✿نـــگـــــــین عــــــــــرش✿
 
 




نگین عرش
وبلاگ به نام فاطمه زهرا(س)(نگین عرش) ساخته شده✿ هستيِ هستي به بود فاطمه ست✿ مهر محراب سجود فاطمه ست✿ قصـه راكوته كنم كاندر ازل✿ عـلت خلقت وجود فاطمه ست✿


Random photo
خدا کجاست؟؟؟


آخرین مطالب


موضوعات


پربازدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب


تدبر در قرآن
آیه قرآن





ذکر ایام هفته

مهدویت امام زمان (عج)


سخن بزرگان


کرامات معصومین(ع)
آیه قرآن


جستجو


تعبیر خواب رویا



قال انبیاء

وضعیت یاهو مذهبی



آخرین نظرات





 



  امام حسين عليه السلام میفرمایند:

 در بيان آنچه هنگام ظهور امام زمان عليه السلام رخ مى دهد : بركت از آسمان به سوى زمين فرو مى ريزد، تا آن‏جا كه درخت از ميوه فراوانى كه خداوند در آن مى افزايد، مى شكند. (مردم) ميوه زمستان را در تابستان و ميوه تابستان را در زمستان مى خورند و اين معناى سخن خداوند است كه: (و اگر مردمِ آبادى ها ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى كردند، بركت هايى از آسمان و زمين به روى آنان می گشوديم، ليكن تكذيب كردند)

الخرائج و الجرائح ج2 ،ص849

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند.

۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی‌ ندارد.

۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است؛ به زمان کمی‌ فرصت دهید.

۴. کسی‌ دلیل و مسئول خوشبختی‌ شما نیست؛ خودتان مسئولید.

۵. زندگی‌ خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی‌ آنها برای چه و چگونه است.

۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی‌ چیز‌ها را ندانیم.

۷. لبخند بزنید؛ شما مسول حل تمام مشکلات دنیا نیستید

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 آنقدر قوی باشید که هیچ چیز ذهنتان را به هم نریزد.
 در هر گفتگویی کلامی از سلامتی،
 شادی و ثروت بر زبان بیاورید.
 توانایی دوستان را به آنها یادآوری شوید.
 نیمه روشن هر چیز را بنگرید.
 به بهترین، فکر؛
 برای بهترین، کار؛
 و بهترین را بخواهید.
 مشتاق موفقیت دیگران باشید.
 اشتباهات گذشته را فراموش کنید.
 به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنید.
 در برابر ناراحتی، صبور؛
 در برابر ترس، قوی؛
 و در برابر خشم متین، باشید.
 بهترین باشید و به دنیا ثابت کنید که بهترین هستید..
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




امروز هم مثل دیروز…
بی خبر آمد و بی درنگ می رود…
ولی امروز تفاوتش با دیروز
با دستان تو رقم می خورد…
می توانی عشق، محبت و بخشش را،
جایگزین گذشته ات کنی…
امروز زندگی طور دیگری رقم می خورد،
چون تو دیروزت نیستی…
امروزی، با همه ی خوبی هایت
که یکجا جمع شده است…
خدا هم با ماست …
هر جا خوبی هست خدا هم هست…
امروز به بعد فقط خدا خدای خوبیهاست،
و ما بهترین های دنیاییم.

 
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




انسان بی شباهت به «آب» نیست
اگربخواهد زنده باشد و زندگی ببخشد
باید جریان داشته باشد
باید پی برخورد با سنگ ها و سختی ها را به تنش بمالد
باید شجاعت چشیدن گرم و سرد روزگار را داشته باشد
تا باران شود و بر جهان ببارد…
وگرنه کسی که تحمل سختی ها را نداشته باشد
همچون آب ساکنی است که صدایش به کسی آرامش نمی دهد
با دیگران که کنار نمی آید هیچ
خودش راهم نمی تواند نجات دهد..!
مرداب می شود و می گندد…

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




پنج جمله تاثیرگذار :

1- هر چالشی فرصتی برای رشد و پیشرفت است.

2- شما نتیجه افکاری هستید که تا کنون داشته اید.

3- اگر به همان عادت های قدیمی ادامه دهید، زندگیتان بهتر از این نخواهد شد.

4- تا زمانی که دیگران را مسبب ناکامی های خود بدانید، هرگز موفق نخواهید شد.

5- اگر می خواهید بهترین ها را دریافت کنید، باید باور داشته باشید که سزاوار بهترین ها هستید.
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 
زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست


حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
زندگی جنبش جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




عادت فرسودگی ست
ماندگی
آب راکد
مرداب
تغییر بده! بیندیش و جابه جا کن!
مگر هزار راه تو را به محل کارت نمی رساند!؟
خوب هر روز با اراده یکی از این راه ها را انتخاب کن.
کمی دور
کمی نزدیک
کمی سخت
کمی آسان…

بترس از عادت و یکنواختی که هرگز چیزی به اندازه عادت برای روح آدمی نفرت انگیز نبوده است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




صبركردن به معناى ماندن و انتظار كشيدن نيست،
به معناى آينده نگر بودن است.

صبر چيست؟
به تيغ گُل نگريستن و گُل را پيش چشم
مجسم كردن است.
به شب نگريستن و روز را در خيال ديدن است.

عاشقان الهی صبر را همچون شهد شيرين
بكام ميكشد و هضم ميكنند.
ميدانند زمان لازم است تا
هلال ماه بدر كامل شود.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




کتابی که در ذهنت می خوانی
برگ بزن

همه قطعات کتاب را تو ننوشته ای
بسیاری از قطعه ها نوشته دست
دیگران است

این بار آگاه شو !
تو بخواه چه نکته ای از این کتاب ؛توسط تو خوانده شود
قرائت کن !

قرائت کن آنچه را که تو را به تویی ماورای گذشته ات از کتاب مسطور ؛ رهنمون می شود
و بدان !
آنچه را تو آگاهانه می خوانی کبوتر درونت را به هستی اوج می دهد تا همان را انتشار داده و دریافت کند…

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نجواهای من  لینک ثابت




 از این پس هرگز…

 از بچه ها نپرسیم پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت ؟

 از بچه های فامیل راجع به معدل درسیشان نپرسیم.

 سرزده به خانه کسی نرویم.

 راجع به متراژ و قیمت خانه صاحبخانه از او سوال نپرسید. راجع به قد و وزن و سن اشخاص و مسایل شخصی انها مثل آیا نماز میخوانید آیا روزه اید سوال نپرسید.

 وقتی برایمان مهمان می آید تلوزیون را خاموش کنیم .

 از عروس و داماد خود به فرزندانمان بدگویی نکنیم.

 وقتی پدر یا مادری فرزندش را تنبیه کرده جلوی بچه طرفداری بچه را نکنیم.

 در تربیت فرزند دیگران حتی نوه هایمان هیچ دخالتی نکنیم.

 هرگاه برای تولد بچه ای کادو میبرید اگر خواهر، برادری دارد حتما برای آنها هم چیزی ببرید.

 هدایایی را که برای ما مناسب نبودند به دیگران هدیه نکنیم.

 بدون اجازه همسایه مهمانی با صدای موزیک بلند در منزل نگیریم.

 در مکان های عمومی اگر فرد سالمندی ایستاده شما ننشینید.

 در مترو و اتوبوس به افراد زل نزنید.

 موقع رانندگی داخل ماشین بغلی را نگاه نکنید.

 وقتی چراغ سبز میشود با بوق اعلان نکنید.

 وقتی پیاده راه میروید اخم نکنید.

 وقتی دوستانتان را بعد مدتی میبینید، هرگز نگویید: چقدر پیر شده ای!

 به آرامی غذا بخورید. مخصوصا وقتی مهمان هستید بیشتر از کنار هم غذا خوردن لذت ببرید تا خود غذا.

 باران که می آید کنار پیاده رو ها آهسته برانیم

  در متروها و اتوبوسها بدانیم حق تقدم با کسانی هست که قصد پیاده شدن دارند سپس افرادی که سوار میشوند.

 هرگز بدون ادکلن به سر کار نروید مخصوصا اگر شغل شما طوریست که با ارباب رجوع زیاد سروکار دارید.

 به افراد بیمار یا معتاد یا اقلیت ها به چشم یک انسان عادی نگاه کنید و با آنها رفتار عادی و محترمانه داشته باشید.

 هرگز میزان حقوق ماهیانه کسی را نپرسی

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




حرف مردم مانند موج دریاست
اگر در مقابلش بایستی
خسته ات میکند!!

واگر با آن همراهی کنی
غرقت میکند!!
ولی یادت باشد
قرار نیست که همه آدمها تو را درک کنند?

آنها حق دارند نظر دهند وتو

کاملا حق داری حرف های غیر منطقی آنها را نادیده بگیری?

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نجواهای من  لینک ثابت




 

سه نفر باهم عازم سفری شدند در راه به یک مکان زیبا و پراز جواهرات و اسایش برای زندگی رسیدند.یکیشون گفت :من برای همیشه اینحا میمونم و از ادامه راه باز ماند.
دومی مقداری توقف کرد و بعدا کامل و تمام به قصد نرسید
سومی بی درنگ از انجا عبور کرد و به سرعت به مقصد رسید
مثال این سه نفر کسانی هستند که در این دنیا زندگی میکنند برخی بی توجه به زرق و برق زندگی از این دنیا عبور کرده به خدا میرسند.
برخی از مقداری زرق و برق دنیا فریبشان میدهد و لی زود متوجه میشوند .و گروه سوم تجملات دنیا و زینتهای دنیوی انها را به خود مشغول کرده و از یاد خدا و دنیا بازمیدارد
 فلاٰ تَغُرَّنَّكُمُ اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا وَ لاٰ يَغُرَّنَّكُمْ بِاللّٰهِ اَلْغَرُورُ ﴿۵﴾فاطر
تفکر قرانی

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




#انگیزشی

  تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود

 یادمان باشد ،
سنگها نه خرده حسابی با پاهای لنگ دارند
نه قرار و مداری با پاهای سالم!
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم …

 هر سقوطی
پایان کار نیست …
باران را ببین،
سقوط باران
قشنگترین “آغاز” است …

هوای زندگیتان سرشار از لحظه‌های قشنگ ِ

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نجواهای من  لینک ثابت




#آموزنده
#درس_زندگی

 هر اتفاقی که می‌افتد، یک درس زندگی است.
هر آدمی که با او برخورد می‌کنید،
هر چیزی که می‌بینید،
همه، بخشی از تجربیات آموزنده شما از زندگی هستند.

یادتان نرود که درس بگیرید،مخصوصاً وقتی اوضاع آنطور که شما می‌خواهید پیش نمی‌رود.

اگر کاری که می‌خواستید را پیدا نکرده‌اید،
یا رابطه‌تان آنطور که می‌خواهید نیست،
فقط به این معنی است که چیزی بهتر از آن،
بیرون منتظر شماست.

و درسی که گرفته‌اید اولین قدم برای پیش رفتنتان است.

  

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




ﮔﺎﻫﯽ ﺧﺪﺍ…
ﺑﺎ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮ…
ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ…!

ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ،
ﮔﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ…!

ﺑﺎ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺗﻮ،
ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﺪ…!

ﺑﺎ ﻗﺪﻡ ﺗﻮ،
ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺣﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ…!

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ،
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ،
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ …( #انسانیت را فراموش نکنید)

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ : ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻦ !
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﮕﻮﻧﻪ؟
ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ،
ﺣﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﯿﻒ ﻭ ﻧﻤﺮﺍﺕ ﺍﻭ ﻧﻤﯿﺮﻭﯼ،
ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻧﻮﻉ ﻏﺬﺍ ﻧﻈﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ،
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ،
ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺟﻮﯾﺎ ﻣﯿﺸﻮﯼ،
ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺕ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ،
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﻮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ
ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﯾﮑﯽ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ .
ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ، ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﻓﺮﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اسلام و تربیت کودک  لینک ثابت




 

آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی در 21 محرم الحرام 1342 از نجف اشرف به قصد زیارت حضرت علی بن موسی الرضاعلیه السّلام مام هشتم شیعیان و به جا آوردن صله ارحام و ملاقات با علما و فقهای ایران ، اقدام به مسافرت کرده و پس از انجام صله ارحام به مشهد مقدس شتافت و سر بر آستان امام هشتم علی بن موسی الرضاعلیه السّلام سایید و با علمای این شهر دیدار و از کتابخانه آستان قدس رضوی بازدید کرد و سپس راهی تهران گردید و چندین ماه در تهران اقامت نمود و طی این مدت از محضر فقهاء و علمای بزرگ و معروف کسب فیض کرد و در هشتم شعبان 1343 برای زیارت مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی به شهر ری عزیمت و در دوازدهم شعبان به منظور زیارت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام به شهر عالم پرور قم سفر نمود و به امر و درخواست حضرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤ سس حوزه علمیه قم در این شهر رحل اقامت افکند و مدّتی هم در جلسات درس ایشان و حوزه های درس آیت اللّه حاج شیخ مهدی حکمی قمی ، آیت اللّه میر سید علی یثربی کاشانی و حاج میرزا علی اکبر مدرس یزدی ، معروف به حکیم الهی و دیگر دانشمندان شرکت کرد.

???? کرامات مرعشیه

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: داستان های علما  لینک ثابت




#آموزنده

 ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ .
 ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
 ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ .
 ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﻧﺪ .
 ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ.
 ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
 وﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: اسلام و تربیت کودک  لینک ثابت





زندگی

هیچ گاه به بن بست نمیرسد!

کافیست چشم باز کنی و راه‌های

بیشماری را فراروی خود ببینی!…

خدا که باشد هر معجزه‌ای ممکن میشود…

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




اشتباهاتم را دوست دارم، آنها همان تصمیماتی هستند که خودم گرفته ام و نتیجه اش را هر چه باشد میپذیرم.

اشتباهاتم را گردن کسی نمی اندازم، میپذیرم که انسانم و اشتباه میکنم ، نه فرشته ام و نه شیطان و نه انسان کامل. تا زنده ام برای انتخاب راه درست فرصت هست.

وقتی زمین میخورم، بلند میشوم خودم را میتکانم و ادامه میدهم. اشتباهاتم را دوست دارم، آنها حباب شیشه ای غرورم را می شکنند.

هر زمان به اشتباهاتم پی بردم، بزرگتر شده ام. اشتباهاتم را دوست دارم، آنها گران ترین تجربه هایم هستند ،چراکه برایشان هزینه گزافی پرداخته ام

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 
تونل ها به ما آموختند که حتــﮯ در دلِ سنگ هم

راهـﮯ برای عبورهست

تونل ها راست مــﮯگويند

راه هست ، حتــﮯ از دلِ سنگ

” آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مـﮯ گشايد

  

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




گاهی فاصله‌ها خیلی کوتاه است…
مثلاً
از دشمنی تا دوستی
یک لبخند

از جدایی تا پیوند
یک قدم

از توقف تا پیشرفت
یک حرکت

از عداوت تا صمیمیت
یک گذشت

از شکست تا پیروزی
یک شهامت

از عقب‌گرد تا جهش
یک جرأت

از نفرت تا علاقه
یک محبت

از خساست تا سخاوت
یک همت

از صلح تا جنگ
یک جرقه

و از آزادی تا زندان
یک غفلت
فاصله است…

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نجواهای من  لینک ثابت




 

 

 

متن شبهه یا سوال :

اسم یاحسین نوشته شده بر روی ماه

همین الان
اونایی که باور ندارن ببینن

پاسخ :

– متاسفانه عکسی در فضای مجازی در حال انتشار است با عنوان « اسم یاحسین نوشته شده بر روی ماه » با توجه به اینکه این دست مطالب چند وقتی است در فضای مجازی زیاد در حال دست به دست شدن است لازم است به چند نکته دقت کنیم؛

1. اینکه بعضا روی برخی از سطوح یا اجسامی، نامی یا شکل معنا داری نقش می بندد – که یا حقیقتا نقش می بندد یا اینکه ما به تصور خودمان آنچه را میخواهیم از آن تصویر استخراج میکنیم – نه چیز تازه ای است و نه چیزی را ثابت میکند. (البته لازم بذکر است که نقش بستن بسیار از این نقوش با تلقین خود ما صورت می پذیرد.)

2. وجود ائمه معصومین علیهم و بزرگی و عظمتشان و همچنین نیاز جامعه بشری به آن بزرگواران هم از راه عقل و هم از راه نقل (تاریخ و روایات) اثبات شده و نیازی به این گونه امور برای اثبات آن نیست.

3. هدف از تولید و نشر این گونه مطالب، تنها از بین بردن تفکر و تعقل در افراد معتقد و کشاندن آنها به وادی خرافات و اموری از این دست است.

4. اگر چه ممکن است این تصویر و همانند این تصاویر بدون هیچ قصد و غرضی منتشر شود ولی باید توجه داشت این دست مطالب نه تنها چیزی را اثبات نمی کند بلکه با اثبات شدن خلاف آن موجب سست شدن اعتقادات مردم می گردد که هدف دشمنان اسلام نیز در فضای مجازی – با تولید این همه شبهات و شایعات – همین است.

 

#ماه

#یا حسین

#تصویر روی ماه

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




سال ۱۹۶۷ شبکه BBC برنامه‌ای (به مناسبت یک آوریل) درست کرد و با مردی مصاحبه کرد که ادعا کرده بود تکنولوژی به اسم Smellovision اختراع کرده
که از طریق امواج تلویزیونی «بو» ارسال می‌کنه،

داخل برنامه پیاز خرد کرد و قهوه درست کرد و تعداد زیادی از بیننده‌ها تماس گرفتن و تائید کردن این بوها رو از تلویزیون حس کردن.

سال ۱۹۷۷ هم روانشناسی به اسم O’Mahony برنامه‌ی مشابهی اجرا کرد که بوی «روستا» رو از طریق تلویزیون ارسال می‌کرد.

بعد از ۲۴ ساعت نزدیک به ۲۰۰ گزارش دریافت شد که بوی گل، گندم، سیب، نان و سیب‌زمینی و… از تلویزیونشون خارج شده. حتی تعدادی از بینندگان شروع حساسیت به خاطر این برنامه ابراز شکایت کردن. این و چندین مورد مشابه دیگه، قدرت روانی تلقین توی تصویرسازی ذهنی رو نشون دادن.

ا Wiseman تو کتابش مثال زده که اگه کنارش AC باشن یا 12,14 معنای متفاوت میده. و میگه اگه محتوای مناسب داده بشه، مردم ناخوداگاه معنا میسازن!

 

#یاحسین #ماه

#شایعه

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

یکی از اساتید دانشگاه:

 

 

ما فرزندان استدلالیم
شایعه رویت نام مبارک امام حسین علیه السلام درشب شام غریبان آن حضرت بر روی ماه، صرف نظر از اینکه بطلان شایعه مذکور به دلیل تشابه احتمالی برخی حالات ماه امری بدیهی بوده و این مهم نیز با بررسی دقیق عکسهای ارسالی و نزدیک از ماه اثبات گردیده است، عمق سطحی نگری فرهنگی موجود در میان عوام و حتی برخی خواص را در خصوص مساله امامت را به اثبات می رساند.

 

جای بسی تعجب است که سطح حقانیت امامت شیعه را چنین پایین آوریم که برای اثبات حقانیت به جای توسل به برهان و استدلال محکم، به مسائل خرافی و ظاهری چنگ توسل زده و ارزش مدعی به را به سطح پایینی تنزل دهیم. کاملا مبرهن است که شیعه ای که همواره با برهان و استدلال و منطق عقلایی خویش که فارغ از حصار زمان و مکان بر تمامی مسائل فارغ و چیره بوده است و در حال حاضر پس از چهارده قرن و در حالی که تمامی مکاتب در مقابل حقانیت مسلم تشیع سر تسلیم فرود آورده اند، نیازی به توسل برخی مسائل واهی و سطحی اینچنینی برای اثبات حقانیت خویش ندارد.

 

چرا که به فرموده امام صادق (ع) : نحن ابناء الدليل نميل حيث يميل ، انّما المتبع هو البرهان، ( ما فرزندان دليل و استدلاليم هر کجا برهان برود ما هم در معیت اویم و فقط برهان است که باید تبعیت شود). پیشوایان دینی ما نیز بر این اساس در مقام اثبات حقانیت تشیع، به جای توسل به قدرت خارج از اراده افراد عادی، همواره با تمسک به قاعده ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها (خداوند ابا دارد از اینکه امور جز از طریق عادی اش انجام شود)، همواره ابزار گفتگو و استدلال را برگزیده اند و ماحصل این شیوه تربیتی ائمه نیز بروز و ظهور چندین هزار شاگرد در محضر امام صادق علیه السلام بوده است که تاکنون 38 نسل از فقها با آثاری فاخر و ماندگار که هر یک سند حقانیت شیعه بوده اند، حیات طیبه شیعه را تداوم بخشیده اند.

 

لذا ضمن اعلام قطعی مغایرت این شایعه هدف دار با منطق استدلالی شیعه می بایست اشاره نماییم که تجربه نشان داده است که شایعات اینچنینی معمولا هدفدار و با نیات خاصی منتشر می شوند و در دراز مدت اثرات سوئی دارند که از زمره آنها می توان به بهانه دادن به دست وهابیت ملعون جهت انتساب خرافاتی بودن به تشیع، بی اعتقادی مردم به مساله امامت در صورت اثبات کذب ادعا، ترویج سطحی نگری در میان مردم به مساله امامت و کاهش شان مساله امامت اشاره نمود که برای بهبود این سطح فکر فرهنگی در میان مردم علی الخصوص عوام مردم، ضرورت کار فرهنگی جدی احساس می شود که متاسفانه تاکنون به صورت شایسته و بایسته انجام نگرفته است.

 

امید است حداقل قشر خواص جامعه با دامن نزدن به شایعات مذکور، با منطق و استدلال سعی در اقناع مردم برای شناخت اهل بیت علیهم السلام از مجاری صحیح و استوار داشته باشند 

# یا حسین 

#ماه 

#شایعه 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




امشب در فضایی مجازی تصویر رو فرستادن که کلمه یا حسین بر روی ماه حک شده است 

 

تصویر دیگری از سطح ماه در امشب 

 

 

 

واقع بین بودن بهتر از این است که از بعضی امور که آگاهی نداریم در جهت مذهب و اعتقادات خود استفاده کنیم و حتی اعتقاد خود را زیر سوال ببریم 

 

 

خوب است به این نوشته توجه کنیم 

 

پیرو عکس ماه، اگه دوست داشتید متن پایینم بخونید

پاریدولیا (به انگلیسی: Pareidolia) یک پدیدهٔ روان‌شناختی است که در آن، فرد علایم و یا صداهایی را که ادراک می‌کند به صورت معنادار می‌شناسد. از مثال‌های معمولی که در این باره زده می‌شود می‌توان به این موارد اشاره کرد: دیدن چهره در ابرها، دیدن چهره در ماه، شنیدن پیام‌های ناشناخته وقتی نوار و یا صدای ضبط‌شده به‌صورت برعکس پخش می‌شود.

یکی از بارزترین جلوه‌های پاریدولیا، دریافت و تصور نمادهای مذهبی از عکس‌ها، نحوه قرار گرفتن اشیاء در کنار هم یا بافت خاص یک جسم است. این نوع از پاریدولیا، اختصاص به فرهنگ یا معتقدان مذهب خاصی ندارد و تقریباً در همه کشورها و در میان پیروان همه ادیان این نوع تلقی‌ها مشاهده شده است.

#یاحسین

#ماه

#شایعه

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

گفتم کجا گفتا به خون
گفتم چه وقت گفتا کنون
گفتم چه وقت گفتا کنون
گفتم سبب گفتا جنون
گفتم نرو خندید و رفت
گفتم سبب گفتا جنون
گفتم نرو خندید و رفت
گفتم که بود گفتا که یار
گفتم چه گفت گفتا قرار
گفتم چه گفت گفتا قرار
گفتم چه زد گفتا شرار
گفتم بمان نشنید و رفت
گفتم چه زد گفتا شرار
گفتم بمان نشنید و رفت

آندم بریدم از زندگی دل
که آمد به مسلخ شمر سیه دل
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می نشست و من می نشستم
او روی سینه من در مقابل
او می کشید و من می کشیدم
او از کمر تیغ من آه باطل
او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر از او دل
او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر از او دل

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

آیا کسی هست که از من به حسین پیامی برساند، اگر چه برخی، آن را ناخوش دارند!؟
حسین، کشته‌ای است بدون جرم و گناه که پیراهن او به خونش رنگین شده…
بعد از کشیدن جزء جزء کــربـلا
حالا نوبت به رنگ زدن خدا می رسد
از بین رنگها انتخاب می کند
سرخی را برای محاسن حسین
و سفیدی را برای موی زینب.

 

حماسه ماندگار عاشورا و تاثیر بی‌بدیل آن بر مسیر آزادی‌خواهی در طول تاریخ، از آن دست حوادث تاریخی است که هرگز در قالب یک دین و آیین نمی‌گنجد و آزاداندیشان و متفکران اقصی نقاط عالم، آن را بررسی و بر حقانیت چنین واقعه حیات‌‌بخشی برای اسلام و آزادی‌خواهی در جهان، سر تعظیم فرود می‌آورند.

 

چارلز دیکنز(نویسنده‌ معروف انگلیسی)
اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می‌نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد.

محمدعلی جناح (قائد اعظم پاکستان)
هیچ نمونه‌ای از شجاعت، بهتر از آنچه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد، پیروی نمایند.

 

مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند)
من زندگی امام حسین (ع)، آن شهید بزرگ اسلام را بدقت خوانده‌ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین (ع) پیروی کند.


ادوارد براون (مستشرق معروف انگلیسی)
آیا قلبی پیدا می‌شود که وقتی درباره‌ کربلا سخن می‌شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیرمسلمانان نیز نمی‌توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.

 

عباس محمود عقاد (نویسنده و ادیب مصری)
جنبش حسین(ع)، یکی از بی‌نظیرترین جنبش‌های تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوتهای دینی یا نهضت‌های سیاسی پدیدار گشته است…

 

ماربین آلمانی (خاورشناس)
حسین (ع) با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. این سرباز رشید عالم اسلام، به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هرچه ظاهراً عظیم و استوار باشد، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت.

 

گیبون (مورخ انگلیسی)
با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم‌وطن نیستیم، مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین (ع) تحمل نموده، احساسات سنگ‌دل‌ترین
خوانندن را برمی‌انگیزد.

آنتوان بارا (مسیحی)
اگر حسین(ع) از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی‌افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می‌نمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیت فرا می‌خواندیم.

 

سرپرس سایکس (خاورشناس انگلیسی)
حقیقتاً آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند، به درجه‌ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی آن را شنید،‌ بی‌اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود، این یک مشت مردم دلیر غیرتمند، مانند مدافعان ترموپیل، نامی بلند غیرقابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.

 

توماس کارلایل (خاورشناس مشهور انگلیسی)
بهترین درسی که از تراژدی کربلا می‌گیریم، این است که حسین(ع) و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می‌شود اهمیتی ندارد. پیروزی حسین (ع) با وجود اقلیتی که داشت موجب شگفتی من است.

 

مسیو هاربین

مسیو هاربین می گوید: اگر در کلمات و گفتار حسین(علیه السلام) درست دقت شود معلوم خواهد شد که هدف و آرمان حسین (علیه السلام) جلوگیری از ستم بود و این همه قوت قلب و از خود گذشتگی را در راه مقصود عالی خویش خرج کرده است. حتی در آخرین دقایق زندگی طفل شیرخوار خود را قربانی حق و حقیقت نمود و با این عمل اندیشه فلاسفه و بزرگان عالم را متحیر ساخت.

 

واشنگتن ایرونیگ

واشنگتن ایرونیگ ، نویسنده، سیاستمدار ، مقاله نویس و شاعر آمریکایی مشهور نیز اظهار می دارد: در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ های تفتیده ی عراق،روح حسین(علیه السلام) فنا ناپذیر است. ای حسین(علیه السلام)! ای پهلوان و ای نمونه ی شجاعت و ای شهسوار من.

بروکلمان کارل

بروکلمان کارل،خاورشناس و بزرگ ترین عرب شناس آلمانی می نویسد: شهادت حسین(علیه السلام) علاوه بر نتایج و اثرات سیاسی، موجب تحکیم و اشاعه ی مذهب شیعه گردید و این مذهب، مرکز و مظهر تمایلات ضد غرب شد.

تاملاس توندون

تاملاس توندون، رییس اسبق کنگره ملی هندستان هم می گوید: این فداکاری های عالی از قبیل شهادت امام حسین(علیه السلام)، سطح فکر آدمی را ارتقا بخشیده و شایسته است خاطره ی آن همیشه باقی بماند و یادآوری شود.

موريس دوكبرا

موريس دوكبرا نویسنده معاصر فرانسوی می نویسد: اگر مورّخان ما حقيقت روز (عاشورا) را مي‌دانستند و درك مي‌كردند كه عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي‌پنداشتند، زيرا پيروان حسين به واسطة عزاداري حسين مي‌دانند كه پستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول كنند و شعار پيشرو و آقاي آن‌ها، تن به ظلم و ستم ندادن بود.

 

رِنالد الین نیکلسون

رِنالد الین نیکلسون، خاورشناس و اسلام شناس معروف، می نویسد: بنی امیه سرکش و مستبّد بودند، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند. چون تاریخ را بررسی کنیم گوید: دین بر ضد فرمانروایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراتوری ایستادگی نمود. بنابراین تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین علیه السلام به گردن بنی امیه است.

گاسپار دروویل

گاسپار دروویل در سفرنامه خود می نویسد: سرگذشت غم انگیز امام حسین علیه السلام و یارانش اذهان نیمی از جهان اسلام را به خود مشغول داشته است. گذشت قرن های بسیار که هرکدام فاجعه ها و غم های خود را به همراه دارد این داغ را بی اثر نکرده است و احساسی را که یادآوری آن واقعه برمی انگیزد تخفیف نداده است. حتی دشمنان حسین علیه السلام با دیدن مقاومت بردبارانه او و از خودگذشتگی یارانش، به رحم آمدند(حر). وقایع ثبت شده روز هولناک دهم محرم چنان از عواطف پاک انسانی سرشار است که مردم را تکان می دهد و تاثر آنها را از نسلی به نسلی دیگر منتقل می کند.

سر پرسی سایکس

سر پرسی سایکس خاورشناس انگلیسی تاکید می کند: حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود. این یک مشت مردم دلیر غیرتمند، نامی بلند و غیرقابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.

جرج جرداق

جرج جرداق دانشمند و ادیب مسیحی یاد آور می شود : وقتی یزید مردم را تشویق به قتل حسین(علیه السلام) و مامور به خونریزی می کرد، آنها می گفتند «چه مبلغ می دهی؟» اما انصار حسین(علیه السلام) به او می گفتند «ما با تو هستیم. اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم».

 

ل. م.بوید

ل. م.بوید، هم می گوید: در طی قرون، افراد بشر همیشه جرات و پردلی و عظمت روح، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین(علیه السلام) و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام، هرچند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام حسن و امام حسین (ع)  لینک ثابت




مقام امام حسين عليه السلام
در حديث صحيحي آمده است: پيامبري نيست مگر اين که سرزمين کربلا را زيارت کرده و به آن سرزمين خطاب کرده که ماه درخشنده‌اي را در تو دفن مي‌نمايند.

حضرت نوح در کربلا
وقتي کشتي نوح بر روي آب سير مي‌کرد به سرزميني رسيد که نوح از تلاطم شديد آن ترسيد که کشتي غرق شود. گفت: همه دنيا را دور زدم و مثل اين سرزمين، دلهره و نگراني به من دست نداد، ‌جبرئيل نازل شد و گفت: “اينجا سرزمين کربلا و قتلگاه حسين عليه السلام فرزند آخرين پيغمبر خدا است.” حضرت نوح و اصحابش براي مظلوميت آن حضرت گريه کردند و بر قاتلش لعن نمودند.

حضرت ابراهيم در کربلا
شيخ الانبياء، حضرت ابراهيم عليه السلام وقتي سوار بر اسب بود، از اين سرزمين مي‌گذشت، پاي اسبش لغزيد و از اسب زمين خورد و سرش شکست، گفت: خدايا! چه لغزشي از من سر زده که اين چنين شد؟ به اراده الهي اسبش به سخن آمده و گفت: اين سرزمين کربلاست و فرزند آخرين پيامبر الهي را در اينجا مي‌کشند؛ به خاطر همدردي با خون پاک آن عزيز زهرا خون سرت جريان پيدا کرد.

حضرت خاتم الانبياء (ص) در کربلا
حضرت فرمودند مرا به سرزميني سير دادند، که گفته مي‌شد اينجا کربلاست (سرزمين حزن و اندوه) و در آنجا قتلگاه فرزندم حسين و اصحاب با وفايش را به من نشان دادند، و در آنجا يک مجلس سوگواري و عزاداري برپا شد.

حضرت علي عليه السلام در کربلا
ابن عباس مي‌گويد: همراه حضرت علي عليه السلام در مسير صفين بودم، وقتي به دشت کربلا (ساحل فرات) رسيديم پياده شديم. ناگهان آن حضرت با صداي بلند گريه کردند و فرمودند: “آيا اين سرزمين را مي‌شناسي؟ عرض کردم: نمي‌شناسم. حضرت فرمودند: اگر مانند من مي‌شناختي از اينجا نمي‌گذشتي مگر اين که مانند من گريه مي‌کردي … اين را فرمودند و گريه زيادي کردند طوري که اشک از محاسن شريف آن حضرت جاري و بر سينه مبارکشان مي‌ريخت. فرمودند: “اين سرزمين کربلاست، که محل شهادت حسينم و هفده نفر از نسل من و فاطمه زهرا سلام الله عليها مي‌باشد و مانند مکه و مدينه و بيت المقدس شناخته مي‌شود.

زيارت امام حسين عليه السلام، بزرگترين ارزش
امام صادق عليه السلام فرمودند: زيارت امام حسين عليه السلام از هر عمل پسنديده‌اي ارزش و فضيلتش بيشتر است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




فلسفه عزاداري براي امام حسين(ع)


عزاداري شيعيان براي امام حسين (ع) نه اظهار ناراحتي و اندوه گرفتن بر شکست ايشان بلکه اظهار تأسف بر بشريت بخاطر جنايتي که انجام داده و در کنار اظهار غم در مورد مصيبتي که بر اولياء الهي وارد شده و امري منطقي و مبتني بر عقل و شرع مي باشد. در واقع اين عزاداري ها يک استراتژي دقيق و در مسير اهداف قيام امام حسين عليه السلام است. زيرا عزاداري براي امام در حقيقت تجليل از فداکاريو پاسداشت از يک شخصيت جهاني است که همه زندگي خود و خانواده اش را فداي دين ، فرهنگ و ظلم ستيزي نمود.
تجليل از اين شخصيت در حقيقت تجليل از همه خوبي ها است. عزاداري براي آن امام همام يکي از قالب هاي حفظ ياد و خاطره حضرت و ياران او مي باشد، افزون برآن عزاداري براي امام (ع) فوايد و آثاري هم دارد که به خاطر آن به اين امر تأکيد شده است؛ چنانکه معصومان (ع)هم خود براي امام حسين (ع) عزاداري مي کردند و هم اين که ديگران را به اين امر سفارش مي کردند. لذا بايد فلسفه عزاداري دانست.
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





محبت و دوستى
قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اکرم(ص) و اهل‌ بيت (ع) را بر مسلمانان واجب کرده است.
دوستى لوازمى دارد و دوستدار صادق، کسى است که شرط دوستى را - چنان که بايد و شايد - به جا آورد. يکى از مهم‌ترين لوازمدوستي ، هم دردى و هم دلى با دوستان در مواقع سوگ و اظهار سرور و شادي در شادى آنان است. از اين رو در احاديث، بر برپايى جشن و سرور در ايام شادي اهل‌ بيت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکيد فراوان شده است.
امام صادق(ع) نيز فرمود:شيعيان ما پاره‌ايى از وجود ما هستند و از زيادى گل ما آفريده شده‌اند؛ آن چه که ما را بدحال يا خوش حال مى‌سازد، آنان را بدحال و خوش حال مى‌گرداند.»
بر اين اساس وظيفه عقلانى و شرعي ، ايجاب مى‌کند که در ايام عزادارى اهل‌بيت (ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ يعنى، با اشک، آه و ناله و زارى، و با کم خوردن و کم آشاميدن، مانند افراد غم‌زده، اظهار نماييم.
انسان ‌سازى
از آن جا که در فرهنگ شيعى، عزادارى بايد از سر معرفت و شناخت باشد؛ هم‌دردى با آن عزيزان، در واقع يادآورى فضايل ، مناقب و آرمان‌هاى آنان است و بدين شکل، آدمى را به سمت الگوگيرى و الگوپذيرى از آنان سوق مى‌دهد. فردى که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت مى‌کند، شعور و شور و شناخت و عاطفه را درهم مى‌آميزد و در پرتو آن، انگيزه‌اى قوى در او پديدار مي گردد و هنگام خروج از مراسم عزادارى مانند محبى مى‌شود که فعّال و شتابان به دنبال پياده کردن اوصاف محبوب در وجود خويشتن است.
جامعه ‌سازى
هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسان‌سازى گشت؛ تغيير درونى انسان به عرصه جامعه نيز کشيده مى‌شود و آدمى مى‌کوشد تا آرمان‌هاى اهل ‌بيت(ع) را در جامعه حکم ‌فرما کند.
به بيان ديگر، عزادارى بر اهل‌ بيت(ع)، در واقع با يک واسطه، زمينه را براى حفظ آرمان‌هاى آنان و پياده کردن آنها فراهم مى‌سازد. به همين دليل مى‌توان گفت: يکى از حکمت‌هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.

انتقال دهنده فرهنگ شيعى به نسل بعد
کسى نمى‌تواند منکر اين حقيقت شود که نسل جديد در سنين کودکى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهل‌بيت(ع) آشنا مى‌شوند. عزادارى و مجالس تعزيه، يکى از عناصر و عوامل برجسته‌اى است تا آموزه‌هاى نظرى و عملى امامان راستين، به نسل‌هاى آينده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دليل قالب و محتوا، بهترين راه براى تعليم و تربيت نسل جديد و آشنايى آنان با گفتار و کردار اهل‌بيت(ع) است.

زنده نگه داشتن و ترويج دائمي مکتب
احيا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن و ترويج دائمي مکتب قيام و انقلاب در برابر طاغوت‌ها و تربيت کننده و پرورش دهنده روح حماسه و ايثار است. گريه بر مصائب سالار شهيدان باعث زنده نگه داشتن نهضت حسيني است. چنان که به اسارت رفتن خاندان امام باعث پايمال نشدن خون شهيدان کربلا شد. در اثر رساندن پيام امام به مردم کوفه و شام توسط امام سجاد(ع) و حضرت زينب(س) ، نهضت عاشورا به ثمر نشست.

تجديد بيعت با عاشورا
گريستن در سوگ شهداي کربلا ، تجديد بيعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذيه فکري و روحي با اين مکتب است. اشک ريختن نوعيبيعت و امضا کردن پيمان و قرارداد دوستي با سيد الشّهدا و ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان حضرت است. از اين رو ائمه(ع) به گريستن بر مظلوميت شهداي کربلا تأکيد کرده ‌اند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





آمرزش گناهان
اوّلين نتيجه عزاداري‌،آمرزش گناهان است. طبق روايات،اگرکسي واردجلسه عزاي امام حسين «سلام‌الله‌عليه» شود و عزاداري کند،گناهان اوآمرزيده مي‌شود.چنان که ازپيامبر«صلّي‌‌‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرين«سلام‌الله‌عليهم» رواياتي دراهميّت عزاداري واينکه گريه برمصائب اهلبيت«سلام‌الله‌عليهم» بهشت راواجب مي‌گرداند،واردشده است.

ثواب فراوان
درروايات معصومين«سلام‌الله‌عليهم»براي عزاداري‌ و زيارت امام حسين«سلام‌الله‌عليه»،ثواب حج وعمره بيان شده است. حتّي درروايات آمده است که افضل ازهمه اعمال است.همچنين درروايات فرموده‌اندثواب عزاداري‌ و زيارت ابي عبدالله الحسين«سلام‌الله‌عليه»مانندآن است که خداي سبحان را درعرش زيارت کند.

عزاداري و گريه براي امام حسين«سلام‌الله‌عليه»يکي ازاسباب آمرزش گناهان است و ثواب‌هاوپاداش‌هاي شگفت‌آوري نيز براي آن وضع شده است. تحليل اين مطلب آن است که عزادارامام حسين «سلام‌الله‌عليه» بايدبا آن حضرت رابطه عاطفي برقرار کند؛به اين معناکه به اندازه عشق ومحبّته به ايشان وشعائرحسيني دارد،ازگناهانش افسرده و ناراحت بوده،به پيروي از اهلبيت«سلام‌الله‌عليهم»علاقه داشته باشد. پس،به تعبير ديگر،معناي روايت چنين مي‌شودکه: اگرکسي براي عزاداري امام حسين «سلام‌الله‌عليه» واردجلسه عزاشد و توبه کرد و از گناهان خودپشيمان شد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد،آمرزيده مي‌شود.


دستيابي به حسن عاقبت
فايده سوم عزاداري،عاقبت به خيري است. به عبارت ديگر،دست عنايت امام حسين«سلام‌الله‌عليه»روي سرعزاداران قرارمي‌گيردو به اين واسطه،ازعاقبت سوء و سرنوشت بد،مصون ودرامان خواهند ماند. حسن عاقبت سه معنا دارد: اوّل اينکه ذلت بعد ازعزت پيدا نمي‌کند. دوّم اينکه تاآخر عمر،حالت انحراف براي او پديد نمي‌آيد و سوّم اينکه هنگام مرگ،اهلبيت«سلام‌الله‌عليهم»رامي‌بيند،آن بزرگواران به فرياد او مي‌رسند و اون زدايشان سربلند است. جلسات عزاداري، هرسه معناي حسن عاقبت‌ رابراي عزاداران پديدار مي‌سازد.

استجابت دعا
ازديگر فوائد عزاداري،استجابت دعا است. بحث دعاو استجابت آندرجلسات عزاداري مفصّل است وصرفاً به بيان يک نمونه ازموارد متعدّد استجابت دعادر مجالس عزاداري بسنده مي‌کنيم:
مرحوم آيت الله دستغيب «ره»نقل مي‌کنند:
درشيرازحصبه آمده بودو بسياري از افراد مبتلاشده بودند. درآن زمان،حصبه دارويي نداشت وهمه دم مرگ رفته بودند. آقاي دستغيب از قول يکي ازافرادي که خانواده اودچار حصبه شده بودند،نقل مي‌کنندکه گفته بود: روزي همسايه ماجلسه روضه داشت. من به آن جلسه رفتم وبراي امام حسين«سلام‌الله‌عليه» گريه کردم و از حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها»شفاي زن و بچه‌ام را خواستم. وقتي به خانه آمدم، ديدم که زن و بچه‌ام نشسته و غذا مي‌خورند و سالم هستند. تعجب کردم. دخترم گفت: پدرجان،حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها»دراين اتاق آمدند و سياه‌پوش بودند. وقتي نشستند،به امام حسين«سلام‌الله‌عليه» گفتند: روي سر اينها دست بکش تا خوب شوند. امام حسين«سلام‌الله‌عليه»روي سرما دست کشيدند وهمه خوب شديم،اماروي سرمادردست نکشيدند. حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» فرمودند: چراروي سر مادرشان دست نکشيدي؟امام حسين«سلام‌الله‌عليه»فرمودند: مادرجان! اونماز نمي‌خواند. فرمودند: شوهرش شفاي آنهارا ازمن خواسته است،پس روي سر او هم دست بکش. پس آن حضرت روي سر مادر م دست کشيدند و او هم خوب شد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




امام سجاد(ع) :

عمّه ام ، زينب ، با وجود همه مصيبت ها و رنج هايى كه در مسيرمان به سوى شام به او روى آورد ، حتّى يك شب اقامه نماز شب را فرو نگذاشت.

