<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>✿نـــگـــــــین عــــــــــرش✿ - آخرین نظراتروی  گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهد </title>
		<link>https://naginearsh.kowsarblog.ir/?disp=comments</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://naginearsh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=250732" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
		<item>
			<title>رحیمی [عضو]&#160;محدثه بروجرد
            function show_list(element){
                var list = '#list-www-'+element;
                var b = '#show-list-'+element;
                if ($(list).is(":hidden")){
                    $('div[id^="list-www-"]').hide();
                    $(list).fadeIn();
                    $( list ).offset({ top: $(b).offset().top + 30, left: $(b).offset().left - 145 });
                }
                else
                    $(list).fadeOut();
            }
         in response to: گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهد</title>
			<pubDate>23:27:18 +0430 یکشنبه، 10 مرداد 1395</pubDate>
			<dc:creator><span class="user nowrap" rel="bubbletip_user_104"><span class="identity_link_username">رحیمی</span></span> <span class="bUser-member-tag">[عضو]</span><span id="show-list-149139" onclick="show_list('149139')" title="ارتباط با نظردهنده" class="icon-www">&nbsp;</span><div id="list-www-149139" class="list-www"><ul><li><a target="_blank" href="https://mohadese-borojerd.kowsarblog.ir/" title="محدثه بروجرد" class="action_icon">محدثه بروجرد</a></li></ul></div><script type="text/javascript">
            function show_list(element){
                var list = '#list-www-'+element;
                var b = '#show-list-'+element;
                if ($(list).is(":hidden")){
                    $('div[id^="list-www-"]').hide();
                    $(list).fadeIn();
                    $( list ).offset({ top: $(b).offset().top + 30, left: $(b).offset().left - 145 });
                }
                else
                    $(list).fadeOut();
            }
        </script></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">c149139@https://kowsarblog.ir/</guid>
			<description>&lt;p&gt;با سلام&lt;br /&gt;
از این بی خبری ها به تو پناه می برم!&lt;br /&gt;
این بغض گلوگیر چه جانکاه است&amp;#8230;&lt;br /&gt;
وقتی تو خوشی و نعمتِ فراوان داری اما همنوعت در کورسوی خانه حقیرانه اش با شرمندگی سرش را به زیرافکنده است تا روی زرد بچه هایش را نبیند&amp;#8230;&lt;br /&gt;
چقدر ملال آور است این قصه بی خبری انسانها از هم&amp;#8230;&lt;br /&gt;
چه غمناک است وقتی بچه ی تو لباس زیبایی پوشیده اما متوجه شوی که دخترک همسایه ات زیر چشمی و با حسرت ،از لای در خانه ،بچه تو را می پاید&amp;#8230;&lt;br /&gt;
این قصه ی تلخ چه کُشنده است وقتی تو برای خرید یک لوستر خیلی لوکس  و البته گران قیمت به بازار بروی اما سر راهت به پسری برخورد کنی که به خاطر نداشتن کفش از نوک انگشتان کوچکش خون می چکد&amp;#8230;&lt;br /&gt;
حتما تو هم مثل من به جای خرید لوستر می نشینی و های های به این بی خبری خودت گریه می کنی!&lt;br /&gt;
خدایا&amp;#8230;از نعمتی که همراه با غفلت از دیگران باشد به تو پناه می برم&amp;#8230;&lt;br /&gt;
خدایا&amp;#8230;این قصه های تلخ را با ظهور منجی راستینمان پایان بده&amp;#8230;&lt;br /&gt;
 دل نوشته از:رقیه رحیمی&lt;/p&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
از این بی خبری ها به تو پناه می برم!<br />
این بغض گلوگیر چه جانکاه است&#8230;<br />
وقتی تو خوشی و نعمتِ فراوان داری اما همنوعت در کورسوی خانه حقیرانه اش با شرمندگی سرش را به زیرافکنده است تا روی زرد بچه هایش را نبیند&#8230;<br />
چقدر ملال آور است این قصه بی خبری انسانها از هم&#8230;<br />
چه غمناک است وقتی بچه ی تو لباس زیبایی پوشیده اما متوجه شوی که دخترک همسایه ات زیر چشمی و با حسرت ،از لای در خانه ،بچه تو را می پاید&#8230;<br />
این قصه ی تلخ چه کُشنده است وقتی تو برای خرید یک لوستر خیلی لوکس  و البته گران قیمت به بازار بروی اما سر راهت به پسری برخورد کنی که به خاطر نداشتن کفش از نوک انگشتان کوچکش خون می چکد&#8230;<br />
حتما تو هم مثل من به جای خرید لوستر می نشینی و های های به این بی خبری خودت گریه می کنی!<br />
خدایا&#8230;از نعمتی که همراه با غفلت از دیگران باشد به تو پناه می برم&#8230;<br />
خدایا&#8230;این قصه های تلخ را با ظهور منجی راستینمان پایان بده&#8230;<br />
 دل نوشته از:رقیه رحیمی</p>]]></content:encoded>
			<link>https://naginearsh.kowsarblog.ir/گاهی-دلم-هیچ-چیز-نمی-1#c149139</link>
		</item>
			</channel>
</rss>
