه تيري سه شعبه و مسموم بر سينه حضرت نشست.

امام صادق (ع) دراین‌باره می‌فرماید: در پيكر جدم، جاي سي و دو زخم نيزه و چهل و چهار ضربت شمشير ديده شد.
جبه سياه فامي كه بر تن آن حضرت بود براثر ضربت شمشير و نيزه پاره شده بود.

السلام علي‌الحسين و علي علي بن حسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين .

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت


...


موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 هیچ عملی را کوچک نشماریم

یک سیلی آمده بود منطقه ناصرخسرو تهران و سگی به آب افتاده بود و در قسمتی گیر کرده بود. سگ در حال خفه شدن بود، یک دفعه عالم بزرگوار سیدمهدی قوام را دیدند که عبا و عمامه را در آورد و به آب پرید، رفت سگ را به بغل گرفت؛ داشت سگ را بیرون می آورد، گریه اش گرفت و فرمود:
الهی سگی را به سگی ببخش!
بعد از مرگ ایشان را در خواب دیدند که فرمود:
یکی از چیزهایی که دستم را گرفت و نجاتم داد همان سگ بود!!!

  

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




دقت کردید؟

#انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمیکنند و حرفِ همه را باور دارند.

#انسانهای دروغگو تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ میگویند.

#انسانهای امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند.

#انسانهای نا امید همیشه آیه یاس میخوانند.

#انسانهای حیله گر معتقدند که همه مشغول توطئه هستند.

#انسانهای شریف همه را شرافتمند میدانند.

#انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است.

#انسانهای تنگ نظر هرکاری برای هرکس انجام دهند، چندین برابر می بینندش.

#انسانهای بامحبت در نهایت مهربانی همه را با جانم، عمرم، عزیزم خطاب میکنند.

#انسانهای متواضع تقریبا در مقابل خواسته همه دوستان میگویند: چشم سعی میکنم.

#انسانهای پرتوقع انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم.

#انسانهای حسود همیشه فکر میکنند که همه به آنها حسادت میکنند.

#انسانهای دانا در جواب بیشتر سوالات میگویند: نمیدانم.

#انسانهای نادان تقریبا در مورد هر چیزی میگویند: من میدانم!!!

با دانستن خصلت های غير خوب آنها را از خود دور کنیم تا سلامت و زیبایی مان درونی باشد

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




خواب و بیداری در بین الطلوعین 

در مورد خوابیدن كه یک امر طبیعی است، در روایات آمده است كه “در ساعات اولیه شب بخوابید و بین الطلوعین بیدار باشید".بین الطلوعین یعنی بین دو دمیدین(طلوع) روشنایی، یعنی بین طلوع فجر(نماز صبح) تا طلوع آفتاب و زمانی که هوا تقریبا گرگ و میش شده است.
بین الطلوعین یعنی بین دو شرق، یک شرق یعنی طلوع صبح کاذب که خیط ابیض است و شرق دوم یعنی طلوع صبح صادق که طلوع آفتاب است. چنین حالتی در غروب هم وجود دارد.

ساعات‌ بین‌ الطلوعین‌؛ یعنی‌، از طلوع‌ فجر تا طلوع‌ آفتاب‌ از ساعات‌ بهشتی‌ است‌. حضرت‌ سجاد(علیه السلام) به‌ ابی‌حمزه‌ ثمالی‌ فرمود: خواب‌ مكن‌ قبل‌ از طلوع‌ آفتاب‌ كه‌ من‌ از برای‌ تو دوست‌ نمی‌دارم‌؛ زیرا حق‌ تعالی‌ روزی بندگان‌ را در این‌ وقت‌ قسمت‌ می‌كند.»

از پیامبر اكرم‌(صلی الله علیه وآله) روایت‌ است‌ كه‌ فرمود: «زمین‌ از خواب‌ بودن‌ مردم پیش‌ از طلوع‌ آفتاب به‌ خداوند ناله‌ و فریاد می‌كند.»
از حضرت‌ صادق‌ علیه السلام وارد شده‌ است‌: «خواب‌ بامداد شوم‌ است‌ و روزی‌ را منع‌ می‌كند و رنگ‌ را زرد و چهره‌ را متغیر می‌سازد».هم‌ چنین‌ وارد شده‌ است‌: «مرغ‌های‌ بریان‌ شده‌ و میوه‌ای‌ كه‌ برای‌ بنی‌ اسرائیل‌ از آسمان‌ می‌آمد هنگام‌ بین‌ الطلوعین‌ بود و هر كس‌ در خواب‌ بود محروم‌ می‌شد.»
حضرت‌ علی‌(علیه السلام) فرمودند: «هرگز سپیده‌ پدیدار نشد كه‌ علی‌ در خواب‌ باشد.»به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ خواب‌ اول‌ شب‌، نزد اسلام‌ مطلوب است‌ خواب‌ بین‌ الطلوعین‌ كراهت‌ دارد.