منبع: امالی(شیخ صدوق)، ص 441

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




اعمال روز عاشورا

1- خواندن زیارت عاشورا

2- سعى کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند:

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ
بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواریمان براى حسین علیه السلام
وَجَعَلَنا وَاِیاکمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ
و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدى از خاندان
مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ
محمد علیهم السلام

3- شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند

4- خواندن هزار مرتبه توحید در این روز فضیلت دارد و روایت شده که خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او کند .

5- خواندن دعای عشرات

6- اگر کسى در این روز نزد قبر امام حسین علیه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل کسى باشد که لشکر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در کربلا حاضر شده باشد .

7- شایسته است که شیعیان در این روز امساک کنند از خوردن و آشامیدن بى آنکه قصد روزه کنند و در آخر روز بعد از عصر افطار کنند به غذایى که اهل مصیبت مى خورند مثل ماست یا شیر و امثال آنها نه مثل غذاهاى لذیذه
و آنکه جامه هاى پاکیزه بپوشند و بندها را بگشایند و آستین ها را بالا کنند به هیئت صاحبان مصیبت و علاّمه مجلسى در زادالمعاد فرموده و بهتر آنست که روز نهم و دهم را روزه ندارند زیرا که بنى امیه این دو روز را براى بَرَکت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى داشتند و احادیث بسیار در فضیلت این دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله بسته اند و از طریق اهل بیت عَلیهمُ السلام در مذمّت روزه این دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است و ایضا بنى امیه علیهم اللَّعْنَةُ از براى برکت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخیره مى کرده اند .

8- در آن روز آذوقه در خانه ذخیره نکند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد .

9- هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگوید اَلّلهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَینِ علیه السلام

چهار رکعت نماز و دعایى که از امام صادق علیه السلام نقل شده که در این روز در وقت چاشت باید به عمل آورد (نقل شده در کتاب زاد المعاد)

 نبع مفاتیح الجنان

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





نيزه هاشان تمام شد كم كم
موقع سنگ ريختن شده بود
نفسش بين راه بر ميگشت
موقع دست و پا زدن شده بود
بودم اما جلو نمي رفتم
شمر آنقدر بد دهن شده بود

 السلام علیک یا اباعبدالله

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




پيامبر اڪرم صلّے اللّہ عليہ و آلہ:

براے #شهادٺ_حسين عليہ السلام، حرارٺ و گرمايے در دلهاے مؤمنان اسٺ ڪہ هرگز سرد و خاموش نمےشود.

  جامع احاديث الشيعہ، جلد۱۲

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 علماء ملت باید استنکار کنند از یک حاکم ظالم

اینکه حضرت ابی عبدالله علیه السلام نهضت کرد و قیام کرد با عدد کم در مقابل این (یزید)، برای اینکه گفتند تکلیف من این است که استنکار کنم، نهی از منکر کنم. اگر یک حاکم ظالمی بر مردم مسلط شد، علماء ملت، دانشمندان ملت باید استنکار کنند، باید نهی از منکر کنند.


#امام_سید_روح_الله_موسوی_خمینی
#صحیفه_امام
#امام_خمینی
صحیفه نور،جلد 4،صفحه 15
بیانات امام خمینی(ره)در مورد اهمیت و نتایج قیام الله در پاریس
مورخ:1357/09/11

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




بزرگترین امر سیاسی در دنیا

این هماهنگی که در تمام ملت ما در قصه کربلا هست، این بزرگترین امر سیاسی است در دنیا. و بزرگترین امر روانی است در دنیا. تمام قلوب با هم متحد می‌شوند. اگر خوب راهش ببریم، ما برای این هماهنگی پیروز هستیم. و قدر این را باید بدانیم و جوان های ما توجه به این مسائل داشته باشند.
#امام_سید_روح_الله_موسوی_خمینی
#صحیفه_امام
#امام_خمینی
صحیفه نور،جلد 10،صفحه 218
بیانات امام خمینی(ره) در دیدار با جمعی از روحانیون
مورخ:1358/08/29

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




ویژه‌نامه محرم وصفر

چرا امام حسین (ع) شهید شد؟

✔️چون دین خدا براش از منافع شخصی دنیوی خیلی خیلی مهمتر بود.خیلی‌ها هستند که دین خدا رو وسیله کاسبی و امرار معاش خود قرار دادند، به اسم دین، فقط دنبال دنیای خودشون هستند،حاضر نیستند بخاطر دفاع از دین خدا و بخاطر منافع و مصالح مذهب تشیع، از منافع شخصی خود و اطرافیان خود بگذرند..

اما امام حسین (ع) حاضر نشد بخاطر دنیا، بخاطر مال و قدرت، بخاطر آسایش و رفاه و راحتی، دین خدا رو بفروشه.
حاضر نشد در مقابل مفاسد علنی یزید و فسق و فجورش سکوت کنه.
حاضر نشد در مقابل انحرافات خطرناکی که یزیدیان در امت اسلامی ایجاد کرده بودند، سکوت کنه
اگه سکوت میکرد، نه خودش شهید میشد نه بستگان و یارانش، تازه خیلی هم پول و امکانات و.. بهش می دادند.

 امام حسین (ع) در حدیث زیبایی فرموده:

 بدبخت کسی است که آخرت خود را برای منافع دنیایش بفروشد.

 و بدبختر از او کسی است که آخرت خود را برای آباد کردن دنیای دیگران، بفروشد

 درس عاشورا

«در دفاع از دین خدا، از منافع دنیوی بگذریم ، از دین خدا و راه امیرالمؤمنین(ع) دفاع کنیم حتی اگر به جان و مال و آبرو و پست ومقام ومنافع دنیایی ما لطمه وارد شود»

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت


...


 

یٰا حُسِیْن (ع)

مرغِ دل را بہ هوٰای
حَرمَت پر مےدَهم

من بہ عشق دیدن
آن گُنبدِ زیبای دوسٺ

یک سلام از راه دور
بر ابن الحِیدر مےدهم

(صلی الله علیک یااباعبدالله الحسین

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





روز عاشوراست امروز …

بابا دو بخش دارد:
یک بخش روی نیزه
یک بخش توی گودال

اصغر دو بخش دارد
اما صدا ندارد

اکبر
دو بخش؟
صد بخش؟
اکبر هزار بخش است…

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 بسم رَبِّ الشُّهَدا
‍ #روضه
#شرح_واقعه
متن طولانی اما بسیارزیبا از حادثه کربلا
. #نشردهید
تو شأنِ نـزولِ حروفِ مقطعـه قرآنی…
و گودی #قتلگـاه محلِّ نزولِ دفعی کرب وبلا بود؛
.
و قرآنی که ۷۲ سوره داشت!
سوره ای را حَرف حَـرف کردند و بر پهنـای دَشت مکتــــوبَش!
کنارِ سـوره ی #قمر آن کمرِ خورشیـد شکست، آنجا بـود فهمیدم مُصحَفِ #کربلا چند جز دارد!
.
و چشـمانِ عبـاس آیاتی بود که از کربلا تا #کوفـه کِشـان کِشـان تحریف می شد؛
او که هِجـای بلنـــــد قآمتـش کنار علقمـه هِجای کوتـاه شد…
و عبـاس آیـه ی اَمَّن یُّجیبُ بچه های عطشـان حرم بود و در عُقبـا سقّای جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ است…
.
امّا کربلا سوره ای داشت کوچکتر از #کوثـر که ظهرِ عاشورا از حنجرش خون جوشید!
و بر هَل مِن ناصر یَنصُرنی -حسین عَلَیهِ السّلام رسالتی بود که با علی اصغر ابلاغ شد؛
او که فقط شش ماه از نـزولش می گذشت!
.
و شبِ عاشـورا،شبِ قـدر بود؛
و انصـارِ تو که مهاجـران از خود بودند بهتر از آن ها که بیعت رضوان کردند، هستی خود را مبایعـه کردند و اصحابـت سوره های مکّی و مدَنی که عصرِ #عاشـورا با خط کوفی بر زمین نقـش شدند…
.
اما زینـب…زینـب…زینـب…
#صـبر هم عاجـز است از این که مُترادفَش باشد!
او که عصرِ عاشورا شده بود تفسیـر وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛
او که امین الله علی علیه السّلام با اذان در گوشش خوانده بود صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلائِک!
او که به ایّوب گفته بود إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراً…
و شارحِ اعظم قرآن ناطق بود از کربلا تا #شام و از شام تا مدینـه ی تاریـخ او که الاّ جَمیلاً ندیده بود…
.
آیه برائــــت می خواند برای آن ها که سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ را به سُخره گرفته بودند؛
او حافظ سوره ی ۷۳ ام کربلا یعنی زین العابدین بود و بار ها سپـرِ امام زمانش!
.
امّا رقیـــه به بِسْمِ اللَّهِ که رسیـد صَدَقَ الله را گفت…
جای بِسْمِ اللَّهِ بالای سـوره و جای سرت بالای نـی؟! ای سـوره ی نازل شده بر قامتِ نی!
اما نیـزه را لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا…
.
و شبی تنـور رَحلِ قرآن شد!
قرآنی که پیامبر بوسیده بود و بر بلندی گهواره گذاشته بود به گـــــودی انداختند؛
.
و برگ هایش را زیر سمّ اسبان #صحّــــافی کردند و از آن روز حسیـــن مُصحفِ #عشق است…
.
از شهرتِ قرآن های کوفی سخن نگویید که قرآن را بی جلد رها کردند،تا صدای قرآنِ ناطق بلند نشود بر لبانش با نی نواخت!
.
در قتلگاه به هُمْ رَاکِعُونَ نه در حالِ #سجده آیه زکّات را از قرآن خط زد و روضه انگشت و انگشتر جاودانه شد…
و قرآنی که مهجـور نمانـد امّا محجــور شد!
.
خواندنِ روضـه هایت ختمِ قرآن است!
و حالا ارمنـی ها هم تاسـوعا ختمِ سوره قمـر می گیرند!
«وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ
صَدَقَ اللهُ العلی العَظیم»

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

 استعمار بسیار سرمایه‌گذاری کرد تا یک فرد نفهمِ جاهل و آدم کشی را سر کار آورد به نام شاهنشاه پهلوی؛ آن‌وقت چون مردم شیعه این پیام‌ها را نداشتند قبول کردند!
وگرنه پشت سر مرحوم مدرس قیام می‌شد، پشت سر آن بزرگواری که معصومانه بر دار رفت [مرحوم آية‏اللَّه شيخ فضل‏ اللَّه نوری] قیام می‌شد. چرا نشد؟! چرا خون‌ها ریخته نشد در خیابان‌ها؟ برای این‌که این پیام نرسیده‌ بود.
 مردم مسلمان ایران پیام روز عاشورا را به جدّ باور نکرده‌ بودند، درک نکرده‌ بودند. عزاداری می‌کردند، تکیه داشتند، سینه زنی داشتند، زنجیرزنی داشتند، مردم عراق پای پیاده و با هر وسیله اربعین و عاشورا داشتند؛ اما پیام به آن‌ها نرسیده‌ بود!.

 پیام این است که ای مردم دنیا! این دنیا برای شما و شما برای این دنیا نیستید. این را باورکنید. این را بفهمید!.
خُب، فهم این مطلب علم می‌خواهد، تدریس می‌خواهد، استاد می‌خواهد، کلاس می‌خواهد، هیئت فرهنگی می‌خواهد.
 ولذا فرزند بزرگوار پیامبر و نگهدار شریعت اسلام جعفر بن محمد الصادق علیه‌السلام در همین “مفاتیح الجنان"هم هست که می‌فرماید: «وای بر مسلمانی که جمعه‌اش صرف امور دینی‌اش نشود.»


88.10.5

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




در سپيده‌دم روز دهم محرم‌الحرام سال 61 هجرى قمرى امام حسين (ع) يارانش را فراخواند تا نماز صبح را اقامه كنند. همراهان سي و دو سوار و چهل تن پياده بودند. امام به ياران و اصحابش نگاه كرد. آن‌ها را اندك در عدد و فراوان در ايمان و عقيده يافت هر نفر از آن‌ها برابر با بیست‌نفری بود كه در باطن بزدل و ترسو بودند.امام حسين (ع) سپاه را به سه جبهه تقسيم نمود. سمت راست به رهبري زهیر بن قبن، سمت چپ به سرپرستي حبيب بن مظاهر و در قلب سپاه، خود ايشان اهل‌بیت (ع) و ديگر ياران ايستادند. پرچم را به دست برادرش عباس داد كه او بهترين نيزه‌انداز، بی‌باک‌ترین و نيرومندترين افراد بود.

عمر بن سعد دستور داد تا لشكرش را كه متشكل از سي هزار نفر پياده و سواره بود، منظم كنند. عبدالله بن زهير بن سليم ازدي را بر اهالي مدينه گمارد. عبدالرحمن بن ابي سبره حنفي را بر اهالي مذحج و اسد، قيس بن اشعث را بر اهالي ربيعه، كنده و حر بن يزيد رياحي را در رأس اهالي تميم و همدان قرارداد. سپس اين عده را به دو قسمت تقسيم كرد. قسمت راست كه امير آن عمرو بن حجاج زبيدي بود و قسمت چپ كه در رأس آن شمر بن ذي‌الجوشن عامري قرار داشت.
آنگاه لشكر را به دو بخش پياده و سواره تقسيم نمود. فرماندهي پياده با شبث بن ربعي و سواره با عزره بن قيس احمسي بود و پرچم را به دست غلامش ذويد داد.

از امام زین‌العابدین (ع) نقل‌شده است كه فرمود:
صبح عاشورا، چون سپاه دشمن بر امام حسين (ع) رو آورد، امام دست به دعا برداشت و عرض كرد: بار الها! در هر اندوهي، تكيه‌گاهي و در هر سختي اميد مني. در هر حادثه ناگواري كه بر من آيد، پشت و پناه و ذخيره مني! چه‌بسا غمي كه در آن دل، خوار و دشمن، شاد می‌شد و من آن را به درگاهت آورده و به تو شكوه كردم، تا از جز تو بريده و تنها به تو رو آورده باشم و تو گشايش دادي و آن را از من راندي. پس تو دارنده هر نعمت و صاحب هر نيكي و مقصد اعلاي هر خواسته‌اي.

امام تصميم گرفت كه براي آخرين بار با عمر بن سعد ملاقات كرده و حجت نهايي را بر او تمام كند تا براي او ديگر عذري نماند. لذا او را فراخواند و به او چنين فرمود:
اي عمر، تو چنين می‌اندیشی كه مرا می‌کشی و يزيد حكومت ري و گرگان را به تو می‌دهد! به خدا سوگند كه از آن سيراب نخواهي شد و اين مطلبي است حتمي. هر چه می‌خواهی انجام بده كه نه در دنيا و نه در آخرت به شادي نخواهي رسي. مانند اين است كه من سر تو را بر چوب‌دستی می‌بینم كه كودكان به آن سنگ زده و آن را هدف گرفته‌اند.

امام (ع) همه راه‌های هدايت و ارشاد به راه راست را به كار برد تا از جنگ جلوگيري كند زيرا كه او صاحب دعوت خير و سلامتي، دعوت به اسلام بود. تنها زماني كه تير چون باران به‌سوی سپاه امام روانه شد، در اين هنگام امام تصميم به جنگ گرفت تا آن‌ها به امر خداوند بازگردند.

بعد از شروع جنگ پی‌درپی اصحاب امام (ع) كشته می‌شدند و چون يك نفر يا دو نفر از آنان به شهادت می‌رسید پيدا بود، ولي از لشكر انبوه ابن سعد هر چه كشته می‌شد، نمودار نبود.
موقع نماز زهير بن قين و سعيد بن عبدالله از شدت تيرها سست شد و بر زمين افتاد و گفت: خدايا سلام مرا به پيامبرت برسان و آنچه از درد و زخم به من رسيده به او بگو كه من از ياري ذريه رسول خدا، ثواب تو را خواهانم.
پس روي به امام كرد و گفت: اي پسر رسول خدا آيا راضي شدي؟ امام فرمود: تو قبل از من به بهشت می‌رسی.

عصر عاشورا، پس از جنگ‌های بسياري كه امام (ع) داشت، لحظه‌اي براي استراحت ايستاد. در اين هنگام سنگي از سوي دشمن آمد و بر پيشاني ايشان نشست كه خون از آن جنبش كرد. امام خواست كه با جامه، خون از چهره پاك كند كه تيري سه شعبه و مسموم بر سينه حضرت نشست.

امام صادق (ع) دراین‌باره می‌فرماید: در پيكر جدم، جاي سي و دو زخم نيزه و چهل و چهار ضربت شمشير ديده شد.
جبه سياه فامي كه بر تن آن حضرت بود براثر ضربت شمشير و نيزه پاره شده بود.

السلام علي‌الحسين و علي علي بن حسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين .

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

اعمال شب و روز عاشورا

 

شب دهم شب عاشورا است و سید در اقبال از براى این شب دعا و نمازهاى بسیار با فضیلتهاى بسیار نقل کرده از جمله صد رکعت نماز هر رکعت به حمد و سه مرتبه قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ و بعد از فراغ از جمیع بگوید سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلااِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکبَرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ العَظیمِ هفتاد مرتبه و در روایت دیگر بعد از الْعَلِىِّ الْعَظیمِ استغفار نیز ذکر شده و از جمله چهار رکعت در آخر شب در هر رکعت بعد از حمد هر یک از آیة الکرسى و توحید و فَلَق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحید بخواند و از جمله چهار رکعت نماز در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه توحید و این نماز مطابق است با نماز امیرالمؤ منین علیه السلام که فضیلت بسیار دارد و بعد از نماز فرموده ذکر خدا بسیار کند و صَلَوات بسیار بفرستد بر رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله و لعن کند بر دشمنان ایشان آنچه مى تواند و در فضیلت احیاءِ این شب روایت کرده که مثل آنست که عبادت کرده باشد به عبادت جمیع ملائکه و عبادت در آن مقابل هفتاد سال است و اگر کسى را توفیق شامل حال شود در این شب در کربلا باشد و زیارت امام حسین علیه السلام کند و بَیتوته نزد آن جناب نماید تا صبح خدا او را محشور فرماید آلوده به خون امام حسین علیه السلام در جمله شهداء با آن حضرت .

روز دهم: روز شهادت اَبُوعَبْداللّهِ الحُسَین علیه السلام و روز مصیبت و حزن ائمّه اطهارعَلیهمُ السلام و شیعیان ایشان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارى از کارهاى دنیا نگردند و از براى خانه خود چیزى ذخیره نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و تعزیت حضرت امام حسین علیه السلام را اقامه نمایند و به ماتم اشتغال نمایند به نحوى که در ماتم عزیزترین اولاد و اَقارب خود اشتغال مى نمایند و زیارت کنند آن حضرت را به زیارت عاشوراء که بعد از این بیاید انشاءالله تعالى و سعى کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند:

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ

بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواریمان براى حسین علیه السلام

وَجَعَلَنا وَاِیاکمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ

و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدى از خاندان

مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ

محمد علیهم السلام

و شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند روایت شده که چون حضرت موسى علیه السلام ماءمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلّم از او اوّل چیزى که در وقت ملاقات بین ایشان مذاکره شد آن بود که آن عالِم حدیث نمود براى حضرت موسى مُصیبَتها و بلاهایى که بر آل محمد عَلیهمُ السلام وارد مى شود پس گریستند هر دو و سخت شد گریستن ایشان .

و روایت شده از ابن عبّاس که گفت در ذیقار خدمت امیرالمؤ منین علیه السلام رسیدم صحیفه اى بیرون آورد به خطّ خود و املاء پیغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحیفه بود مَقْتَلِ امام حسین علیه السلام و آنکه چگونه کشته مى شود و کى مى کشد او را و کى یارى مى کند او را و کى با او شهید مى شود پس گریه کرد آن حضرت گریه سختى و مرا به گریه درآورد فقیر گوید که اگر مقام را گنجایش بود مختصر مَقْتَلى در اینجا ذکر مى کردم لکن محلّ را گنجایش نیست هرکه خواهد رجوع کند به کتُبِ ما در مَقْتَل .

و بالجمله اگر کسى در این روز نزد قبر امام حسین علیه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل کسى باشد که لشکر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در کربلا حاضر شده باشد .

و خواندن هزار مرتبه توحید در این روز فضیلت دارد و روایت شده که خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او کند .

و سید براى این روز دعایى نقل کرده است شبیه به دعاء عشرات بلکه ظاهر آنست که خود آن دعا باشد موافق بعضى روایات آن و شیخ از عبدالله بن سنان از حضرت صادق علیه السلام چهار رکعت نماز و دعایى نقل کرده که در این روز در وقت چاشت باید به عمل آورد و ما به ملاحظه اختصار ذکر نکردیم [هرکه طالب است به زادالمعاد رجوع نماید]

و نیز شایسته است که شیعیان در این روز امساک کنند از خوردن و آشامیدن بى آنکه قصد روزه کنند و در آخر روز بعد از عصر افطار کنند به غذایى که اهل مصیبت مى خورند مثل ماست یا شیر و امثال آنها نه مثل غذاهاى لذیذه و آنکه جامه هاى پاکیزه بپوشند و بندها را بگشایند و آستین ها را بالا کنند به هیئت صاحبان مصیبت و علاّمه مجلسى در زادالمعاد فرموده و بهتر آنست که روز نهم و دهم را روزه ندارند زیرا که بنى امیه این دو روز را براى بَرَکت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى داشتند و احادیث بسیار در فضیلت این دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله بسته اند و از طریق اهل بیت عَلیهمُ السلام در مذمّت روزه این دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است و ایضا بنى امیه علیهم اللَّعْنَةُ از براى برکت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخیره مى کرده اند .

لهذا از حضرت امام رضاعلیه السلام منقول است که هر که ترک کند سعى در حوائج خود را در روز عاشورا و پى کارى نرود حق تعالى حوائج دنیا و آخرت او را برآورد و هرکه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد حقّتعالى روز قیامت را روز فَرَح و سُرُور و شادى او گرداند و دیده اش در بهشت به ما روشن گردد و هرکه روز عاشورا را روز برکت نامد و از براى منزل خود در آن روز چیزى ذخیره کند خدا آن ذخیره را براى او مبارک نگرداند و در روز قیامت با یزید و عُبَیدُاللّهِ بن زیاد و عمر بن سعد عَلَیهِمُ اللَّعْنَةُ محشور گردد .

پس باید که در روز عاشورا آدمى مشغول کارى از کارهاى دنیا نگردد و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشد و امر کند اهل خانه خود را که تعزیه آن حضرت را بدارند و مشغول ماتم باشند چنانکه در ماتم عزیزترین اولاد و اقارب خود مى باشند و در آن روز امساک کند از خوردن و آشامیدن بى آنکه قصد روزه کند و در آخر روز بعد از عصر افطار کند اگر چه به شربت آبى باشد و روزه تمام ندارد مگر آنکه در خصوص آن روز روزه واجبى داشته باشد که به نذر یا مثل آن بر او واجب شده باشد که آن روز را روزه باید بگیرد

و در آن روز آذوقه در خانه ذخیره نکند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد .

و هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگوید اَلّلهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَینِ علیه السلام

مؤ لّف گوید از کلام این بزرگوار معلوم شد که احادیثى که در فضیلت روز عاشورا است مجعول و بر حضرت رسول صلى الله علیه و آله بسته‏اند و صاحب شفاء الصدور در شرح این فقره از زیارت عاشورا اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یوْمٌ تَبَرَّکتْ بِهِ بَنُو أُمَیةَ کلام را در این مقام بسط داده ملخصش آنکه تبرک بنى امیه به این یوم مشئوم بر چند وجه است :

یکى آنکه ذخیره قوت و آذوقه را در این روز سنت شمردند و آن آذوقه را تا سال دیگر مایه سعادت و سعه رزق و رغد عیش دانستند چنانچه در اخبار اهل بیت از باب تعریض به ایشان نهى از این مطلب مکرر وارد شده است و دیگر اقامه مراسم عید است از توسعه رزق بر عیال و تجدید ملابس و قص شارب و تقلیم اظفار و مصافحه و تعییدات دیگر که طریقه بنى امیه و اتباع ایشان بر او جارى است و دیگر التزام بر روزه این روز است که اخبار کثیره در فضل او وضع کرده‏اند و ملتزم به صیام این روزند امر چهارم از وجوه تبرک به یوم عاشورا اینکه دعا و طلب حوائج را در این روز مستحب دانسته‏اند و به جهت این کار مناقب و فضائلى براى این روز به جعل و وضع افترا کردند و دعاهایى چند تلفیق کرده تعلیم عاصیان نمودند تا امر ملتبس و کار مشتبه شود چنانچه در خطبه‏اى که در بلاد خود در این روز مى‏خوانند براى هر نبى وسیله و شرفى در این روز زیاد مى‏کنند مثل إخماد نار نمرود و قرار سفینه نوح و إغراق جند فرعون و إنجاء عیسى از دار یهودان چنانچه (شیخ صدوق از جبله مکیه نقل کرده که شنیدم از میثم تمار رضی الله عنه که فرمود و الله مى‏کشند این امت پسر پیغمبر خود را در محرم در روز دهم و هر آینه اعداء حق سبحانه و تعالى این روز را روز برکت قرار دهند و همانا این کار شدنى است و پیشى گرفته است در علم خداى تعالى

و من میدانم او را به عهدى که از مولایم أمیر المؤمنین علیه السلام به من رسیده تا آنکه جبله مى‏گوید گفتم چگونه مردم روز قتل حسین را روز برکت قرار دهند پس میثم بگریست و فرمود حدیثى وضع کنند که او روزى است که خداى تعالى در او توبه آدم را قبول کرد با اینکه خداى تعالى در ذیحجه توبه آدم را قبول کرد و گمان مى‏کنند که او روزى است که خداى تعالى یونس را از شکم ماهى بیرون آورد با اینکه خداى تعالى یونس را در ذیقعده از شکم ماهى بر آورد و گمان مى‏کنند که او روزى است که سفینه نوح بر جودى قرار گرفت با اینکه استواء سفینه در روز هیجدهم ذیحجه بوده و گمان مى‏کنند که او روزى است که خدا دریا را براى موسى در او بشکافت با اینکه این کار در ربیع الاول بود) و بالجملة با این همه تصریح و تاکید که در خبر میثم شده و در حقیقت از علائم نبوت و امامت و دلیل حقیت طریقه شیعه است که اخبار یقینى چنان داده است و مضمون او مطابق با واقع محسوس است عجب است که دعایى بر طبق این اکاذب تلفیق شده و در کتب بعض بیخبران که غافل بوده‏ اند مذکور و به دست عوام داده شده و البته خواندن آن دعا بدعت و محرم است و آن دعا این است :

به نام خداى بخشاینده مهربان

سُبْحانَ اللّهِ مِلاْ الْمِیزانِ وَمُنْتَهَى الْعِلْمِ وَمَبْلَغَ الرِّضا وَزِنَةَ الْعَرْشِ

منزه است خدا به پُرى میزان و منتهاى دانش و رسایى خوشنودى و هموزن عرش

بعد از دو سه سطر دارد ده مرتبه صلوات بفرستد و بگوید:

یا قابِلَ تَوْبَةِ ادَمَ یوْمَ

اى پذیرنده توبه آدم در روز

عاشُورآءَ یا رافِعَ اِدْریسَ اِلَى السَّماَّءِ یوْمَ عاشُورآءَ یا مُسَکنَ

عاشورا اى بالابرنده ادریس بسوى آسمان در روز عاشورا اى آرام کننده

سَفینَةِ نُوحٍ عَلَى الْجُودِىِّ یوْمَ عاشُورآءَ یا غِیاثَ اِبْراهیمَ مِنَ النّارِ

کشتى نوح بر کوه جودى در روز عاشورا اى فریادرس ابراهیم از آتش نمرود

یوْمَ عاشُورآءَ الخ

در روز عاشورا ((تا به آخر))

و شک نیست که این دعا را یکى از نواصب مدینه یا خوارج مَسْقَط یا امثال اینها جعل کرده و تَتْمیم ظلم بنى امیه را نموده تمام شد ملخّص کلام صاحب شفاء الصّدور و بالجمله در آخر روز عاشورا سزاوار است که یادآورى از حال حرم امام حسین علیه السلام و دختران و اطفال آن حضرت که در این وقت در کربلا اسیر اعداء و مشغول به حزن و بُکاء بودند و مصیبتهایى بر ایشان گذشته که در خاطر هیچ آفریده خُطُور نکند و قلم را تاب نوشتن نباشد وَ لَقَدْ اَجادَ مَنْ قالَ:

فاجِعَةٌ اِنْ اَرَدْتُ اَکتُبُها      مُجْمَلَةً ذِکرَةً لِمُدِّکرٍمصیبت بزرگى که اگر خواهم بنویسمش      به نحو اجمال براى یادآورى یادکنندهجَرَتْ دُمُوعى فَحالَ حائِلُها      ما بَینَ لَحْظِ الْجُفُونِ وَالزُّبُرِاشکم سرازیر شود و حائل گردد      میان پلک چشم و صفحات نامهوَقالَ قَلْبى بُقْیا عَلَىَّ فَلا      وَاللّهِ ما قَدْ طُبِعْتُ مِنْ حَجَرٍو دلم گوید ترحمى کن بر من که      به خدا سوگند من از سنگ آفریده نشده امبَکتْلَهَاالاْرْضُوَالسَّماَّءُوَما      بَینَهُما فى مَدامِعٍ حُمُرٍگریست بر آن مصیبت زمین و آسمان و هرچه      مابین آن دو است به اشکهاى خونینمن از تحریر این غم ناتوانم      که تصویرش زده آتش بجانمترا طاقت نباشد از شنیدن      شنیدن کى بود مانند دیدن

پس برخیز و سلام کن بر رسول خدا و علىّ مرتضى و فاطمه زهرا و حسن مجتبى و سایر امامان از ذریه سید الشهداءعَلیهمُ السلام و ایشان را تعزیت بگو بر این مصائب عظیمه با دل بریان و چشم گریان و بخوان این زیارت را:

اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ ادَمَ صَِفْوَةِ اللّهِ

سلام بر تو اى وارث حضرت آدم برگزیده خدا

اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ نُوحٍ نَبِىِّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ

سلام بر تو اى وارث حضرت نوح پیامبر خدا سلام بر تو اى وارث

اِبْراهیمَ خَلیلِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ مُوسى کلیمِ اللّهِ اَلسَّلامُ

ابراهیم خلیل خدا سلام بر تو اى وارث موسى هم گفتار خدا سلام

عَلَیک یا وارِثَ عیسى رُوحِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ مُحَمَّدٍ

بر تو اى وارث حضرت عیسى روح خدا سلام بر تو اى وارث حضرت محمد

حَبیبِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ عَلِی اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَلِىِّ اللّهِ

حبیب خدا سلام بر تو اى وارث على امیر مؤ منان ولى خدا

اَلسَّلامُ عَلَیک یا وارِثَ الْحَسَنِ الشَّهیدِ سِبْطِ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ

سلام بر تو اى وارث حسن آن امام شهید و نوه رسول خدا سلام

عَلَیک یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ الْبَشیرِ النَّذیرِ وَابْنَ سَیدِ

بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند مژده دهنده و ترساننده و پسر آقاى

الْوَصِیینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یابْنَ فاطِمَةَ سَیدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ

اوصیاء سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانیان سلام

عَلَیک یا اَبا عَبْدِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا خِیرَةَ اللّهِ وَابْنَ خِیرَتِهِ اَلسَّلامُ

بر تو اى اباعبدالله سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده او سلام

عَلَیک یا ثارَ اللّهِ وَابْنَ ثارِهِ اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْوِتْرُ الْمَوْتُورُ

بر تو اى خون خدا و فرزند خون خدا سلام بر تو اى کشته مظلومى که انتقام خونت گرفته نشد

اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الاِْمامُ الْهادِى الزَّکىُّ وَعَلى اَرْواحٍ حَلَّتْ بِفِناَّئِک

سلام بر تو اى امام راهنماى پاک و بر آن ارواحى که به آستان تو فرود آمدند

وَاَقامَتْ فى جِوارِک وَوَفَدَتْ مَعَ زُوّارِک اَلسَّلامُ عَلَیک مِنِّى ما

و در جوارت رحل اقامت افکندند و با زائرانت ورود کردند سلام من بر تو تا

بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیلُ وَالنَّهارُ فَلَقَدْ عَظُمَتْ بِک الرَّزِیةُ وَجَلَّ الْمُصابُ

زنده ام من و برپا است شب و روز که براستى بزرگ شد به تو مصیبت و گران شد سوگوارى

فِى الْمُؤْمِنینَ وَالْمُسْلِمینَ وَفى اَهْلِ السَّمواتِ اَجْمَعینَ وَفى

در میان مؤ منان و مسلمانان و در میان ساکنین آسمانها همگى و در میان

سُکانِ الاْرَضینَ فَاِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ وَصَلَواتُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ

ساکنین زمینها ((انا للّه و انا الیه راجعون )) درودهاى خدا و برکاتش

وَتَحِیاتُهُ عَلَیک وَعَلى ابآئِک الطّاهِرینَ الطَّیبینَ الْمُنْتَجَبینَ وَعَلى

و تحیتهایش بر تو و بر پدران پاک و پاکیزه و برگزیده ات و بر فرزندان راهنماى

ذَراریهِمُ الْهُداةِ الْمَهْدِیینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ وَعَلَیهِمْ وَعَلى

راه یافته شان باد سلام بر تو اى سرور من و بر ایشان و

++[رُوحِک وَعَلى ] اَرْواحِهِمْ وَعَلى تُرْبَتِک وَعَلى تُرْبَتِهِمْ اَللّهُمَّ لَقِّهِمْ

بر ارواح ایشان و بر تربت تو و بر تربت ایشان خدایا ببار بر ایشان

رَحْمَةً وَرِضْواناً وَرَوْحاً وَرَیحاناً اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبا

رحمت و خوشنودى و روح و ریحانى سلام بر تو اى سرور من اى ابا

عَبْدِاللّهِ یا بْنَ خاتَمِ النَّبِیینَ وَیا بْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ وَیا بْنَ سَیدَةِ

عبدالله اى فرزند خاتم پیمبران و اى فرزند آقاى اوصیاء و فرزند بانوى

نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا شَهیدُ یا بْنَ الشَّهیدِ یا اَخَ الشَّهیدِ

زنان جهانیان سلام بر تو اى شهید (راه حق ) و اى پسر شهید و اى برادر شهید

یا اَبَا الشُّهَدآءِ اَللّهُمَّ بَلِّغْهُ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ وَفى هذَا الْیوْمِ

و اى پدر شهیدان خدایا برسان به او از اجانب من در این ساعت و در این روز

وَفى هذَا الْوَقْتِ وَفى کلِّ وَقْتٍ تَحِیةً کثیرَةً وَسَلاماً سَلامُ اللّهِ عَلَیک

و در این وقت و در هر وقت تحیتى زیاد و سلامى بسیار سلام خدا بر تو

وَرَحْمَةُاللّهِ وَبَرَکاتُهُ یابْنَ سَیدِالْعالَمینَ وَعَلَى الْمُسْتَشْهَدینَ مَعَک

و رحمت خدا و برکاتش اى فرزند آقاى جهانیان و نیز بر شهید شدگان با تو

سَلاماً مُتَّصِلاً مَا اتَّصَلَ اللَّیلُ وَالنَّهارُ السَّلامُ عَلَى الْحُسَینِ بْنِ

سلامى پیوسته به پیوستگى شب و روز سلام بر حسین بن

عَلِىٍّ الشَّهیدِ السَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَینِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ عَلَى

على شهید (راه حق ) سلام بر على بن الحسین آن شهید (عالیقدر) سلام بر

الْعَبّاسِ بْنِ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ الشَّهیدِ السَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ

عباس فرزند امیرمؤ منان آن شهید (والا مقام ) سلام بر فرزندان شهید

اَمِیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ اَلسَّلامُ عَلَى

امیر مؤ منان سلام بر فرزندان شهید حسن سلام بر

الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ السَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ جَعْفَرٍ

شهیدان از فرزندان حسین سلام بر شهیدان از فرزندان جعفر

وَعَقیلٍ اَلسَّلامُ عَلى کلِّ مُسْتَشْهَدٍ مَعَهُمْ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اَللّهُمَّ صَلِّ

و عقیل سلام بر هر شهیدى که با ایشان بود از مؤ منان خدایا درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَبَلِّغْهُمْ عَنّى تَحِیةً کثیرَةً وَسَلاماً اَلسَّلامُ

بر محمد و آل محمد و برسان به ایشان از جانب من تحیتى زیاد و سلامى بسیار سلام

عَلَیک یا رَسُولَ اللّهِ اَحْسَنَ اللّهُ لَک الْعَزآءَ فى وَلَدِک الْحُسَینِ اَلسَّلامُ

بر تو اى رسول خدا نیکو کند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسین سلام

عَلَیک یا فاطِمَةُ اَحْسَنَ اللّهُ لَک الْعَزآءَ فى وَلَدِک الْحُسَینِ اَلسَّلامُ

بر تو اى فاطمه نیکو کند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسین سلام

عَلَیک یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ اَحْسَنَ اللّهُ لَک الْعَزآءَ فِى وَلَدِک الْحُسَینِ

بر تو اى امیرمؤ منان نیکو کند خدا صبر تو را در مصیبت فرزندت حسین

اَلسَّلامُ عَلَیک یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ اَحْسَنَ اللّهُ لَک الْعَزآءَ فى اَخاز
سلام بر تو اى ابا محمد حسن (مجتبى ) نیکو گرداند خدا صبر تو را در مصیبت برادرت

الْحُسَینِ یا مَوْلاىَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ اَنَا ضَیفُ اللّهِ وَضَیفُک وَجارُ اللّهِ

حسین اى مولاى من اى ابا عبداللّه من میهمان خدا و میهمان تواءم و در پناه خدا

وَجارُک وَلِکلِّ ضَیفٍ وَجارٍ قِرىً وَقِراىَ فى هذَا الْوَقْتِ اَنْ تَسْئَلَ

و پناه تواءم و براى هر میهمان و پناهنده اى حق پذیرایى است و پذیرایى من در این وقت این است که از

اللّهَ سُبْحانَهُ وَتَعالى اَنْ یرْزُقَنى فَکاک رَقَبَتى مِنَ النّارِ اِنَّهُ سَمیعُ

خداى سبحان بخواهى که روزیم گرداند آزادى از آتش دوزخ را که براستى او شنواى

الدُّعآءِ قَریبٌ مُجیبٌ

دعا و نزدیک و اجابت کننده است 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام حسن و امام حسین (ع)  لینک ثابت




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام حسن و امام حسین (ع)  لینک ثابت


...


موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 هیچ عملی را کوچک نشماریم

یک سیلی آمده بود منطقه ناصرخسرو تهران و سگی به آب افتاده بود و در قسمتی گیر کرده بود. سگ در حال خفه شدن بود، یک دفعه عالم بزرگوار سیدمهدی قوام را دیدند که عبا و عمامه را در آورد و به آب پرید، رفت سگ را به بغل گرفت؛ داشت سگ را بیرون می آورد، گریه اش گرفت و فرمود:
الهی سگی را به سگی ببخش!
بعد از مرگ ایشان را در خواب دیدند که فرمود:
یکی از چیزهایی که دستم را گرفت و نجاتم داد همان سگ بود!!!

  

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




دقت کردید؟

#انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمیکنند و حرفِ همه را باور دارند.

#انسانهای دروغگو تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ میگویند.

#انسانهای امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند.

#انسانهای نا امید همیشه آیه یاس میخوانند.

#انسانهای حیله گر معتقدند که همه مشغول توطئه هستند.

#انسانهای شریف همه را شرافتمند میدانند.

#انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است.

#انسانهای تنگ نظر هرکاری برای هرکس انجام دهند، چندین برابر می بینندش.

#انسانهای بامحبت در نهایت مهربانی همه را با جانم، عمرم، عزیزم خطاب میکنند.

#انسانهای متواضع تقریبا در مقابل خواسته همه دوستان میگویند: چشم سعی میکنم.

#انسانهای پرتوقع انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم.

#انسانهای حسود همیشه فکر میکنند که همه به آنها حسادت میکنند.

#انسانهای دانا در جواب بیشتر سوالات میگویند: نمیدانم.

#انسانهای نادان تقریبا در مورد هر چیزی میگویند: من میدانم!!!

با دانستن خصلت های غير خوب آنها را از خود دور کنیم تا سلامت و زیبایی مان درونی باشد

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




خواب و بیداری در بین الطلوعین 

در مورد خوابیدن كه یک امر طبیعی است، در روایات آمده است كه “در ساعات اولیه شب بخوابید و بین الطلوعین بیدار باشید".بین الطلوعین یعنی بین دو دمیدین(طلوع) روشنایی، یعنی بین طلوع فجر(نماز صبح) تا طلوع آفتاب و زمانی که هوا تقریبا گرگ و میش شده است.
بین الطلوعین یعنی بین دو شرق، یک شرق یعنی طلوع صبح کاذب که خیط ابیض است و شرق دوم یعنی طلوع صبح صادق که طلوع آفتاب است. چنین حالتی در غروب هم وجود دارد.

ساعات‌ بین‌ الطلوعین‌؛ یعنی‌، از طلوع‌ فجر تا طلوع‌ آفتاب‌ از ساعات‌ بهشتی‌ است‌. حضرت‌ سجاد(علیه السلام) به‌ ابی‌حمزه‌ ثمالی‌ فرمود: خواب‌ مكن‌ قبل‌ از طلوع‌ آفتاب‌ كه‌ من‌ از برای‌ تو دوست‌ نمی‌دارم‌؛ زیرا حق‌ تعالی‌ روزی بندگان‌ را در این‌ وقت‌ قسمت‌ می‌كند.»

از پیامبر اكرم‌(صلی الله علیه وآله) روایت‌ است‌ كه‌ فرمود: «زمین‌ از خواب‌ بودن‌ مردم پیش‌ از طلوع‌ آفتاب به‌ خداوند ناله‌ و فریاد می‌كند.»
از حضرت‌ صادق‌ علیه السلام وارد شده‌ است‌: «خواب‌ بامداد شوم‌ است‌ و روزی‌ را منع‌ می‌كند و رنگ‌ را زرد و چهره‌ را متغیر می‌سازد».هم‌ چنین‌ وارد شده‌ است‌: «مرغ‌های‌ بریان‌ شده‌ و میوه‌ای‌ كه‌ برای‌ بنی‌ اسرائیل‌ از آسمان‌ می‌آمد هنگام‌ بین‌ الطلوعین‌ بود و هر كس‌ در خواب‌ بود محروم‌ می‌شد.»
حضرت‌ علی‌(علیه السلام) فرمودند: «هرگز سپیده‌ پدیدار نشد كه‌ علی‌ در خواب‌ باشد.»به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ خواب‌ اول‌ شب‌، نزد اسلام‌ مطلوب است‌ خواب‌ بین‌ الطلوعین‌ كراهت‌ دارد.

