عملیات فتح المبین بود. نیروها به شدت درگیر بودند. همون موقع «حسن» تعدادی از فرماندهان را برای شناسایی فرستاد اروند.
گروهی از فرماندهان گفتند: «حسن آقا الآن تو عملیات فتح المبین چه وقت شناسایی ارونده! فتح المبین کجا، اروند کجا؟ چند سال طول می‌کشه تا برسیم دهانه خلیج فارس، شاید تا اون موقع جنگ تمام بشه، اصلاً شاید شهید بشیم!؟»
حسن با همان متانت همیشگی گفت: «اشکالی نداره، ما وظیفمون را انجام می‌دهیم، بودیم عمل می‌کنیم، نبودیم فرماندهان بعد از ما عمل می‌کنند و دیگر برای شناسایی وقت نمی‌گذارند.»
«حسن باقری» دشمن را خوب می‌شناخت، جوان بود اما مدیر بود و آینده نگر.

 

 

موضوعات: جبهه و شهدا و جانبازان  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...