موضوع سحرخیزی مساله ای است كه از دیرباز مورد توجه حكیمان بوده است و خواص بسیار عجیب برای انسان دارد.ارسطو نیز گفته‌ است‌: «بهتر است ‌كه‌ آدمی‌ پیش‌ از شكفتن‌ صبح‌، از خواب‌ برخیزد، زیرا چنین‌ عادتی‌ به‌ سلامتی‌ و ثروت‌ و حكمت‌ می‌افزاید».

در روایات‌ از طریق‌ شیعه‌ و سنی‌ نقل‌ شده‌ كه‌ صبح‌ هر چه‌ زودتر به‌ تجارت‌ مشغول‌ شوید. امام‌ صادق‌ (علیه السلام) فرمود: “دوست‌ دارم‌ كسی‌ را كه‌ دنبال‌ طلب‌ رزق‌ برود". پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: “اللهم‌ بارك‌ لامتی‌ فی‌ بكورها؛( وسائل الشیعه، ج 12، ص 50، باب 29) خدایا به‌ كسانی‌ از امت‌ من‌ كه‌ صبح‌ زود به‌ تجارت‌ می‌پردازند، بركت‌ بده‌".

باز امام‌ صادق‌ (علیه السلام) فرمود: “سه‌ خصلت‌ را از كلاغ‌ بیاموزید: 1ـ زناشویی‌ او مخفیانه‌ است‌، 2ـ صبح‌ زود برای‌ طلب‌ رزق‌ حركت‌ می‌كند، 3ـ پرهیز و احتیاط‌ می‌كند".( همان)در روایتی‌ از امام‌ صادق‌ (علیه السلام) نقل‌ شده‌: “هرگاه‌ به‌ چیزی‌ محتاج‌ شدی‌، صبح‌ زود حركت‌ كن‌، زیرا ارزاق‌ قبل‌ از طلوع‌ خورشید تقسیم‌ می‌شود".( بحارالانوار، ج 103، ص 41)وجود اذکار فراوان و سور مختلف قرآنی، برای شما این امکان را فراهم می کند که براساس سلیقه و میل باطنی خودتان یکی را انتخاب نموده و از طریق آن پلی به سوی آسمان بسازید.

از مشهورترین ذکرها برای آرامش یافتن در بستر سوره ناس و فلق و آیة الکرسی است. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که هر کس هنگام خواب دچار بیم و هراس می شود وقتی وارد بستر خود شد، سوره ناس و فلق و آیة الکرسی را بخوانداز طریق‌ اهل‌ سنت‌ از پیامبر (صلی الله علیه وآله) روایت‌ شده‌: “اذا صلیتم‌ الفجر فلا تناموا عن‌ طلب‌ الرزق‌؛ هنگامی‌ كه‌ نماز صبح‌ را خواندید، نخوابید و به‌ دنبال‌ كسب‌ راه‌ بیافتید".( كنزل العمال، ج 4، ص 21)حال اگر همین مسئله یعنی نخوابیدن بین الطلوعین را یك پزشك به ما توصیه می كرد، با شوق و اطمینان بیشتری به آن عمل می كردیم، زیرا به كاربردی بودن آن معتقد بودیم.

#خواب_و_بیداری_در_بین_الطلوعین

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





تلاوت قرآن

امام حسین علیه السلام با اینکه خود قران ناطق هستند، در عین حال اشتیاق فراوانی به تلاوت قران داشتند، تا آنجا که شب عاشورا برای انجام اموری، از جمله تلاوت قران، از دشمن مهلت خواستند.

در آن شب با شنیدن تلاوت آیات قران توسط امام و راز و نیاز ایشان با خداوند، تعداد 30 نفر از لشکریان عمر سعد راه هدایت را یافتند و به اردوگاه امام پیوستند و در پیشگاه امام به شرف شهادت نایل آمدند.

امام علیه السلام در روز عاشورا در مقامات مخصوصی قرآن تلاوت کردند، یکی از آن موارد، زمانی بود که فرزندش علی اکبر در برابر سپاه دشمن قرار گرفت و این تلاوت قرآن همچنان تداوم یافت تا زمانی که سر مبارک حضرت بر بالای نیزه، آیاتی از سوره کهف را تلاوت نمود.

 خصائص الحسینیة

از کتاب خصائص الحسینیه مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری

‍ ‍  شفاعت امام حسین(علیه السلام
 عالم ربانی،آیت الله شيخ جعفر شوشترى(قدس الله روحه)میفرماید:
 اگر مقام ما به آن حد نرسيده باشد كه در اوّل محشر نزد امام حسين(علیه السلام)،زير سايه عرش خدا باشيم
 اميدواريم كه در چاله و ظلمتكده جهنم هم نباشيم،
 پيغمبر و امام حسین(علیهماالسلام) ما را نجات دهند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




چه ساده
می‌توانیم با بی‌توجهی
از ارزشمندترین چیزها بگذریم!

عشق و بخشایش را دریغ نکنید.
مهر و همدلی و
وقار خود را پنهان نکنید.

مهم‌ترین رابطهٔ‌ما با خودمان است.