موضوع سحرخیزی مساله ای است كه از دیرباز مورد توجه حكیمان بوده است و خواص بسیار عجیب برای انسان دارد.ارسطو نیز گفته‌ است‌: «بهتر است ‌كه‌ آدمی‌ پیش‌ از شكفتن‌ صبح‌، از خواب‌ برخیزد، زیرا چنین‌ عادتی‌ به‌ سلامتی‌ و ثروت‌ و حكمت‌ می‌افزاید».

در روایات‌ از طریق‌ شیعه‌ و سنی‌ نقل‌ شده‌ كه‌ صبح‌ هر چه‌ زودتر به‌ تجارت‌ مشغول‌ شوید. امام‌ صادق‌ (علیه السلام) فرمود: “دوست‌ دارم‌ كسی‌ را كه‌ دنبال‌ طلب‌ رزق‌ برود". پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: “اللهم‌ بارك‌ لامتی‌ فی‌ بكورها؛( وسائل الشیعه، ج 12، ص 50، باب 29) خدایا به‌ كسانی‌ از امت‌ من‌ كه‌ صبح‌ زود به‌ تجارت‌ می‌پردازند، بركت‌ بده‌".

باز امام‌ صادق‌ (علیه السلام) فرمود: “سه‌ خصلت‌ را از كلاغ‌ بیاموزید: 1ـ زناشویی‌ او مخفیانه‌ است‌، 2ـ صبح‌ زود برای‌ طلب‌ رزق‌ حركت‌ می‌كند، 3ـ پرهیز و احتیاط‌ می‌كند".( همان)در روایتی‌ از امام‌ صادق‌ (علیه السلام) نقل‌ شده‌: “هرگاه‌ به‌ چیزی‌ محتاج‌ شدی‌، صبح‌ زود حركت‌ كن‌، زیرا ارزاق‌ قبل‌ از طلوع‌ خورشید تقسیم‌ می‌شود".( بحارالانوار، ج 103، ص 41)وجود اذکار فراوان و سور مختلف قرآنی، برای شما این امکان را فراهم می کند که براساس سلیقه و میل باطنی خودتان یکی را انتخاب نموده و از طریق آن پلی به سوی آسمان بسازید.

از مشهورترین ذکرها برای آرامش یافتن در بستر سوره ناس و فلق و آیة الکرسی است. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که هر کس هنگام خواب دچار بیم و هراس می شود وقتی وارد بستر خود شد، سوره ناس و فلق و آیة الکرسی را بخوانداز طریق‌ اهل‌ سنت‌ از پیامبر (صلی الله علیه وآله) روایت‌ شده‌: “اذا صلیتم‌ الفجر فلا تناموا عن‌ طلب‌ الرزق‌؛ هنگامی‌ كه‌ نماز صبح‌ را خواندید، نخوابید و به‌ دنبال‌ كسب‌ راه‌ بیافتید".( كنزل العمال، ج 4، ص 21)حال اگر همین مسئله یعنی نخوابیدن بین الطلوعین را یك پزشك به ما توصیه می كرد، با شوق و اطمینان بیشتری به آن عمل می كردیم، زیرا به كاربردی بودن آن معتقد بودیم.

#خواب_و_بیداری_در_بین_الطلوعین

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





تلاوت قرآن

امام حسین علیه السلام با اینکه خود قران ناطق هستند، در عین حال اشتیاق فراوانی به تلاوت قران داشتند، تا آنجا که شب عاشورا برای انجام اموری، از جمله تلاوت قران، از دشمن مهلت خواستند.

در آن شب با شنیدن تلاوت آیات قران توسط امام و راز و نیاز ایشان با خداوند، تعداد 30 نفر از لشکریان عمر سعد راه هدایت را یافتند و به اردوگاه امام پیوستند و در پیشگاه امام به شرف شهادت نایل آمدند.

امام علیه السلام در روز عاشورا در مقامات مخصوصی قرآن تلاوت کردند، یکی از آن موارد، زمانی بود که فرزندش علی اکبر در برابر سپاه دشمن قرار گرفت و این تلاوت قرآن همچنان تداوم یافت تا زمانی که سر مبارک حضرت بر بالای نیزه، آیاتی از سوره کهف را تلاوت نمود.

 خصائص الحسینیة

از کتاب خصائص الحسینیه مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری

‍ ‍  شفاعت امام حسین(علیه السلام
 عالم ربانی،آیت الله شيخ جعفر شوشترى(قدس الله روحه)میفرماید:
 اگر مقام ما به آن حد نرسيده باشد كه در اوّل محشر نزد امام حسين(علیه السلام)،زير سايه عرش خدا باشيم
 اميدواريم كه در چاله و ظلمتكده جهنم هم نباشيم،
 پيغمبر و امام حسین(علیهماالسلام) ما را نجات دهند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





چگونه شخصیتی دوست داشتنی باشیم؟

مودب باشید

افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود . اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم.

☺️یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید . همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.

 

قاطع باشید

قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند . آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند . هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است.

 به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است . مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ….. هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: گلچین  لینک ثابت




چگونه شخصیتی دوست داشتنی باشیم؟

 تمیز و مرتب باشید

 وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است.

افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند . بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است

 

تاثیر سکوت

 

سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد.

در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: گلچین  لینک ثابت




 


 چگونه شخصیتی دوست داشتنی باشیم؟

 اکثر ما دوست داریم دیگران دوستمان داشته باشند انگار زندگی بهتر می شود اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملا به خودما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم خیلی وقتها آنطور که باید با مردم برخورد صحیح نداریم ما می گوییم می خواهیم دیگران ما را همین طور که هستیم دوستمان داشته باشند.

 این بدان معناست که ما کارهای را که باید انجام بدهیم نمی دهیم و قصد تغییر دادن راه و روش خود را نیز نداریم خیلی راحت می گوییم چرا نمی توانند من را همین طور که هستم بپذیرند و دوست داشته باشند؟

 واقعیت این است که برای انکه دوستمان بدارند باید دوست داشتنی باشیم.

 دوست داشتنی شدن کار زیاد سختی نیست برای شروع بهتر است وقتی با دیگران روبه رو می شوید لبخند بزنید و با روی باز با آنها صحبت کنید رفتاری دوستانه و صمیمی داشته باشید از مشکلات آنها با خبر شوید و سعی کنید درکشان نمایید و به احساساتشان توجه کنید.

 وقتی با دیگران رو به رو می شوید بلافاصله سلام کنید منتظر نمانید آنها سلام کنند آنها را به اسم کوچک صدا بزنید نشان دهید که از دیدنشان خوشحال هستید.

طوری رفتار کنید کا انگار از زندگی حسابی لذت می برید همیشه به خوبی ها فکر کنید حتی اگر زیاد هم مایل نیستید خود را مثبت نشان دهید هرگز شکایت نکنید و غر نزنید.

 

 جذاب باشید:

جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا اشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ….در این امر, موثر است.

 اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید] نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید.

  ادامه دارد…

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: گلچین  لینک ثابت




چه ساده
می‌توانیم با بی‌توجهی
از ارزشمندترین چیزها بگذریم!

عشق و بخشایش را دریغ نکنید.
مهر و همدلی و
وقار خود را پنهان نکنید.

مهم‌ترین رابطهٔ‌ما با خودمان است.

یک رابطهٔ خوب مستلزم آن است که
از آنچه گمان می‌کنیم هستیم،
فراتر رویم.

ما ناگزیریم که
قلبمان را بزرگ‌تر کنیم و
وجود خود را گسترده‌تر سازیم.

ما باید به جنبه‌های تاریک خود
نزدیک شویم،
زیرا آنها بخشی مقدس از ما هستند.

 

@Najvayearefaneh

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





چرا زنان شوهردار در هوس, تُرمُز می بُرّند؟
حوادث | چهارشنبه ۳۱ شهريور ۹۵ ساعت ۲۲:۳۳ | نسخه چاپي

 

خانم بهاره مهرجویی مطلبی درباره خیانت زنان شوهردار نگاشته که تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران آن را در صفحه فیسبوک خود انتشار داد. در این مطلب می خوانید:


صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و پنجاه به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند که نه می‌خواستند و نه حتی تصورش را می‌کردند که وارد رابطه‌ای دیگر شوند. اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق می‌افتد.


زن چهل و سه ساله‌ای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد که شوخی‌ها و تنها شدن‌ها و جای پسرم است و من با فلانی می‌روم خانه، برایش دردسرساز شود.


شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشی‌ست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد. شروع به فاصله گرفتن از غرایز. چیزهایی را آموخت که اگرچه خلاف ذاتش بود اما موجب سازگاری او شد. ما در ایران در آموختنی‌ها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما می‌رود نبود. ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمی‌شناسیم‌. محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمی‌دانیم. محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهی‌اش که مرد است و که قرار است بیرون برود و روی پروژه‌‌شان کار کنند را نمی‌دانیم. مرزهایش قابل تعریف نیست. او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود.


مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه‌ می‌کنیم و یک مفهوم وارداتی‌ست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمی‌شود که ما در مناسبت‌هامان آن را به جا می‌آوریم. جاست فرند شما مشاور شما نیست.حد و مرز مشخصی دارد. ما این مرزها را نمی‌دانیم. اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم. چون خودآگاهی نداریم گم می‌شویم. با دوستتان (مرد) و همسرتان می‌روید جنگل. شب سه نفرتان توی چادر می‌خوابید و دم صبح «حالتی بر شما می‌رود» که پس از چندی رابطه جنسی بینتان اتفاق می‌افتد.


توی گروه تلگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج می‌دهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» شما متوجه می‌شوید دارد اتفاقی در درونتان می‌افتد، ادامه‌اش می‌دهید و کار به جای باریک می رسد. اینجا جای ترمز است، جایی که دیگری می‌آید و دل و دین و عقل و هوش را به باد می‌دهد. اینجا باید فاصله بگیرید و به خودتان بگویید:« رابطه من با همسرم/ پارتنرم یک مرگیش است که باید ترمیم شود».
ما زنگ خطرها را جدی نمی‌گیریم. یک آن است. ما بارها در این موقعیت و لحظه قرار گرفته‌ایم. لحظه‌ای که می‌دانیم دارد یک جریانی از انرژی فعال می‌شود. هر آدمی آن، «آن» را و«لحظه» را درک می‌کند. همه چیز از همان لحظه آغاز می‌شود. بها دادن یا متوقف کردن آن حس مرموز، دلچسب، هیجان‌انگیز. ما قدرت عجیبی در انکار این حس و خودفریبی داریم: جدی نیست. بگذار ببینیم حالا بعدها چه می‌شود. یک سلام و علیک ساده است. یک چت کردن عادی‌ست. ولش کن، حالا بعدا یه کاریش می‌کنم…


اینجا آن نقطه‌ای‌ست که سنجش آن نیاز به مهارت دارد. اینکه زن با خودش بگوید: اگر شریک عاطفی من هم شاهد ما بود، من باهمین لحن با دوستش، با همکارم، فروشنده مغازه، مدیر فلان گروه تلگرام، فلان دوستم در فیس بوک و… صحبت می‌کردم؟! آیا اینکه دارم چت‌ها را پاک می‌کنم یک هشدار نیست که رابطه‌ام با شریک عاطفی دارد لنگ می‌زند؟


مرزها را برای سلامت روحی خودتان شناسایی کنید. در محدوده مشخصی با دیگران رفتار کنید. برای خانه‌تان، لباس پوشیدنتان، مهمانی رفتنتان و … حدومرز بگذارید. می‌دانم آنقدر از سمت نهادهای بازدارنده، کارشناس بی‌سواد تلویزیون، فلان شخصیت…. این حرف‌ها را شنیده‌ایم که حالمان به هم می‌خورد. آن‌ها این مفهوم را خراب کرده‌اند. مردم را زده کرده‌اند. آنقدر که ممکن است شما حالتان از نوشته من به هم بخورد. اما لطفا حدومرزها را جدی بگیرید. مرز ما، قلمرو ماست. باید مراقب قلعه‌مان باشیم.


نظر شما چیست؟
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





خوشحال کردن مومن و دیدار از او

این دو امر آنطور که در روایات آمده از افضل اعمالند.

امام حسین علیه السلام در آن روز با امر به صبر کردن و پند و اندرز نمودن سعی کرد زنان و مردان مومن را خوشحال کند؛

اما در باب دیدار از مومنان این امر به عناوین مختلف برای امام محقق شد که گاهی به شکل عیادت از بیماری ها و زخمی ها صورت پذیرفت.

امام تنها به آمدن و نشستن در کنار زخمی ها اکتفا نمی کرد بلکه برخی از آنها به ویژه افراد غریب را مورد لطف و مرحمت خاص خویش قرار داد؛

چنانچه بر بالین آن غلام سیاه و ترک حاضر شد، اما عیادت یکی از آنها که همان فرزند عزیزش علی اکبر باشد، برای امام میسر نشد، زیرا به خاطر ادبی که داشت و احترام به پدر، مانند دیگران، امام را صدا نزد اما وقتی امام وداع او را شنید که می گوید: “یا ابتاه علیک منی السلام” با اینکه می دانست او را زنده در نمی یابد، به سوی فرزند آمد و با صدای بلند فرمود: ” پسرم تو را کشتند”

امام علیه السلام، همچنین در روز عاشورا از فرزندش حضرت سجاد علیه السلام عیادت کرد و احوال او را جویا شد.

 خصائص الحسینیة

از کتاب خصائص الحسینیه مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




حکم قمه زنی


سوال: قمه زدن چه حکمی دارد ؟

 

آیت الله خامنه ای(دام ظلّه):

آیا قمه زدن بطور مخفى حلال است یا اینكه فتواى شریف حضرت عالى عمومیت دارد؟

قمه زنى علاوه بر اینكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه «علیهم السلام» و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به شكل خاص یا عام از معصوم «علیه السلام» در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست. (رساله اجوبه، سوال 1461)

 

آیت الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

قمه زنی قطعا حرام است و باید از انجام اعمالی که موجب وهن مذهب و یا آسیب به بدن می شود اجتناب کرد .

 

آیت الله سیستانی(دام ظلّه):

باید از کارهایی که عزاداری را خدشه دار می کند اجتناب شود .

 

آیت الله فاضل لنکرانی(ره) :

توجه به گرایشی كه نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در اكثر نقاط جهان پیدا شده است و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام، شناخته می‌شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام، مطرح است،‌ لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان، حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ به گونه‌ای عمل ‌شود، كه موجب گرایش بیشتر و علاقه‌مندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد. پیداست در این شرایط، مسئله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد، بلكه به علت عدم قابلیت پذیرش، و نداشتن هیچ گونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است، شیعیان علاقه‌مند به مكتب امام حسین ـ علیه السلام ـ از آن خود‌داری نمایند؛ و چنان چه در این مورد، نذری وجود داشته باشد؛ نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.

 

آیة الله جوادی آملی(دام ظلّه):

چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود.

 

آیت الله بهجت(ره):

ازهرعملی كه باعث وهن به تشیع می شود باید پرهیز نمود.

 

آیت الله نوری همدانی(دام ظلّه) :

قمه زدن اشکال دارد.

 

آیة الله مظاهری اصفهانی(دام ظلّه):

قمه زدن و مانند آن جائز نیست.

 

آیة الله سید كاظم حائری(دام ظلّه):

خرافاتی مانند قمه‏زنی، موجب بدنامی اسلام و تشیع است.

 

آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

عزاداران محترم و متعهد به جای اینکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنها را به مخاطره می اندازند بکوبند . خداوند توفیق بیشتر برای پیمودن این راه به همه ی مسلمانان عنایت بفرماید.

 

بخش احکام اسلامی تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: سخن بزرگان, سوال و جواب های دینی  لینک ثابت




#بیانات مقام معظم رهبری درباره قمه‎زنی

 

من واقعاً می‎ترسم از این كه خدای ناكرده، در این دوران كه دوران ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّی اسلام و تجلّی فكر اهل‎بیت علیهم الصّلاة والسّلام است، نتوانیم وظیفه‎مان را انجام دهیم. برخی كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیك می‎كند. یكی از آن كارها، همین عزاداری‎های سنّتی است كه باعث تقرّب بیشتر مردم به دین می‎شود. این كه امام فرمودند: « عزاداری سنّتی بكنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه كردن، به سر و سینه زدن و مواكب عزا و دسته‎های عزاداری به راه انداختن، از اموری است كه عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‎كند و بسیار خوب است. در مقابل، برخی كارها هم هست كه پرداختن به آنها، كسانی را از دین برمی‎گرداند.

 

بنده خیلی متأسفم كه بگویم در این سه، چهار سال اخیر، برخی كارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرم دیده شده است كه دست‎هایی به غلط، آن را در جامعه ما ترویج كرده‎اند. كارهایی را باب می‎كنند و رواج می‎دهند كه هر كس ناظر آن باشد، برایش سؤال به وجود می‎آید. به عنوال مثال، در قدیم الایام بین طبقه عوام النّاس معمول بود كه در روزهای عزاداری، به بدن خودشان قفل می‎زدند! البته پس از مدتی، بزرگان و علما آن را منع كردند و این رسم غلط بر افتاد. اما باز مجدّداً شروع به ترویج این رسم كرده‎اند و شنیدم كه بعضی افراد، در گوشه و كنار این كشور، به بدن خودشان قفل می‎زنند! این چه كار غلطی است كه بعضی افراد انجام می‎دهند!؟

 

قمه‎زدن نیز همین طور است. قمه‎زدن هم از كارهای خلاف است. می‎دانم عدّه‎ای خواهند گفت: «حق این بود كه فلانی اسم قمه را نمی‎آورد.» خواهند گفت: «شما به قمه‎زدن چه كار داشتید؟ عدّه‎ای می‎زنند؛ بگذارید بزنند!» نه؛ نمی‎شود در مقابل این كار غلط سكوت كرد. اگر به گونه‎ای كه طیّ چهار، پنج سال اخیر بعد از جنگ، قمه‎زدن را ترویج كردند و هنوز هم می‎كنند، در زمان حیات مبارك امام رضوان اللّه علیه ترویج می‎كردند، قطعاً ایشان در مقابل این قضیه می‎ایستادند. كار غلطی است كه عدّه‎ای قمه به دست بگیرند و به سر خودشان بزنند و خون بریزند. این كار را می‎كنند كه چه بشود؟! كجای این حركت، عزاداری است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعی نشانه عزاداری است. شما بارها دیده‎اید، كسانی كه مصیبتی برایشان پیش می‎آید، بر سر و سینه خود می‎كوبند. این نشانه عزاداری معمولی است. اما شما تا به حال كجا دیده‎اید كه فردی به خاطر رویكرد مصیبت عزیزترین عزیزانش، با شمشیر بر مغز خود بكوبد و از سر خود خون جاری كند؟! كجای این كار، عزاداری است؟!

 

قمه‎زدن، سنّتی جعلی است. از اموری است كه مربوط به دین نیست و بلاشك، خدا هم از انجام آن راضی نیست. علمای سلف دستشان بسته بود و نمی‎توانستند بگویند «این كار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاكمیت اسلام و روز جلوه اسلام است. نباید كاری كنیم كه آحاد جامعه اسلامی برتر، یعنی جامعه محب ّ اهل‎بیت علیهم السلام كه به نام مقدس ولیّ عصر ارواحنا فداه، به نام حسین بن علی علیهماالسّلام و به نام امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام، مفتخرند، در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم، به عنوان یك گروه آدم‎های خرافی بی‎منطق معرفی شوند. من حقیقتاً هر چه فكر كردم، دیدم نمی‎توانم این مطلب - قمه‎زدن - را كه قطعاً یك خلاف و یك بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این كار را نكنند. بنده راضی نیستم. اگر كسی تظاهر به این معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از او ناراضی‎ام. این را من جدّاً عرض می‎كنم. یك وقت بود در گوشه و كنار، چند نفر دور هم جمع می‎شدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمه‎زنی می‎كردند و كارشان، تظاهر - به این معنا كه امروز هست - نبود. كسی هم به خوب و بد عملشان كار نداشت؛ چرا كه در دایره محدودی انجام می‎شد. اما یك وقت بناست كه چند هزار نفر، ناگهان در خیابانی از خیابان‎های تهران یا قم یا شهرهای آذربایجان و یا شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر بر سر خودشان ضربه وارد كنند. این كار، قطعاً خلاف است. امام حسین علیه السّلام، به این معنا راضی نیست. من نمی‎دانم كدام سلیقه‎هایی و از كجا این بدعت‎های عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعه انقلابی ما می‎كنند؟!

 

اخیرا یك بدعت عجیب و غریب و نامانوس دیگر هم در باب زیارت درست كرده اند! بدین ترتیب كه وقتی می‎خواهند قبور مطهر ائمه علیهم السلام را زیارت كنند از در صحن كه وارد می‎شوند روی زمین می‎خوابند و سینه‎خیز خود را به حرم می‎رسانند! شما می‎دانید كه قبر مطهر پیغمبر صلواة الله علیه و قبور مطهر امام حسین، امام صادق، موسی بن جعفر، امام رضا و بقیه ائمه علیهم السلام را همه مردم ایضا علما و فقهای بزرگ در مدینه و عراق و ایران زیارت می‎كردند. آیا هرگز شنیده‎اید كه یك نفر از ائمه علیهم السلام و یا علما وقتی می‎خواستند زیارت كنند خود را از در صحن به طور سینه‎خیز به حرم برسانند! اگر این كار مستحسن و مستحب بود و مقبول و خوب می‎نمود بزرگان ما به انجامش مبادرت می‎كردند؛ اما نكردند.

حتی نقل شد كه مرحوم آیت الله العظمی آقای بروجردی رضوان الله تعالی علیه آن عالم بزرگ و مجتهد قوی و عمیق و روشنفكر عتبه بوسی را با این كه شاید مستحب باشد منع می‎كرد. احتمالا استحباب بوسیدن عتبه در روایت وارد شده است .

در كتب دعا كه هست. به ذهنم این است كه برای عتبه بوسی روایت هم وجود دارد. با این كه این كار مستحب است ایشان می‎گفتند «انجامش ندهید تا مبادا دشمنان خیال كنند سجده می‎كنیم؛ و علیه شیعه، تشنیعی درست نكنند.»

اما امروز وقتی عده‎ای وارد صحن مطهر علی بن موسی الرضا علیه‎الصلاة والسلام می‎شوند خود را به زمین می‎اندازند و دویست متر راه را به طور سینه‎خیز می‎پیماند تا خود را به حرم برسانند! آیا این كار درستی است؟ نه؛ این كار غلط است. اصلا اهانت به دین و زیارت است. چه كسی چنین بدعت‎هایی را بین مردم رواج می‎دهد؟ نكند این هم كار دشمن باشد! اینها را به مردم بگویید و ذهن‎ها را روشن كنید.

دین، منطقی است. اسلام، منطقی است و منطقی‎ترین بخش اسلام تفسیری است كه شیعه از اسلام دارد؛ تفسیری قوی. متكلمین شیعه هر یك در زمان خود مثل خورشید تابناكی می‎درخشیدند و كسی نمی‎توانست به آنها بگوید «شما منطقتان ضعیف است.»(1)

نماز نخوانند، اما قمه بزنند!

كسی كه با مسائل كشور شوروی سابق و این بخشی كه شیعه‏نشین است - جمهوری آذربایجان - آشنا بود، می‏گفت: آن وقتی كه كمونیست‎ها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامی را از آن ‏جا محو كردند؛ مثلاً مساجد را به انبار تبدیل كردند؛ سالن‎های دینی و حسینیه‏ها را به چیزهای دیگری تبدیل كردند و هیچ نشانه‌ایی از اسلام و دین و تشیع باقی نگذاشتند؛ فقط یك چیز را اجازه دادند و آن «قمه‎زدن» بود! دستورالعمل رؤسای كمونیستی به زیردستان خودشان این بود كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند؛ نماز جماعت برگزار كنند؛ قرآن بخوانند؛ عزاداری كنند؛ هیچ کار دینی نباید بكنند؛ اما اجازه دارند كه قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه‎زدن، برای آنها یك وسیله تبلیغ بر ضد دین و بر ضد تشیع بود! بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها این‏گونه علیه دین استفاده می‌کند. هر جا خرافات به میان بیاید، دینِ خالص بدنام خواهد شد.(2)

 

منبع:

1- فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری در جمع روحانیون استان «كهگیلویه و بویر احمد» در آستانه ماه محرّم 17/03/1373 .

2- بیانات رهبری در دیدار عمومی با مردم مشهد در اول فروردین 1376.

 

برگرفته از سایت تبییان

http://www.tebyan.net

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت




در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات.
روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند.
اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد.
در همین زمان او از ثروت با کشتی با شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک خواست.
“ثروت، مرا هم با خود می بری؟”
ثروت جواب داد:
“نه نمی توانم، مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست، من هیچ جایی برای تو ندارم.”
عشق تصمیم گرفت از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
“غرور لطفاً به من کمک کن.”
“نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی.”
پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
“غم لطفاً مرا با خود ببر.”
“آه عشق. آن قدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم.”
شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
ناگهان صدایی شنید:
“بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”
صدای یک بزرگتر بود. عشق آن قدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند، ناجی به راه خود رفت.
عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:
” چه کسی به من کمک کرد؟”
دانش جواب داد: “او زمان بود.”
“زمان؟! اما چرا به من کمک کرد؟”
دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد:
“چون تنها زمان، بزرگی عشق را درک می کند.”

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

4 اشتباه رایج در روایت وقایع عاشورا:

▫️استاد مرتضی مطهری

 

اشتباه اول:
اوج عزاداری امام حسین(ع) ده روز اول ماه محرم الحرام است. بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.

اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.

 

اشتباه دوم:
باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.

در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب…دست بر گریبان برده…و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و…» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.

شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید.»

 

اشتباه سوم:
یکی از معروف ترین تحریف ها ماجرای حضرت لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) است وچه روضه ها که در این زمینه خوانده نمی شود؛ در روضه ها ذکر می شود که حضرت علی اکبر قبل از رفتن به میدان با مادرش چه نجواهایی می کرد، یا اینکه حضرت لیلی در خیمه ها رفته و در آنجا دعا کرده که خداوند حضرت علی اکبر را سالم برگرداند که متأسفانه این موضوع محور بعضی تعزیه ها نیز شده است.

اما حقیقت این است که اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ البته لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) هست؛ اما حتی یک مورخ هم به حضور آن حضرت در کربلا و روز عاشورا گواهی نمی دهد. (به نقل از حماسه حسینی،جلد۱،مرتضی مطهری)

 

اشتباه چهارم:
مطلب بعدی مربوط به حضرت علی اکبر(ع) این است که آن حضرت قبل از رفتن به معرکه جنگ از پدر رخصت خواست و آن حضرت اذن میدان نداده اند و مثلاً فرموده اند که تو هنوز جوانی و حیف است که از دست بروی و چه اشعار و تعزیه ها که پیرامون آن نساخته ایم؛ اما حقیقت این است که تمام مورخین نوشته اند، هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اگر می شد حضرت برایشان عذری می آورد ولی در مورد جناب علی اکبر گفته اند: «فاستأذن اباه،فأذن له» یعنی تا اجازه خواست گفت برو.

 

منبع: حماسه حسینی، جلد۱، استاد شهید مرتضی مطهری.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام حسن و امام حسین (ع)  لینک ثابت





امر به #معروف و نهی از #منکر

سهم و نصیب امام حسین علیه السلام از این عبادت نیز بیش از دیگران است و آن حضرت مکلف به انجام این فریضه شد با اینکه می دانست انجام این عبادت به ایشان ضرر می رساند.

حتی به قاتلش آنگاه که سرمبارک آنحضرت را از تن جدا کرد، لبخند زد و او را موعظه فرمود.

و سر بریده ی آن حضرت، راهب نصرانی را دعوت به اسلام کرد.

آیا چنین امر به معروفی از غیر حسین علیه السلام، دیده یا شنیده اید، هرگز!!

 خصائص الحسینیة

از کتاب خصائص الحسینیه مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

▫️ این دنیا نمےارزد به کاهی▫️

✸ خداوند در قرآن کریم مےفرماید: « وَ لِکُلِّ اُمَّةٍ اَجَلٌ فَاِذا جاءَ اَجَلُهُم لا یَسْتَأْخِرونَ سَاعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمونَ»←براے هر قوم و جمعیتی سرآمد و زمـان معینی است و هنگامے که سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتی از آن تاْخیر مےکنند و نه بر آن پیشی گیرند.

✸ در ذیل این آیه حدیثی است کہ مےفرماید: هنگامے کہ ملک الموت بہ سراغ شخص محتضر مےآید تا او را قبض روح کند، شخص محتضر متوجه نیت و قصد او مےشود، بہ همین خاطر بہ او مےگوید: «یک سال بہ من مهلت بده تا بروم بدهکارۍهایم را بدهم، حلالیت بطلبم، کارهایم را بکنم، وصیت بکنم، قرض هایم را صاف و صوف کنم.»

✸ ملک الموت در جواب او مےگوید: سالها بر تو گذشت و کاری نکردۍ.

مےگوید: یڪ ماه مهلت بده.

ملڪ الموت مےگوید: ماه ها بر تو گذشت و کاری نکردی.

مےگوید: یڪ شبانه روز مهلت بده.

ملک الموت مےگوید: شبانه روز برتو گذشت و کاری نکردی.

شخص محتضر مےگوید: یک ساعت مهلت بده.

ملک الموت مےگوید: ساعت ها بر تو گذشت و کاری نکردی. مهلت نمےدهد جان و او را مےگیرد.

✸ ملک الموت فقط به یک نفر مهلت داد و او هم حضرت نوح علیه السلام بود. حضرت نوح شیخ الانبیاء بود و نهصد و پنجاه سال مردم را بہ دین خـدا دعوت ڪرد. او در لحظه ی احتضار از عزرائیل تقاضایی ڪردو گفت: بہ من اجازه بده تا از آفتاب به سایہ بروم.

✸ عزرائیل اجازه داد. حضرت نوح حضرت نوح بعد از اینکه پایش را از آفتاب بہ سایه گذاشت بہ ملک الموت گفت: مےدانی برای چه این تقاضا را از تو کردم؟

ملڪ الموت گفت : نه.

✸ حضرت نوح فرمود: برای اینکه مےخواستم بہ تو بگویم تمام عمر من، کہ ۲۵۰۰ سال طول ڪشید، به همین مقدار که پایم را از آفتاب بہ سایه گذاشتند، گذشت.

✸ قرآن هم مےفرمایند: ما بعد از مرگ وقتے، وارد عرصه قیامت مےشویم. خیال مےکنیم در دنیا فقط به اندازه یه چاۍ خوردن در قهوه خانه آمدیم و رفتیم.

✸ قران می فرمایند :«کَاَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَها لَم یَلْبَثُوا اِلّا عَشِیَّةً اَوْ ضُحَاهَا» ← آنها در آن روز کہ قیام قیامت را مےبینند، چنین احساس مےکنند کہ گویی توقفشان در دنیا و برزخ جز شامگاهے یا صبح آن بیشتر نبوده است.

  حالا ما خیال می کنیم که عمـری داریم، ج در حالی که وقت مرگ متوجه می شویم که دنیا همش کشک بوده!

  منبع: ڪتاب #بدیع_الحکمة حکمت ۱۷

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت


...


 

گذشت

صبح امروز مثل همیشه پس از بیدار شدن برای صرف صبحانه با همسر و دخترم بر سر میز نشستیم که به یکباره دست دخترم به استکان چای خورد و چای روی لباس من ریخت.
من با عصبانیت شروع به پرخاش به دخترم کردم و او با گریه از سر میز بلند شد و به اتاقش رفت.
من پس از تعویض لباسم به سراغ او رفته و بعد از دقایقی او را راضی کردم که مابقی صبحانه اش را میل کند تا به مدرسه برویم.
با هم به مدرسه رفتیم و چون دیر رسیدیم، ناظم مدرسه من و دخترم را مورد شماتت قرار داد و دخترم با ناراحتی سر کلاسش رفت.
سپس خودم با عجله و سرعت زیاد به سمت محل کار حرکت کردم که به علت سرعت زیاد سر یک چهارراه تصادف کردم و پس از مدتی معطل شدن به دنبال کارهای بیمه رفتم.
سپس با تاخیر فراوان سر کار رفتم و از رییس خود عذرخواهی کردم ولی او با عصبانیت گفت که 10 درصد از حقوق این ماهت به علت تاخیر امروزت کسر خواهد شد.
بعد از پایان ساعت کاری برای تعمیر ماشین به صافکاری رفتم و دیر وقت به خانه برگشتم. دخترم خواب بود و همسرم گفت که دخترمان گفته امروز در مدرسه حالش خوب نبوده و هیچ یک از دروس جدید را یاد نگرفته است!!!

 

حال یک بار دیگر داستان فوق را با اعمال یک تغییر کوچک میخوانیم:
صبح امروز مثل همیشه پس از بیدار شدن برای صرف صبحانه با همسر و دخترم بر سر میز نشستیم که به یکباره دست دخترم به استکان چای خورد و چای روی لباس من ریخت.
♦️ من لبخندی زدم و با خنده به دخترم گفتم مراقب باش عزیزم و بلند شدم و یک چای دیگر برای دخترم ریختم. پس از صرف صبحانه و تعویض لباسم با دخترم به مدرسه رفتیم. سپس به سمت محل کار حرکت کردم و در ابتدای ساعت کاری بر سر کارم حاضر شدم.
پس از اتمام ساعت کاری به منزل رفتم و ساعتی با دخترم بازی کردم و او از موفقیت امروزش در مدرسه برایم صحبت کرد و سپس همگی بر سر میز شام حاضر شدیم.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حکایات جالب و شنیدنی  لینک ثابت





ملاطفت و #مهربانی

مهربانی پدران نسبت به فرزندان، به ویژه #دختران، مستحب است.

امام حسین علیه السلام به بهترین وجه، این کار را انجام داد. وقتی آن حضرت خواست دختر خردسالش #سکینه را آرام کند، او را بوسید و دست نوازش بر سرش کشید؛ اما متاسفانه رفتن پدر به غم و غصه ی او افزود.

خصائص الحسینیة

از کتاب خصائص الحسینیه مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




خداوندا…
امروزدر فیض خودت ایمان مرا قوی کن و مرا با محبت خودت که در قلبم نهاده ای برکت بده تا بتوانم در عشق و دلدادگی تو روزی آرام و پر از خیر و برکتی داشته باشم.

ای خداوند…
کارهایم سبب شد ایمانم ضعیف گردد و ترس ها و نگرانی‌هایم غالب، روحم خسته و رنجور روزگار گشته است.
ای خداوند امروز شادی و آرامشی که از فیض و برکت توست در روح و قلبم جاری ساز تا در حضورت هرآنچه شایسته ام است در آغوش خداوندیت برکت یابم ….

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناجات  لینک ثابت




گویند، دویست نفر را
سه نفر سرباز لاغر اندام به اسارت گرفته
و به صف کرده و می بردند !
و تعدادی نظاره گر بر این جماعت اسیر
می خندیدند و با خود می گفتند ؛
ای بیچاره ها چگونه است که
این سه نفر نحیف بر شما چنین چیره گشته
و این چنین خوار شده اید ؟!!
یکی جهاندیده در میان آنان فریاد زد
که ای مردم بر ما نخندید
که آن سه نفر با هم هستند
و ما دویست نفر تنها …!
همه آزادی می خواهیم
بی آنکه بدانیم اسارت چیست !
اسارت به میله های دورمان نیست
به حصارهای در تفکرمان است…!

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




همیشه که نمی شود از یک زاویه به زندگی نگاه کرد. زندگی زاویه های متفاوت خاص خودش را دارد.
اینکه اول صبح چشمانت را باز کنی و لبخند بزنی به روزی که در انتظارت هست.‌ یا چشمانت را باز نکرده به روزهایی فکر کنی که سختی هایش را پشت سر گذاشته ای.


گاهی آدم باید پشتش را به دنیا کند و آرام آرام قدم بردارد. قدمی به اندازه ی تغییر کوچکی در شخصیتش.
شخصیت آدمی خود به خود که تغییر نمی کند. کدام آدم بدون اینکه بخواهد تغییر کرده است؟ هیچکس.

 

زندگی را باید از زاویه ی دیگر دید. باید بلند شوی، بخندی به روزهای سختی که پشت سر گذاشته ای و در آیینه به خودت بگویی: من ” قهرمان” زندگی ام هستم.
گاهی باید. زندگی را باید از زاویه ای دیگر نگاه کرد…

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: نجواهای من  لینک ثابت




 

یمان تمار گوید:

 

خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم، به ما فرمود:

همانا صاحب اﻷمر را غیبتی است، هرکه در آن زمان دینش را نگهدارد مانند کسی است که درخت خار قتاد [1] را با دست بتراشد.

 

سپس فرمود:

این چنین و با اشاره ی دست مجسم فرمود- کدامیک از شما میتواند خار آن درخت را به دستش نگهدارد، سپس کمی سر به زیر انداخت

 و باز فرمود:

همانا صاحب اﻷمر را غیبتی است، هر بنده ئی باید از خدا پروا کند و
به دین خود بچسبد.

 

 اصول کافی-کتاب الحجة
باب في الغيبة- ج1 ص 335
ط دارالکتب اﻹسلامية

 

 [1].قتاده درختی است که خار بسیار دارد، و خارهایش مثل سوزن است و تراشیدن خارش به این طریق است که یک دست را بالای شاخه محکم گرفته و با دست دیگر تا پایین بکشند و این جمله در عرب مثلی است برای انجام کارهایی دشوار و سخت.

 

  أللَّھُـمَ؏ َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج  

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




20 جمله کلیدی رهبر انقلاب درباره « محرم»

 

*در زندگی حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یک نقطه‌ی برجسته، مثل قله‌ای که همه‌ی دامنه‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد، وجود دارد و آن عاشورا است. ۱۳۷۱/۱۱/۰۶

 

* تحقیقاً یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

 

* یکی از بزرگترین نعمتها، نعمت خاطره و یاد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا برای جامعه شیعیِ ماست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

 

* قدر مجالس عزاداری را بدانند، از این مجالس استفاده کنند و روحاً و قلباً این مجالس را وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط و اتّصالِ هرچه محکم‌تر میان خودشان و حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، خاندان پیغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

 

* در ماه محرم، معارف حسینی و معارف علوی را که همان معارف قرآنی و اسلامی اصیل و صحیح است برای مردم بیان کنید. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶

 

* اگر برای ذکر مصیبت، کتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمی» را باز کنیدو از رو بخوانید، برای مستمع گریه‌آور است و همان عواطفِ جوشان را به‌وجود می‌آورد. چه لزومی دارد که ما به خیال خودمان، برای مجلس‌آرایی کاری کنیم که اصل مجلس عزا از فلسفه واقعی‌اش دور بماند؟! ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

 

* وقتی شعر را میخوانیم، به فکر باشیم که از این شعر ما ایمان مخاطبان ما زیاد شود. پس، هر شعری را نمیخوانیم؛ هرجور خواندنی را انتخاب نمیکنیم؛ جوری میخوانیم که لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد. در چه؟ در افزایش ایمان مخاطب. ۱۳۸۶/۰۴/۱۴

 

* برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

 

* من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم این مطلب - قمه‌زدن - را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضی‌ام. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

 

* لازم است از همه برادران و خواهرانی که در سراسر کشور، در ایّام عزاداری، با اقامه عزا و به راه انداختن مراسم عزاداری، بخصوص با اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا و با عرض ارادت به خاندان پیامبر، این روزها را بزرگ داشتند سپاسگزاری کنم. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

 

* هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یک درس، به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ی به عاشورا و به حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) است. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱

 

* اگر کسانی برای حفظ جانشان، راه خدا را ترک کنند و آن‌جا که باید حق بگویند، نگویند، چون جانشان به خطر می‌افتد، یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای پولشان یا محبّت به اولاد، خانواده و نزدیکان و دوستانشان، راه خدا را رها کنند، آن وقت حسین‌بن‌علی‌ها به مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه کشیده خواهند شد. ۱۳۷۵/۰۳/۲۰

 

* اگر فداکاری بزرگ حسین‌بن‌علی علیه‌السلام نمی‌بود که این فداکاری، وجدان تاریخ را به کلی متوجه و بیدار کرد در همان قرن اول یا نیمه‌ی قرن دوم هجری، بساط اسلام به کلی برچیده می‌شد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶

 

* کار امام حسین علیه‌الصّلاه والسّلام در کربلا، با کار جدّ مطهرش حضرت محمد بن عبداللَّه صلی‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلم در بعثت، قابل تشبیه و مقایسه است. قضیه این است. همان طور که پیغمبر در آن جا، یک تنه با یک دنیا مواجه شد، امام حسین هم در ماجرای کربلا، یک تنه با یک دنیا مواجه بود. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴

 

* عبرت آن است که انسان نگاه کند و ببیند چطور شد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام - همان کودکی که جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجلیلِ پیغمبر بود و پیغمبر درباره‌ی او فرموده بود: «سیّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت - بعد از گذشت نیم قرن از زمان پیغمبر، با آن وضعِ فجیع کشته شد؟! ۱۳۷۳/۱۰/۱۵

 

* امام حسین را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. به تبیین او، امر به معروف او، نهی از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منی و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان- حضرت بیانات عجیبی دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است- بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه‌‌ی کربلا و میدان کربلا، باید شناخت. ۱۳۸۸/۰۵/۰۵

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت




 

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد.

فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت.

فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ

در سبد گذاشت و بازگردانید.

ثروتمند شگفت زده شد و گفت:

چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود،

پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟!

فقیر گفت: هر کس آنچه در دل دارد می بخشد…

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




هر وقت خودت را گم کردی،

یا چیزی را که به اندازه‌ی خودت دوست داری گم کردی و از دست دادی،

لحظه‌ای به درختان فکر کن.

فکر کن که چگونه رشد می‌کنند.

تو خوب می‌دانی که درختی که شاخه‌های زیاد و ریشه‌های کم دارد،

با نخستین باد شدید، واژگون می‌شود.

اما از طرف دیگر،

ریشه‌های زیاد هم، برای شاخه‌های کم، مفید نخواهند بود.

آنها زیادی‌اند و نمی‌توانند تمام آنچه را از خاک می‌گیرند، شیره‌ای کنند و به تک تک شاخه‌ها برسانند.

ریشه‌ها و شاخه‌ها باید با هم متناسب باشند. از یک سو، پا در خاک فروکنند از سوی دیگر سر به آسمان برآرند.

یکی در درون ریشه کند و یکی در بیرون سایه بیندازد.

چنین درختی، سایه‌ و میوه‌ی خوب دارد و در هر فصلی، مناسب آن فصل، زیبا خواهد بود.

موقعیت‌ تو، رابطه‌های تو و در یک کلام داشته‌های تو، اگر به تناسب از درون در آنها ریشه دوانی و از بیرون بر آنها سایه بیندازی، نعمت خواهند بود.

که اگر جز این باشد:

ریشه بی شاخه زحمت است و شاخه بی ریشه زندان…

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




سنگ یا برگ !

مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می‌گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: «عجیب آشفته‌ام و همه چیز زندگی‌ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی‌دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟"»

استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت: «به این برگ نگاه کن. وقتی داخل آب می‌افتد خود را به جریان آن می‌سپارد و با آن می‌رود.»

سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی‌اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت. استاد گفت: «این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی‌اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می‌خواهی یا آرامش برگ را؟»

مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: «اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می‌رود و الان معلوم نیست کجاست!؟ لااقل سنگ می‌داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی‌خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!»

استاد لبخندی زد و گفت: «پس چرا از جریان‌های مخالف و ناملایمات جاری زندگی‌ات می‌نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده‌ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.»

استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد. چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی، مرد جوان از استاد پرسید: «شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می‌کردید یا آرامش برگ را؟»

استاد لبخندی زد و گفت: «من در تمام زندگی‌ام، با اطمینان به خالق رودخانه هستی، خودم را به جریان زندگی سپرده‌ام و چون می‌دانم در آغوش رودخانه‌ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل‌آشوب نمی‌شوم. من آرامش برگ را می‌پسندم.»

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حکایات جالب و شنیدنی  لینک ثابت




خدایا
کمکم کن تا رد نور تو را
در پیشامدها و راه‌ها
در همه مسیرها، در روزها و شب‌ها
باز شناسم و پی‌گیرم
و از آن منحرف نشوم
و ظلمت را هرگز، به جای نور نگیرم
و کمکم کن
تا در همه سختی‌ها، در همه رنج‌ها

دستان لرزان خود را
از دست‌های گرم و گشاده ات بیرون نکشم
دست‌های پر قدرت تو
دستان لرزان مرا رها نکند
حتی اگر زمین بلرزد و خورشید تاریک شود
و آسمان در هم بپیچد ..

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناجات  لینک ثابت




خداوندم

بیاموز به من که لحظه ها در گذرند…
بیاموز به من که هیچ حالتی پایدار نیست…
که می گذرد!
اگر در سختی ام، اگر دلتنگم، و در تمام این لحظه ها تو در کنار منی…
به من آگاهی بده تا پذیرا باشم هر لحظه ایی را که می گذرد…

و نشانم بده راه را…
تا سهم خود را به انجام برسانم…
از نیروی بی پایانت بی نصیبم مگذار تا بپیمایم راه های دشوار زندگی را که با حضور تو ممکن می شود…

نگرانی هایم را بدست تو می سپارم…
و قدم می گذارم در راهی که تو می خوانی ام
و هرچه در این مسیر برایم مهیا کرده ای را با آغوش باز می پذیرم…
هر لحظه با یاد تو زیباست چه سخت و چه آسان

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 
#زکات و #صدقات

امام حسین علیه السلام، زکات مال و بدن هر دو را پرداخت، اما نه یک دهم و یک چهارم، بلکه همه را پرداخت.

حتی آن لباس کهنه را که قیمتی برای آن قابل تصور نبود، داد. به خصوص در شب عاشورا برای آزادی برخی، لباس هایی را داد که طبق نقل، هزار دینار ارزش داشت.

 

خصائص الحسینیة  مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




در محضر بزرگان 

 استاد علی صفایی حائری:

بزرگى مى ‏گفت، يك كبر در شيطان و يك حرص در آدم و يك بخل در پسر او كه بعدها تبديل به حسادت گشت و يك شتاب در يونس و يك توجّه به غير در يوسف، همه‏ ى آن ها را زمين زد و مبتلا كرد؛ ما كه همه را يكجا داريم چه كنيم؟

 روزهاى فاطمه(س)، ص۶۳

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




مرد جوان فقیر و گرسنه ای دلتنگ و افسرده روی پلی نشسته بود
و گروهی از ماهی‌گیران را تماشا می کرد،
در حالیکه به سبد پر از ماهی کنار آنها چشم دوخته بود.
با خود گفت: کاش من هم یک عالمه از این ماهی ها داشتم.
آن وقت آن ها را می فروختم و لباس و غذا می خریدم.
یکی از ماهی‌گیران پاسخ داد:
اگر لطفی به من بکنی هر قدر ماهی بخواهی به تو می دهم.
-:این قلاب را نگه دار تا من به شهر بروم و به کارم برسم.
مرد جوان با خوشحالی این پیشنهاد را پذیرفت.
در حالیکه قلاب مرد را نگه داشته بود،
ماهی ها مرتب طعمه را گاز می زدند و یکی پس از دیگری به دام می افتادند.
طولی نکشید که مرد از این کار خوشش آمد و خندان شد.
مرد مسن تر وقتی برگشت، گفت: همه ی ماهی ها را بردار و برو
اما می خواهم نصیحتی به تو بکنم. دفعه
بعد که محتاج بودی وقت خود را با خیال‌بافی تلف نکن.
قلاب خودت را بنداز تا زندگی ات تغییر کند،
زیرا هرگز آرزوی ماهی داشتن تور ما را پر از ماهی نمی کند

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




افسردگی مجازی را جدی بگیرد!

 مطالعات اخیر نشان داده که شبکه‌های اجتماعی باعث افسردگی خواهند شد.

برای کاهش تاثیر شبکه‌ های اجتماعی به صورت منفی بر روحیات مردم تنها یک‌ راه وجود دارد و آن استفاده بیشتر از دنیای واقعی است.

 در پی استفاده زیاد یک فرد از شبکه‌های اجتماعی سرمایه اجتماعی وی کاهش خواهد یافت و یا از بین خواهد رفت. یعنی نقش دوستان واقعی، خانواده، اطرافیان و غیره در زندگی چنین فردی کم خواهد شد.

 یکی‌دیگر از وجوه غیرمستقیم شبکه‌های اجتماعی و تاثیر آن بر افسردگی نیز به حسِ درماندگی مربوط است. افسردگی ناشی از یک احساس درماندگی نسبت‌به مشکلات، آینده، رسیدن به آینده خوب و… برمی‌آید. فردی اگر درمانده نشود دچار افسردگی نیز نخواهد شد.

 وقتی هر کدام از ما در شبکه‌های اجتماعی با سیلی از اتفاقات غیرعلمی و بدون حد و مرز مواجهیم در وهله اول انتظاراتمان غیرواقع‌بینانه خواهد شد.

 در پی انتظارات غیرواقعی ما با مشاهده سبک زندگی انسان‌های دیگر در مکانی غیر از مکان خودمان احساس می‌کنیم زندگی ما مطلوب نیست؛ احساسی که تغذیه‌کننده درماندگی است و درماندگی تغذیه‌کننده افسردگی خواهد بود.

 همچنین شبکه‌های اجتماعی به‌صورت قارچ‌وار احساسات دیگران را تولید و تکثیر می‌کنند.

 راه حل چیست؟ تنها راه‌حل اهمیت‌دادنِ بیشتر به دنیای واقعی است. تنها در صورتی که بتوانیم این‌کار را بکنیم آسیب‌های دنیای مجازی کاهش خواهد یافت.

•البته شبکه‌های مجازی فوایدی زیادی نیز دارند اما در صورتی‌ که ما آن‌ها را به‌جای دنیای واقعی قرار ندهیم

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فضای مجازی و سایبری  لینک ثابت




استاد #پناهیان: آی اهل محرم، چرا فریاد شادی و هلهله سر نمی‌دهید؟!

 .. اگر غدیر عید ولایت است #مباهله عید فضیلت است. چون بزرگترین فضیلت علی(ع) در روز مباهله و آن‌هم صریحاً در قرآن کریم بیان شده.

امام رضاعلیه السلام به مأمون فرمودند: بالاترین فضیلت علی(ع) آیۀ مباهله است. چون در این آیه علی(ع) نفس پیامبر(ص) اعلام شده است. باید غربت مباهله برطرف بشود، این خیلی مهمتر از بسیاری دیگر از ایام الله است.

در جهان اسلام احدی نیست که منکر مباهله و این فضیلت باعظمت علی(ع) بشود. آیۀ صریح قرآن است و داستان مباهله را همه بیان کرده‌اند.

عاشقان اهل بیت(ع) کجا هستند که بزرگترین جشن محبت را برگزار کنند، و سرور خود را در نزول آیۀ مباهله به اهل عالم نشان بدهند؟ قبول کنیم ما هنوز در مکتب محبت اهل بیت(ع) آنچنان که باید رشد نکرده‌ایم.

شادی از نزول آیۀ مباهله، موجب صعود دل‌ها در عزای #محرم است. باشکوه‌ترین تجمع اهل بیت(ع)در طول تاریخ اسلام در مباهله است.

باید داستان مباهله را به کودکان خود بیاموزیم. آی اهل محرم ببینید حسین(ع) در آغوش پیامبر(ص) است. چرا فریاد شادی و هلهله سر نمی‌دهید؟ تنها منتظرید اباعبدالله(ع) در گودی قتل‌گاه بیفتد تا فریاد عزا سر کنید؟ الان باید عالم را باخبر کنید تا علت گریه‌ها و فریادهای عاشورای شما را بفهمند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 هرگز نمازت را ترک نکن
میلیون ها نفر زیر خاک بزرگترین آرزویشان بازگشت به دنیاست ؛

 تا ” سجده ” کنند

➡️ فقط یک سجده

 پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است، پس اوراآزاد کرد،،پادشاه گفت حاجتی بخواه !درویش گفت : وقتی خدایی دارم که نیمه شب تورابیدارمیکندتامراازبند رها کنی،، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم
خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد…
خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت…
خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد…
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد…
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت…
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است…
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛حتی به سوی درهای بسته هم دوید…
و تمام درهای بسته برایش باز شد…
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،به دنبال درهاي بسته برو
چون خدای “تو"و “یوسف” یکی ست…….
از پاهايی که نمی توانند تو را به ادای نماز ببرند، انتظار نداشته باش که تو را به بهشت ببرند..
قبرها، پر است از جوانانى که میخواستند در پیری توبه کنند…

 رسول الله فرموده اند:
 نماز صبح : نور صورت
 ظهر : بركت رزق
 عصر : طاقت بدن
 مغرب : فايده فرزند
 عشاء : آرامش

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




وقتی از ته دل بخندی . . .
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری
وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی
وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی
آن زمان است که واقعا زندگی میکنی . . . !

بازی زندگی ، بازی بومرنگ‌هاست
اندیشه‌ها
کردارها
و سخنان ما دیر یا زود
با دقت شگفت‌آوری به سوی ما بازمی‌گردند .

زمانی که آدمی بتواند بی‌هیچ دلهره‌ای آرزو کند
هر آرزویی بی‌درنگ برآورده خواهد شد . . .
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 وقتی دردی نداشته باشی نمازت زود تمام میشود.
خدا درد را آفریده تا صدایمان را بشنود هیچگاه به دردهای زندگیت خرده نگیر؛ شاید خدا یک گوشه‌ی قلبت نشسته و دلش عجیب تنگ شده تا صدایش بزنی..

مادر بزرگم را که می‌دیدم ساعت‌ها رو به قبله می‌ایستد و دردودل می‌کند؛
همیشه از کودکی برایم سوال بود که چه خواسته‌هایی دارد که هروز باید تکرارش کند..
مگر خدا نمی‌داند پاهایش به چه اندازه درد میکند که هروز مجبورش میکند ساعت‌ها همان همیشگی‌ها را تکرار کند..

 بچه بودم و نمیدانستم خواسته‌های مادر بزرگ بهانه است؛
بهانه برای سخن گفتن و سخن شنیدن..
بهانه برای آرامش و سبکی دل..
و او باز فردا ساعتی بیشتر رو به قبله مینشیند..
امروز که موقع طلب خواسته‌ام یاد مادر بزرگم افتادم،
عجیب دلم برای دعا کردن‌های آخر نمازش تنگ شد..!!!

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺣﺎﮐﻤﯽ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ :
ﺑﻪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ، ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ .
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺳﻌﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﮐﻢ ﻫﻤﻪ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻫﺎﯼ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻭ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﺪ .

ﺍﻭﻟﯽ، ﻧﻘﺎﺷﯽ ﯾﮏ ﺩﺭﯾﺎ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﻮﺩ؛ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﮐﻮﻫﻬﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﻣﯿﺴﺎﺧﺖ، ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ، ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺁﺑﯽ ﺑﺎ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﯾﺪ ﺣﺘﻤﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯽ ﯾﺎﻓﺖ.

ﺩﻭﻣﯽ ﮐﻮﻫﻬﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﻫﻤﻮﺍﺭ ﻭ ﭘﺮ ﺻﺨﺮﻩ؛ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺗﯿﺮﻩ، ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﯾﺪ ﻭ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ ﻣﯿﺰﺩ، ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﻮﻩ ﺁﺑﺸﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﺻﻼ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯿﺸﺪ .

ﺍﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺁﺑﺸﺎﺭ ﺑﻮﺗﻪ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﮑﺎﻑ ﺳﻨﮕﯽ ﺭﻭﯾﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ .
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻮﺗﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﻻﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺸﺎﺭ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﻻﻧﻪ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﺑﻮﺩ .

ﺣﺎﮐﻢ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
“ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ،
ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،
ﯾﺎ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﺷﺪ،

ﺁﺭﺍﻣﺶ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺻﺪﺍها، مشکلات ﻭ ﮐﺎﺭهای ﺳﺨﺖ، ﺩﻟﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد

زندگیتون سرشارازآرامش

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 
باب #جنازه و #تشییع جنازه

واجب است که جنازه اموات را غسل و کفن نمود و بر آنها نماز خواند. اما درباره شهیدی که در صحنه نبرد به شهادت می رسد، واجب است که بر او نماز خواند و با همان لباس رزم به خاک سپرد.

تشییع جنازه، حمل آن و تربیع در محل جنازه مستحب است و همچنین واجبات دیگری نیز وجود دارد.

این امکان برای امام حسین علیه السلام فراهم نبود که همه موارد را برای شهدای کربلا انجام دهد و شاید به کمترین واجب یعنی نماز بر کسانی که امکان آن فراهم بود اکتفا کردند.

اما درباره دفن شهدا، روایت شده است که برای فرزند شیرخوارش با شمشیر قبری حفر کرد و بنا به این دلایل او را به خاک سپرد:
تنها برای او حفر قبر امکان پذیرشد.
تا اینکه سر کودک را نبرند.
برای اینکه جنازه او روی زمین نماند.
تا در زیر سم اسب ها جنازه از بین نرود.
توانایی و قدرت تحمیل نگاه بر او را نداشت.

البته تا آنجا که فرصت فراهم بود، وجود مبارکشان برخی از پیکرها را جمع کرد و کنار هم قرار داد و اگر کسی پیدا می شد که پیکر شهیدی را حمل کند، امام آن جنازه را تشییع می کرد، ولی گویا در حمل جسد برادر رشیدش ابوالفضل ناتوان بود و لذا بدن او در کنار نهر علقمه باقی ماند.

 خصائص الحسینیة

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

همیشه درپی کسب رضای یکتا باش
رها ز قید غم و غصه های دنیا باش

بکوش ارزش اسلام را نگه داری
مراقب نظر شُوُم چَشم اَعداء باش

برای امر به معروف و نهی از منکر
همیشه پیرو راه حسین زهرا باش

تعصی از شهدا را به خاطرت بسپار
غریق موج خروشان حق تعالی باش

دلم دوباره شکسته بیا بیا مهدی
در این فضای پر از غم قرار دلها باش

ببین که مجلس روضه گرفته ایم امشب
بیا و همنفس اشک و ناله ما باش

حسین_زبانران

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

ﻣﻬﺮﺑﺎن باشیم…
مهربانے ﻧﯿﺎﺯاست …
ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻡ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﺍﻣﺮﻭﺯ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﺳﺖ
“ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻫﻔﺖ ﺧﻂ ﺑﺎﺷﻨﺪ”
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﭘﺸﺖ ﻫﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ، ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛
ﻻ‌ﺑﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ!

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺣﺮﻣﺖ ﺍﺳﺖ، ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻠﻮﺹ ﺍﺳﺖ، ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺻﻔﺎﯼ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻼ‌ﻫﺖ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ.
ﺑﯽ ﺭﯾﺎ، ﭘﺎﮎ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻻ‌ﯾﻖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

“""روزگارتان پراز مهربانى…""”

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




استاد سیر و سلوک (عرفان عملی ) برای خواهران

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
بانوان بسیاری در فضای مجازی با مراجعه به سایت ها، وبلاگ ها و کانال های عرفانی طلب استاد سیر و سلوک می کنند که خطاب به این خواهران مطالبی را عرض میکنم:
گرایش خانم ها نسبت به آقایان در مسائل مذهبی بیشتر و شدید تر است. و این مساله ناشی از روح لطیف و تا حدودی فراغت بیشتر بانوان می باشد. و متاسفانه شیادان بسیاری در
کمین نشسته اند تا از این روحیه پاک و لطیف خانم ها سوء استفاده نمایند. این ها با معرفی نمودن خویش به عنوان عارف یا شاگرد عرفا چه جنایت هایی را که به بار نیاورده اند.
متاسفانه در سطح اینترنت هم این حضرات فعالیت وسیعی دارند.
 توصیه بنده به همه بانوان عزیز این است که با نامحرم چت نکنند. در سایت هایی که نظر میگذارند شماره تلفن یا آدرس قرار ندهند. به هر مجلس درس و بحثی وارد نشوند و بسیار
مراقب باشند که عرفان عملی را با عرفان نظری خلط نفرمایند. 
هستند افراد بسیاری که مسائل عرفانی-
فلسفی را به خوبی بیان میکنند و نفوذ کلام بالایی دارند و چه بسا نیتشان هم
خیر باشد اما به وقتش گرگ نفسشان ظهور میکند و جنایاتی به بار می آورند . این ها ناشی از بیمار دلی است و درس و بحث برای این افراد بسیار مضر و خطرناک است.
 متاسفانه بسیاری از افرادی که وارد سیر علمی میشوند گرگ صفت بار می آیند چون به اصل اساسی طهارت توجه نمیکنند و صرفا به حفظ الفاظ و اصطلاحات سرگرم میشوند. این
افراد با فراگیری این الفاظ به راحتی مخاطبانی را به دور خویش جمع میکنند و افراد ساده لوح هم جذب حرف ها و ادعاهای عرفانی اینها میشوند.
 پس به جای این در و آن در زدن به تحصیل علم مشغول شوید. دروسی مانند معرفت نفس شما را بالا خواهد آورد.
و اما بعد، خواهرانی که طالب سیر عملی بعد از سیر علمی هستند بدانند که مسیر سیر عملی به دو قسمت تقسیم میشود. قسمتی را سالک میباید خودش بپیماید و قسمت های بالایی را تحت اشراف یک انسان کتل طی کرده میباید طی طریق کند.
اگر خواهری بتواند بعد از گام زدن در سیر علمی زبانش را کنترل کند. چشم و گوشش را به اختیار خویش در اورد. ادب را حفظ کند و … چنین شخصی لایق برای شاگردی یک
انسان الهی میگردد و اینجاست که خود آن ولی الهی به سمت او می اید و از او دست گیری میکند.
حتی نیازی نیست این خانم به طور حضوری از محضر استادی بهره ببرد. بلکه آن ولی الهی در قالب رویای صادقه و کشف و تمثل دستورات لازم را به او میدهد.
 استاد صمدی در دروس معرفت نفس خاطره ای را از یکی از خواهران نقل میفرمودند که: ایشان اصلا بی سواد بودند و درطول عمرشان حضرت علامه را ملاقات نکرده بودند. اما
تمام زندگیشان به توسط حضرت علامه تنظیم میشد و در قالب رویا و کشف و شهود با حضرت علامه مرتبط بودند.
از خواهران عزیز جدا خواهش میکنم برای استاد سیر و سلوکی عجله نکنند و به در خانه هر کس و ناکسی نروند ولو اآن کس خود را منتسب به بزرگان معرفی کند و ظاهر الصلاح
باشد.
به خواهران عرض میکنم به دنبال استاد نباشند . حقیقت عالم کار را طوری تنظیم نموده تا بانوان اگر لیاقت نشان دهند از ایشان دستگیری شود؛ بدون احتیاج به ارتباط با نامحرم.

#استاد_سیروسلوک
#استاد_خواهران

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





#تفسیر_دیوان_حافظ

 تفسیر دیوان حافظ بر اساس آیات و روایات1

 پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
  ناخلف باشم اگر من، به جوى نفروشم‏

از اين بيت و بيت «من ملك بودم و فردوس برين جايم بود» استفاده مى شود خواجه، بهشت آدم عليه السلام را بهشت موعود (چنانكه در غزل 429 گذشت- گندم را تمثيلى از شجره منهيّه: «وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ» «1»: (و به اين درخت نزديك نشويد.)
می‏دانسته كه در روايت به علم محمّد و آل محمّد (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) تعبير شده «2» و او مشتاق توجّه به مقام و منزلت والاى آن بزرگواران بوده و اراده الهى بر آن قرار داشته تا با هجرت به عالم طبيعت، شايستگى آن را پيدا نمايد.

مى‏ خواهد بگويد: پدرم آدم ابوالبشر عليه السلام براى توجّه به مقام آن بزرگواران (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) دست از روضه رضوان كشيد، من كه فرزند اويم، اگر براى توجّه و رسيدن به گوشه اى از آن كمال، در اين عالم بهشت موعود را نفروشم و صرف نظر نكنم، فرزندى ناخلفم.

خلاصه آنكه: عنايت به آن ديدار و مشاهده خاصّ، آدم ابوالبشر عليه السلام را بر آن داشت كه دست از بهشت كشد، چگونه من بی‌اعتنا نباشم.

 
جمال آفتاب ج ۸ ص ۹۹
(1)- بقره: 35.
(2)- بحار الانوار، ج 11، ص 189، روايت 47.
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




#حدیث
 مومـن واقـعی کیسـت!؟

 امیرالمومنین علی عليه السلام فرمودند:

 مومن کسی است که 

 کسبش حلال است.

 اخلاقش مهربان و رئوف است.

 قلبش سالم از کینه و کدورت است.

 زیادی مالش را انفاق کند.

 زیادی سخنش را نگه می دارد.

 مردم از شرّش در امان باشند و به خیرش امیدوارند.

  با انصاف با ديگران برخورد مي كند.

  نصایح صفحۀ 281

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




چطورخودمان را فرسوده می كنيم ؟

وقتی ما انرژی خود را صرف افسوس خوردن و يا برنامه ریزی برای فرار از آينده ای كه هنوز نيامده است می كنيم ، وقتی كه با دلواپسی به تصويری كه از آينده ساخته ايم می نگريم و از ترس به حقيقت پيوستن ، يا نپيوستن آن برخود می لرزيم ، تمامی توان و انرژی خود را به هدر می دهيم و ديگر نمی توانيم امروز را دريابيم در حالي كه تنها راهِ زندگي كردن ، در يافتن امروز است .

وقت تان را با فكر كردن در مورد اعمال آيندهِ ديگران تلف نكنيد از ديگران انتظار نداشته باشيد كه با مرور زمان ، بهتر يا بدتر شوند . زيرا كه در انتظارات انديشه نهائی خلق كردن نهفته است و اين كار ما نيست ، كار خداست . وقتی انسان سعی ميكند كه زندگی ِ ديگری خلق كند ، فقط هيولا می آفريند ، تنها عشق آفريننده است . پس دوست بدار و زندگی کن و بگذارهمه زندگی کنند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




درهای مکه روبرویت باز خواهد شد

هفت آسمانت غرق سور و ساز خواهد شد

 

با اتفاق تازه و ناب نگاه تو

دنیا به فکر واژه پرواز خواهد شد

 

تنها امام جمعه دنیا تو خواهی شد

الله اکبر ناگهان اعجاز خواهد شد

 

دنیا طوافت می‌کند تو کعبه خواهی شد

بانگ اذانت بهترین آواز خواهد شد

 

آدم فرشته می‌شود با آیه‌های تو

یعنی بهشت دیگری آغاز خواهد شد

 

راز بزرگ چشم معبدها و مسجدها!

دیگر بگو کی بر ملا این راز خواهد شد

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




امام علی (ع) : احمق ترین مردم کسی است که صفت بد و رذیله ای را در مردم ناپسند و زشت میشمارد و خود دارای همان صفت ناپسندیده است. غررالحکم جلد 1 صفحه 210

 

امام علی (ع) : کار خیر جز با سه چیز به کمال نمی رسد : 1.به کوچک شمردن آن 2.به مخفی داشتن و پوشاندن آن 3.به شتاب و عجله داشتن در انجام آن غررالحکم صفحه 422

 

امام علی (ع) : 1.دنیا همه اش جهل است مگر آنجا که با علم همراه گردد 2.علم همه اش برای صاحبش حجت است جز آنچه که به آن عمل شود. 3.عمل تمامش در خطر است جز آنجا که با اخلاص قرین شود. 4.و اخلاص هم در معرض خطر خواهد بود تا اینکه بنده پایان کارش با عاقبت به خیری باشد و پس از مرگ وارد بهشت گردد. بحار الانوار جلد 67 صفحه 242

 

امام علی (ع) : هرکس خدمت دنیا کند دنیا او را به خدمت خواهد کشید و کسی که خدای سبحان را خدمت نماید خدا در خدمت او خواهد بود. غررالحکم صفحه 712

 

امام علی (ع) : ترسناکترین چیزی که از آنها بر شما خائفم دو چیز است : 1.پیروی از هوای نفس 2.آرزوهای طولانی ، اما پیروی از هواهای نفسانی شما را از حق باز می دارد و آرزوهای طولانی آخرت را از یاد شما برد. نهج البلاغه خطبه 42

 

امام علی (ع) : مرا چیست که می بینم مردم هنگامی که شب نزدشان غذائی حاضر می نمایند حتما چراغی می افروزند تا ببینند چه غذائی در شکم خود وارد می سازند ؟ ولی به غذای روحشان اهمیت نمی دهند و چراغ عقل را به وسیله علم معنوی و الهی روشن نمی سازند تا از عوارض بد و زیانبار جهالت و گناهکاری در اعتقادات و اعمال سالم بمانند. سفینة البحار جلد 2 صفحه 84

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: روایات  لینک ثابت




یاحسین ای مهربان ارباب من

کن نگاهی بر دل بیتاب من

اسم تو تسکین دهد آلام من

می بریزازخمره ات درجام من

تا بگویم مست صهبای توام

عاشق پابست سقای توام

هرچه باشددرجهان ازآن توست

هرسلیمان ریزه خوارخوان توست

ای که هستی کعبه ی آمال من

کن نظر برحالت و احوال من

هستیم ازهست توباشد یقین

گرنبودی من کجابودم چنین

گویم این را باصدائی دلنواز

سرورم هستی و هستم سرفراز

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




گفتگوی بسیار زیبای قرانی باخدا بخونید تاخدارو بشناسیم باتمام وجود…

 

 

 

گفتم: خسته‌ام

گفت: “لاتقنطوا من رحمة الله” از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/53)

 

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: “فاذکرونی اذکرکم” منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: “و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا” تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: “واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله” کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است… یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: “عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم” شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

 

گفتم: “انا عبدک الضعیف الذلیل…” اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: “ان الله بالناس لرئوف رحیم” خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/143)

 

گفتم: دلم گرفته

گفت: “بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا” باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: “ان الله یحب المتوکلین” خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)

 

گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!

گفت: “و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره” بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/۱۱)

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛

گفت: “فانی قریب” من که نزدیکم (بقره/186)

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

گفت: “و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال” هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205)

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: “ألا تحبون ان یغفرالله لکم” دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/22)

 

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: “و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه” پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/90)

 

گفتم: با این همه گناه… آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: “الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده” مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/104)

 

گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: “الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب” ولی) خدا عزیز و دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/3)

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: “ان الله یغفر الذنوب جمیعا” خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/53)

 

گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟

گفت: “و من یغفر الذنوب الا الله” [چرا که نه!] به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱35)

 

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! … توبه می‌کنم

گفت: “ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین” [این را بدان که] خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/222)

 

ناخواسته گفتم: “الهی و ربی من لی غیرک” ای خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو که را دارم؟

گفت: “الیس الله بکاف عبده” خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36)

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت


...


ای مهربان تر از همه ای صاحب کرم

 از عالمی بریده ام و سخت مضطرم

غرق گناه آمده ام از درت مران

 یکبار هم که شده مرا نوکرت بدان

 

دست مرا بگیر و دلم را جلا بده

 در ملک طوس به من عطش کربلا بده

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

مردی، هنگام سحر از خانهاش بیرون آمد تا به حمام برود. هوا هنوز روشن نشده بود و چشم مرد، به خوبی نمیدید مرد در بین راه، به دوستش برخورد. بعد از سلام و احوالپرسی، به او گفت: «ای برادر، اگر کاری نداری، بیا تا با هم به حمام برویم.»

دوست مرد، با تأسف سری تکان داد و گفت: «افسوس که من کار دارم و نمیتوانم با تو به حمام بیایم، اما تا نزدیک حمام تو را همراهی خواهم کرد.»

مرد خوشحال شد و هر دو راه افتادند. آنها بعد از مدتی به یک دو راهی رسیدند. دوست مرد، بدون اینکه چیزی بگوید یا از دوستش خداحافظی کند، از او جدا شد و از راه دیگری رفت.

نزدیک حمام، دزدی، خودش را نزدیک مرد رساند. مرد در میان تاریکی، او را نشناخت و خیال کرد که دزد، همان دوستش است که او را همراهی کرده است و حالا هم از حمام نیامدنش پشیمان شده و قصد دارد که وارد حمام شود. وقتی به حمام رسیدند، مرد جبهاش* را در آورد و آن را به دزد داد و گفت: «دوست من، این امانت را بگیر و نگهدار تا من از حمام بیرون بیایم.»

دزد از این کار مرد تعجب کرد اما به روی خودش نیاورد و جبه را از مرد گرفت. مرد پول زیادی را به آستین و جیب لباسش دوخته بود تا دزد آنها را نبرد. غافل از اینکه به دست خود، لباسش را تحویل یک دزد داده است!

مرد داخل حمام رفت و بعد از مدتی بیرون آمد حالا خورشید کاملاً بالا آمده بود و همه جا را روشن کرده بود. مرد به اطرافش نگاه کرد تا دوست خودش را پیدا کند و جبهاش را از او بگیرد، اما اثری از دوستش ندید. او غمگین و افسرده و ناراحت به سمت خانهاش راه افتاد. او خیال میکرد که دوستش پولهای او را دیده و لباس را با خودش برده است.

همانطور که مرد، نگران و ناراحت به سمت خانه میرفت، ناگهان دزدی که مرد اشتباهی لباسش را به او سپرده بود او را صدا زد و گفت: «آهای مرد! کجا میروی؟ بیا لباست را بگیر!»

مرد برگشت و با تعجب، جبهاش را در دست مرد غریبهای دید پرسید: « تو کیستی ای مرد؟ جبه من در دست تو چه کار میکند؟!»

دزد گفت: «من همان کسی هستم که تو جبهات را پیش او به امانت گذاشتی و وارد حمام شدی! حالا بیا و آن را بگیر که یک ساعت بیشتر است که از کار و زندگی افتادهام.»

مرد گفت: «مگر کار تو چیست!»

دزد گفت: «کار من دزدی است!»

مرد با تعچب بیشتری گفت: «هیچ سر در نمیآورم! جبه من در دست تو چه کار میکند؟!»

دزد گفت: «تو هنگامی که به داخل حمام میرفتی آن را به خیال اینکه من دوستت هستم، نزد من به امانت گذاشتی. من هم اینجا ایستادم تا تو بیرون بیایی و آن را به تو پس بدهم.»

مرد پرسید: «اگر دزد هستی، چرا آن را نبردی؟ مگر ندیدی که پولهایم را بر آستین و جیبهای آن دوختهام؟»

دزد گفت: «اگر هزار دینار زر هم در این لباس بود، من به آن دست نمیزدم، چون تو آن را به عنوان امانت به من سپردی. من گاهی دزدی میکنم، اما در امانت کسی خیانت نمیکنم. خیانت در امانت، راه و رسم جوانمردی نیست…»

مرد جبهاش را گرفت و با تعجب فراوان به سمت خانهاش رفت.

* جبه جامه بلند و گشاد که از روی لباسهای دیگر میپوشند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




وقتی در زندگی به داشته هایمان فکر میکنیم، خود را خوشبخت،

و زمانی که به نداشته هایمان فکر میکنیم، خد را بدبخت حس میکنیم!

پس خوشبختی ما در تصور ماست

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




#خواص_سوره_ها

 سوره مبارکه حشر

 از نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: هر كس سوره حشر را قرائت كند بهشت و جهنم و عرش و كرسی و حجاب های آن و آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه و هوا و بادها و پرندگان و درختان و كوه ها و خورشید و ماه و فرشتگان، همگی بر او درود و صلوات می فرستند و برای او طلب مغفرت و آمرزش می كنند و اگر همان روز یا شب قرائت سوره حشر، از دنیا برود شهید محسوب می شود.

در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است:
  هر كس در عصرها سوره الرحمن و حشر را قرائت نماید خداون فرشته ای را با شمشیر برهنه مأمور می كند تا صبح از او مراقبت نماید

 در روایت دیگری از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: هر كس سوره حشر را قرائت نماید عضو حزب الله است كه رستگارانند.

 انس بن مالک از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت كرده است كه به مردی فرمود: هر گاه می خواهی به رختخواب بروی سوره حشر را قرائت كن و اگر مردی شهید محسوب می شوی.

 اسم اعظم خداوند اسمی است که با دستیابی به آن بسیاری از مشکلات مادی و معنوی را حل کرده و به بسیاری از مقامات می توان دست یافت. نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اسم اعظم خدا در شش آیه آخر سوره حشر است

 و نیز فرمودند هر كس آیات آخر سوره حشر را در شب و روز بخواند و در آن روز یا همان شب بمیرد بهشت بر اوواجب می شود.

 آثار و بركات سوره

1- شفای بیمار
هرگاه این سوره را با خلوص بر بیمار بخوانند انشاءالله شفابخش است. در روایتی از نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمده است: هنگام قرائت سه ایه آخر سوره حشر دست را بر سر بگذارید و آیات را قرائت نمایید كه این دستور جبرییل است از جانب خداوند . و این عمل شفای همه بیماری هاست به جز مرگ.

2- حفظ و امان
امنیت یابی و آسایش از خواص قرائت و كتابت این سوره عظیم الشأن است . پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم در این باره فرمودند: هر كس سوره حشر را در شب جمعه قرائت نماید تا صبح از انواع بلاها در امان خواهد بود.

3- تقویت حافظه و هوش
امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: هر كس سوره حشر را بنویسد و با آب پاک بشوید و بیاشامد حافظه ای قوی و هوشی سرشار نصیب او خواهد شد.

4-بخشش گناهان
از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: هر كس سه آیه پایانی سوره حشر را قرائت كند گناهان گذشته و آینده اش بخشیده خواهد شد.

5- جهت ورم پا
امام محمد باقر علیه السلام خطاب به جابر فرمودند: وقتی جایی از پایت ورم كرد برای آن آیه آخر سوره حشر را سه مرتبه بخوان كه به اذن الله آن درد و ورم خوب خواهد شد.

 منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی محسن آشتیانی، سید محسن موسوی؛ و درمان با قرآن،محمدرضا کریمی»

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




#ولادت_موسی_بن_جعفر

انفجار نور در عرش خدا رخ داده است
هفتمین خورشید در هفت آسمان افتاده است

عشق در انوار حق او چو حیدر منجلیست
عالمی مبهوت مانده احمدست او یا علیست

این مسیحا انقلابی تازه از پیغمبرست
حیدری سیرت ، علی رو ، کاظم بن جعفرست

لافتی ای تازه از نام آوری های علیست
ذوالفقارش برلبست و دُری از قلب نبیست

آیه هایش در دل قرآن تلاوت میشود
آیه های نور بر صادق عنایت میشود

امشب از گهواره ی ناهید می آید خبر
از میان حاله ی خورشید می آید خبر

در کنار بسترش موسی بن عمران آمده
آسیه زانو زده ، مریم خرامان آمده

با مسیح آمد محمد ، با محمد فاطمه
با حسن آمد حسین و پادشاه علقمه

شد اذان گویش علی و تا به أشهد میرسید
از پر قنداقه اش انگار باران میچکید

خنده هایش فاطمی و گریه هایش زینبیست
در کرامت چون حسن در عشق مانند علیست

هفتمین خورشید از آرایه ی طه پرست
گونه هایش از شمیم مادرش زهرا پرست

رحمت از دست حسن وارش چوباریدن گرفت
سوره ی والشمس بر عالم تراویدن گرفت

دوخته پیراهنش را فاطمه خیرالنساء
اینچنین شد کاظمین او شبیه کربلا

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت





سوره نور
آیه 58:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِّن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حدّ بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون می‌آورید، و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصی برای شماست؛ امّا بعد از این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیّت به یکدیگر خدمت نمایید). این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!

به قران عمل کنیم برای زندگی خوب

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 یک نمره ارفاق !!

خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کرد.
خانم معلم او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمره 9گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی نگرفته است.
پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم، می‌شود… می‌شود یک نمره به من ارفاق کنید؟
خانم معلم با عتاب مادرانه‌ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟!!! این ممکن نیست. من طبق جواب‌هایی که در برگۀ امتحانت نوشته‌ای به تو نمره داده‌ام.
او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمی‌خواهم به خاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرۀ بهتری بگیری.
پسر با صدایی که نشان می‌داد خیلی ترسیده است، گفت: اما مادرم کتکم می‌زند.
خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک می‌کرد که می‌خواهند بچه‌هایشان بهترین نمره‌ها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمی‌توانست در برابر بچه‌های بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او می‌دانست که کتک خوردن بچه‌ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی‌کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آن‌ها را از تحصیل بازدارد. نمی‌دانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جداً اصول را رعایت می‌کند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت.
نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس می‌لرزید و به گریه هم افتاده بود.
عاقبت رو به پسرک کرد و با صدای ملایمی گفت: ببین!، این پیشنهادم را قبول می‌کنی یا نه؟ . من به ورقه‌ات یک نمره «ارفاق» نمی‌کنم. فقط می‌توانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی 2برابر آن را، یعنی2نمره، به من پس بدهی. خوب است؟
پسرک با شادی غیر قابل وصفی گفت: چشم! من حتماً در امتحان بعدی 2نمره‌ به شما پس می‌دهم.
او با خوشحالی از خانم معلم تشکر کرد و رفت.
از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس می‌خواند. تا این که در امتحان بعد نمرۀ بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزه‌ای داده شد. وقتی در مراسم اعطای جایزه نگاهش به خانم معلم افتاد، از دیدن لبخندی که معلمش به او می‌زد، احساساتی شد و گریه کرد.
از پسِ آن «درس» که خانم معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد.
او همیشه ماجرای قرض نمره را برای دوستانش تعریف می‌کند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده می‌شود. زیرا می‌داند که نمره‌ای که خانم معلم به او قرض داد، سرنوشتش را تغيير داد.
مراقب تاثیر تصمیماتمان بر سرنوشت افراد
باشیم!

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله افتاد که از پدر و مادرش
اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .

به عادت همیشگی ، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت .

به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم .

گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند.

  

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: خانواده و زندگی  لینک ثابت




#غدیر

 واقعه غدیر خم و جن های‌ مسلمان‌

علامه طباطبایی می فرماید:
استاد ما، سید علی آقای قاضی
می فرمود:

در روز عید غدیر خم جنیان مسلمان هم
حضور داشتند
وابلاغ امامت امیرالمومنین علیه السلام
را شاهد بودند واز آنجایی که جنها از
معمرین هستند(عمر طولانی دارند)
لذا به نسلهای بعد از خودشان
جریان غدیر خم را گفتند

  به همین علت است که
در بین جنهای مسلمان ،سنی وجود ندارد
تمام جن های مسلمان شیعه هستند.
قابل توجه اینکه جنیان یا مسلمانند یا کافر وهمه جنیان مسلمان شیعه ی امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب هستند.

به نقل از آیت الله جوادی آملی
در درس تفسیر 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




تفسیر خطبه غدیر
 

حمد و ثنای الهی
ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی¬همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده¬ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده¬ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی¬اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح¬القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده¬ای را می¬بیند، و هیچ دیده¬ای را توان دیدار او نیست.

 


 

تفسیر خطبه غدیر
 

حمد و ثنای الهی
ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی¬همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده¬ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده¬ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی¬اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح¬القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده¬ای را می¬بیند، و هیچ دیده¬ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی¬کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی¬نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه¬ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی¬افکند.

ادامه »

موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




 
نویسنده: سید جعفر خاتمی - پنجشنبه ٥ دی ،۱۳٩٢


قرعه هفت فضیلت به نام علی (ع)

 
پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

یَومُ غَدیرِ خُمٍ اَفضَلُ اَعیادِ اُمَّتی.

روز غدیر خم، بهترین و بالاترین عید امت من است.

 

در آن روز من به دستور پروردگارم، برادر خود علی بن ابی طالب را راهنما (جانشین) برای امتم قرار دادم تا به وسیله ی او، هدایت یابند. و همان روز خداوند دین خود را کامل، و نعمت را بر جمیع امتم تمام کرد، و اسلام را ( با ولا یتعهدیش ) برای مردم پسندید.

بزرگداشت این روز خجسته، ( 18ذی الحجه ) و هفت روز بعد از آن تا 25 ذی الحجه، که هفت فضیلت و کرامت برجسته ( با اینکه فضائل آن حضرت بی شمار است ) در شأن حضرت علی (علیه السلام) به وقوع پیوسته و مورد اتفاق شیعه و اهل سنت می باشد، موجب تعظیم شعائر دینی و خشنودی پیامبر اکرم (صلی ا… علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیهم السلام) خواهد بود.

فضائل هفتگانه حضرت علی (علیه السلام):

1.       ( 19 ذی حجه ) ازدواج با حضرت فاطمه (سلام ا… علیها).

2.       ایراد خطبه خلافت و طرح برنامه حکومتی اسلام.

3.       بخشش انگشتری در رکوع نماز و نزول آیه ولایت.

4.       حدیث شریف بساط (سیر فضائی با جمعی از اصحاب).

5.       عقد اخوت و پیمان برادری با رسول گرامی (صلی ا… علیه و آله و سلم).

6.       مباهله، و نامیدن خداوند، آن حضرت را نفس و جان پیغمبر (صلی ا… علیه و آله و سلم).

7.       ( 25 ذی حجه ) نزول سوره هل اتی در شأن حضرتش.

اینک، بطور فشرده، ماجرای این فضائل را با برخی مدارک تاریخی از شیعه و اهل سنت می نگریم.

 

فضیلت یکم- ازدواج آسمانی

پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

اِنّ اللهَ اَمَرنی اَن اُزَوِّجَ فاطِمةَ مِن علیٍّ.