یک رابطهٔ خوب مستلزم آن است که
از آنچه گمان می‌کنیم هستیم،
فراتر رویم.

ما ناگزیریم که
قلبمان را بزرگ‌تر کنیم و
وجود خود را گسترده‌تر سازیم.

ما باید به جنبه‌های تاریک خود
نزدیک شویم،
زیرا آنها بخشی مقدس از ما هستند.

 

@Najvayearefaneh

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





چرا زنان شوهردار در هوس, تُرمُز می بُرّند؟
حوادث | چهارشنبه ۳۱ شهريور ۹۵ ساعت ۲۲:۳۳ | نسخه چاپي

 

خانم بهاره مهرجویی مطلبی درباره خیانت زنان شوهردار نگاشته که تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران آن را در صفحه فیسبوک خود انتشار داد. در این مطلب می خوانید:


صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و پنجاه به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند که نه می‌خواستند و نه حتی تصورش را می‌کردند که وارد رابطه‌ای دیگر شوند. اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق می‌افتد.


زن چهل و سه ساله‌ای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد که شوخی‌ها و تنها شدن‌ها و جای پسرم است و من با فلانی می‌روم خانه، برایش دردسرساز شود.


شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشی‌ست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد. شروع به فاصله گرفتن از غرایز. چیزهایی را آموخت که اگرچه خلاف ذاتش بود اما موجب سازگاری او شد. ما در ایران در آموختنی‌ها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما می‌رود نبود. ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمی‌شناسیم‌. محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمی‌دانیم. محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهی‌اش که مرد است و که قرار است بیرون برود و روی پروژه‌‌شان کار کنند را نمی‌دانیم. مرزهایش قابل تعریف نیست. او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود.


مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه‌ می‌کنیم و یک مفهوم وارداتی‌ست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمی‌شود که ما در مناسبت‌هامان آن را به جا می‌آوریم. جاست فرند شما مشاور شما نیست.حد و مرز مشخصی دارد. ما این مرزها را نمی‌دانیم. اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم. چون خودآگاهی نداریم گم می‌شویم. با دوستتان (مرد) و همسرتان می‌روید جنگل. شب سه نفرتان توی چادر می‌خوابید و دم صبح «حالتی بر شما می‌رود» که پس از چندی رابطه جنسی بینتان اتفاق می‌افتد.


توی گروه تلگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج می‌دهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» شما متوجه می‌شوید دارد اتفاقی در درونتان می‌افتد، ادامه‌اش می‌دهید و کار به جای باریک می رسد. اینجا جای ترمز است، جایی که دیگری می‌آید و دل و دین و عقل و هوش را به باد می‌دهد. اینجا باید فاصله بگیرید و به خودتان بگویید:« رابطه من با همسرم/ پارتنرم یک مرگیش است که باید ترمیم شود».
ما زنگ خطرها را جدی نمی‌گیریم. یک آن است. ما بارها در این موقعیت و لحظه قرار گرفته‌ایم. لحظه‌ای که می‌دانیم دارد یک جریانی از انرژی فعال می‌شود. هر آدمی آن، «آن» را و«لحظه» را درک می‌کند. همه چیز از همان لحظه آغاز می‌شود. بها دادن یا متوقف کردن آن حس مرموز، دلچسب، هیجان‌انگیز. ما قدرت عجیبی در انکار این حس و خودفریبی داریم: جدی نیست. بگذار ببینیم حالا بعدها چه می‌شود. یک سلام و علیک ساده است. یک چت کردن عادی‌ست. ولش کن، حالا بعدا یه کاریش می‌کنم…


اینجا آن نقطه‌ای‌ست که سنجش آن نیاز به مهارت دارد. اینکه زن با خودش بگوید: اگر شریک عاطفی من هم شاهد ما بود، من باهمین لحن با دوستش، با همکارم، فروشنده مغازه، مدیر فلان گروه تلگرام، فلان دوستم در فیس بوک و… صحبت می‌کردم؟! آیا اینکه دارم چت‌ها را پاک می‌کنم یک هشدار نیست که رابطه‌ام با شریک عاطفی دارد لنگ می‌زند؟


مرزها را برای سلامت روحی خودتان شناسایی کنید. در محدوده مشخصی با دیگران رفتار کنید. برای خانه‌تان، لباس پوشیدنتان، مهمانی رفتنتان و … حدومرز بگذارید. می‌دانم آنقدر از سمت نهادهای بازدارنده، کارشناس بی‌سواد تلویزیون، فلان شخصیت…. این حرف‌ها را شنیده‌ایم که حالمان به هم می‌خورد. آن‌ها این مفهوم را خراب کرده‌اند. مردم را زده کرده‌اند. آنقدر که ممکن است شما حالتان از نوشته من به هم بخورد. اما لطفا حدومرزها را جدی بگیرید. مرز ما، قلمرو ماست. باید مراقب قلعه‌مان باشیم.


نظر شما چیست؟
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت
 
   
 
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)