فاطمه، یگانه گوهر عصمت زنان عالمیان، چون به سن بلوغ رسید، اشراف قریش برای خواستگاری او، از یکدیگر سبقت می گرفتند، و پیامبر(ص) در پاسخ همه می فرمود:

« اختیار ازدواج فاطمه، با خداست »

تا اینکه روزی حضرت علی (علیه السلام) ( چنان که معمول آن زمان بود) با شرح و حیا به خانه پیامبر آمد، سر به زیر انداخت و گفت:

ای رسول خدا! از خاطرم نمی رود که مرا از کودکی به آداب خود تربیت نموده و همواره پشت و پناهم بوده اید، هم اکنون می خواهم همسری اختیار کنم که تسکین قلبم باشد و به خدمت شما رسیده ام تا از دخترتان فاطمه خواستگاری کنم.

پیامبر که چهره اش از شادی و مسرت می درخشید، فرمود: ای اباالحسن! خداوند عقد شما را در آسمان بسته است پیش از آنکه در زمین شما را به همسری هم درآورم.

مراسم عقد، با کمال سادگی برگزار شد و در شب جمعه نوزدهم ذی حجه

سال دوم هجری، فضای خانه علی (علیه السلام) به نور زهرای اطهر، روشن گردید و این دو دریای عصمت، به هم پیوستند.

فاطمه، یگانه گوهر عصمت زنان عالمیان، چون به سن بلوغ رسید، اشراف قریش برای خواستگاری او، از یکدیگر سبقت می گرفتند، و پیامبر(ص) در پاسخ همه می فرمود: « اختیار ازدواج فاطمه، با خداست »
فضیلت دوم- خطبه خلافت

 پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

عَلیٌّ خَلیفَتی فیکُم فَاسمَعُوا له و اَطیعُوا.

بعد از 25 سال از رحلت پیغمبر ( صلی ا… علیه و آله و سلم ) سرانجام مردم با نگرشی روشن، از هر سو برای بیعت به جانب اسوة حق و عدالت، حضرت علی (علیه السلام) شتافتند و با اجتماع شورانگیز و بی نظیر، در مسجد مدینه شاهد خطبه خلافت آن حضرت بودند، که چنین آغاز فرمود:

« ذِمَّتی بِما اَقُولُ رَهینَةٌ وَ اَنَا به زَعیمٌ… »

این خطبه معجزه آسا، به گفته ادیب توانا و عالم ربانی سید رضی (ره) در مرتبه ای از بالندگی و فن سخنوری است که زبانها از وصف آن عاجز و هیچ کس به عمق آن، دست یازی ندارد.

 

ویژگیهای خطبه:

1.       لزوم شایستگی کامل برای احراز مقام خلافت.

2.       تحکیم وحدت و پرهیز از تفرقه و اختلاف.

3.       سفارش به تقوا و دوری از گناه و معصیت.

4.       رعایت قوانین اسلام، در پرتو قرآن و سنت پیامبر ( صلی ا… علیه و آله و سلم ).

5.       شناساندن اهل بیت پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ) امتیازات آنان بر دیگران.

تاریخ ایراد این خطبه را، سیره نویسان در سال 35 هجری، یک یا دو روز پس از قتل عثمان، نقل کرده اند. که مقارن با بیستم ذی حجه می باشد.

 

فضیلت سوم- بخشش انگشتری

پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

عَلیٌّ وَلیّکُم مِن بَعدی.

با نزول آیه ولایت، حضرت علی (علیه السلام) به عنوان ولی و سرپرست مسلمین، معرفی گردید. سبب نزول این آیه را، مفسرین چنین گفته اند:

روزی مستمندی به هنگام نماز ظهر در مسجد پیغمبر اظهار احتیاج کرد و چون پاسخی نشنید گفت:

بارالها شاهد باش که کسی از یاران پیامبرت، مرا کمک نکرد. ناگهان حضرت علی (علیه السلام) در رکوع نماز، با اشاره، او را به جانب خود فرا خواند و انگشتری گرانبهای خویش را به او بخشید.

پیامبر اکرم (صلی ا… علیه و آله و سلم) که نظاره گر این صحنه بود، گفت خداوندا! هم چنان که برای موسی، وزیر و یاوری برگزیدی، برای من وزیری و یاوری انتخاب کن، تا پشتیبانم باشد. که بی درنگ، این آیه بر پیامبر اکرم (صلی ا… علیه و آله و سلم) نازل گشت:

اِنّما وَلیِّکُم اللهُ و رَسُولُه و الّذینَ امَنوا الّذینَ یُقیمُونَ الصّلاةَ و یُؤتُونَ الزَّکاةَ و هُم راکِعُونَ.

« فقط ولیّ و سرپرست شما، خدا و رسول و کسانی می باشند که ایمان به خدا آورده و در رکوع صدقه (انگشتری) می دهند. »

مورّخان، این فضیلت را در 21 ذی حجه نوشته اند.

 

فضیلت چهارم- حدیث بساط

پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

مَن اَرادَ … وَ اِلی سُلَیمانَ … فَلیَنظُر اِلی علیٍّ.

 

معجزه سیر فضایی حضرت علی (علیه السلام) ( چون سلیمان پیغمبر ) با جمعی از مدینه تا شام، و مکالمه با اصحاب کهف را، انس بن مالک، چنین می گوید:

ما به دستور پیامبر (صلی ا… علیه و آله و سلم) همراه با علی (علیه السلام) در بساطی گرد آمدیم، بساطی که به فرمان علی (علیه السلام)، شبانه از مدینه، چون ابر در آسمان به پرواز درآمد و در کنار غاری به زمین نشست. شگفت زده پرسیدیم به کجا آمده ایم؟ فرمود: این جایگاه اصحاب کهف و رقیم است، برخیزید و به برادران خود سلام کنید. ما همه سلام نمودیم، اما جوابی نشنیدیم، تا اینکه نوبت به آن حضرت رسید، برخاست و سلام کرد، که ناگهان از درون غار سلامی با کمال تحیت و احترام بر او فرستاده شد. پرسیدیم چگونه سلام ما را بی جواب گذاشتند؟ خطاب آمد: ای اباالحسن! ما مأموریم تنها به پیامبر و وصیّ او پاسخ دهیم… دیری نگذشت که در بساط نشستیم و به مدینه برگشتیم، و نماز صبح را با پیامبر در مسجد به جا آوردیم.

وقوع این معجزه را مورخان، در شامگاه 23 ذی حجه و برخی در 21 ذی حجه آورده اند. 

 

فضیلت پنجم- عقد اُخوّت

 پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

یا علی! اَنتَ اَخی و اَنَا اَخُوک.

 

به هنگام نزول آیه « اِنّما المُؤمنُونَ اِخوَةٌ » (حجرات/10)، پیامبر، جمعی از مهاجرین و انصار را بنابر منزلتی که داشتند، با یکدیگر برادر قرار داد. و در پایان، تنها حضرت علی (علیه السلام) را به برادری خود برگزید و دست او را به نشانه این افتخار، بلند نمود و دو بار فرمود:

« هذا اَخی فی الدُّنیا و الآخِرَةِ »

« این ( علی ) برادر من است در دنیا و آخرت »

بدیهی است این برادری، که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بارها در مواضع گوناگون، از آن به عنوان برتری خویش استدلال می کرد، تنها، هم پیمانی با پیامبر نموده، بلکه همان گونه که یکی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب « العمّدة » می گوید، این امتیاز بزرگ را پیامبر (صلی ا… علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) اختصاص داد، زیرا فقط او را نظیر خود در اصل ( نسب )-  عصمت ( آیه تطهیر )-  ولایت ( آیه ولایت )-  اداء تبلیغ ( سوره برائت )- مولای امت ( حدیث غدیر )- مماثلت نفس ( آیه مباهله ) و فتح باب مسجد و دیگر صفات و فضائل، غیر از نبوت، می دانست.

روز مواخات را، مورخان در سال اول هجری در 24 ذی حجه ذکر کرده اند.

چون حسنین، دو فرزند دلبند پیغمبر (صلی ا… علیه و آله و سلم) بیمار شدند، امیر المؤمنین علی (علیه السلام) برای بهبودی آنان نذر کردند که سه روز پی در پی روزه بدارد. حضرت زهرا و فرزندان هم به پیروی از آن حضرت، چنین نذری نمودند و در روز اول و دوم و سوم به هنگام افطار، غذای خود را به سائِل ( فقیر و یتیم و اسیر ) بخشیدند و فقط با آب افطار کردند. خداوند پیامبرش را از این فضیلت بزرگ آگاه ساخت و او را به وجود چنین اهل بیتی تبریک گفت و سوره هل اتی را در شأن پر برکت آن امام همام، نازل کرد
فضیلت ششم- آیه مباهله

پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

 
عَلیٌّ مِنّی کَنَفسی.

مباهله، به معنای نفرین و درخواست عذاب الهی برای گروه باطل است. در شأن نزول آیه مباهله، گفته اند:

چون نصارای نجران از قبول اسلام سرباز زدند، خداوند به پیامبرش، فرمود:

« قُل تَعالَوا نَدعُ اَبنائَنا و اَبنائَکُم و نِسائَنا و نِسائکُم و اَنفُسَنا و اَنفُسَکُم  » ( آل عمران / 59 )

بگو (ای پیامبر) بیایید تا فرزندان و زنان و جانهایمان را (علیه یکدیگر به نفرین) بخوانیم.

در تفسیر ثعلبی آمده: رسول خدا (صلی ا… علیه و آله و سلم) در روز مباهله، در حالی که حسین شیرخواره را به سینه چسبانیده و دست حسن را در دست گرفته و علی و فاطمه به دنبال آن حضرت در حرکت بودند، به این عرصه پیکار حقّ و باطنی حاضر شد. آنگاه فرمود: آیا ایمان می آورید، یا نابودی شما را از خدا بخواهم؟

اسقف نجران به نصارا گفت: من کسانی را در این مباهله می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهها را از جا بَر کَند، بر آورده می سازد؛ و اگر مباهله کنیم، همه هلاک می شویم و در روی زمین، جز مسلمانان، کسی باقی نمی ماند و پس از تسلیم، راضی به پرداخت جزیه ( دو هزار حُلّة قیمتی ) در سال شدند.

جریان مباهله که قرآن کریم، حضرت علی (علیه السلام) را نفس و جان پیغمبر (صلی ا… علیه و آله و سلم) معرفی می کند در 24 ذی حجه، صورت گرفته است.

 

فضیلت هفتم- نزول سوره هل اتی

جبرئیل به پیامبر اکرم ( صلی ا… علیه و آله و سلم ):

هَنّاک اللهُ فی اَهلِ بَیتِک.

در شأن نزول سوره هل اتی، نوشته اند: چون حسنین، دو فرزند دلبند پیغمبر (صلی ا… علیه و آله و سلم) بیمار شدند، امیر المؤمنین علی (علیه السلام) برای بهبودی آنان نذر کردند که سه روز پی در پی روزه بدارد. حضرت زهرا و فرزندان هم به پیروی از آن حضرت، چنین نذری نمودند و در روز اول و دوم و سوم به هنگام افطار، غذای خود را به سائِل ( فقیر و یتیم و اسیر ) بخشیدند و فقط با آب افطار کردند. خداوند پیامبرش را از این فضیلت بزرگ آگاه ساخت و او را به وجود چنین اهل بیتی تبریک گفت و سوره هل اتی را در شأن پر برکت آن امام همام، نازل کرد.

وَ یُطعِمُونَ الطّعامَ عَلی حُبِّه مِسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً.

اکثر سیره نویسان، تاریخ نزول این سوره را روز 25 ذی حجه می دانند. پایانه؛

رَحِم اللهُ اِمرَءً اَحیا اَمرَنَا

بیایید ای شیفتگان دلسوختة ولای امیر المؤمنین، در این برهه از زمان که مظلومیت آن حضرت، بیش از پیش، از افق سرد و بی روح افکار جامد ملیتها هویداست، دست به دست یکدیگر دهیم و با همایشی تازه در پرتو غدیر،چراغ فروزان ولایت را، درخششی دوباره بخشیم؛ و با برگزاری مراسم جشن و توسّل به شادی و سرور از 18 تا 25 ذی حجّه ( هفته غدیر ) موقف عید غدیر را گلباران کنیم، تا فضای عطر آگین آن، رهگذران بی توجه را به خود مجذوب و خفتگان بی خبر را بیدار و سرمست سازد. انشاءا… سبب دفع بلیّات و نزول برکات، خواهد بود.
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت





خطابه ی غدیر در یک نگاه

سخنرانى تاریخى پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر - كه حدود یك ساعت طول كشید - در یازده بخش قابل فصل بندی است:
1) حضرت در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت حق تعالى را ذكر فرمودند، و بعد از آن به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.
2) در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصریح كردند كه باید فرمان مهمى درباره على بن ابى‏طالب علیه السلام ابلاغ كنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ‏ام و ترس از عذاب او دارم.
3) در سومین بخش امامت دوازده امام علیهم السلام بعد از خود تا آخرین روز دنیا را اعلام فرمودند تا همه طمع ‏ها یك باره قطع شود. از نكات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسان‏ ها، در طول زمان‏ ها و در همه مكان‏ ها و نفوذ كلماتشان در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه علیهم السلام را از خداو رسول در همه امور و حلال وحرام اعلام فرمودند.
4) در بخش چهارم خطبه، پیامبر صلی الله علیه و آله با بلند كردن و معرفى امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. سپس كمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه اطهار علیهم السلام اعلام فرمودند، و بعد از آن خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.
5) در بخش پنجم حضرت صریحاً فرمودند: هر كس از ولایت ائمه سر باز زند اعمال نیكش حبط مى‏شود و در جهنم خواهد بود. بعد از آن شمه‏ اى از فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام را متذكر شدند.
6) مرحله ششم از سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله غضب الهى بر دشمنان اهل‏ بیت علیهم السلام را نمودار كرد. حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: منظور از این آیات عده ‏اى از اصحاب من هستند كه‏ مأمور به چشم پوشى از آنان هستم. سپس با اشاره به امامانِ گمراهى كه مردم را به جهنم مى‏ كشانند فرمودند: من از همه آنان بیزارم. همچنین با اشاره رمزى به اصحاب صحیفه ملعونه تصریح كردند كه بعد از من مقام امامت را غصب مى‏ كنند و غاصبین را لعنت كردند.
7) در بخش هفتم حضرت تكیه سخن را بر اثراتِ ولایت و محبت اهل‏ بیت علیهم السلام قرار دادند و فرمودند: اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل‏ بیت علیهم السلام هستند.
سپس آیاتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد صلی الله علیه و آله تفسیر نمودند. آیاتى هم درباره اهل جهنم تلاوت كردند و آن ها را به دشمنان آل‏ محمد صلی الله علیه و آله معنى نمودند.
8) در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقیة اللَّه الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند، و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره كردند؛ و آینده ‏اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل اللَّه فرجه را به جهانیان مژده دادند.
9) در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه، شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با على بن ابى‏طالب علیه السلام دعوت مى‏ كنم. این بیعت به امر خداوند تعالى است و پشتوانه این بیعت آن است كه من با خداوند بیعت كرده ‏ام.
10) در دهمین بخش حضرت درباره احكام الهى سخن گفتند كه مقصود بیانِ چند پایه مهم عقیدتى بود: از جمله اینكه چون بیان همه حلال‏ ها و حرام ‏ها توسط من امكان ندارد، با بیعتى كه از شما درباره ائمه علیهم السلام مى‏ گیرم حلال و حرام را تا روز قیامت بیان كرده‏ ام، زیرا علم و عمل آنان حجت است. دیگر این كه بالاترین امر به معروف و نهى از منكر، تبلیغ پیام غدیر درباره امامان و امر به اطاعت از ایشان و نهى از مخالفت شان است.
11) در آخرین مرحله خطابه، بیعتِ لسانى انجام شد و حضرت بیعت با زبان‏ ها را مطرح كردند و مطلبى را كه باید مردم به آن اقرار
مى‏ كردند تعیین فرمودند، كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل‏ هاى آینده و غایبان از غدیر بود.
كلمات نهایى پیامبر دعا براى اقراركنندگان به سخنان حضرت و نفرین بر منكرین اوامرشان بود، و با حمد خداوند خطابه حضرت پایان یافت.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


سؤال و جواب هایی در مورد اسناد خطبه


درباره اسناد و منابع و كیفیت نقل متن خطابه ی غدیر سؤالاتى مطرح مى ‏شود كه به عنوان رفع ابهامات علمى است. به تبیین این پرسش ‏ها مى ‏پردازیم تا جهات سندى خطابه از هر جهت كامل ارائه شده باشد.

سؤال 1
آیا ائمه علیهم السلام به متن مفصل خطبه استناد كرده ‏اند؟

پاسخ
استناد ائمه علیهم السلام به خطابه ی غدیر دو گونه است:
اول: روایت كامل خطبه و استناد به آن به عنوان بزرگترین منشور ابدى اسلام. این صورت در روایت امام باقر علیه السلام مشهود است كه حضرت اضافه بر نقل كامل خطبه داستان مفصل غدیر را هم ضمیمه كرده‏ اند، كه به دو سند از دو كتاب احتجاج و الیقین نقل شد.
دوم: استناد به فرازهاى خطبه است. پیداست این صورت اكثراً به جمله‏ هاى شاخص و اصلى خطبه باز مى‏ گردد كه براى اثبات ولایت شاهد آورده مى ‏شود.
موارد این استنادها بسیار زیاد بوده و از همه امامان وارد شده است؛ و با توجه به روایت امام باقر علیه السلام مى ‏توان اذعان داشت كه با توجه به خطبه مفصل، به موارد لازم آن استناد فرموده‏ اند.

سؤال 2
آیا منابع قبل از قرن پنجم مثل كلینى و صدوق و شیخ مفید متن مفصل خطبه را نقل كرده ‏اند؟

پاسخ
با در نظر گرفتن شرایط علما و مؤلفین و نیز اشتغالات و تخصص‏ هاى آنان و همچنین تاریخچه كتب خطى در طول چهارده قرن، با یك جمع بندى پاسخ این سؤال در 4 مرحله روشن خواهد شد.

اول: شیخ كلینى (م 328 ق) كتابى درباره غدیر داشته كه امروزه مفقود است، و ما نمى‏ توانیم با قاطعیت بگوییم كلینى خطبه را نقل نكرده است. (1)

دوم: روایات بسیارى داریم كه مؤلفین قرون اولیه به خاطر شرایط تقیه در اجتماع از نقل آن پرهیز داشتند تا بتوانند اصل مطلب را اثبات كنند.
درباره كلینى و صدوق و مفید كه در بغداد و در بین مخالفین به نقل معارف اهل‏ بیت علیهم السلام مى‏ پرداختند وجود چنین شرایطى مسلم است، و به همین جهت هر یك كتابى درباره غدیر دارند و نیز مطالب مفصلى درباره آن در تألیفات شان به ما رسیده است، اگر چه خطبه مفصل غدیر نرسیده باشد.

سوم: روایات بسیارى داریم كه متقدمین به آنها دست نیافته ‏اند و متأخرین آن‏ها را یافته ‏اند. این به خاطر كمبود ارتباطات و قلت نسخه‏ هاى یك كتاب در زمان‏ هاى گذشته بوده كه در اثر تفحص و جستجو و احیاناً به طور اتفاقى به نسخه ‏اى از یك كتاب و یا نقل حدیثى دست مى‏ یافتند.

چهارم: گذشته از آنچه ذكر شد ضابطه در قبول احادیث نقل آن در سال یا قرن خاصى نیست، بلكه وثاقت اسناد و اتصال آن تا زمان نقل اصل حدیث تنها قانون حاكم در پذیرفتن احادیث است. این قانون لایتغیر درباره همه احادیث تاریخى و فقهى و اخلاقى و غیره جارى است و در هیچ یك از این موارد مسئله نقل در قرن خاصى یا توسط علماى خاصى به عنوان رد یا قبول حدیثى پذیرفته نشده است. بنابراین - بر فرض كه خطبه ی غدیر در قرن اول هم نقل نشده باشد - وقتى در قرون بعدى با اسناد معتبر نقل شده باشد، براى صحت واعتبار آن كافى است.

سؤال 3
روایات منابع اهل تسنن در چه حدى با متن مفصل خطبه توافق دارد؟

پاسخ
توافق اطمینان آورى در این باره به چشم مى‏ خورد، كه مى‏ توان آن را از چند دیدگاه مورد توجه قرار داد:
اول: در روایات اهل تسنن خطبه ی غدیر از چند سطر تا چند صفحه نقل شده است، كه عبارات آنها با خطبه مفصل تطابق كامل دارد. این بدان معنى است كه آنان به علل مختلف در صدد نقل قسمتى از خطبه بوده ‏اند در حالى كه همه آن را در اختیار داشته ‏اند. این علل مى‏ تواند اختصار خطبه بلند براى هدف مورد نظر، حذف یا به حد اقل رساندن آنچه با مذهب آنان توافق ندارد، ترس خود آنان از مردم و حاكمان نسبت به نقل كامل حدیث، و امثال آن باشد.

دوم: اسناد كتاب الیقین و التحصین و الاقبال تماماً از اهل سنت است و سید ابن طاووس دقیقاً به همین جهت آن را نقل كرده؛ و حتى كتاب‏ هایى كه سید از آن ها نقل كرده از مؤلفین معروف و مورد اعتماد اهل تسنن هستند كه عبارتند از احمد بن محمد طبرى معروف به خلیلى، حسن بن احمد جاوانى در كتاب نور الهدى و المنجی من الردى كتاب النشر و الطی كه روایات حذیفه و زید بن ارقم از این طُرُق است.

سوم: در اسناد خطبه مفصل غدیر افرادى وجود دارند كه از نظر اهل تسنن مورد اعتماد هستند و از این دیدگاه نیز باید نقل اهل تسنن نسبت به خطبه ی غدیر را در نظر داشت.

چهارم: آنچه به عنوان مستند سازى خطبه ی غدیر در بخش قبلى انجام شده دقیقاً این هدف را دنبال مى كند كه اگر هم خطبه مفصل غدیر در منابع اهل تسنن نقل نشده باشد، با تفكیك مطالب آن و نشان دادن استناد هر یك به روایات آنان ثابت مى‏ شود كه آنچه در این خطبه آمده از نظر پذیرفتن اصل مطلب جاى شبهه‏ اى ندارد، اگرچه به صورت خطبه هم نباشد.

سؤال 4
آنچه به عنوان متن كامل خطابه آمده با كدام یك از مدارك نه گانه ‏اش تطابق بیشترى دارد؟

پاسخ
در این مورد به كار بردن كلمه تطابق مناسب نیست، زیرا هدف از مقابله به دست آوردن كامل ترین صورت از یك متن است كه در مقابله نسخ خطى مسئله‏ اى رایج است. یعنى با كنار هم قرار دادن چند نسخه و ملاحظه اختلافات آنها قسمت‏ هاى افتاده از یك متن به جاى خود باز مى ‏گردد و تفاوت متن‏ ها در كلمات مشخص مى‏ گردد. پس مقابله حقیقى آن است كه هیچ نسخ ه‏اى اصل قرار داده نشود بلكه جمع بندى و تلفیقى از همه نسخه ‏ها به صورت كامل‏ ترین متن عرضه شود، و به همین جهت نمى ‏توان گفت: متن كامل به كدام یك از مدارك نه گانه ‏اش نزدیك تر است.
از سوى دیگر اگر یك نسخه اصل قرار داده شود ما فقط به یك روایت اكتفا كرده‏ ایم و فقط اختلافات را در پاورقى ‏ها آورده ‏ایم، و این هرگز به معناى دستیابى به نسخه اكمل نیست.

سؤال 5
آیا متن مفصل‏ تر از خطبه معروف یافت نشده است؟

پاسخ
آنچه تلاش علمى تا امروز نتیجه داده و با جستجوى بسیار به دست آمده، در متن مقابله شده منعكس است، و تاكنون هر نسخه‏ اى یافت شده مقابله كاملى با آن صورت گرفته است. بنابر این آنچه تاكنون عرضه شده كامل ‏ترین نسخه تلقى مى ‏شود كه مفصل‏ تر از آن وجود ندارد.

سؤال 6
آیا اجازه حدیثى براى چنین مقابله‏ هایى كه درباره خطبه انجام شده لازم است؟

پاسخ
اولاً: در روزگارى كه منابع ما به چاپ رسیده اند و یا حتى اگر به صورت خطى باشند توسط كارشناسان و متخصصین شناسایى شده و در كتابخانه‏ هاى ویژه ‏اى نگهدارى مى ‏شوند، اجازه حدیثى لزوم گذشته را ندارد.
ثانیاً: وقتى محقق اختلاف نسخ را در پاورقى نشان داده باشد و ظاهر و باطن كار او براى كارشناسان روشن باشد، قضاوت در باره یك كار علمى نیاز به اجازه ندارد.

سؤال 7
آیا كلماتى از قبیل “مصافقتى” ازعربى خالص دور به نظر نمى‏ آید؟

پاسخ
در این باره دو نكته لازم به ذكر است:
اول: ضابطه قبول یا رد حدیث هرگز فصاحت یا عربیت خالص نیست و هیچ كس چنین ادعایى نكرده است. ما تابع اسناد معتبرى هستیم كه حدیثى را براى ما نقل مى‏ كند. معناى سند موثق آن است كه بر ما لازم است آن حدیث و نقل را بپذیریم و طبق مفاد آن عمل كنیم، چه با قواعد فصاحت تطابق داشته باشد و چه نداشته باشد. این بدان جهت است كه معصومین علیهم السلام با در نظر گرفتن مخاطب یا مخاطبین سطح گفتار را تغییر مى ‏دادند اگرچه قادر به فصاحت اكمل بودند.

دوم: تشخیص عربى خالص كار بسیار پیچیده ‏اى است كه حتى بسیارى از اهل تخصص از آن عاجزند، و این مسئله در هر زبانى جارى است.
دوران‏ هایى كه هر زبانى گذرانده و تغییرات خواسته یا ناخواسته ‏اى كه در آن ایجاد شده مسائلى است كه تشخیص خالص بودن هر زبانى را بسیار مشكل
مى ‏سازد و ما نمى‏ توانیم ادعاهاى مطرح شده در این زمینه را بپذیریم.

((شما نیز می توانید هر گونه سوال خویش را پیرامون این موضوع و مسائل اعتقادی دیگر، برای بخش پرسش و پاسخ سایت خطابه ی غدیر ارسال نمایید تا پاسخ آن در کم ترین زمان برای شما ارسال گردد.))

منابع:

1.الذریعة: ج 7 ص 173 ش 900.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


الگویی از جنس بشر

خداوند انبیاء و امامان علیهم السلام را برگزیده تا نشان دهد که دیگران هم می توانند به این بزرگواران نزدیک شوند. کسی نمی‌تواند مانند معصومین علیهم السلام باشد، ولی می‌تواند حرکت کند و نزدیکشان شود . معصومین علیهم السلام برای تربیت افراد بشر برگزیده شده اند.
اگرانسان ها این بزرگواران را الگو قرار دهند ، هم اشتباه نمی‌کنند و هم می توانند ، به کمال برسند و سقوط نکنند، چرا که این معصومین صراط المستقیم هستند.
حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم درفراز دیگری از خطابه ی غدیر می فرمایند:
«مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ » : «هان مردمان! خداوند را صراط مستقیم منم که فرمان به پیروی آن داده . »
« ثُمَّ عَلِي مِنْ بَعْدي. ثُمَّ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ الْهُدي » : « وسپس علی و آن گاه فرزندانم از نسل او ، پیشوایان هدایت اند .»
«يَهْدونَ إِلَي الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلونَ. » : « که به راستی و درستی راه می برند و با حق دادگری کنند. »
صراط مستقيم اميرالمؤمنين عليه السلام است كه صراط ساز و بر روي صراط المستقيم است؛ اميرالمؤمنين عليه السلام رونوشتی از قرآن است؛ اميرالمؤمنين عليه السلام با تعريف صراط المستقيم- كه افراط و تفريط ندارد و اعتدال دارد- معرفي مي شود. الگو بودن اميرالمؤمنين عليه السلام به روز است و كهنه شدني نيست و همیشه جاودانه است همان گونه كه در مورد قرآن كريم آمده: «وَ لاتُبلَی غَرائِبُهُ »(1) : «عجايب قرآن هيچ گاه كهنه نمي شود.»
اميرالمؤمنين عليه السلام هم همين گونه‌اند و عجايب ايشان هرگز كهنه نمي شود.
از امام صادق عليه السلام روايت مي شود ، در مورد معناي سخن خداوند عزّ و جلّ كه مي فرمايد : ﴿إهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ﴾
«قالَ: هُوَ أميرُالمُؤمِنينَ (عليه السلام) وَ مَعرِفَتُهُ »(2) ؛ فرمود: صراط مستقيم اميرالمؤمنين عليه السلام و شناخت او است. جاده اي كه اميرالمؤمنين عليه السلام روي آن حركت مي كند و هدايت مي كند و هدايت مي‌شود، صراط المستقيم است و نيز، شناخت اميرالمؤمنين عليه السلام صراط المستقيم است.
حضرت مي فرمايد: صراط المستقيم اميرالمؤمنين عليه السلام و نيز معرفت اميرالمؤمنين عليه السلام است؛ يعني: شناخت جزئيات شخصيت اميرالمؤمنين عليه السلام صراط مستقيم است.
اميرالمؤمنين عليه السلام را چگونه بشناسيم كه بر روي صراط المستقيم قرار بگيريم؟
معرفت دو نوع است: شناسنامه اي و قلبي. معرفت قلبي اميرالمؤمنين عليه السلام يعني: نماز علي و‌ عبادت علي و عدل علي عليه السلام كه بايد لااقل، يك درصد اين ها را در خود يافته باشيم. اين شناخت قلبي و غير شناسنامه اي است. و شناسنامه ای که واضح و روشن است مانند نام و نام پدر و تاریخ ولادت و شهادت.
این مختار بودن به خاطر این است که خداوند متعال ایشان را برای ما حجت آفریده است . مختار بودن و خیرۀ الله بودن ، مساوی با حجت الله و برهان الله و امین الله بودن است .معصومین علیهم السلام برگزیده شده‌اند، لذا خداوند متعال می‌تواند به وجودشان استدلال کند و بگوید: من این بزرگواران را آفریده‌ام و تو بنده ی من می‌توانستی ، نزدیکشان شوی و تبیعت کنی و کمالات بیشتری پیدا کنی.
در همین روزگار ما ، آنهایی سالم می مانند که به حبل ولای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ،که همان حبل ولای امیر المؤمنین علیه السلام است، چنگ می زنند .چه از نظر دنیا و یا آخرت کسانی که با اینها هستند سالم می مانند. انسان هر کاری را که می خواهد انجام دهد باید اینها را الگو قرار دهد و با اینها باشد و به وسیله ی اینها خود را نگه دارد.

منابع

1- اصول كافي 2 : 598 (كتاب فضل القرآن)
2- تفسير قمي 1 : 28

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

بررسی رابطه غدیر و قرآن

غدیر واقعه ای است لایق لقب قرآنی! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پی در پی قرآن، تار و پود خطابه اش آمیخته با آیات قران، و خاتمه آن با حضور قرآن، که این همه واقعه ای در سایه سار قرآن را برای ما ترسیم می کند.
کجای تاریخ اسلام را سراغ دارید که در یک ماه بیش از دویست آیه قرآن در فراز و نشیب یک ماجرا نازل شده باشد یا مورد استناد قرار گرفته باشد؛ و یا کدام خطابه را سراغ دارید که بیش از صد آیه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.
کدام برنامه اسلام را می شناسید که دو آیه بسیار مهم قرآن مستقیما و صریحا معرف آن باشد: یک دستور به ابلاغ آن با: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس که با ضمانت الهی به استقبال مبلغ اعظم غدیر می آید؛ و دیگر نتیجه ابلاغ آن با الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا که امضای خالق جهان را براین ابلاغ عظیم اعلام می نماید.
اکنون ماجرای سفر یک ماهه ای پیش روی شماست که در مرحله به مرحله آن آیات قرآن نازل شده یا مورد استناد واقع شده است. آیاتی برای آماده سازی فکری مردم در راستای پذیرش و درک مسئله ولایت، آیاتی به عنوان اوامر مستقیم اعلام ولایت در غدیر، آیه هایی از قزآن خبر از توطئه های پشت پرده منافقین و شیاطین و یا به عنوان مقابله در برابر فتنه انگیزی های علنی آنان، و آیاتی به عنوان پاسخ به سوالات مردم درباره غدیر است.
سراسر خطبه یک ساعته پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر آمیخته با آیات قرآن است. چند سوره به طور کامل در متن قرآن قرائت شده و مورد استناد و تفسیر قرار گرفته است. آیاتی نیز به صراحت یا به صورت ضمنی در خطابه ی غدیر آمده که اشاره آن به آیات قرآن واضح است.
در کنار این حضور قرآن در غدیر، بیا نات مفصلی در باره عظمت قرآن و تفسیر آن و صاحبان چنین مقامی در خطبه ی غدیر به چشم می خورد.
ارتباط عمیق این آیات با اصل واقعه غدیر قابل قابل توجه است.در حالی که محور سخن در غدیر ولایت اهل بیت علیهم السلام است، اوامر خاص مربوط به آن، معرفی دوستان و دشمنان ولایت، نشان دادن مرزهای ولایت و برائت، شناخت مقام والای عصمت، همه در سایه قرآن بیان شده، و به گونه ای منسجم غدیر را از متن قرآن استخراج کرده و قرآن را در متن غدیر جای داده است.
در این نوشتار با انگیزه نشان دادن قرآنی بودن غدیر در پی اثبات این ادعا هستیم که غدیر یک ماجرای آمیخته با قرآن است و این قابل اثبات در همه فراز نشیب های ماجراست. در بخش های مختلف این نوشتار، که از مدینه آغاز می شود و تا مکه می رود و از آن جا با مراسم حج همراه می شود.
با پایان حج حرکت به سوی غدیر آغاز می شود و با رسیدن به سرزمین خم پیامبر سخنرانی مفصل خود را برگزار می کنند و سپس مراسم سه روزه غدیر آغاز می شود. وقایع متعددی در ارتباط با غدیر در این ایام رخ می دهد تا هنگام خروج از غدیر فرا می رسد. از غدیر تا مدینه وقایعی اتفاق می افتد و با وصول به مدینه هنوز ماجرا پایان نمی یابد، بلکه تا روز رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز غدیر در جریان است و آیات قرآن را پشتیبانی می کند.
اگر نتیجه این نوشتار این باشد که غدیر و قرآن با هم و در کنار یکدیگر مطرح شده اند. و باید هر یک را پشتیبان و مفسر یکدیگر بدانیم، تا ابد افتخار خواهیم کرد که قرآنِ عزیز در آغوش غدیریان است و غدیرِ عزیز با اهل قرآن است. اکنون هنگام آن است که از تفسیر قرآن به حقایق غدیر نهراسیم و در برابر حقیقتی که در این باره در متن تاریخ دیده می شود سر تسلیم فرود آوریم و تا ابد افتخار کنیم که قرآنِ ما با غدیر و غدیرِ ما با قرآن است.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




پاسدار اسلام - دی 1384، شماره 289 -

 

خطبه غدیر و آیات مطرح شده در آن
 
 

دل را ولا و حبّ علی با صفا کند
هر درد را محبت مولا دوا کند
آن شاهکار خلقت و فرمانروای عشق
مدحش به آیه آیه قرآن خدا کند
در سال دهم هجرت، بعد از اتمام حج، که آن را به نامهای متعددی خوانده اند، همچون «حجة الوداع» و «حجة البلاغ»، «حجة الکمال»، «حجة التمام» و حجة الاسلام در «غدیر خم» قبل از جحفه که راههای متعددی (همچو) اهل مدینه، مصر، عراق، از آنجا منشعب و جدا می شود، حادثه ای رخ داد که می توانست سعادت ابدی بشریت را تضمین کند و برای همیشه، انسانها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد، به این جهت، داستان غدیر یک قصّه تاریخی خاص نیست که زمان آن گذشته باشد و همین طور یک حادثه شخصی نیز نیست که پیامبر فقط علی(ع) را به عنوان وصی خود (آنچنان که شیعیان می گویند) و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی (آنچنان که اهل سنّت مدّعی هستند) معرّفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد، بلکه در غدیر خم تاریخ کل بشریت رقم خورد، چرا که امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد، حقیقتی که از امیرمؤمنان آغاز می شود و به مهدی صاحب الزّمان(ع) منتهی می گردد. مخالفان نیز این را به خوبی فهمیده اند، لذا از همان آغاز تلاش کردند (و در حدّی موفق شدند) که داستان غدیر را تأویل نمایند، چرا که اگر فقط امامت امیرمؤمنان بود. ممکن بود به نوعی آن را پذیرا شوند، ولی آنچه ترس داشتند و دارند، ادامه کار، و تداوم امامت و ولایت در طول تاریخ است که سخت مخالفان را خلع سلاح می کرده است. بنابراین به شدّت در مقابل آن قرار گرفتند و از اوّل زیر بار نرفتند تا جلوی استمرار آن را نیز بگیرند.

و پیامبر اکرم(ص) نیز به خوبی به این مسئله توجّه داشته لذا تصریح فرمود که امامت ادامه دارد «…ثم من بعدی علی ولیّکم و امامکم بامر اللّه ربّکم ثم الامامة فی ذرّیتی من ولده الی یوم تلقون اللّه عزّ اسمه و رسوله؛(1) سپس بعد از من علی ولیّ شما و امام شما به فرمان خداست. سپس امامت در نسل من از فرزندان علی تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات کنید، می باشد.»

آنچه پیش رو دارید نگاهی است به آیاتی که در خطبه غدیر درباره امامت علی(ع) و دیگر امامان (ع) مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است.

 

نکاتی از حدیث و حادثه غدیر
 

یک نگاه اجمالی به خطبه و حدیث غدیر، و وقایعی قبل و بعد از آن بخوبی این نکته را روشن می سازد که بحث امامت علی(ع) و تداوم آن مطرح بوده است به جهت این نکات:

1ـ پیامبر اکرم(ص) حدود نود هزارنفر تا یکصد و بیست هزار نفر را در گرمای شدید در چهار راهی جحفه متوقف ساخت که نشانگر اهمّیت مسئله مطرح شده می باشد.

ادامه »

موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




منبع : فصلنامه ندای صادق، شماره 20 , معینی نیا، مریم

 

بررسی فضایل حضرت علی (ع) و مساله امامت (حدیث غدیر خم)


چکیده:
در سال مولای متقیان حضرت علی علیه السلام و در این نوشتار، به بررسی فضایل و نقش تاریخی امام علی علیه السلام در دوران صدر اسلام و بخصوص مساله امامت از منظر سه منبع معتبر تاریخ اسلام (سیره ابن هشام، تاریخ طبری و تاریخ ابن اثیر) می پردازیم . این فضایل و نقش تاریخی حضرت، در سه مرحله زمانی (از کودکی امام تا بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله، از دوران بعثت تا هجرت پیامبر و از دوران هجرت تا رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله) مورد پژوهش و تطبیق قرار گرفته است .

نتیجه بررسی حاضر، دستیابی به پاسخ این سؤال است که آیا مورخان مذکور همه حقایق مربوط به علی علیه السلام را نوشته اند یا نه؟ و اگر نتوانسته اند، چرا؟ به احتمال قریب به یقین محدودیتهای سیاسی - عقیدتی، مورخان منابع مذکور را، از ذکر بعضی حقایق تاریخ اسلام باز داشته است .

کلیدواژه ها:
امامت، علی بن ابی طالب علیه السلام، فضایل علی علیه السلام، کتب تاریخ، سیره

در کتب تاریخ اسلام، ماجرای خشکسالی و سختی و تنگدستی ناشی از آن در قبیله قریش ذکر شده (1) و آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و عمویش عباس تصمیم گرفتند به خاطر کمک به ابوطالب، دو تن از فرزندان وی را نزد خود آورده از آنها نگهداری کنند; پس پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام، و عباس و جعفر را انتخاب کرد . حضرت علی علیه السلام تا زمان بعثت، در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله بود . بعضی از مورخان، این امر را از الطاف الهی بر حضرت علی علیه السلام شمرده اند . (2)

علی علیه السلام در سایه همنشینی و همنفسی با پیامبر صلی الله علیه و آله و تحت توجهات و تعالیم ایشان ، دوران رشد و بالندگی خود را با کسب فضایل معنوی و اخلاقی از سیره نبوی طی کرد . این امر پس از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز ادامه داشت ; لذا ایشان به عنوان اولین مرد مسلمان، پشت سر پیامبر به نماز ایستاد و در تمام مراحل نبوت، یک لحظه از یاری و پشتیبانی رسول خدا سستی و غفلت نکرد . تاریخ اسلام سرشار از فداکاریها و شجاعتها و دلاوریهای آن حضرت است . تمامی این فضایل و نیز کسب مقام دامادی پیامبر صلی الله علیه و آله که حاکی از علاقه و محبت ایشان بود، بدون شک حسادت برخی را برانگیخت; اینان تا زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله، جرات علنی کردن دشمنی و حسد خود را نداشتند; اما پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، دشمنی های پنهان، آشکار و علنی گشت . حوادث تاسف انگیز تاریخ اسلام پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله از جمله مساله جانشینی و خلافت رسول خدا و خانه نشین کردن بیست و پنج ساله حضرت علی علیه السلام ، گواه این مطلب است; لذا کتمان حقایق و فضایل حضرت علی علیه السلام از سوی مخالفان و معاندان وی، امری طبیعی و بدیهی بود . در این میان، تلاش مورخان با انصاف و بدون غرض، در ثبت فضایل و ذکر روایات در خصوص ایشان، قابل تقدیر است . هرچند که فشار سیاسی حکومتهای وقت، مانع از ذکر تمامی حقایق می شد .

فضایل علی علیه السلام از دوران کودکی تا بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله
در این مرحله از تاریخ زندگانی علی علیه السلام، آنچه را که مورخان اسلامی در کتب سیره ابن هشام، تاریخ طبری و تاریخ ابن اثیر به عنوان فضیلتی برای علی بن ابی طالب علیه السلام آورده اند، ذکر مسلمان شدن وی به عنوان اولین ایمان آورنده به آیین محمدی علیه السلام است که به تفکیک مورد بررسی قرار می گیرد:

1- علی علیه السلام نخستین مرد ایمان آورنده به پیامبر صلی الله علیه و آله
ابن هشام ابتدا از اسلام حضرت خدیجه یاد کرده است، (3) سپس مساله نزول نماز و پس از آن، از اسلام امام علی علیه السلام سخن گفته است . (4)

طبری در خصوص اسلام آوردن علی علیه السلام آورده است: بعضی ها گفته اند نخستین مردی که به پیامبر خدا ایمان آورد، علی بن ابی طالب بود; از ابن عباس روایت کرده اند که اول کسی که با پیامبر نماز کرد علی بود و از جابر نیز روایت کرده اند که پیامبر به روز دوشنبه مبعوث شد و علی به روز سه شنبه نماز کرد . ابوحمزه گوید: از زیدبن ارقم شنیدم که گفت اول کسی که به پیامبر خدا علیه السلام ایمان آورد، علی بن ابی طالب بود . (5) طبری سپس روایتهای مختلفی را از کلبی، ابن اسحاق و دیگران در مورد اسلام آوردن علی علیه السلام، پس از خدیجه آورده است . (6)

ابن اثیر این موضوع را چنین روایت کرده است: «دانشوران درباره نخستین کسی که به اسلام گرایید، اختلاف دارند; گرچه همداستان هستندکه خدیجه نخستین آفریدگان خدا بود که به اسلام گروید . برخی گفتند: نخستین مردی که اسلام آورد، علی بن ابی طالب بود . ابن اثیر در ادامه روایت، گزارشی از حضرت علی علیه السلام ذکر کرده که ابن هشام و طبری به آن اشاره ای نکرده اند . در این گزارش علی علیه السلام فرموده است: من بنده خدا و برادر پیامبر او هستم و پس از من هرکه خود را چنین خواند، دروغگو و دروغ پرداز باشد . هفت سال پیش از سایر مردمان، آغاز به نماز خواندن با پیامبر خدا کردم . (7) » ابن اثیر در ادامه به تقلید از شیوه طبری، به ذکر سایر روایتها در این خصوص پرداخته است .

2- نماز گزاردن حضرت علی علیه السلام با پیامبر در دره های مکه

ادامه »

موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




 

در حجةالوداع/ در «غدیر خم» چه گذشت

 

 

ماجرای غدیر خم در بعضى از روایات، به طور مفصّل و طولانى، در بعضى دیگر، به صورت مختصر و کوتاه، در بعضى، تنها به گوشه‌‌‏اى از داستان و در بعضى به گوشه دیگر آن اشاره شده است که از مجموع آنها به طور خلاصه چنین استفاده مى‌‌‏شود: مراسم حجّة‌الوداع در آخرین سال عمر پیامبر گرامی صلى الله علیه و آله، با شکوه هر چه تمام‌تر، در حضور پیامبر اکرم ص به پایان رسید؛ قلب‌ها در هاله‌‏اى از روحانیّت فرو رفته بود، و لذّت معنوى این عبادت بزرگ هنوز در ذائقه جان‌ها انعکاس داشت. یاران پیامبر اکرم ص که عدد آنها فوق‌العاده زیاد بود، از خوشحالى درک این فیض‏ و سعادت بزرگ در پوست خود نمى‏‌گنجیدند.

تعداد همراهان پیامبر اکرم ص را از 90 هزار تا 124 هزار نفر گزارش کرده‌اند. نه تنها مردم مدینه در این سفر، پیامبر ص را همراهى مى‌‏کردند، بلکه مسلمانان نقاط مختلف شبه جزیره عربستان نیز براى کسب یک افتخار تاریخى بزرگ به همراه پیامبر ص بودند. ظهر نزدیک شده بود و کم کم سرزمین جُحفه و سپس بیابان‌هاى خشک و سوزان «غدیر خم» از دور نمایان مى‌‏شد. اینجا در حقیقت چهار راهى است که مردم سرزمین حجاز را از هم جدا مى‌‏کند. راهى به سوى مدینه در شمال، و راهى به سوى عراق در شرق، و راهى به سوى غرب و سرزمین مصر و راهى به سوى سرزمین یمن در جنوب پیش مى‏‌رود. در همین جا باید آخرین خاطره و مهمترین فصل این سفر بزرگ انجام پذیرد، و مسلمانان با دریافت آخرین دستور، که در حقیقت نقطه پایانى در مأموریّت‌هاى موّفقیّت آمیز پیامبر اکرم ص بود، از هم جدا شوند.

روز پنج‏شنبه، سال دهم هجرت بود، و درست هشت روز از عید قربان مى‌‏گذشت؛ ناگهان از سوى پیامبر اکرم ص دستور توقّف به همراهان داده شد؛ مسلمانان با صداى بلند، آنهایى را که در پیشاپیش قافله در حرکت بودند به بازگشت دعوت کردند، و مهلت دادند تا عقب افتادگان نیز برسند؛ خورشید از خطّ نصف النّهار گذشت؛ مؤذّن پیامبر ص با صداى «اللَّه اکبر» مردم را به نماز ظهر دعوت کرد؛ مردم به سرعت آماده نماز مى‌‏شدند، امّا هوا به قدرى داغ و گرم بود که بعضى مجبور بودند، قسمتى از عباى خود را به زیر پا و طرف دیگر آن را به روى سر بیفکنند، در غیر این صورت ریگ‌هاى داغ بیابان و اشعّه آفتاب، پا و سر آنها را ناراحت مى‌‏کرد.

 

 

 

نه سایبانى در صحرا به چشم مى‌‏خورد و نه سبزه و گیاه و درختى! جز تعدادى درخت لخت و عریان بیابانى، که با گرما با سر سختى مبارزه مى‌‏کردند، چیزى دیده نمى‌‏شد. جمعى به همین چند درخت پناه برده بودند؛ پارچه‌‏اى بر یکى از این درختان برهنه افکندند و سایبانى براى پیامبر اکرم ص ترتیب دادند، ولى بادهاى داغ به زیر این سایبان مى‏‌خزید و گرماى سوزان آفتاب را در زیر آن پخش مى‏‌کرد. نماز ظهر تمام شد. مسلمانان تصمیم داشتند فوراً به خیمه‏‌هاى کوچکى که با خود حمل مى‏‌کردند پناهنده شوند، ولى پیامبر ص به آنها اطّلاع داد که همه باید براى شنیدن یک پیام تازه الهى، که در ضمن خطبه مفصّلى بیان مى‌‏شد،

خود را آماده کنند؛ کسانى که از پیامبر ص فاصله داشتند نمى‌‏توانستند قیافه ملکوتى او را در لابه‏‌لاى جمعیّت مشاهده کنند، لذا منبرى از جهاز شتران ترتیب داده شد و پیامبر اکرم ص بر فراز آن قرار گرفت. حضرت نخست حمد و سپاس پروردگار را به جا آورد و خود را به خدا سپرد، سپس مردم را مخاطب ساخت و چنین فرمود: من به همین زودى دعوت خدا را اجابت کرده، از میان شما مى‌‏روم. من مسؤولم، شما هم مسؤولید.

 

 

 

شما درباره من چگونه شهادت مى‏‌دهید؟ مردم صدا بلند کردند و گفتند: نَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ وَنَصَحْتَ وَجَهَدْتَ فَجَزاکَ اللَّهُ خَیراً؛ ما گواهى مى‌‏دهیم تو وظیفه رسالت را ابلاغ کردى و شرط خیر خواهى را انجام دادى و آخرین تلاش و کوشش را در راه هدایت ما نمودى، خداوند تو را جزاى خیر دهد. سپس فرمود: آیا شما گواهى به یگانگى خدا و رسالت من و حقّانیّت روز رستاخیز و بر انگیخته شدن مردگان در آن روز نمى‏‌دهید؟! همه گفتند: آرى، گواهى مى‌‏دهیم. فرمود: خداوندا گواه باش! …. بار دیگر فرمود: اى مردم! آیا صداى مرا مى‌‏شنوید؟… گفتند: آرى! و به دنبال آن، سکوت سراسر بیابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمه باد چیزى شنیده نمى‌‏شد.

پیامبر ص فرمود: … اکنون بنگرید با این دو چیز گرانمایه و گرانقدر که در میان شما به یادگار مى‌‏گذارم چه خواهید کرد! یکى از میان جمعیّت صدا زد: کدام دو چیز گرانمایه، یا رسول اللَّه؟! پیامبر ص بلا فاصله فرمود: اوّل «ثقل اکبر» کتاب خداست، که یک سوى آن به دست پروردگار و سوى دیگرش در دست شماست، دست از دامان آن بر ندارید تا گمراه نشوید، و امّا دومین یادگار گرانقدر من «خاندان منند» و خداوند لطیفِ خبیر به من خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپیوندند، از این دو پیشى نگیرید که هلاک مى‌‏شوید و عقب نیفتید که باز هلاک خواهید شد. ناگهان مردم دیدند پیامبر اکرم ص به اطراف خود نگاه کرد، همین که چشمش به على علیه‌السلام افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد، آنچنان که سفیدى زیر بغل هر دو نمایان شد و همه مردم او را دیدند و شناختند که او همان سردار شکست‌‏‌ناپذیر ارتش اسلام است. در اینجا صداى پیامبر ص رساتر و بلندتر شد و فرمود:

 

ادامه »

موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




خطبه غدیر و آیات مطرح شده در آن

خطبه غدیر و آیات مطرح شده در آندر سال دهم هجرت، بعد از اتمام حج، كه آن را به نامهای متعددی خوانده‏اند،
همچون «حجهٔ‏ الوداع» و «حجهٔ البلاغ»، «حجهٔ‏الكمال»، «حجهٔ التمام» و حجهٔ الاسلام در «غدیر خم» قبل از جحفه كه راههای متعددی (همچو) اهل مدینه، مصر، عراق، از آنجا منشعب و جدا می‏شود، حادثه‏ای رخ داد كه می‏توانست سعادت ابدی بشریت را تضمین كند و برای همیشه، انسانها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد، به این جهت، داستان غدیر یك قصّه تاریخی خاص نیست كه زمان آن گذشته باشد و همین طور یك حادثه شخصی نیز نیست كه پیامبر فقط علی(ع) را به عنوان وصی خود (آنچنان كه شیعیان می‏گویند) و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی (آنچنان كه اهل سنّت مدّعی هستند) معرّفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد، بلكه در غدیر خم تاریخ كل بشریت رقم خورد، چرا كه امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد، حقیقتی كه از امیرمؤمنان آغاز می‏شود و به مهدی صاحب الزّمان(ع) منتهی می‏گردد. مخالفان نیز این را به خوبی فهمیده‏اند، لذا از همان آغاز تلاش كردند (و در حدّی موفق شدند) كه داستان غدیر را تأویل نمایند، چرا كه اگر فقط امامت امیرمؤمنان بود. ممكن بود به نوعی آن را پذیرا شوند، ولی آنچه ترس داشتند و دارند، ادامه كار، و تداوم امامت و ولایت در طول تاریخ است كه سخت مخالفان را خلع سلاح می‏كرده است. بنابراین به شدّت در مقابل آن قرار گرفتند و از اوّل زیر بار نرفتند تا جلوی استمرار آن را نیز بگیرند.
و پیامبر اكرم(ص) نیز به خوبی به این مسئله توجّه داشته لذا تصریح فرمود كه امامت ادامه دارد «…ثم من بعدی علی ولیّكم و امامكم بامر اللّه ربّكم ثم الامامهٔ فی ذرّیتی من ولده الی یوم تلقون اللّه عزّ اسمه و رسوله؛(۱) سپس بعد از من علی ولیّ شما و امام شما به فرمان خداست. سپس امامت در نسل من از فرزندان علی تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقات كنید، می‏باشد.»
آنچه پیش رو دارید نگاهی است به آیاتی كه در خطبه غدیر درباره امامت علی(ع) و دیگر امامان (ع) مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است.
●نكاتی از حدیث و حادثه غدیر

ادامه »

موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




باورداشت مهدويت در خطبه غدير

درآمد
درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) روایاتی از پیامبر بزرگوار اسلام و ائمه اطهار علیه السلام وارد شده که اهمیت و ضرورت بحث مهدویت را ـ از همان سال‌های نخستین ظهور اسلام ـ می‌رساند. یکی از اخبار مهمی که از جانب نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به دست ما رسیده است، بیان صفات و ویژگی‌های امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در خطبة غدیر است؛ آن هم با عباراتی زیبا و در زمانی حساس که بحث انتساب امیرالمؤمنین علیه السلام مطرح بود. این نوشتار بر آن است تا با بهره‌گیری از آیات قرآن کریم و اخبار اهل بیت علیه السلام این عبارات را (که حدود بیست و یک عبارت است) شرح دهد. در این شرح، هم به ظرافت‌های واژگانی و هم به معنای کلی عبارات ـ با در نظر گرفتن آیات و احادیث ـ توجه شده است.


مقدمه
در خطبه شریف غدیر به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) توجه خاصی شده است و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به وجود مبارک آن حضرت اشاره فرموده‌اند. در فراز اول می فرمایند:
« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أدْبارِها… مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یأْخُذُ بِحَقِّ اللهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا.»[1]
در این قسمت، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به صراحت جریان نور را علاوه بر خود، در امیرالمؤمنین علیه السلام و امامانِ از نسل ایشان تا مهدی موعود علیه السلام جاری و ساری می‌دانند و آن بزرگوار را گیرندة تمام حق‌الله و حق اهل بیت علیه السلام ـ که به آن‌ها ظلم شده است ـ معرفی می‌کنند.
فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ـ که اصل نگارش ما را دربر می‌گیرد ـ به‌صورت مستقل به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) و بیان ویژگی های آن حضرت اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را از آن‌جا می‌توان دریافت که حضرتش هجده بار مردم را با تکرار لفظ هشداردهندة «ألا» (= هان، آگاه باشید!) به دقت در کلام خود فرامی خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در آغاز این بخش، بار دیگر روند پیوستة نبوت و امامت را مطرح نموده و یادآور می‌شوند که سررشتة این نظم، در دست علی علیه السلام است و پایان‌بخش این روند، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) خواهد بود:
« مَعاشِرَالنّاسِ، ألا وَإنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،… ألا إنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى»[2]
پس از آن، بیست و یک ویژگی اساسی و مهم آن امام را ترسیم می‌نمایند که به آن‌ها خواهیم پرداخت.
سومین فراز، اواخر خطابه و هنگام بیعت گرفتن از مردم است که می‌فرمایند:
« فَأُمِرْتُ أنْ آخُذَ الْبَیعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ‏اللهِ عَزَّوَجَلَّ فى عَلِىٍّ أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّى وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدىُّ إِلى یوْمٍ یلْقَى اللهَ الَّذى یقَدِّرُ وَ یقْضی».[3]
« مأمورم که از شما پیمان بگیرم تا دست در دست من نهید، در پذیرش آن‌چه از سوی خداوند درباره علی امیرالمؤمنین علیه السلام آورده‌ام و درباره اوصیای پس از او که از من و اویند. این امامت در میان آنان پایدار است و خاتم آنان مهدی علیه السلام است و پیشوایی استوار است تا روزی که با خداوند قدر و قضا دیدار کند (قیامت)».
نقطه اوج خطبة غدیر ـ که از افتخارات شیعه به شمار می‌آید ـ این است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ، آیندة جهان را به‌صورت تابلوی بسیار دقیق و زیبایی طراحی کرده‌اند (همین فراز دوم). البته در سه جای دیگر هم (دو بار در قسمت ششم و یک بار در قسمت دهم خطابه) درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) مطالبی را گفته اند؛ ولی قسمتی که دارای حساسیت است ـ و اگر کنار هم چیده شود، حکومت، شخصیت، علم، عصمت و ولایت تکوینی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) روشن می‌شود ـ همین قسمت هشتم خطابة غدیر است. ما نیز در این نوشتار برآنیم تا ویژگی‌های امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را در خطبة غدیر ذیل همین فراز دوم درباره ایشان شرح دهیم تا ظرافت‌های بیانی آن حضرت صلی الله علیه وآله وسلم درباره امام زمان علیه السلام بیش از پیش آشکار گردد.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




غدیر چه جایگاهی در اعتقاد به مهدویت دارد ؟
خطبه ی غدیر یکی از معتبرترین و پر محتواترین منابع اصیل اسلامی است که مبانی اصیل اعتقادی را به صورت یک دوره ی فشرده مطرح می نماید؛ اصول خداشناسی و توحید، نبوت، امامت و حتی مباحث معاد و زندگی اخروی. در واقع این خطبه خود درسنامه ی کاملی از همه ی اعتقادات اسلامی است که به صورت مستدل و موثق از زبان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای همیشه ی تاریخ بیان گردیده است.

در این خطبه شریف به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.

در فراز اول می فرمایند:

« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها…

مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا»

ملاحضه شود که پیامبر صلی الله علیه آله به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المۆمنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند:

اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المۆمنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.

فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه آله به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لفظ هشدار دهنده، “الا” به معنی “هان"! “آگاه باشید” به دقت در کلام خود فرا می خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آغاز این بخش، بار دیگر روند پیوسته نبوت و امامت را مطرح نموده و یاد آور می شوند که سررشته این نظم، در دست علی علیه السلام است و پایان بخش این روند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه می باشند، بدین صورت که: (مقاله سیمای امام زمان در خطبه غدیر، سایت نشر اعتقادات)

«مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،… أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى»

پس آن گاه بیست و یک ویژگی اساسی و مهم از مختصات عمده آن امام را ترسیم می نمایند،

پیامبر صلی الله علیه آله فرمودند:

آگاه باشید همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست.

هان ! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.

هشدار ! اوست انتقام گیرنده ی از ستمکاران.

هشدار ! اوست فتح کننده ی دژها و منهدم کننده ی آن ها !

هشدار ! اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و رهنمای آنان.

هشدار ! اوست خون خواه تمامی اولیای خدا.

هان ! همانا او یاور دین خداست.

هان ! او از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.

هشدار ! او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند.

هان ! او نیکو و برگزیده ی خداست.

هشدار ! اوست میراث دار دانش ها و احاطه دار بر ادراک ها.

هان ! او از پروردگارش خبر دهد و نشانه های او را برپا کند و استحکام بخشد .

هشدار ! اوست بالیده و استوار.

آگاه باشید ! هم اوست که اختیار امور جهانیان به او سپرده شده است.

هان ! پیشینیان از قرن ها ظهور او را پیشگویی کرده اند.

هشدار ! اوست حجت پایدار و پس از او حجتی نخواهد بود. (این تعبیر به عنوان حجت، امامت و مسئولیت است و نظری به رجعت دیگر امامان ندارد. زیرا آنان حجت های پیشین اند که دوباره رجعت خواهند کرد.) راستی و درستی و روشنایی جز با او نیست.

هان ! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده او یاری نخواهد گشت.

هشدار ! او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.(خطبه غدیر)

آری

در نقطه غدیر توقفی باید ، که با حقیقت انسان سر و کار دارد . هزار و چهارصد سال است که شیعه زلال پر برکت غدیر را به پای درختان ولایت می افشاند ، و از آن بیابان خشک باغهای پر ثمر اعتقادی و گلهای زیبای محبت را پرورش می دهد .

آغاز پانزدهمین قرنی است که شیعه با حجتی قوی و برهانی قاطع که پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم- به دستش داده ، پرچم بلند « اشهد ان علیاً ولی الله » را بر افراشته و تا شنیدن صدای جانفزای انا المهدی از مرزهای اعتقادی خویش پاسداری می کند .

 

( برگرفته از مقاله محبوبه مقدادی)

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




خطبه غدير حاوي 25 جمله در باره حضرت مهدي (عج)

خطبه غدير در معرفي امام علي (ع) به حضرت بقية الله الأعظم توجه خاصي دارد به طوري كه درخطبۀ غدير 25 جمله درباره حضرت مهدي (عج) آمده است. در خطبه غدير (سخنراني پيامبر (ص)) در معرفي امام علي (ع) به حضرت بقية الله الأعظم توجه خاصي شده است.
خبر دادن از مهدي موعود(عج) براي آن مردمي كه قبول ولايت امير المؤمنين(ع) برايشان سنگين بود، بيانگر آينده نگري اسلام و برنامه بلندمدت دين الهي براي مسلمان است. اگرچه برخي با آنکه آن روز با علي بن ابي طالب عليه السلام بيعت کردند؛ پيمان شکستند. ولي حقايق در طول زمان براي نسل‌ها روشن گشت و از‌ آنجا كه كارها به دست خداوند است، روزي امر اهل بيت عليهم السلام ظاهر می شود. آن روز، جهان به دست جانشينان واقعي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سپرده مي‌شود و انتقام آنچه در طول قرن ها برايشان رفته است، گرفته می شود.
در خطبۀ غدير 25 جمله درباره حضرت مهدي (عج) آمده است كه آنها را در شش عنوان مي‌توان خلاصه كرد:
الف: بشارت به آمدن او: پيامبر اکرم (ص) در اينباره مي‌فرمايد: او كسي است كه همة پيشينيان به آمدن او بشارت داده‌اند.[1]
ب: خاتميت او: يعني امامت در امامان تعيين شده، اتصال دارد و منقطع نمي­شود تا زماني که به دست خاتم و آخرين آنان كه حضرت مهدي (عج) است، برسد.
ج: مقام و منزلت او: در اين باره دو جهت ذكر شده است:
1. فضايل و مناقب او:
- او انتخاب شدة خداوند و هدايت يافته و كمك شده است.
- نور از جانب خداوند در او قرار داده شده و نوري نيست مگر با او، و حقي نيست جز با او.
2. مقام و شأن اجتماعي او:
- او ولي خدا در زمين و حكم كنندة خدا در ميان خلق است.
- كارها به او سپرده شده و او امين خداوند بر سِر و آشكار الهي است.
- او ياري كنندة دين خدا است.
- او هر صاحب فضلي را به قدر فضلش و هر صاحب جهلي را به قدر جهلش نشانه مي‌دهد.
د: علم او: اين مسأله را نيز از دو بعد مي­توان در خطبۀ غدير به دست آورد:
1. او وارث هر علمي است و علمش به همه چيز احاطه دارد.
2. علم او به درياي عميق علم الهي اتصال دارد.
هـ : قيام او: در دو مورد از خطبة غدير، كلمة “القائم المهدي” بكار رفته و بعد از آن به قدرت مطلقه و تمام عيار حضرت بقية الله الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ اشاره شده كه از جانب الهي به او عطا شده است و هيچ قدرتي طاقت برابري با او را ندارد.
اين موضوع از سه جنبه مطرح شده است:
1. كسي بر او غالب يا عليه او كمك نمي شود و او همۀ قلعه‌هاي محكم را فتح مي‌كند.
2. او بر همۀ اديان و بر همۀ گروه‌هاي شرك غالب مي‌شود و آنان را هدايت مي‌كند و يا (متعصبان را) نابود مي­کند.
3. خداوند همة آبادي‌ها و شهرهاي جهان را تحت تصرف حضرت مهدي (عج) در مي‌آورد.
و: انتقام او: در قسمتي از خطبة غدير به اين مسأله تصريح شده است که اگر چه حق اهل بيت عليهم السلام و شيعيانشان در طول تاريخ توسط ظالمين پايمال شده است، ولي منتقمي می آید و گذشته از عذاب اُخروي، در همين جهان دل دوستان را با گرفتن انتقام از دشمنان، مسرور خواهد كرد. اين نكته در قالب سه جمله آمده است:
1. او حق خداوند و هر حق را كه به اهل بيت عليهم السلام مرتبط شود، می گیرد.
2. او انتقام هر خون به ناحق ريختۀ اولياء خدا را می گیرد.
3. او از تمام ظالمان عالم، انتقام می گیرد.
در بخش ششم خطبه نيز سه موضوع ذكر شده است:
1. نورانيت ونسل نوراني حضرت: آنجا كه مي‌فرمايد: نور از طرف خداوند در من، و سپس در علي عليه السلام و نسل او تا مهدي قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار داده شده است.
2. گرفتن حقوق اهل بيت به دست حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: “مهدي، حق خداوند و هر حقّي را كه براي ماست می گیرد".
3. اختيار مطلق زمين به دست حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: هيچ سرزمين آبادي نيست مگر آنكه خداوند تا روز قيامت اهل آن را به خاطر تكذيبشان هلاك مي‌كند، و آن را در اختيار حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار مي‌دهد.
در بخش هشتم خطبه سه موضوع ديگر ذكر شده است:
1. خاتميت آن حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: خاتم امامان مهدي قائم (عج) از ما است.
2. غلبة او بر همة اديان، آنجا كه مي‌فرمايد: اوست غالب بر أديان، منتقم از ظالمين فاتح قلعه ها، غالب بر مشركين، منتقم خونهاي به ناحق ريخته، كمك كنندة دين خدا، سرچشمه گرفته از دريايي عميق، نشانه دهنده به افراد در حد خودشان، وارث علوم محكم كنندة آيات الهي.
3. بشارت به او، آنجا كه مي‌فرمايد: اوست كه كارها به دست او سپرده شده و گذشتگان به او بشارت داده‌اند، و او ست حجت باقي خداوند، و وليِّ او در زمين و امانتدار او بر سرّ و آشكار.
[1]. خطبه غدير؛ احتجاج طبرسي،ج1،ص66 .

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




استمرار و دائمى بودن حجّت

و بررسى آن در نهج البلاغه

 

«و اصطفى سبحانه من ولده انبياء اخذ على الوحى ميثاقهم و على تبليغ الرسالة امانتهم، لمّا بدّل اكثر خلقه عهدالله اليهم فجهلوا حقّه و اتخذوا الانداد معه، واجتالتهم الشياطين عن معرفته و اقتطعتهم عن عبادته فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه».

اولين خطبه نهج البلاغه با حمد خداوند و صفات سلبى او شروع شده، از خلقت عالم و ملائكه سخن مى گويد، و پس از آن به خلقت حضرت آدم و طغيان شيطان و وسوسه او و فريفته شدن آدم و هبوط او اشاره دارد. در ادامه، بعثت انبيا و اهداف آن ها و هدف از بعثت و نيز بعثت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و كتاب خدا مطرح مى شود. خطبه با ذكر حج و هدف آن و خصوصيات و جايگاه آن در اسلام به پايان مى رسد.

ترجمه خطبه:

«خداوند ـ تبارك و تعالى ـ از بين فرزندان آدم(عليه السلام)خالص ترين آن ها را به عنوان پيامبر برگزيد و از آن ها با وحى ـ چه در مرحله دريافت و چه در مرحله ابلاغ ـ پيمان محكمى گرفت كه بر وحى آگاه باشند و از آفت نسيان و ابهام و اجمال و تحريف پيراسته باشند و حجّت را بر خلق خدا تمام كنند».

قرآن كريم به اين مطلب اشعار دارد:

(وَ اِذْ اَخَذْنا مِنَ النَّبييّنَ ميثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوح وَ اِبراهيمَ وَ مُوسى وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ اَخَذْنا مِنْهُمْ ميثاقاً غَليظاً لِيَسْئَلَ الصّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ اَعَدَّ لِلْكافِرينَ عَذاباً اَليماً).

«و ]ياد كن[ هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، واز تو واز نوح وابراهيم وموسى وعيسى پسر مريم، واز ]همه[ آنان پيمانى استوار گرفتيم. تا راستان را از صدقشان باز پرسد، وبراى كافران عذابى دردناك آماده كرده است.»

خداوند از پيامبران اولى العزم پيمان اخذ كرد. در آيه اشاره ندارد بر چه چيز اخذ ميثاق شده است. حضرت در خطبه توضيح مى دهد كه اين اخذ ميثاق غليظ، بر وحى بوده تا انبيا وظيفه سنگين شان را به آخر برسانند; و پيامبر اسلام اولين كسى مى باشد كه از وى اخذ ميثاق شده است، زيرا از همين آيه به دست مى آيد «مِنك» قبل از نوح و ساير پيامبران است. روايات بسيارى اين را تأييد مى كند. در زيارت رسول الله آمده است: «اول النبيين ميثاقاً و آخرهم مبعثاً» و قرآن مى فرمايد:

(وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى اِنْ هُوَ اِلاّ وحْيٌ يُوحى)

«رسول به سبب وفادارى به آن ميثاق، از هوى گريزان است و جز وحى چيزى بر زبان جارى نمى كند».

در جاى ديگر مى فرمايد:

(ما كانَ لِبَشَر اَنْ يُؤْتِيَهُ اللهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللهِ).

«اين چنين نيست كه خداوند به بشر و نبى، كتاب و نبوت را اعطا كند ـ و با او ميثاق وحى ببندد ـ ، آن گاه رسول عهد شكنى كند و به جاى دعوت به حق به خويش دعوت نمايد».

«و على تبليغ الرسالة امانتهم».

خداوند در مرحله تبليغ رسالت و آن چه انبيا مأمور به ابلاغش بودند، از آن ها امانتى را اخذ كرد، يعنى وحى را و تبليغ رسالت را به پايان ببرند و آن را به اهلش برسانند. حضرت امير(عليه السلام) درباره ملائكه مى فرمايد:

«اين ها امانت دار وحى هستند و در ارسال وحى به انبيا كوتاهى ندارند».

از به كارگيرى كلمه «امانت» در آيات قرآن و عبارات نهج البلاغه به دست مى آيد كه امانت، عبارت از عهد و پيمانى است كه بسته شده است و آنچه را طرف مقابل قبول كرده، امانتى نزد او است. لذا خداوند، كه با انبيا بر وحى پيمان بسته، ميثاق او بر وحى امانتى در دست انبياء است، كه بايد آن را ادا كنند و به رسالت خويش كه تبليغ وحى است، اهتمام داشته باشند. آن گاه خداوند از آن ها اين امانت را اخذ كرده، آن ها را مورد بازخواست قرار مى دهد.

شايد منظور از «صادقين» در آيه بعدى همين «نبيين» باشد كه از صِدق آن ها سؤال مى شود. تعبير «الصادقين عن صدقهم» مى رساند اين ها در اداى امانت صادق بودند.

آن حضرت در يكى از نامه هايش مى فرمايد:

«و من لم يختلف سرّه و علانيته وفعله ومقالته فقد ادّى الامانة»

اين حديث مى گويد: تطابق قول و فعل و نيت، انسان را صادق مى سازد، كه طبعاً به امانت، وفا خواهد كرد.

كتاب و حكمت و نبوت، آن طور كه در آيه هشتاد ويك آل عمران آمده است، امانتى است كه انبياء آن را پذيرفته و از آن ها بر اين امانت اخذ ميثاق شده است.

اخذ ميثاق انبياء در شرايطى است كه اكثر مردم به امانت و عهد الهى خيانت كرده، در آن تغيير و تبديل روا داشتند. از يك سو بر عبوديت خداوند عهد بسته بوده اند كه با به كار نگرفتن ابزار معرفتى كه خداوند در وجود آن ها به وديعه گذاشته بود، ـ يعنى قواى ادراكى و حواس ظاهرى ـ عهد را شكستند و در نتيجه نسبت به حق خداوند، جاهل شدند، و سرانجام به شرك روى آوردند. آن ها چون از قدر خويش غافل شدند، خداوند را نشناختند، پس شيطان از اين فرصت استفاده كرد و از اين روزنه رسوخ كرده، آدمى را از معرفت حق منحرف كرد. آن طور كه «ابن اثير» در نهايه معنا مى كند شيطان ابتدا انسان ها را به استخفاف كشاند، آن گاه همراه آن ها در ضلالت سرگردان شد. و فرعون نيز با همين شيوه بر قوم خويش مسلط شد.

(فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَاَطاعُوهُ).

اين استخفاف از استعمار و استضعاف مقدم تر است.

بنابر اين; معنايى كه شارحان نهج البلاغه كرده اند ـ كه چون مردم منحرف شدند، خداوند از انبيا اخذ ميثاق كرد ـ صحيح نيست، بلكه انسان هر چه قدر هم بر فطرت خويش باقى مى ماند و بر قدر و درك خود فائق مى آمد، نيازش به انبياء بيش تر مى شد.

شايد به يك اعتبار معناى شارحان درست باشد، كه حضرت نمى فرمايد: آن ها را ارسال كرد، بلكه مى فرمايد: بر آن ها ميثاق غليظى گرفت كه با انحرافات مردم شدت عمل بيشترى اِعمال كنند، تا اكثر خلق را به صراط، هدايت كنند، در آن هنگامى كه شيطان در حوزه معرفت آدمى رسوخ كرد و او را به استخفاف كشاند و راه رشد و فلاح آدمى را بست، و راه عبوديت انسان را قطع كرد.

«فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه».

اين بخش دنباله و عطف به ابتداى كلام است; يعنى «اصطفى سبحانه من ولده الانبياء…».

خداوند سبحان بعد از اخذ ميثاق و داشتن شايستگى و بايستگى انبياء براى رسالت عظيم، آن ها را بعد از برگزيدن، برانگيخت، آن هم در بين همان اكثريت كه از جنس خود آنها بودند، نه از غير انسان، تا به آدم ها بقبولاند كه انسان استعداد درجات بالايى را دارد و مى تواند رسول وحى و امين حق شود. با اين كه اهل خسران در اوج ناباورى مى گفتند: مگر بشر مى تواند پيام آور وحى باشد؟! و اين ها كه مدّعى نبوتند، بر خداوند افترا مى بندند.

خداوند پيامبران را مبعوث كرد، و بعث و ارسال را استمرار بخشيد، و به سوى مردم انبياء و حجت هاى خود را پياپى برانگيخت. كلمه «واتر» كه با كلمه «تترى» ـ در آيه ـ از يك واژه است، به معناى فرد و تنها مى باشد. كلام حضرت تصريح دارد كه خداوند انسان را لحظه اى بدون حجّت وانمى گذارد.

سپس امام(عليه السلام) در ادامه كلام به اهداف و انگيزه برانگيختن انبياء اشاره دارد، كه توضيح آن در اهداف انبياء خواهد آمد. حضرت بعد از چند بخش كه از فلسفه بعثت انبياء سخن مى گويد، مجدداً تأكيد بر استمرار حجّت دارد و مى فرمايد:

«و لم يخل الله سبحانه»

«خداوند سبحان خلقش را از حجّت صامت و ناطق، خالى نگذاشته است. هميشه در بين خلق پيامبرى هست كه به سوى آن ها ارسال شده، يا كتابى هست كه بر آن ها نازل شده و يا حجتى وجود دارد كه همراه خَلق است».

خَلق بدون اين حجّت نمى تواند باقى باشد و بر طريق و سنت ها پابرجا و استوار بماند. از آن رو كه حضرت در بخش بالا و در اين جا كلمه «سبحانه» را تكرار مى كند، وجه عنايت و اهتمام حق را مى رساند، كه خداوند براى هدايت خلق و اِتمام حجّت و تبيين آيات و بينات، هيچ كم نگذاشته و پاك و منزه از هر نقصى است. و اگر انسان ديروزى يا انسان معاصر كمبودى را احساس مى كند، يا كمبودها را توجيه مى كند ودر دفاع از دين مى گويد نبايد از دين و رسول انتظار زيادى داشت. بايد ريشه اين احساس را در جاى ديگر جستجو كرد، كه يا از جهت

(ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ)

«دنيا نهايت علم اين ها است»

بوده و انتهاى علم اين ها به چهار ديوارى دنيا خلاصه مى شود، و يا غافل از شناخت ارزش خويش هستند، و يا براى دين و رسول چندان رسالتى قائل نيستند.

(سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كُبيراً)

«او پاك ومنزّه است واز آنچه مى گويند بسى والاتر است».

ادامه »

موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




#سیاست_های_زنانه

بزرگترین اشتباه زنان درزندگی زناشوئی


 از انجام دادن کار‌هايي که همسرتان خودش مي‌تواند انجام دهد پرهيز کنيد: اجازه دهيد خودش دنبال کليدش بگردد. ولي هيچ‌گاه جواب سرد کننده‌اي به او ندهيد مثلا به او نگوييد خودت برو بگرد من که مادرت نيستم، حتي توصيه نمي ‌کنم که در حق همسرتان مهربان و حمايت‌ گر نباشيد، بلکه هدف اين است که کمتر مانند يک مادر با او رفتار کنيد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: خانواده و زندگی  لینک ثابت




مردانى كه سه ويژگى :
●ثروت و رفاه مالى
●اعتماد به نفس بالا
●شاد بودن و به نوعى داشتن روحيه طنز و شاد

در خود دارند همسرانشان تمايل بيشترى به برقرارى ارتباط جنسى با آنها نشان مى دهند.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




#راز_هاى_مردان


محبوب ترين جمله نزد زنان “دوستت دارم” نزد مردان چه؟
آيا سخنى جانانه و كليدى وجود دارد كه باترى جانشان را شارژ كند و آنان را به اوج ببرد؟
بله . اين جمله:
“به تو افتخار مى كنم”

مرد اقتدار طلب است. عاشق پيشه است. پناهگاه زن است. جمله ى “به تو افتخار مى كنم” به همان اندازه به مردان انرژى ميدهد كه جمله ى “دوستت دارم” به زنان نيرو مى بخشد!

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




تمرین کنیم وقتی عصبانی هستیم ، مراقب گفته های خود باشیم !
چون عصبانیت ما فروکش خواهد کرد ، اما حرف های ما یک جا باقی خواهد ماند …
#برای_همیشه …

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




از کتاب  خصائص الحسینیه

نوشته ی مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری


ویژگی #خاص امام حسین که #منشاء همه خصوصیات دیگر شد

این صفت همانند امتثال امام از #پیام خاصی از جانب خداوند بود که امام را به عبادتی #مخصوص در روزی خاص امر فرمود و در مقابل و به عنوان #پاداش آن #عبادت، از جانب خداوند مورد #الطاف ویژه قرار گرفت.


#عبادت امام حسین در آن روز، عبادتی است که از هیچ کس قبل از ایشان سر نزده است و بعد از آن حضرت نیز تحقق نمی یابد.

آن عبادت، #جامع جمیع عبادات قابل تصور است، یعنی در برگیرنده ی همه ی عبادت های #بدنی #واجب، #مستحب، #ظاهری، #باطنی، #روح و #صورت آن هاست که می تواند توسط #کاملترین افراد انجام شود و همچنین شامل همه ی عبادت های #قلبی واجب و مستحب است.


تمام #مکارم_اخلاق و #صفات_حسنه سازگار و متضاد با هم، به اضافه تحمیل بزرگترین #مصیبت ها و #صبر_اکمل نسبت به آنها و حتی #شکر بر مصائب به #عالی_ترین وجه ممکن در #یک_روز در امام حسین علیه السلام ظاهر و متبلور گشت.


امام با این عبادت ها به مزیت ها و خصوصیاتی که موجب #پاکیزه_ترین و #درخشنده_ترین #فضائل می گردد، دست یافت و بر آنها، ویژگی #عبادت در هنگام #مصیبت را هم افزود که این صفت از ویژگی تعدادی از پیامبرانی است که خداوند به آنها بر فرشتگان #مباهات می کند.


بنابراین امام دارای عبادت مخصوصی است که در این باره همتایی ندارد و به همین خاطر مورد #خطاب_خاص خداوند قرار گرفت و خداوند خطاب به او فرمود:” یا ایتها النفس المطمئنة ارجعي الى ربك راضية مرضية” و رضایت او را از خدایش و رضایت خودش از حسین علیه السلام را با گفته “#راضية_مرضية” اعلام فرمود و او را به #عبودیت_خاص و #جنت_خاص منسوب به خودش با این گفته “فادخلي في عبادي وادخلي جنتي” #مختص گردانید.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: امام حسن و امام حسین (ع)  لینک ثابت




 
دریا هم سطح دارد،
هم عمق ،
راز دریا؛
نگه داشتن تعادل بین این دو است.
مثل دریا پر باش از بیکرانی و تلاطم و از سکون بپرهیز!
و از تندباد حوادث بیم نداشته باش.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




چه ساده،
می‌توانیم با بی‌توجهی
از ارزشمندترین چیزها بگذریم!
عشق و بخشایش را دریغ نکنید.
مهر و همدلی و
وقار خود را پنهان نکنید.
مهم‌ترین رابطهٔ‌ما با خودمان است.
یک رابطهٔ خوب مستلزم آن است که
از آنچه گمان می‌کنیم هستیم،
فراتر رویم.
ما ناگزیریم که
قلبمان را بزرگ‌تر کنیم و
وجود خود را گسترده‌تر سازیم.
ما باید به جنبه‌های تاریک خود
نزدیک شویم،
زیرا آنها بخشی مقدس از ما هستند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




  به قدری قوی و قدرتمند باشید که
هیچ کس و هیچ چیز قادر به بر هم زدن
آرامش خیالتان نشود.
به هرکس که میرسید، از شادکامی وسلامتی،
از آرامش وشکوفایی و از سعادت ونیکبختی
سخن بگویید.
به جنبه‌ی خوشایند هر چیز نگاه کنید.
فقط به بهترین‌ها فکر کنید، فقط بخاطر

بهترینها کار کنید و فقط در انتظار بهترینها باشید ..
با دیدن و شنیدن موفقیت دیگران به همان
اندازه شاد و خوشحال شوید که از موفقیت
خود شاد و خوشحال می شوید اشتباهات
گذشته را به فراموشی بسپارید و باعزم راسخ
وثبات قدم بیشتر بسوی دستاوردهای عظیم
آینده بشتابید به هر کس که می‌رسید، لبخند
بزنید …
برای اصلاح خود به قدری وقت صرف کنید
که وقتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشید.
در مقابل بیم و دلهره چون کوه باشید و در
مقابل خشم و عصبانیت ، سر به راه.
 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




به بهانه غدیر

 

لب باز شد و میثم تمار علی گفت

با عشق تو مولا به سر دار علی گفت

 

در میکده با زاهد سرمست زجامت

در مسجدومحراب چو خمار علی گفت

 

دانی که چرا چرخ جهان بر نجف اوست؟

چون خالق دوار به کرار علی گفت

 

هرکس که در این راه سر گشته یار است

هرکس که شهید است چو عمار علی گفت

 

این قبله نما سوی نجف رفتو نشان است

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است

 

مقصود علی باشد و معبود علی حق

مقصد نجفو راه ز صبح ازلی حق

 

این حرف نویسید سر بیت مطلا

این نغمه بخوانید به آوای جلی ،حق:

 

او گفته بدانند این خلق و خلایق

حق در کف حق باشدوهمراه علی حق

 

ای چشم تو چون زم زمو ابروت کمان است

مقصود تو یی کعبه و بتخانه بهانه است

 

می‌خواستم از روز ازل تابو تبش را

یک باده ز انگور ضریح نجفش را

 

من مست از این باده شدم گم شده بودم

من یافته بودم جسدم در حرمش را

 

من مرده ی این جام شدم هیچ ندانم

از باده و پیمانه یه خونین قدحش را

 

ای خاک حریم تو به من خط امان است

 مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




این داستان بی ربط به بدگمانی نیست زیباست پیشنهاد میکنم بخونید

 

 داستان تشرف علی حلاوی

 

 شیخ علی حلاوی، مردی عابد و زاهد بود  که همواره منتظرامام زمان (عج) بوده است.

شیخ علی حلاوی، عاقبت روزی از رنج فراق سر به بیابان می گذارد  و ناله کنان به امام زمان (عج) می گوید: «غیبت تو دیگر ضرورتی ندارد. همه آماده ظهورند. پس چرا نمی ایی؟»

در این هنگام، مردی بیابان گرد را می بیند که از او می پرسد: «جناب شیخ، روی عتاب و خطابت با کیست؟»

 او پاسخ می دهد: «روی سخنم با امام زمان(عج) حجت وقت است که با این همه یار و یاور که بیش از هزار نفر آنان در حله زندگی می کنند و با وجود این همه ظلم که عالم را فراگرفته است، ظهور نمی کند»

 

 مرد می گوید: «ای شیخ، منم صاحب الزمان(عج)! با من این همه عتاب مکن! حقیقت چنین نیست که تو می پنداری. اگر در جهان 313 نفر از یاران مخلص من پا به عرصه گذارند، ظهور می کنم، اما در شهر حله که می پنداری بیش از هزار نفر از یاوران من حاضرند، جز تو و مرد قصاب، احدی در ادعای محبت و معرفت ما صادق نیست

 

  اگر می خواهی حقیقت بر تو آشکار شود، به حله بازگرد و خالص ترین مردانی را که می شناسی، به همراه همان مرد قصاب، در شب جمعه به منزلت دعوت و برای ایشان در حیاط خانه خویش مجلسی آماده کن. پیش از ورود مهمانان، دو بزغاله  به بالای بام خانه ات ببر و آن گاه منتظر ورود من باش تا حقیقت را دریابی»

 

 شیخ علی حلاوی، با شادی و سرور فراوان  بلافاصله به حله باز می گردد و یک راست به خانه مرد قصاب می رود و ماجرای تشرفش را می گوید. این دو نفر، پس از بحث و بررسی فراوان،  از میان بیش از هزار نفر که همه از عاشقان و منتظران حقیقی مهدی موعود (عج) بودند، چهل نفر را انتخاب و برای شب جمعه به منزل شیخ دعوت می کنند تا به فیض دیدار مولایشان نایل شوند.

 

 شب موعود فرا رسید و چهل مرد برگزیده پس از وضو و غسل زیارت در صحن خانه شیخ جمع شدند و ذکر و صلوات فرستادند و دعا برای تعجیل فرج خواندند  چون شب از نیمه گذشت، به یک باره تمام حاضران نوری درخشان دیدند  که بر پشت بام خانه شیخ فرود آمد.

قدری نگذشت که صدایی از پشت بام بلند شد.

حضرت، مرد قصاب را به بالا بام فرا خواند. مرد قصاب بلافاصله به پشت بام رفت و به دیدار مولای خویش نایل گشت.  پس از دقایقی امام زمان(عج) به مرد قصاب دستور داد که یکی از آن دو بزغاله  روی بام را در نزدیکی ناودان سر ببرد، به گونه ای که خون آن در میان صحن جاری شود.

 

 وقتی آن چهل نفر خون جاری شده از ناودان را دیدند، گمان کردند حضرت سر قصاب را از بدن جدا کرده است. 

در همان هنگام، حضرت جناب شیخ را فرا خواند. جناب شیخ بلافاصله به سوی بام شتافت و ضمن دیدار مولایش، دریافت خونی که از ناودان سرازیر شده، خون بزغاله بوده است، نه خون قصاب. امام زمان (عج) بار دیگر به مرد قصاب امر فرمود تا بزغاله دوم را در حضور شیخ ذبح کند.

 

 قصاب نیز طبق دستور بزغاله دوم را نزدیک ناودان ذبح کرد. هنگامی که خون بزغاله دوم از ناودان به داخل حیاط خانه سرازیر شد، چهل نفری که در صحن حیاط حاضر بودند، دریافتند که حضرت گردن جناب شیخ علی را زده و قرار است گردن تک تک آن ها را بزند. 

با این پندار، همه از خانه شیخ بیرون آمدند و به سوی خانه هایشان شتافتند.

در آن حال، امام زمان (عج) به شیخ علی حلاوی گفت: «اینک به صحن خانه برو و به این جماعت بگو تا بالا بیایند و امام زمانشان را زیارت کنند!»

 

 جناب شیخ، غرق شادی و سرور،  برای دعوت حاضران پایین آمد، ولی اثری از آن چهل نفر نبود. 

پس با ناامیدی  و شرمندگی  نزد امام بازگشت و فرار آن جماعت را به عرض آن حضرت رساند.

 

 امام زمان(عج) فرمود: «جناب شیخ، این شهر حله بود که می پنداشتی بیش از هزار نفر از یاوران مخلص ما در آن هستند. چه شد که تنها تو و این مرد قصاب ماندند  پس شهرها و سرزمین های دیگر را نیز به همین سان قیاس کن.»

 

 اينك در خانه جناب شيخ علي حلاوي، بقعه اي موسوم به مقام صاحب الزمان (عج)ساخته شده كه روي سر در ورودي آن، زيارت مختصري از امام زمان(عج) نگاشته شده است.

 

 العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (ع)، علی اکبر نهاوندی، ج2، ص 77

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: داستان های علما  لینک ثابت




حضرت_امیر_ع_از_دیدگاه دیگران

 

 

اگر علی [علیه السلام] خانه ای پر از طلای ناب و خانه ای پر از علوفه داشته باشد، طلا را پیش از علوفه می بخشد. - معاویه بن ابی سفیان

 

اگر گواهی دشمن در بعضی موارد صحیحترین شهادتها باشد باید فهمید که بخشش و کرم علی تا چه پایه بوده که معاویه بن ابی سفیان هم به آن شهادت داده، در حالی که او همیشه می کوشید که از علی عیب جویی کند و از او انتقاد نماید.

 

امام علی (ع) صدای عدالت انسانی. ج 2 - 1 صفحه 122.

 

تالیف: جرج جرداق

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




سخنان حضرت آیت‌الله وحید خراسانی درباره عید غدیر

 

امر امامت ، عظمتش ، فوق تصور و ادراک ماست. غرض از خلقت… . وقتی گفته می شود غرض از خلقت ، تمام این منظومه ها ، کهکشانها ، حساب و حد و حصر اینها و عظمتشان را جز خالقشان نمی داند. همه این تشکیلات مقدمه دو کلمه است : یکی معرفت و یکی عبادت . خلقت ، غایتش و ثمرش این است.

 

لینک های صوتی منتخب سخنان آیت الله وحید را پایین صفحه ببینید

بسم الله الرحمن الرحیم

‌عصاره این عالم انسان است و انسان هم مخلوق برای این دو کلمه است : خدا را بشناسد ، خدا را بپرستد . بعثت صد و بیست و چهار هزار پیغمبر هم، سلسله وحی و نبوت، مقدمه همین دو کلمه است . و این دو میسر نیست الا به این دو امر. فقط آنچه بشر را به این دو مطلب نائل می کند عبارت است از: قرآن و بیان قرآن ، چون جز وحی خدا چراغ این راه نیست.

 در مقام معرفت الله و عبادت الله تمام انوار عقول بشر خاموش است. نور عقل کار می کند در آنچه زیر شعاع عقل است. آنچه تحت فکر است ، قابل تفکر است ولی آنچه فوق فکر است ، فوق عقل است ، دیگر چراغ عقل و فکر آنجا خاموش است. آنی که فوق عقل است ، خالق عقل است. آنی که فوق فکر است ، آفریننده فکر است. این است که آنجا هیچ مشعلی کار نمی کند. فقط چراغ وحی است و تفسیر وحی. ‌آن وحی باز بدون آن مفسّر نتیجه اش عقیم است.

هر قانونی مفسری لازم دارد. علم معلّم می خواهد. طب ،‌طبیب می خواهد. اگر طب باشد و طبیب نباشد نتیجه آن طب کجا حاصل می شود؟ قرآن، طبّ بشریت است. امام، طبیب انسانیت است. قرآن، قانون معرفت و عبادت است. امام، مفسّر این قانون است. این است معنی “الْیَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ “.

فهمیدن کلمات قرآن که ساده نیست. ” الْیَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ “. اصلا تعبیر خدا کمر شکن است. “اکملت” کامل کردم برای شما دین شما را، ” وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِینًا “. معنی این جمله این است که آن اسلامی که مقصد تمام انبیاء و مرسلین بود. ابراهیم خلیل وقتی کعبه را ساخت دعایش چه بود ؟ گفت او و اسماعیل آن هم هنگام ساختن کعبه: ” رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَک وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَک “. این منتهی الآمال ابراهیم خلیل است. آن اسلامی که ابراهیم از خدا خواست آن اسلام مرضی خداست اما به شرط ولایت امیر المؤمنین. ” وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ” ‌امروز من اسلام را به عنوان دین برای شما مرضی خودم قرار دادم و به این اسلامی که توأم با او باشد راضی شدم.

این است که ما غافلیم چه ایامی در پیش است؟ آن دهه ان شاء الله باید در مملکت ایران تمام سرتاسر دهه، مجالس ، مساجد به شرح وقایع آن ایام مشغول باشد. یک دقایقی است که اینها مورد غفلت واقع شده است. آنی که محیر العقول است این است که همه این قضایا در همین ایام خاص است. روز غدیر روزی بود که عَلَم اسلام را افراشته کرد آن هم دست خاتم. آن خطبه ای که خواند در آن روز که اقیانوس علم و حکمت و معرفت است، شقّ القمری کرد. و آن خطبه… بعد امیرالمومنین را سر دست بلند کرد. از عجایب این است که در همان ایام سوره دهر نازل شد. سوره دهر کتابها شرح لازم دارد. “هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکنْ شَیْئًا مَذْکورًا ، إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا ، إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکرًا وَإِمَّا کفُورًا “. همه اینها مقدمه است. ذی المقدمه آنجاست که می فرماید: ” وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا ، إِنَّمَا نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکمْ جَزَاءً وَلَا شُکورًا “. این سوره در همان دهه نازل شد. سوره ای که غرض از خلقت را در این چند نفر نشان داد غوغائی است. ما غفلت کردیم. ان شاء الله این دهه باید جوری احیاء بشود، چون خدا در همین دهه هم نبوت را احیا کرد و هم امامت را . هم نبوت و هم امامت ، هر دو به چه زنده شد ؟ هر دو تا یعنی تمام رسالت انبیاء ، مقدمه خاتم بود. رسالت خاتم در همین دهه احیاء شد. بعد آن رسالت باز سرمنشأ ولایت بود. آن ولایت در همین دهه احیاء شد. این مطالب است که مورد غفلت واقع شده است.

به قدری این قضیه مهم است. خوب این را بفهمید، درک کنید، و همه باید بیدار بشوند در این نکته. و آن نکته این است که تمام علماء عامه متفق اند، احدی نیست که بتواند دم بزند، و آن قضیه این است که در قضیه مباهله پیغمبر ثابت کرد خلافت بلافصل علی بن ابی طالب را. سرّش چیست ؟ سرّش این است: این بهت آور است: کسی که کتابی نوشته که ریشه شیعه را بِکند -این عقل را مبهوت می کند- در همان کتاب این را نوشته. ببینید خدا چه می کند ؟ به دست خودِ نفاق ریشه نفاق را می کند ” وَمَکرُوا وَمَکرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکرِینَ “. در همان کتابی که برای بطلان مذهب شیعه نوشته، نوشته که در قضیه شورا ، امیرالمؤمنین به همه صحابه جمع حاضر این کلمه را گفت.

گفت: از من نزدیکتر به پیغمبر سراغ دارید ؟ آن وقت استدلالی که حضرت کرد، این است. خوب اینها را درک کنید. فرمود : خدا خودش در قرآن مرا جان پیغمبر قرار داده ، فرموده : “وانفسنا وانفسکم"، پسران مرا پسران خودش قرار داده ، “وابنائنا وابنائکم". زنان مرا زنان خودش قرار داده “ونسائنا ونسائکم"، از من نزدیکتر به او کسی هست ؟ این نص قرآن است ،

” فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ “. احتجاج این است. این منطق شیعه است. فرمود: از من نزدیکتر به پیغمبر کسی هست ؟ اگر صحبتِ زن در آیه کرده نساء مرا نساء خودش قرار داده. اگر گفتگوی فرزند آمده ، فرزندان من است اما خدا فرموده: “ابنائنا"، نسبت به خاتم داده. مرا هم جان او قرار داده ، آیا از من نزدیکتر کسی هست ؟ همه گفتند… ، همه گفتند : اللهم بلی، خدا را شاهد می گیریم همین طور است.

آن وقت باید گفت به همه اینها که دم از فلان و فلان می زنند، جان پیغمبر را ول کردید، کسی را جای پیغمبر نشاندید که خود او می گوید: اقیلونی اقیلونی و لست بخیرکم ، من از شما بهتر نیستم ، بیایید این گردن بند خلافت را از گردن من بردارید. دومی می آید روی این منبر می نشیند، بعد می گوید: همه مردم از من فقیه ترند حتی زنهایی که حجله نشینند. عقل ، فکر و درک این قدر تنزل کند که آن کسی که نسبتش با پیغمبر به نص قرآن این است او را خانه نشین کنند، این را سر کار بیاورند . اگر دنیا عرضه دارد جواب این را بدهد. مهم این است. این است که آن دهه بسیار مهم است.

وقتی سیطره اسلام جهان گیر شد، فتح مکه که شد. بعد از فتح مکه نامه نوشت به کسری، شاهنشاه ایران. نامه نوشت به امپراطور روم. عظما بشر را دعوت کرد به اسلام. فرستاد نزد نصارای نجران. آنجا تمرکز نصرانیت بود. این است که گفتم آن دهه هم نبوت زنده شد هم امامت احیاء شد. فرستاد نزد نصارای نجران: یا سر بسپارید در مقابل این آیه “إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللَّهِ کمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کنْ فَ…” ، یا برای مباهله حاضر بشوید. تمام ارکان مسیحیت همه حرکت کردند، آمدند. بعد که احتجاج کرد، همه درمانده شدند. فرمود: یا بپذیرید یا حاضر برای مباهله بشوید، یکی از این دو تا. آنی که حق است آنی که برهان قاطع الهی دارد، این است. یا تسلیم یا دست به دعا بر می دارید، خود خدا حق را روشن کند. وقتی این پیشنهاد را کرد گفتند: امشب برویم فکر کنیم. رفتند. تمام ارکان مسیحیت کتب آسمانی را مطالعه کردند، عصاره مطلب این شد. آن اسقف اعظم گفت: ما فردا می رویم اگر آمد با اصحاب و انصار، حاضر بشوید، خبری نیست، اما اگر خودش آمد و اخص خواصش، آن وقت مبادا دست به دعا با او بردارید که سال نو نشده، ریشه همه شما کنده می شود. فردا صبح شد. عالَمی در انتظار است که آیا چه می شود؟ صبح که شد، فاتحه آن روز این بود… . اینها که می گویم تمام علماء عامه ملزم اند بپذیرند. هر کس که قدرت دارد دم بزند!!! همان روز آمد، امیرالمؤمنین را خواست، صدیقه کبری را خواست، حسن و حسین را خواست، زیر آن کساء برد. بعد فرمود: ” إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا “. ام سلمه گفت: یا رسول الله من هم راه دارم؟ فرمود: أنت بخیر، تو بخیر باش. اینجا حریمی است که غیر از اینها احدی راه ندارد، همان هایی که این آیه درباره شان نازل شد. بعد که کساء را برداشت، خودش جلو ، سید الشهداء را در آغوش گرفت. دست امام حسن را به دستش گرفت. پشت سرش صدیقه کبری ، پشت سر صدیقه کبری امیرالمؤمنین. به این هیأت وارد میدان مباهله شد. همین که چشم اسقف اعظم افتاد، اعلام کرد گفت: چهره هایی را می بینم که اگر اینها دست به دعا بردارند یک نفر از نصاری در روی زمین باقی نخواهد ماند. آنی که نبوت را احیاء کرد-دنیا هم نمی تواند منکر بشود- این است که وقتی کار به اینجا رسید همه علماء نصاری سر سپردند، تسلیم شدند جزیه بدهند اما با او دست به دعا برندارند. برهان قاطع نبوت در آن دهه حاصل شد. این یک کلمه بود .

کلمه دوم این بود که به نصّ قرآن… . یک وقت مطلب در گوشه فلان کتاب است، روایتی است ، یک وقت نص قرآن است. نص قرآن این است “وانفسنا و انفسکم". به اتفاق همه در مقابل “انفسنا” فقط کسی را که آورد علی بن ابی طالب بود. پس علی به حکم خدا جان پیغمبر شد، وقتی جان پیغمبر در امت است امامت امت به دیگری نمی رسد.

این است که مسأله مذهب شیعه، قضیه ریاضی است. دو دو تا چهار تا.اگر دنیا قدرت دارد جواب این مطلب را بدهد؟ “وانفسنا وانفسکم". پس او شد نفس پیغمبر و او شد جان پیغمبر. خلاصه تا علی هست پیغمبر هم هست. این است که وقتی خطبه خواند برای ماه رمضان، بیان خود خاتم النبیین این بود: یا علی آن کسی که تو را بکشد مرا کشته. همه اینها ریشه در قرآن دارد، چون او نفس پیغمبر است.

حالا همه اینها چیست؟ خوب فکر کنید. همه اینها قدرت نفس پنج نفر است. این است که برهان مذهب شیعه به این حد از قدرت است. اگر یک نفر… . خوب این دو کلمه را یاد بگیرید. اگر یک نفر بود از این چهار نفر بالاتر بود، پیغمبر او را واگذاشته بود، اینها را برده بود، این می شد ترجیح مرجوح بر راجح، و ترجیح مرجوح بر راجح بر خدا محال است. اگر یک نفر هم بود در همه امت در هم طراز این چهار نفر بود، آن را می گذاشت اینها را می برد، ترجیح بلا مرحج بود و ترجیح بلامرجح عقلا و نقلا باطل است. پس به حکم قرآن و عقل، ثابت شد که اعلی، اشرف، اکمل، افضل از این چهار نفر در کره زمین نبود.

خلاصه کلام این روزها باید احیا بشود، این حقایق باید در مساجد منتشر بشود. هر بابی کتابی دارد. امیدواریم ان شاء الله امسال یک عده مردم با همت دامن به کمر بزنند اقدام به این کار بکنند، در حسناتی که سال به سال افزوده می شود همه سهم داشته باشند. من سنّ سنة حسنة فله أجر من عمل بها.

اگر شما بنیانگذار یک آئین مقدسی شدید اجر هر کسی که عمل کند در نامه عمل شما نوشته می شود. این سعادتها را از دست ندهید. هر مجلسی که منعقد بشود در آن مجلس مناقب این خانواده ، فضائل این جمع ذکر بشود در دفتر عمل شماها نوشته می شود. بالاتر از همه مطالبف دعای امام ششم است: رحم الله من أحیی أمرنا.

کسانی هم که در این کارها اقدام می کنند این را باید بدانند: دستگاه قدس شرط دارد. هر کسی را راه نمی دهند. باید این چند کلمه را رعایت کنند. خدمتگزاران فاطمیه ، خدمتگزاران علویه ، خدمتگزاران صادقیه ، خدمتگزاران دهه ولایت و امامت کبری همه باید این چند کلمه را مراعات کنند :

اول: نماز. رابطه خود را با خدا محکم کنند. بر همه کار نماز را مقدم بدارند. هر روز بدون استثناء هر چه می توانند قرآن بخوانند برای امام زمان. این برنامه را ترک نکنند اسمشان در دفتر نوشته خواهد شد و ابدا قلم نخواهد خورد. چون خود حضرت فرمود کسی که این کار را بکند با ما خواهد بود. کسی که امام وعده داده با ماست دیگر ممکن نیست جدا بشود. از امروز شروع کنید. به دیگران هم توصیه کنید. ان شاء الله موفق باشید .

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا .

جمعه 1388/8/15 هجری شمسی مطابق با 1430/11/18 هجری قمری

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




متن سخنراني جناب فرحزاد درباره اثبات جانشینی و فضایل امیرالمومنین علیه السلام و اعمال عيد غدير

 

 

 

به نام خدا و با سلام

متن سخنرانی جناب حجت الاسلام فرحزاد درباره اثبات جانشینی و فضایل امیرالمومنین علیه السلام و اعمال عید غدیر در تاريخ  8/8/91 در برنامه سمت خدا:


سوال – درخصوص اهمیت عید غدیرخم توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – نقش حضرت علی (ع) قطعاً نقشی بی بدیل و بی نظیری بوده است . زمانی که پیامبر اسلام (ص) مبعوث شدند ، چه شخصیتی بوده که حرف اول را می زده و حلال مشکلات بوده است ؟ همه ی کارها و محوریت ها بعد از پیامبر (ص) مختص حضرت علی (ع) بوده است . قطعاً ما معتقد هستیم که پیامبر (ص) اولین شخصیت عالم بوده و از ضروریات دین ما هستند. ما نمی خواهیم احیاناً مقام پیامبر(ص) را پایین بیاوریم . امیرالمومنین (ع) می فرمایند که من شاگرد پیامبر و تربیت شده ی ایشان هستم و هرچه دارم از پیامبر (ص) است . اینکه می گویند ما درباره ی حضرت علی (ع) غلو می کنیم و یا ایشان را بالاتر از پیامبر (ص) می دانیم، یک اتهام است . در اصول کافی آمده که حضرت علی (ع) می فرمایند: اَن عبدٌ من عبید محمد (ص) . من بنده ای از بندگان پیامبر هستم. پیامبر اسلام بعنوان اولین شخصیت عالم هستی می فرمایند : آن کسی که در همه جا و همه وقت بیش از همه من را یاری کرد و مکتب خدا و توحید را به ظهور رساند ،علی (ع) بوده است . تعابیری که در مورد امیرالمومنین (ع) وجود دارد در مورد احدی از اطرافیان پیامبر نیامده است . خوشبختانه اکثر این روایات توسط اهل سنت نقل شده است . پیامبر (ص) فرمودند :علی (ع) از بهترین انسان ها است ، کسی که او را انکار کند در واقع پیامبر را رد کرده و کافر شده و یا ناسپاسی کرده است . آن چه مسلم است چنین فردی در مقابل کلام خدا و پیامبر (ص) ایستاده است . در مورد علی (ع) داریم که علیٌ مع الحق و الحقُ مع العلی … هم امیرالمومنین (ع) با حق است و هم حق با علی (ع) است. محوریت حق از آن امیرالمومنین (ع) بوده و میزان و سنجش ایشان هستند. هر طرفی که ایشان دور بزند ، حق با او دور خواهد زد . یعنی محال است که علی (ع) از حق جدا شود . تعبیر دیگری که اهل سنت نقل کرده اند این است که علیٌ مع القرآن و القرآن مع العلی . همیشه قرآن با علی (ع) بوده و علی(ع) با قرآن بوده است . قرآن یک صورت لفظی دارد که همین مصحف شریف است و یک تجسم خارجی دارد که وجود نازنین امیرالمومنین (ع) است . وجود پیامبر (ص) و علی (ع) تجسم خلق و خوی قرآنی است . در روایتی داریم که اگر همه ی امت در محبت امیرالمومنین (ع) اتفاق می کردند ، خدا آتش جهنم را خلق نمی کرد . یعنی جهنم برای کسانی است که علی را انکار کرده اند و برتری امیرالمومنین (ع) را نپذیرفته اند و محبت ایشان را در دل و جان خود ندارند. در واقع آتش جهنم برای دشمنان امیرالمومنین (ع) است . در روایت داریم که مأمون از امام هشتم (ع) سوال کردند که حدیثی از جّد شما پیامبر (ص) نقل شده که فرمودند: امیرالمومنین تقسیم کننده ی بهشت و جهنم است ، این روایت چه معنایی دارد ؟ امام رضا (ع) فرمودند : حبهُ و بغضُ . هرکسی که از صمیم دل و باعمل طرفدار امیرالمومنین (ع) است قطعاً به طرف بهشت می رود و طبق روایات نتیجه ی کار او بهشت خواهد بود و هرکسی که فضایل امیرالمومنین (ع) و جایگاهی را که خدا و پیامبر (ص) برای او معین کرده اند قبول نکند خواه ناخواه مسیر او آتش جهنم خواهد بود . طبق صریح قرآن ، سوره ی مبارکه ی مریم (ع)، تمام انسان ها باید در روز قیامت از پل صراط که بر روی جهنم کشیده شده عبور کنند ، هر راهی جواز عبوری دارد ، جواز و گذرنامه ی عبور از پل صراط، حب امیرالمومنین (ع) است . امیرالمومنین (ع) تجسم همه ی خوبی ها ، مظهر آیات و صفات ، جان و باطن پیامبر است . در روایت داریم که خدا روح انبیاء را با محبت امیرالمومنین (ع) آزمایش کرده است ، هرکسی بیشتر ایشان را پذیرفته است درجه ی او بالاتر رفته است . در روایت داریم که اگر انبیاء ولایت امیرالمومنین (ع) که نماینده ی خدا است را قبول نکنند از پل صراط عبورنخواهند کرد . تعبیری که پیامبر ما در خطبه ی غدیر بیان کردند این است که علی(ع) از همه ی شما بیشتر من را یاری کرده است . یک مورخی که مسلمان هم نباشد اگر تاریخ زندگی پیامبر را بررسی کند متوجه خواهد شد . شخصی با خصوصیات پیامبر(ص) و با سن و سال ایشان در مکه ظهور کردند . افرادی ایشان را اذیت و آزار کرده و نفاق به خرج دادند و برخی نیز از روز اول مال و جان و هستی خود را فدا کردند . اول کسی که به پیامبر ایمان آورد و ایشان را یاری کرد امیرالمومنین (ع) بود . کدام شخصیت به جای پیامبر(ص) خوابید و جان ایشان را حفظ کرد؟ کدام شخصیت مانند پروانه در جنگ احد به دور پیامبر(ص) گشت؟ ایشان نود ضربه تیر و نیزه بر بدن خود خرید و خود را بلاگردان جان پیامبر(ص) قرار داد . لافتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار را به همین خاطر جبرئیل در خصوص ایشان گفته است . کدام شخصیت قلعه ی خیبر را فتح کرد ؟ طبق تاریخ ، روز اول پیامبر(ص) ابوبکر را با لشکر و تجهیزات برای فتح خیبر فرستادند . اما ابوبکر گفت: این کار از عهده ی من خارج است . روز دوم عمر را با امکانات و تجهیزات فرستاند . رفت و او گفت از عهده ی ما خارج است . روز سوم پیامبر (ص) فرمودند : من کسی را می فرستم که خدا و پیامبر او را دوست دارد و او هم خدا و پیامبر را دوست دارد ، کرار بوده و غیر فرار است و تا فتح نکند باز نمی گردد . ایشان امیرالمومنین (ع) را صدا کردند و پرچم را دست ایشان دادند . طبق همه ی تواریخ امیرالمومنین (ع)فرمودند : من در قلعه ی خیبر را به قوه ی جسمانی نکندم بلکه به قوه ی ربانی کردم . دری که چهل نفر آن را باز و بسته می کردند ، تکان دادند و از جا در آوردند . کدام شخصیت عمربن عبدود را هلاک کرد؟ زمان پیامبر (ص) حضرت علی جایگاه ویژه ای داشتند . پیامبر فرمودند : علی هم ،از همه بیشتر من را یاری کرده، هم از همه به من نزدیکتر بوده و هم عزیزترین شما بر من است . در خصال شیخ صدوق است که پیامبر (ص) فرمود: یا علی هفتاد فضیلت را خدای متعال بر شما مرحمت کرده که یکی از آنها این است : من در دنیا و آخرت از شما بی نیاز نیستم . در دنیا همه ی کارها در دست تو است و در آخرت نیز به اذن خدا و پیامبر به دست با کفایت تو است . همه ی صفات و قدرت ها را خدا در وجود این بزرگوار قرار داده است . امیرالمومنین (ع) جان ، باطن و روح پیامبر (ص) است . برخی فکر می کنند که پیامبر(ص) فقط در غدیرخم حضرت علی (ع) را معرفی کردند . این اشتباه بزرگی است . پیامبر (ص) از ابتدای مبعوث شدن تا پایان عمر خود زباناً ، قولاً و عملاً در خصوص جانشینی خود حرف زدند . یکی از موارد مهم آن عید غدیر بوده است . همه ی اهل سنت نقل کرده اند که روز اولی که پیامبر(ص) مبعوث شدند اقوام خود را جمع کردند و فرمودند: اولین کسی که به من ایمان بیاورد جانشین من خواهد بود. اولین کسی که ایمان آورد امیرالمومنین (ع) بود. پیامبر اسلام در جای جای زندگی خود و در هر مناسبتی می فرمودند که علی (ع) جانشین من است . این مطلب کراراً در روایات شیعه و سنی آمده است . پیامبری که در حد اعلای عقلانیت و علم قرار داشته و همه چیز را خداوند به او مرحمت کرده ، پیامبری که برای ریزترین مسائل زندگی ما حکم آورده ، امکان داشته که در رابطه با اهم مسائل که مدیریت امت است ، راهکار نشان ندهد ؟ کسی که یک مقدار انصاف داشته باشد به این نتیجه می رسد . قطعاً خداوند و پیامبر (ص) این مسئله را بیان کرده اند . هر فردی آیاتی مانند بلغ ما انزل علیک را مرور کند متوجه مسئله خواهد شد . الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی … چه پیامی دارد . این بیان که امروز کفار مأیوس شده اند چه معنایی دارد ؟ آیا با یک حکم حلال و حرام کفار مأیوس می شوند ؟ مسلم است که مسئله ی امامت و رهبری بوده است . اصولاً تمام انبیاء جانشین خود را معین کرده اند . در روایات و تاریخ این مسئله آمده است . چطور ممکن است پیامبر ما که خاتم الانبیاء است جانشین تعیین نکرده باشد؟ آیا امکان دارد پیامبر خاتم الانبیاء، این امت عظیم را بدون راهکار و جانشین تا روز قیامت رها کرده باشد ؟ به افرادی که معتقد هستند پیامبر جانشین مشخص نکرده است باید گفت به نظر شما اگر قرار بود پیامبر جانشین انتخاب کند چه کاری انجام می داد ؟ از چه واژه و لغتی استفاده می کرد؟ امروزه یک مدیر مدرسه ی خود را به حال خود رها نمی کند . مسلم است که یک پدر و مادر هنگام رفتن به مسافرت فرزندان خود را به یک نفر می سپارند . تمام واژه ها و کلماتی که پیامبر (ص) می توانست در هنگام تعیین جانشین از آنها استفاده کند در منابع اهل سنت موجود است . این واژه ها حدود بیست عدد هستند . بارها پیامبرفرموده بودند که امیرالمومنین علی (ع) سلام بدهید . علی (ع) امیر و سرپرست مومنان است. کلمه ی امام ، قائد ، ولی ، مولا، نفسی را می توان نام برد . پیامبر می فرمودند : علی نفس و جان من است . انت منی به منزلة هارون من موسی . هارون برادر و جانشین و وصی حضرت موسی بوده است . در کلیه ی تواریخ آمده است که پیامبر (ص) زمانی که به مسافرت می رفتند جانشین مشخص می کردند . آیا امکان دارد پیامبر (ص) بعد از خود امت را رها کند ؟ کلمه اخی ، وصی ، صاحبی ، باب علمی را می توان نام برد . ان مدینة علمی و علی بابها. امکان ندارد کسی بتواند به علومی که در وجود پیامبر است دست پیدا کند مگر از طریق امیرالمومنین (ع). ما با تعصب و عناد مخالف هستیم و از روی تعصب صحبت نمی کنیم . اگر کسی بتواند یک کتاب مانند نهج البلاغه که یادگار امیرالمومنین است را بیاورد ما به او ایمان می آوریم . چه کسی جز مولی که باب علم پیامبر است می تواند چنین خطبه های غرّایی بخواند؟ نهج البلاغه بخشی از خطبه های امیرالمومنین است . فردی از امیرالمومنین (ع) سوال کرد که معنای عدل و توحید چیست ؟ فرمود: توحید این است که از وهم و خیال بیرون آمده و خدا را با هیچ وهم و خیالی مقایسه نکنید . عدل هم به این معنا است که خدا را بخاطر کمبود ها متهم نکنید ، خدا عادل است. امیرالمومنین در جلسه ای سوال کردند که بیشترین چیزی که در حروف و کلمات استعمال می شود چیست ؟ گفتند: نقطه است . حضرت سریعاً بلند شدند و خطبه ای خواندند که نقطه نداشت . اگر شما بخواهید شعری را بدون نقطه بسرایید مدت ها باید فکر کنید . در جای دیگر حضرت پرسیدند: بیشترین چیزی که در حروف و کلمات استعمال می شود چیست ؟ گفتند: الف و حمزه است . حضرت خطبه ای بدون الف و حمزه خواندند . هرکسی این کار را فی البداهه انجام دهد ما می توانیم به او ایمان بیاوریم . پیامبر در خصوص آن حضرت فرمودند : بالاترین قضاوت کننده ی شما است . قاضی باید بالاترین عدالت ، علم و شجاعت را داشته باشد . از خلیل ابن احمد نحوی سوال کردند که چرا شما شیعه شدید ؟ او گفت :بخاطر اینکه تمام امت به او احتیاج داشتند و او به هیچکدام از امت احتیاج نداشت (غیر از پیامبر) دلیلی است برای این که ایشان امام کل است . چه در زمان پیامبر که همه ی افراد به پیامبر مراجعه می کردند و پیامبر نیز افراد را به امیرالمومنین (ع) ارجاع می دادند . بعد از پیامبر (ص) نیز حتی خلفا در مسائل مختلف به ایشان مراجعه می کردند . برخی از افراد فکر می کنند خطبه ی غدیر فقط من کنت مولی و هذا علی مولی است. در حالی که این خطبه بسیار مفصل است . حدود سیصد نفر از علمای اهل سنت این خطبه را نقل کرده اند . کتابی به نام غدیر زلال وحی در قم چاپ شده است . خطبه ی حضرت رسول در غدیر را با سندهای آن و چند بار ویراستاری کامل در این کتاب آورده شده است. مجمع عاشقان بقیع این کتاب را چاپ کرده اند . این کتاب باید در میلیون ها نسخه چاپ شده و به تمام دنیا صادر شود . خطبه ی غدیر حدود بیست و دو یا بیست و سه صفحه است .

سوال – درخصوص آیات نوزده تا بیست وهفت سوره ی انعام توضیح بفرمایید.

پاسخ – خیلی خوب است که این مسئله یک سنت شود و همانطور که برای پیامبر(ص) صلوات می فرستیم ، برای حضرت علی (ع) نیز صلوات بفرستیم . پیامبر(ص) فرمودند : نزدیک ترین افراد به من کسانی هستند که بیشتر بر محمد و آل محمد صلوات می فرستند . در آیه ی بیستم این سوره ی مبارکه خداوند متعال می فرماید: زمانی که پیامبر خدا مبعوث شدند ، یهود و نصاری دقیقاً ایشان را می شناختند .( تمام اخلاق ، روحیات و شمایل ایشان در تورات و انجیل بوده است . ) در تورات و انجیل فعلی نیز موجود است و فقط یک مقدار دستکاری شده است . این افراد پیامبر (ص) را می شناختند اما مسائلی باعث می شد که آن را بیان نکنند. خداوند متعال می فرماید: کسانی که اهل کتاب هستند پیامبر را می شناختند همانطور که فرزندان خود را می شناختند . ولی حب جاه و مقام و ریاست باعث شد که این افراد ایمان نیاورده و به خود خسارت وارد کنند . حب جاه و مقام و تعصبات انسان را از حقانیت دور می کند . چه بسا افرادی هستند که در دل خود مسئله ای را قبول دارند ولی این کافی نیست باید اقرار کنند . اگر انسان در کنار معرفت اقرار نکند به خود خسارت وارد کرده است .

سوال – چکار کنیم که عید غدیر امسال خاطره ای خوش و بیاد ماندنی برای همه ی ما باشد؟

پاسخ – الان یک ورزشکار ، هنرپیشه و غیره در دنیا بیشتر از حضرت علی (ع) شناخته شده است . مردم دروازه بان تیم فوتبال فلان تیم را می شناسند ولی علی ابی طالب را نمی شناسند. آن حضرت در دنیا مظلوم است و ما ایشان را به دنیا معرفی نکرده ایم . در کشورهای اسلامی با غدیر آشنایی ندارند . باید کاری کنیم که فضایل آن حضرت و غدیر جاودانه شود . مبلغان و کسانی که کار فرهنگی می کنند باید کاری کنند که پیام غدیر به دنیا برسد . روز غدیر مانند عاشورا باید فراگیر و جهانی باشد . همانطور که در دهه ی عاشورا شیعیان عالم بسیج می شوند تا امام حسین (ع) را معرفی کنند ، در جهت شادی و جشن روز غدیر نیز باید همین کار را بکنند . اگر ما غدیر را جا بیندازیم تمام مشکلات حل می شود . مدیریت جهان با غدیر و آمدن امام زمان (ع) درست می شود . در جای جای خطبه ی غدیر پیامبر (ص) ما را به امامان و همینطور امام زمان (ع) سفارش کرده اند. ما باید جشن غدیر را احیاء کنیم . یکی از چیزهایی که در روز عید غدیر بسیار زیاد به آن سفارش شده اطعام دادن است . در وسایل آمده که اگر کسی در این باره قرض کند حضرت امیر (ع) ضمانت داده اند که قرض او ادا می شود. در روایت است که اگر کسی در روز غدیر یک نفر را اطعام بدهد ، گویی صد و بیست و چهار هزار پیامبر ، شهید و صدیق را اطعام داده است . چه خوب است که خانم ها شوهران خود را به اطعام و عیدی دادن در این روز وادار کنند . ما معمولاً در طول سال هدایایی را برای خانواده ی خود می گیریم ، چه خوب است که این کار را در روز عید غدیر انجام بدهیم . با این کار بذر محبت به ولایت را در دل فرزندان خود می کاریم . امام هشتم (ع) فرمود : والله اگر مردم عظمت عید غدیر را درک می کردند ، ملائکه روزی ده بار با آنها مصافحه می کردند . در طول سال بهترین ایامی که خداوند عفو عمومی داده و انسان را از آتش جهنم آزاد می کند مربوط به ایام شب قدر و ماه رمضان است . امام هشتم (ع) فرمود : خدا به برکت روز غدیر دو برابر ماه رمضان ، عید فطر و جمعه بندگان خود را از آتش جهنم آزاد می کند . هیچ سند و مدرکی پیدا نشده که افراد سید باید عیدی بدهند . همه ی افراد از زن و مرد و بزرگ و کوچک باید عیدی بدهند . آیت الله قاضی استاد آیت الله بهجت بودند . یکی از شاگردان ایشان می گفت : آیت الله قاضی به قدری مشکل مالی داشتند که فرموده بودند، گرفتاری و مشکل من در دنیا و آخرت همین فقری است که من دارم . ولی در ایام عید غدیر قرض می کردند ، جشن گرفته و عیدی می دادند . مرحوم آیت الله بهجت دو روز اطعام می دادند. اطعام افراد در این روز بذر محبت در دل افراد می کارد . کسی که این کار را انجام دهد ، برکت ، وسعت رزق پیدا کرده وبلا از او دفع می شود . هرچیزی که ما داریم به برکت روز غدیر و مولا امیرالمومنین (ع) است . امام هشتم (ع) فرمودند : روز غدیر روزی است که دل هر زن و مرد مومنی را شاد می کند . روزه گرفتن در این روز بسیار سفارش شده است . زیارت حضرت امیر در این روز ثواب زیادی دارد . روز عید غدیر یوم الفرح نامگذاری شده است . باید افراد در این روز هرکاری را برای شاد کردن دل ها انجام دهند . ریشه ی تمام حقایق و احکام در دین ما به روز غدیر باز می گردد . اگر سرچشمه محکم باشد تمام انشعبات دیگر درست می شود .

سوال – چه اعمالی را می توان در روز عید غدیر انجام داد ؟

پاسخ – در مفاتیح به طور مفصل اعمال روز عید غدیر نوشته شده است . روزه گرفتن در این روز معادل شصت سال عبادت است. عقد اخوت در این روز خیلی خوب است . باید افراد خطبه ی غدیر را مرور کنند . مرحوم آقای دولابی فرمودند که مادر من گفت وقتی که من ازدواج کردم یک خانم علویه ای به در منزل ما آمد و هیزم می خواست . من چون عروس تازه ی آن خانواده بودم از بزرگترها اجازه نداشتم که این کار را انجام دهم . خواستم از جاری خود اجازه بگیرم ، دیدم که در حال نماز است . صبر کردم تا نماز ایشان تمام شود . زمانی که بازگشتم دیدم که آن خانم علویه رفته است . زمانی که پدر ما به خانه آمد ، مادر جریان را برای ایشان تعریف کرد . پدرم خیلی ناراحت شدند ، شخصاً هیزم ها را جمع کردند و به در خانه ی علویه بردند . همان شب خواب دید که اهل خانه همگی برای زیارت به کربلا رفته اند . زمانی که بیدار شد به خود گفت که الان امکان رفتن به زیارت کربلا نیست پس این خواب چه معنایی دارد . چند وقتی نگذشت که یک عده نزد ایشان آمدند و گفتند که راه کربلا باز شده و و شما را هم دعوت کرده اند . به برکت خدمتی که به آن علویه کرده بودند تمام اهل خانه کربلایی شدند. اطعام و عیدی دادن در روز غدیر نباید فراموش نشود . کتابی به نام مدرسه ی سبز غدیر توسط آقای مجید حیدری فر نوشته شده است . افتخار همه ی امامان ما به امیرالمومنین (ع) بوده و امام حسن و امام حسین (ع) و حضرت زهرا فدایی ایشان بوده اند . امام حسین (ع) در روز عاشورا فرمودند : من بخاطر پدرم امیرالمومنین (ع) شهید می شوم.

 

منبع

http://ch3.ir/samtekhoda/index.php?

option=com_content&view=article&id=984:910808&catid=43:farahzadi&Itemid=300

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




·         متن سخنراني شماره 4

پيام غدير
پيامبر بزرگوار اسلام در سال دهم هجرت و در ايام پاياني رسالت خويش همسفران آخرين حج خود را در صحراي جحفه بر كنار غدير خم گرد آورد تا بار ديگر پيام روشن خود در زمينه گزينش الهي علي ـ عليه السلام ـ بر جانشيني خويش را به اطلاع مردم برساند. او چنين كرده و با آشكاريِ تمام، اين پيام را به مردم رساند. پيامي كه ابلاغش دين را كامل، نعمت را تمام و اسلام را دين مورد رضايت پروردگار نمود. آن سان كه از خطبه غدير بر مي آمد پيامبر به علت كمي مومنان و زيادي منافقان و كافران از خداي خويش درخواست مي كرد تا او را از اين ابلاغ معاف نمايد. اما لحن كوبنده آيه “ابلاغ” كه از يك سو وي را مامور به اين پيام رساني نموده و از سوي ديگر هشدار مي داد كه اگر چنين نكند گويي اساساً رسالت خداوندي را به مردم نرسانده است، سبب شد تا حضرتش از خلق نهراسد و چنان كند تا گزارشگران غدير شرح حال كامل آن را در نوشته هاي خود آورده اند.
پيام غدير، پيام امامت و ولايت است. رشته اي كه در ادامه رسالت پيامبر عهده دار ارائه و ترويج و پاسداري از حريم اعتقادات اسلامي است. محور آغازين آن علي ـ عليه السلام ـ و محور امروزين آن مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ مي باشد كه در خطبه غدير پيامبر به زيبايي طرح گرديده است. به راستي آنجا كه پيامبر با تمامي علوّ شان خويش آن چنان عمل كرده است و خداي رسول، رسول خود را از ابلاغ چنين رسالتي ـ با تمام مشكلات و موانع موجود ـ معاف ننموده، آيا امروزه مي توان به آساني از كنار اين اعتقاد اساسي و اصيل گذر نموده، گاهي بر بساط معامله و مصلحت انديشي نشسته و ديگر گاه سنگرهاي فتح شده را يكي پس از ديگري واگذار نمود و به بهانه هاي گوناگون راه بي توجهي، سست عنصري، عافيت طلبي و منفعت جويي را پيش گرفت؟
از اين رو آن رسالتي كه در اين روزگاران بر عهده خطيب در مسند خط به نهاده شده است كه با سخناني شيوا، منطقي به دور از غوغا سازي با مقاومت و استواري، گرد و غبار از چهره اين اعتقاد زدوده با شفافيت تمام سخن از اصالتهاي اعتقادي و باورهاي محكم شيعي در ميان آورد و روشن نمايد كه سخن از غدير و مبعوث آن نه كاري بي حاصل و ناروا، چون نبش قبر تاريخي استف بلكه ارائه چهره واقعي اسلام و در يك كلام جامع “اسلام امامت” است كه اين كاري بس بزرگ و رسالتي بس خطير است.
سخنران بايد بکوشد تا اين باور در ذهن ها و عمق جان ها جاي گيرد که سخن از غدير نه تنها سخن از برهه اي از تاريخ است که شتابزده و زودگذر در ميان آمده و بعد هم به فراموشی سپرده شود. بلکه گفتگو پيرامون دين مورد پسند خداوندی است که اگر مي خواهيم در شما دين باوران واقعي جاي گيريم بايد پاي بند پيام و عهد غدير باشيم. سخنران با پرداختن به خطبه غدير و بهره گيري از روش پيامبر در ايراد اين خطبه ـ که اتکاء به آيات فراواني از قرآن مجيد مي باشد ـ بايد نشان دهد که امامت علي ـ عليه السلام ـ و فرزندان معصومش ريشه در کتاب خدا دارد و به اصطلاح “منصوص” است. آن هم به نص جلی يعني آشکارِ آشکار و روشنِ روشن. البته “لمن کان له قلب او القی السمع".
او با الهام از اين سبک پيامبر بايد نشان دهد که جمله"حسبنا کتاب الله” از ناحيه هر کس و با هر عقيده که گفته شد، شعاري به دور از عمل است که اگر واقعيت داشت همان دو سوره از قرآن مجيد، 58 آيه از قرآن و چه بسيار مقطعاتي از آيات ديگر قرآن که در خطبه غدير به چشم مي آيد کافي بود تا گوينده آن کلام را به خود آورد و دريابد که ولايت علي ـ عليه السلام ـ برخاسته از عمق کتاب الهي است و خاستگاه آن قرآن مجيد مي باشد.
سخنران در فرصتي که در غدير به او داده مي شود بايد پيش از آنکه با احساس و عاطفه مستمع خود در اين مقوله سخن بگويد، بکوشد تا رشته عقل و منطق سليم را در او استوار سازد به طوري که شنونده دريابد که غدير “عيد الله اکبر” است و اين بدان معني است که بايد مبعوث آن را گرامي داشت و ضمن برپايي جشن و سرور و شادي و شادماني کوشيد تا ابعاد مختلف اين انديشه در دلها ريشه گيرد و پايه و مايه يابد، روشن نمايد و روشني به بار آورد.
سخـنران اگر اين رسالت را به انجام رساند آن وقت مي بيند که پاي در جاي پاي پيامبر ـ صلي الله عليه و اله ـ خود نهاده و سخن از حقيقتي در ميان آورده که پيامبرش بر آن پاي مي فشرده است، آن سان که کارنامه درخشان 23 ساله دوران رسالتش گوياي اين واقعيت است.
سخنران اگر با ورق زدن تاريخ نشان دهد تنها با گذشت 70 روز از غدير و به دنبال رحلت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ورق آن چنان برگشت که بر مبعوث غدير آن گذشت که گفتني نيست آن وقت است که در پناه طرح مستند و متين آن حوادث، ضمن مردم شناسي ويژه اي که از آن دوران به دست مي دهد، نشان خواهد داد که چه شد تا کودتاي سفيد سقيفه به سرعت توانست پيام غدير را پايمال نمايد و مبعوث غدير را دست بسته به مسجد بکشاند و اينها نه گزارشات تاريخي شيعيان از آن برهه تاريخ است که ابن ابي الحديد ها ، ابن قتيبه دنيوري ها، جرج جرداق ها، عبد الفتاح عبد المقصود ها و …. و ديگر سنيان منصف از آن جريانات گزارش کرده اند.
و خلاصه اينکه رسالت سخنران، در غدير آن است که ضمن بسنده نکردن به محفوظات خود و قانع نبودن به حرکت در سطح و ميان سخنان تکراري بکوشد تا با ارائه طرحي نو در موضوع غدير مسئله را از يک اختلاف عقيده ساده و مربوط به گذشته ايام به در آورد، بي توجهي به آن را زير پوشش شعارهاي فريبنده وحدت گرايي که طرح مي شود، گناهي نا بخشودني بداند و همانطور که امام علي ـ عليه السلام ـ در آغازين روز خلافت خويش پس از يک دوره پر رنج و درد انزواي 25 ساله و مراد “الان اذ رجع الحق الي اهله و نقل الي منتقله” او نيز نشان دهد که پشت کردن به غدير پشت کردن به اسلام قرآن و حق روشن و مسلم است که هرگز بر يک مسلمان دين باور، روا نمي باشد و واگذاري پيام غدير، وارهانيدن تمام اسلام و مسلماني است که به يقين جايز نمي باشد.
به اين اميد که تعهد و پايمردي سخنران در اين مقوله به کمک خلوص نيت و باور قطعي او و نيز قلب سرشار از مهر علي ـ عليه السلام ـ و اولاد پاکش سبب شود تا اين حقيقت مملو زنده و متلالاء باقي بماند و تا جهان برپاست اين شعار شيعه در غدير نيز در فضاي گيتي طنين انداز باشد که:
“الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه علي بن ابي طالب و اولاده المعصومين علهيم السلام”
و هم ما قدردان اين نعمت الهي باشيم که به حريم اين اعتقاد راه يافته و بر اين آستان بار يافته ايم که “و ما کنا لنهتدي لو لا ان هدانا الله".
والسلام

 

     به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین و الائمه المعصومین علیهم السلام


با تبریک و تهنیت عید غدیر و این ایام الولایه به پیشگاه مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه و تبریک و تهنیت به همه شیعیان پاک و باصفای امیرالمؤمنین علیه السلام به خصوص شما سروران عزیزم که در این جشن شرکت نمودید. الحمدلله که خداوند متعال بر ما منت گذارد و یاریمان نمود تا بتوانیم در کنار هم نَمی از یَم فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام و جایگاه غدیر را با هم گفتگو کنیم.
در بحث امروز گذری داریم بر رسالت بیست و سه ساله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یادی از روز غدیر و اتفاقاتی که در حجه الوداع افتاد و اینکه اصلاً ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام یعنی چه؟ و ذکر راهکاری برای آنکه چگونه می توانیم با ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام زندگی کنیم؟
همگی می دانیم که دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مدت بیست و سه سال طول کشید حضرت سیزده سال در مکه مردم را به دین اسلام دعوت نمودند ولی بر اثر فشارها و شکنجه های زیاد از طرف مخالفین به مدینه هجرت نمودند ایشان مدت ده سال هم در مدینه مردم را دعوت کردند.
در سال هشتم بعد از صلح حدیبیه به مکه تشریف بردند. عمره به جا آوردند و زود به مدینه بازگشتند. در سال نهم هجری هم پس از فتح مکه و انجام عمره به مدینه آمدند و در سال آخر عمرشان یعنی سال دهم هجری و ماه ذیقعده بود که اعلام فرمودند قصد حج دارند و حضرت بنا براین داشتند که اعمال حج تمتع را که تا آن زمان مجالی پیش نیامده بود به مردم بیاموزند. اعلام عمومی شد و جمعیتی حدود 90 هزار نفر 140 هزار نفر بر گرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شدند تا حضرت اعمال حج را به طور عملی به آنها آموزش بدهند.
هدف مهم تر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از این سفر اعلام رسمی و عمومی و جهانی ولایت و وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام بود. لذا حضرت برای این هدفشان زمینه سازی هایی نمودند. پیامبر در صحرای منی اولین خطابه ی خودشان را ایراد فرمودند. چرا که دستور الهی در عرفات نازل شد که علم و ودایع انبیاء علیهم السلام را به علی بن ابی طالب علیه السلام منتقل کنند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کنند.
لذا پیامبر در این خطابه ابتدا خونهای به ناحق ریخته شده و اموال به ناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو و بخشش قرار دادند تا کینه توزی ها از میان برداشته شود و جو اجتماع برای تأمین امنیت آماده شود. پیامبر از همه آن ظلم ها و شکنجه هایی که به ایشان و مسلمانان شده بود گذشتند تا مردم بدانند که این اعلام وصایت و ولایت نظر شخصی در آن نیست یعنی مردم بدانند که همه شان برای رسول خدا یکسان هستند و حضرت از کسی کینه به دل ندارد.
این جا نکته ای را بگویم؛ ما هم اگر می خواهیم راه خدا را برویم و بندة خوبی برای خدا باشیم آن گونه زندگی کنیم که ولی خدا از ما راضی باشد. این حرکتی را می طلبد، دل پاک و خالی از کینه ای را می طلبد. بزرگواری می فرماید که با کشیدن مردم بر کولمان نمی توانیم به سوی خدا برویم. با بار سنگین نمی توان حرکت کرد. وجودی که پر از کینه و کدورت مردم است جایی برای ولایت خدا و ولی خدا ندارد.
پس بیایید امروز به خاطر وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام از هر کسی کینه و کدورتی داریم بگذریم و بار خود را سبک کنیم و دل خود را خالی کنیم از همة چیزهایی که نباید در دلمان جای بگیرد و اجازه بدهیم حُبّ امیرالمؤمنین علیه السلام در دلمان جای بگیرد. و ولایت ایشان ما را اداره کند.
بعد از اعلام عفو عمومی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حدیث ثقلین را فرمودند:
« انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی …»
«من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم که اگر به این دو متمسک شوید، هرگز گمراه نمی شوید. کتاب خدا و عترتم، یعنی اهل بیتم.»
بله قرآن و ائمه هر دو ثقل هستند و میزان بهره برداری و بهره بردن از آنها باید به مانند دو کفه ترازو که مقابل هم هستند باشند. به حمدلله به عنایت امام زمان علیه السلام ما هر زمان که بخواهیم، می توانیم از نور قرآن بهره ببریم کلام خدا نور دارد حتی کسانی که قادر به تلاوت قرآن نیستند سفارش شده که آن را باز کنند و به آن نگاه کنند. مجموعه معارف دینمان در قرآن است. و ما با تلاوت، قرائت و تدبر در آن می توانیم به این معارف دست پیدا کنیم اما در همة قرآن آمده است که «اقم الصلاه» ولی این که چگونه نماز بخوانیم، مثلاً دو رکعت نماز صبح چه صورتی دارد، در قرآن نیست. لذا قرآن بیان می خواهد. جامة عملی می خواهد و ائمه و عترت رسول خدا بیان قرآنند، تفسیر قرآنند، معنای قرآنند. اشتباه آنها که گفتند «حسبنا کتاب الله» همین است، چرا که عامل به قرآن، ائمه اطهار علیهم السلام هستند، قرآن ناطق، امام ناطق است و …
خطابه ی دوم حضرت در مسجد خیف منی بود. ایشان در این خطابه هم ضمن حدیث ثقلین زمینه سازی روز غدیر را فرمودند. وقتی که همه به مکه آمدند در مکه جبرئیل لقب امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان اختصاص آن به علی ابن ابیطالب علیه السلام از جانب خداوند آورد.
اگر چه این لقب قبلاً نیز برای آن حضرت تعیین شده بود، پیامبر دستور دادند تا یک یک اصحابشان نزد علی علیه السلام بروند و بگویند «السلام علیک یا امیرالمؤمنین علیه السلام» و بدین وسیله در زمان حیات خود از آنان اقرار به امیر بودن علی علیه السلام  گرفتند و به این اختصاص لقب، ائمه هم سفارش می کردند. اگر اصحاب برای احترام بیشتر مثلاً به امام صادق علیه السلام، امیرالمؤمنین می گفتند حضرت به شدت برخورد می کردند و می فرمودند که این لقب فقط و فقط مخصوص پدرمان علی بن ابیطالب علیه السلام است . اما در این لقب حضرت بر دستة خاصی که اسلامشان در حد زبان متوقف نشده، بلکه ایمان به قلبشان وارد شده امیرند و ما وقتی امیرمان امیرالمؤمنین می شود که ایمانمان قلبی باشد و وجودمان پذیرش امارت آن حضرت را داشته باشد.
پس، حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم اعلام عمومی فرمودند که همه در محلی به نام غدیر خم جمع شوند و این در حالی بود که مردم فکر می کردند به دلیل آخرین حج پیامبر حضرت دوست دارند که بیشتر کنار خانه خدا باشند و اینجا باز هم پیامبر اهمیت قضیه را به مردم می رساندند. در روز هجدهم ذیحجه دوباره آن جمعیت 90 الی 140 هزار نفری در کنار برکه ی غدیر جمع شدند. در گرمای عربستان درست سر ظهر، چرا که بعد از نماز جماعت ظهر پیامبر دستور دادند منبری برای ایشان آماده کنند. در این جا خطابه ای به مدت حدود چهار ساعت ایراد فرمودند. خطبه ای که پر از معارف الهی می باشد و حقیقتاً حق رسول الله و امیرالمؤمنین علیهما السلام بر ماست که لااقل یک بار هم که شده این خطبه را بخوانیم و از آن آگاهی یابیم. در اثناء خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دو اقدام عملی بر فراز منبر انجام دادند:
اولاً: امیرالمؤمنین علیه السلام کنار پیامبر صلی الله علیه و آله ایستادند. سخنرانی که دو نفر بر منبر بودند، تمام فضایل و سفارش هایی که پیامبر می فرمود، اشاره به حضرت علی علیه السلام می نمودند که بعد از آن کسی نتواند بگوید که ما نفهمیدیم راجع به چه کسی سخن می گوید یا علی های دیگری پیدا شوند و سخنان پیامبر را ضایع کنند. لذا نتوانستند در شخص امیرالمؤمنین شک و شبهه ایجاد کنند بلکه در معنای کلام پیامبر شبهه کردند. پیامبر ابتدا فرمودند «باطن قرآن و تفسیر آن را برای شما بیان نمی کند، مگر این کسی که من دست او را می گیرم و او را بلند می کنم و بازویش را گرفته او را بالا می برم.»
بعد حضرت بازوی علی بن ابی طالب علیه السلام را گرفتند و حضرت را بالا بردند تا حدی که پاهای آن حضرت محاذی زانوهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفت و فرمودند : «هر کس من مولی و صاحب اختیار اویم این علی ابن ابیطالب مولی و صاحب اختیار اوست»
ثانیاً: گرفتن بیعت شفاهی از مردم بود. حضرت فرمودند: چون جمعیت زیاد است و بیعت تک تک افراد مقدور نیست همة شما این سخنی را می گویم تکرار کنید.
ما فرمان تو را که از جانب خداوند دربارة علی ابن ابیطالب علیه السلام و امامان از فرزندانشان به ما رساندی اطاعت می کنیم و به آن راضی هستیم و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو در این مدعا بیعت می کنیم. عهد و پیمانی در این باره برای ایشان از ما، از قلب ها و جان ها و زبان ها و ضمایر و دستانمان گرفته شد. هر کس به دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار کرده است.
معمول فضایل و مصائبی که از امیرالمؤمنین علیه السلام به ما رسیده، اهل سنت هم به آن معترفند پس چگونه حضرت را کنار گذاشتند؟ گفتیم که در شخص نتوانستند شبهه بیاورند ولی در معنای کلمه مولی شبهه کردند و آن را دوست و دوستدار معنی کردند.
با همه این مقدمات و زمینه سازیها در آن جمعیت کثیر در آن وقت ظهور طی خطبه ی چهار ساعته فقط می خواسته اند بفرماید که هر کس من را دوست دارد پس این علی را دوست بدارد؟ آیا پیامبر فقط جانشین سی ساله بعد از خود را معرفی فرمودند؟
جواب هیچ یک از دو سؤال بالا مثبت نیست. مولا یعنی سرپرست، گرداننده.
ولی، یعنی کسی که انسان بگردد به گرداندنش. کسی که انسان اختیارش را به او واگذارد و در مقابل او هیچ اراده و اختیاری نداشته باشد. مثلاً اگر ما پدری داشته باشیم که مؤمن، تحصیل کرده، دانا، مقتدر، آینده نگر، دوست، دلسوز و … باشد ما چقدر خود را و اختیار و اجازة خود را به این پدر واگذار می کنیم؟
همیشه نظر او را مقدم بر نظر خود می دانیم اگر بخواهیم به خانه ی دوستمان برویم جایی که خیلی دلمان می خواهد و خوش می گذرد، پدر بگوید نرو، نمی رویم. شاید حتی دلیلش را هم نخواهیم. لذا او ولی ماست، مولای ماست. خود را در اختیار او گذاشته ایم.
از امام صادق علیه السلام پرسیدند: منظور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از کلامی که در روز غدیر دربارة علی علیه السلام فرموده:
من کنت مولاه فهذا علی مولاه چیست؟
حضرت فرمود: به خدا قسم همین سؤال را از خود پیامبر پرسیدند و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند مولای من است و بر من از خودم بیشتر اختیار دارد و با امر او امری و اختیاری نیست. و من مولای مؤمنین هستم و نسبت به آنان از خودشان بیشتر اختیار دارم و با امر من ایشان را امری و اختیاری نیست و هر کس من صاحب اختیار او هستم و با امر من او را اختیاری نیست علی بن ابیطالب علیه السلام مولای اوست و بر او از خودش بیشتر اختیار دارد و با امر او برایش امری و اختیاری نیست و تمام این جهان با همه نظم و خصوصیاتش گرداندنش به ولایت خدای متعال است.
«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکوه و هم راکعون»
انما حصر است این است و جز این نیست که ولی شما خدا و رسولش است النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و پس از آن وجود مقدس امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السلام ولی مؤمنان هستند. در روز غدیر پیامبر این ولایت را معرفی فرمودند.
دومین اقدام پیامبر بر فراز منبر بیعت بود و پس از آن سه روز در غدیر مردم با امیرالمؤمنین علیه السلام دست می دادند و به صورت عملی بیعت می کردند و زنان هم با دست گذاشتن در تشت آبی که پرده ای میان این تشت آویخته بود و در آن سوی پرده، امیرالمؤمنین علیه السلام دست در آب می گذاشتند با حضرت بیعت کردند.
اما گفتم که اعلام این ولایت و این بیعت فقط مال روز غدیر حجه الوداع نبود. دعوات رسول الله و دین ایشان جهانی بود. حضرت خطبه شان برای همة مردم جهان و اعصار بود چرا که می فرمودند همة حاضران به غایبان بگویند و پدران به فرزندانشان و آنها هم به فرزندانشان تا آخر زمان این سفارش را برسانند. پس ما هم که امروز این جا جمع شده ایم باید ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را قبول کنیم و با آن حضرت بیعت انجام دهیم.
خداوند به حق امیرالمؤمنین علیه السلام دل ما را به نور ولایتش نورانی گرداند. خدا به ما عمر دهد که بتوانیم زمان رجعت امیرالمؤمنین علیه السلام را درک کنیم.

 

الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




متن سخنراني شماره 3

 با تبریک و تهنیت عید غدیر و این ایام الولایه به پیشگاه مقدس امام زمان _ ارواحنا و ارواح العالمین لتراب مقدمه فداه_ و تبریک و تهنیت به همه شیعیان پاک و باصفای امیرالمؤمنین _ علیه السلام _ به خصوص شما سروران عزیزم که در این جشن شرکت نمودید. الحمدلله که خداوند متعال بر ما منت گذارد و یاریمان نمود تا بتوانیم در کنار هم نَمی از یَم فضایل امیرالمؤمنین و جایگاه غدیر را با هم گفتگو کنیم. در بحث امروز گذری داریم بر اصالت بیست و سه ساله پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – یادی از روز غدیر و اتفاقاتی که در حجه الوداع افتاد و اینکه اصلاً ولایت امیرالمؤمنین یعنی چه؟و ذکر راهکاری برای آنکه چگونه می توانیم با ولایت امیرالمؤمنین زندگی کنیم؟ همگی می دانیم که دعوت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – مدت بیست و سه سال طول کشید حضرت سیزده سال در مکه مردم را به دین اسلام دعوت نمودند ولی بر اثر فشارها و شکنجه های زیاد از طرف مخالفین به مدینه هجرت نمودند ایشان مدت ده سال هم در مدینه مردم را دعوت کردند. در سال هشتم بعد از صلح حدیبیه به مکه تشریف بردند عمره به جا آوردند و زود به مدینه بازگشتند. در سال نهم هجری هم پس از فتح مکه و انجام عمره به مدینه آمدند و در سال آخر عمرشان یعنی سال دهم هجری و ماه ذیقعده بود که اعلام فرمودند قصد حج دارند و حضرت بنا براین داشتند که اعمال حج تمتع را که تا آن زمان مجالی پیش نیامده بود به مردم بیاموزند. اعلام عمومی شد و جمعیتی حدود 90 هزار نفر 140 هزار نفر بر گرد رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – جمع شدند تا حضرت اعمال حج را به طور عملی به آنها آموزش بدهند.هدف مهم تر رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- از این سفر اعلام رسمی و عمومی و جهانی ولایت و وصایت امیرالمؤمنین – علیه السلام – بود. لذا حضرت برای این هدفشان زمینه سازیهایی نمودند. پیامبر در صحرای منی اولین خطابة خودشان را ایراد فرمودند. چرا که دستور الاهی در عرفات نازل شد که علم و ودایع انبیاء – علیهم السلام – را به علی بن ابی طالب – علیه السلام – منتقل کند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کند. لذا پیامبر در این خطابه ابتدا خونهای به ناحق ریخته شده و اموال به ناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو وبخشش قرار دادند تا کینه توزیها از میان برداشته شود و جو اجتماع برای تأمین امنیت آماده شود. پیامبر از همه آن ظلمها و شکنجه هایی که به ایشان و مسلمانان شده بود گذشتند تا مردم بدانند که این اعلام وصایت و ولایت نظر شخصی در آن نیست یعنی مردم بدانند که همه شان برای رسول خدا یکسان هستند و حضرت از کسی کینه به دل ندارد.
این جا نکته ای را بگویم ما هم اگر می خواهیم راه خدا را برویم و بندة خوبی برای خدا باشیم آنگونه زندگی کنیم که ولی خدا از ما راضی باشد. این حرکتی را می طلبد، دل پاک و خالی از کینه ای را می طلبد. بزرگواری می فرماید که با کشیدن مردم بر کولمان نمی توانیم به سوی خدا برویم با بار سنگین نمی توان حرکت کرد. وجودی که پر از کینه و کدورت مردم است جایی برای ولایت خدا و ولی خدا ندارد.
پس بیایید امروز به خاطر وجود مقدس امیرالمؤمنین – علیه السلام – از هر کسی کینه و کدورتی داریم بگذریم و بار خود را سبک کنیم و دل خود را خالی کنیم از همة چیزهایی که نباید در دلمان جای بگیرد و اجازه بدهیم حُبّ امیرالمؤمنین– علیه السلام – در دلمان جای بگیرد. و ولایت ایشان ما را اداره کند.
بعد از اعلام عفو عمومی پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – حدیث ثقلین را فرمودند:
« انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی …»
«من دو چیز گرانبهادرمیان شما باقی می گذارم که اگربه این دو متمسک شویدهرگز گمراه نمی شوید کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم.»
بله قرآن و ائمه هر دو ثقل هستند و میزان بهره برداری و بهره بردن از آنها باید به مانند دو کفه ترازو که مقابل هم هستند باشند. به حمدلله به عنایت امام زمان – علیه السلام – ما هر زمان که بخواهیم می توانیم از نور قرآن بهره ببریم کلام خدا نور دارد حتی کسانی که قادر به تلاوت قرآن نیستند سفارش شده که آن را باز کنند و به آن نگاه کنند. مجموعه معارف دینمان در قرآن است. و ما با تلاوت، قرائت، تدبر در آن می توانیم به این معارف دست پیدا کنیم اما در قرآن آمده است که اقم الصلاه ولی این که چگونه نماز بخوانیم مثلاً دو رکعت نماز صبح چه صورتی دارد در قرآن نیست لذا قرآن بیان می خواهد. جامة عملی می خواهد و ائمه و عترت رسول خدا بیان قرآنند، تفسیر قرآنند، معنای قرآنند. اشتباه آنها که گفتند حسبنا کتاب الله همین است، چرا که عامل به قرآن ائمه اطهار – علیهم السلام – هستند، قرآن ناطق امام ناطق است و ….
خطابة دوم حضرت در مسجد خیف منی بود. ایشان در این خطابه هم ضمن حدیث ثقلین زمینه سازی روز غدیر را فرمودند. وقتی که همه به مکه آمدند در مکه جبرئیل لقب امیرالمؤمنین را به عنوان اختصاص آن به علی ابن ابیطالب – علیه السلام – از جانب الاهی آوردند.
اگر چه این لقب قبلاً نیز برای آن حضرت تعیین شده بود پیامبر دستور دادند تا یک یک اصحابشان نزد علی – علیه السلام – بروند و بگویند السلام علیک یا امیرالمؤمنین و بدین وسیله در زمان حیات خود از آنان اقرار به امیر بودن علی – علیه السلام – گرفت وبه این اختصاص لقب، ائمه هم سفارش می کردند. اگر اصحاب برای احترام بیشتر مثلاً به امام صادق– علیه السلام – امیرالمؤمنین می گفتند حضرت به شدت برخورد می کردند و می فرمودند که این لقب فقط و فقط مخصوص پدرمان علی بن ابیطالب_ علیه السلام _ است . اما در این لقب حضرت بر دستة خاصی که اسلامشان در حد زبان متوقف نشده بلکه ایمان به قلبشان وارد شده امیرند و ما وقتی امیرمان امیرالمؤمنین می شود که ایمانمان قلبی باشد و وجودمان پذیرش امارت آن حضرت را داشته باشد.
پس، حضرت رسول – صلی الله علیه و آله و سلم – اعلام عمومی فرمودند که همه در محلی به نام غدیر خم جمع شوند و این در حالی بود که مردم فکر می کردند به دلیل آخرین حج پیامبر حضرت دوست دارند که بیشتر کنار خانه خدا باشند و اینجا باز هم پیامبر اهمیت قضیه را به مردم می رساندند. در روز هجدهم ذیحجه دوباره آن جمعیت 90 الی 140 هزار نفری در کنار برکة غدیر جمع شدند. در گرمای عربستان درست سر ظهر چرا که بعد از نماز جماعت ظهر پیامبر دستور دادند منبری برای ایشان آماده کنند در این جا خطابه ای به مدت چهار ساعت ایراد فرمودند. خطبه ای که پر از معارف الهی می باشد، و حقیقتاً حق رسول الله و امیرالمؤمنین – علیهم السلام – بر ماست که لا اقل یک بار هم که شده این خطبه را بخوانیم و از آن آگاهی یابیم. در اثناء خطبه پیامبر– صلی الله علیه و آله و سلم – دو اقدام عملی بر فراز منبر انجام دادند:
اولاً: امیرالمؤمنین_ علیه السلام_ کنار پیامبر_ صلی الله علیه و اله_ ایستادند. سخنرانی که دو نفر بر منبر بودند، تمام فضایل و سفارشهایی که پیامبر می فرمود اشاره به حضرت علی – علیه السلام – می نمودند که بعد ازآن کسی نتواند بگوید که ما نفهمیدیم، راجع به چه کسی سخن می گوید یا علی های دیگری پیدا شود و سخنان پیامبر را ضایع کنند لذا نتوانستند در شخص امیرالمؤمنین شک و شبهه ایجاد کنند بلکه در معنای کلام پیامبر شبهه کردند. پیامبر ابتدا فرمودند « باطن قرآن و تفسیر آن را برای شما بیان نمی کند مگر این کسی که من دست او را می گیرم و او را بلند می کنم و بازویش را گرفته او را بالا می برم. »
بعد حضرت بازوی علی بن ابی طالب را گرفتند و حضرت را بالا بردند تا حدی که پاهای آن حضرت محاذی زانوهای پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قرار گرفت و فرمودند : « هر کس من مولی و صاحب اختیار اویم این علی ابن ابیطالب مولی و صاحب اختیار اوست »
ثانیاً : گرفتن بیعت شفاهی از مردم بود. حضرت فرمودند: چون جمعیت زیاد است و بیعت تک تک افراد مقدور نیست همة شما این سخنی را می گویم تکرار کنید.
ما فرمان تو را که از جانب خداوند دربارة علی ابن ابیطالب و امامان از فرزندانشان به ما رساندی اطاعت می کنیم و به آن راضی هستیم و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو در این مدعا بیعت می کنیم. عهد و پیمانی در این باره برای ایشان از ما ، از قلبها و جانها و زبانها و ضمایر و دستانمان گرفته شد هر کس به دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار کرده است.معمول فضایل و مصائبی که از امیرالمؤمنین به ما رسیده اهل سنت هم به آن معترفند پس چگونه حضرت را کنار گذاشتند گفتیم که در شخص نتوانستند شبهه بیاورند ولی در معنای کلمه مولی شبهه کردند و آن را دوست و دوستدار معنی کردند.
با همه این مقدمات و زمینه سازیها در آن جمعیت کثیر در آن وقت ظهر طی خطبة سه ساعته فقط می خواسته بفرماید که هر کس من را دوست دارد پس این علی را دوست بدارد؟ آیا پیامبر فقط جانشین سی ساله بعد از خود را معرفی فرمودند؟جواب هیچ یک از دو سؤال بالا مثبت نیست. مولا یعنی سرپرست، گرداننده.ولی، یعنی کسی که انسان بگردد به گرداندنش. کسی که انسان اختیارش را به او واگذارد و در مقابل او هیچ اراده و اختیاری نداشته باشد. مثلاً اگر ما پدری داشته باشیم که مؤمن، تحصیلکرده، دانا ، مقتدر، آینده نگر، دوست، دلسوز و … باشد ما چقدر خود را و اختیار و اجازة خود را به این پدر واگذار می کنیم؟ همیشه نظر او را مقدم بر نظر خود می دانیم اگر بخواهیم به خانة دوستمان برویم جایی که خیلی دلمان می خواهد و خوش می گذرد، پدر بگوید نرو نمی رویم شاید حتی دلیلش را هم نخواهیم. لذا او ولی ماست مولای ماست. خود را در اختیار او گذاشته ایم. از امام صادق – علیه السلام – پرسیدند: منظور پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – از کلامی که در روز غدیر دربارة علی – علیه السلام – فرموده: من کنت مولاه فعلی مولاه چیست؟حضرت فرمود: به خدا قسم همین سؤال را از خود پیامبر پرسیدند و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند مولای من است و بر من از خودم بیشتر اختیار دارد و با امر او امری و اختیاری نیست. و من مولای مؤمنین هستم و نسبت به آنان از خودشان بیشتر اختیار دارم و با امر من ایشان را امری و اختیاری نیست و هر کس من صاحب اختیار او هستم و با امر من او را اختیاری نیست علی بن ابیطالب مولای اوست و بر او از خودش بیشتر اختیار دارد و با امر او برایش امری و اختیاری نیست و تمام این جهان با همه نظم و خصوصیاتش گرداندنش به ولایت خدای متعال است.
«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکوه و هم راکعون .»
انما حصر است این است و جز این نیست که ولی شما خدا و رسولش است النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و پس از آن وجود مقدس امیرالمؤمنین و ائمه اطهار – علیهم السلام – ولی مؤمنان هستند. در روز غدیر پیامبر این ولایت را معرفی فرمودند.
دومین اقدام پیامبر بر فراز منبر بیعت بود و پس از آن سه روز در غدیر مردم با امیرالمؤمنین – علیه السلام – دست می دادند و به صورت عملی بیعت می کردند و زنان هم با دست گذاشتن در تشت آبی که پرده ای میان این تشت آویخته بود و در آن سوی پرده امیرالمؤمنین دست در آب می گذاشتند با حضرت بیعت کردند. اما گفتم که اعلام این ولایت و این بیعت فقط مال روز غدیر حجه الوداع نبود. دعوت رسول الله و دین ایشان جهانی بود حضرت خطبه شان برای همة مردم جهان و اعصار بود چرا که می فرمودند همة حاضران به غایبان بگویند و پدران به فرزندانشان و آنها هم به فرزندانشان تا آخر زمان این سفارش را برسانند پس ما هم که امروز این جا جمع شده ایم باید ولایت امیرالمؤمنین – علیه السلام – را قبول بکنیم و با آن حضرت بیعت انجام دهیم. حالا یک راهکار عملی می دهیم برای همه کسانی که این سؤال برایشان پیش آمده که چگونه می توان با ولایت حضرت زندگی کرد و واگذاری اراده و اختیار و میل به او یعنی چه ؟
وقتی که خدای متعال حضرت آدم – علیه السلام – را آفرید دستور داد ملائکه به او سجده کنند، همه سجده کردند الا ابلیس که ابا کرد. ابلیس گفت: خدایا تو این سجده را از من نخواه به جای آن تو را عبادتی می کنم که هزار سال طول بکشد. ولی عبادت خدا در اطاعت اوست خدای متعال امر به این سجده کرد نه آن عبادتی که خود شیطان دوست دارد. اگر ما به عنوان یک بانوی شیعه می خواهیم واگذاری اختیار به امام زمان و امیرالمؤمنین – علیهما السلام – کنیم باید آنچه وظیفة ماست در راه عبادت خدا انجام دهیم.و سعی کنیم این فقره از زیارت آل یس را که می خوانیم عمل کنیم “و المعروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عنه".از خدا و امام عصرعلیه السلام درخواست کنیم که ما را در بندگی کمک کند ان شاء الله.

« اللهم عجل لولیک الفرج »

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




 * متن سخنراني شماره 2

  در نقطة غدير توقفي بايد ، كه با حقيقت انسان سروكار دارد . هزار و چهارصد سال است كه شيعه زلال پر بركت غدير را به پاي درختان ولايت مي افشاند ، و از آن بيابان خشك باغهاي پر ثمر اعتقادي و گلهاي زيباي محبت را پرورش مي دهد .

آغاز پانزدهمين قرني است كه شيعه با حجتي قوي و برهاني قاطع كه پيامبر-صلي الله عليه و آله و سلم- به دستش داده ، پرچم بلند « اشهد ان علياً ولي الله » را بر افراشته و از مرزهاي اعتقادي خويش پاسداري مي كند .

عيد غدير از بزرگترين اعياد مسلمين است . رسول گرامي اسلام در آخرين سال عمر شريفشون فراخوان عمومي دادند و بعد از اتمام حج ، علي بن ابي طالب-عليه السلام- را به عنوان ولي مردم به مردم معرفي كردند و از همگان بر اين ولايت بيعت گرفتند .خوبه كه در مورد ولايت بيشتر با هم صحبت كنيم و ببينيم ولايت يعني چه و ديدگاه ما نسبت به اون چگونه است؟

بهتره براي نزديكتر شدن به مطلب از واژة ولايت شروع كنيم . اگر از شما بپرسند كه ولايت يعني چه ؟شما معمولاً جواب مي دين يعني داشتن سرپرست، صاحب اختيار و داشتن ولي. و وقتي كلمه ولي را مي شنويد به ياد والدين خود مي افتيد چرا كه اول باري كه با كلمة ولي آشنا شديد فكر مي كنم تو مدرسه بوده باشد.يادم مي آيد وقتي تو مدرسه بار اولي كه بغل دستيمو اذيت كردم و ضمناً تكاليفم را بخوبي انجام نداده بودم واتفاقاً همون روز معلم ازم درس پرسيده بود بلد نبودم معلمم مرا به دفتر فرستاد و آقاي مدير برگه اي به من داد و گفت فردا با وليت بيا مدرسه . من اون روز نمي دونستم وليم كيه ؟ وقتي به خونه اومدم و از مادرم پرسيدم اون گفت ولي يعني پدر يا مادرت يعني صاحب اختيارت .

پس ولي، ما را ياد والدين مون مي اندازه كه هم چين بي ربط هم نيست. اگه ريشة كلمه را هم بررسي كنيم مي بينيم ولي ، والدين ، اولياء ، ولايت ، تولي و … همه هم خانواده و تقريباً هم معناي هم هستند . اما ولايت يعني چه ؟

ولايت يعني سرسپردگي به ولي، يعني اطاعت امر ولي . وقتي ولي يعني صاحب اختيار . ولايت يعني اين كه شما اختيارت را بدست اين ولي بدي و از اون اطاعت كني . حالا كه معني ولايت رو پيدا كرديم ببينيم آيا همه اين ولايت را پذيرفته اند يا نه ؟ و هر كس به ولي خودش چگونه نگاه مي كند .

بهتر اينه كه اول ولايت پذيري را از منظر فرزندان بررسي كنيم .مثلاً بچه اي كه ولايت پدر را پذيرفته خوب ، مجبوره هر امري ، هر قانوني ، هر دستوري كه پدر تو خانه مي ده گوش كنه … ساعت 9 بخواب ، مسواك بزن ، حمام برو ، وسايلت را جمع كن ، تختت را مرتب كن ، اين غذا را بخور ، آن غذا را نخور از اين ساعت تا اين بازي كن و … و خوب اين كه خيلي سخته همش بايد حرف گوش كني و اطاعت كني.

پس از ديدگاه بعضي از بچه ها ولايت پذيري مي شود تحكم پذيري ، دستور پذيري و چون تحكم پذيري نوعي تكلف محسوب مي شه و در ظاهر از آزادي آدم مي گيره لذا از پذيرش آن سرباز زده و از زير بار مسئوليتش شانه خالي مي كنه و براي راحتي خودش يك نه مي گه و خودشو راحت مي كنه پس ولايت پدر را قبول نكرده و آن جوري زندگي مي كنه كه خودش مي خواد . حالا به چه مشكلاتي روبه رو مي شود رو ديگه خودتون حدس بزنيد .

حالا مي شود اين سوالات را از افراد مختلف پرسيد:

1 – ولي شما چه كساني هستند ؟

2 – وقتي شما كلمه ولي يا ولايت را مي شنويد چه چيزي در ذهن شما نقش مي بندد ؟

3 - از كلمه والدين چه چيزي به ذهن شما مي رسد ؟ آيا پدر و مادر يعني اينكار را بكن اين كارو نكن؟

4 – آيا پدر ايده آل پدري است كه اصلاً امر و نهي نمي كند ؟

5- به نظر شما چقدر و در چه حوزه هايي ( درس خواندن ، دوست يابي ، غذا خوردن ، لباس پوشيدن ، و… ) پدر و مادر حق دارند امر و نهي كنند؟

6 – آيا فكر مي كنيد گوش كردن به حرف ها و قوانين آنها به نفع آنهاست يا فرزندانشان ؟

7 – به نظر شما پذيرفتن ولايت پدر و مادر و اين همه امر و نهي هايشان سخت است ؟بهتر نيست يك نه بگوئيم و خودمان را خلاص كنيم ؟ چرا ؟

8 – اگرما اين طوري به ولايت و سرسپردگي نگاه كنيم آيا ولايت تحكم پذيري است يا سعادت پذيري؟

در هر جامعه اي الهي باشد يا نباشد تو يك كشور كفر و بت پرستي آدم ايده آل و انسان مطلوب كسي است كه به قوانين و ضوابط جامعه احترام بذاره. انساني بدون ضابطه بدون قيد و شرط كه هر كاري دلش خواست بكند مجرم است و مطلوب هيچ جامعه بلكه هيچ كس نيست . مفهوم ولايت نه تنها در جامعة كوچكي چون خانواده بلكه در جوامع بزرگ تر مثل مدرسه و بزرگتر از آن يك اداره و بزرگ تر يك شهر و حتي در كشور نيز سرسپردگي به ولي صدق مي كنه. تو خونه سرسپردگي به پدر و از جانب خانم خانه اطاعت از همسر ،در مدرسه سرسپردگي به مدير مدرسه چه دانش آموزان چه معلمان، در اداره اطاعت و احترام به رئيس اداره از جانب همة مراجعه كنندگان چه كارمندان چه ارباب رجوع در محيط شهر رعايت قوانين و سرپيچي نكردن از آن و در كشور نيز همين . پس در زندگي كه متشكل از همة اين جوامع است مي بايست نسبت به همة قوانين سرسپرده و ولايت پذير بود. حال گزارشي تهيه كنيم و از پدرها و مادر ها سوال كنيم:

1 - شما چند فرزند داريد ؟

2- آيا شما در خانه به تربيت فرزندانتان اهميت مي دهيد ؟ چرا ؟

3 – چرا اجازه نمي دهيد فرزندانتان به دلخواه خود عمل كنند ( درس بخوانند يا نخوانند – تفريح كنند ، ورزش كند…)

4 –اگر بچه ها به توصيه شما عمل نكنند چه مي كنيد؟(رهايش مي كنيدياشيوه اي جديدبكارمي گيريد)

5 – اين تغيير شيوه و تفهيم صلاح و فساد فرزندتان را تا كجا ادامه مي دهيد ؟ چرا ؟

6 – آيا انجام وظايف و مواردي كه شما در خانه تعيين كرده ايد به نفع شماست يا به نفع فرزندان شماست ؟

7 – چرا اجازه نمي دهيد بچه ها آن طوري زندگي كنند كه خودشان دوست دارند ؟

8 – اگر اين طوري به ولايت نگاه كنيم به نظر شما معني ولايت تحكم پذيري ( دستور پذيري) است يا سعادت پذيري ؟

با توجه به اين مدل و گزارشي كه ملاحظه كرديد ، اگر فرزندي ولايت پدر را بپذيرد از ديدگاه فرزند اين كار سخت است و خوشايند او نيست .چرا كه به اندازة بصيرت خود مي بيند ، به اندازه عقل خود مي انديشد به اندازه تجربه اندك خود احتياط كند . او براي تشخيص مصلحت خود خيلي چيزها را در اختيار ندارد. لذا همه جوانب را نمي سنجد و صلاح كار را نمي داند . پس از ديدگاه فرزند ولايت پذيري مي شود تحكم پذيري ، دستور پذيري . اما اگر اين موضوع را از ديدگاه پدر بررسي كنيم خواهيم ديد كه اگر قوانيني وضع مي كند به عنوان مثال اگر مي گويد مسواك بزن ، شب زود به خانه بيا ، متوجه دوستانت باش و از اين قبيل … همه و همه بدليل لطف و محبت پدرانه ي اوست . نه تنها براي پدر نفعي ندارد كه همه ي آن به نفع خود فرزند است و باعث سعادت و خوشبختي او خواهد شد. لذا از اين ديدگاه ولايت پذيري ، سعادت پذيري است . آيا داشتن چنين پدري سعادت نيست ؟ آيا داشتن پدري كه همه ي جوانب زندگي فرزند را مي سنجد بد وخوب را مي شناسد و بهترين نصايح را به فرزندش مي كند ،در فراز و نشيب زندگي همراه اوست و دست در دست او دارد كه او با امنيت زندگي كند، نعمت نيست ؟و اين نعمت شكر ندارد؟

آيا به نظر شما پدر و مادر ايده ال پدر و مادري است كه يك يا دو يا سه جنبه از جنبه هاي زندگي فرزند را توجه كند ؟مثلاً فقط به درس فرزند توجه كند و به سلامت آن توجه نداشته باشد؟ فقط به تفريح و خوراك و تأمين امكانات مادي زندگي توجه كند و به محبت و نيازهاي معنوي فرزند توجه نداشته باشد؟ يا پدر و مادري كه هيچ يك از جنبه ها را فراموش نكرده باشد ؟ آيا داشتن چنين پدري سعادت نيست ؟

حال قضاوت و پيدا كردن معناي صحيح ولايت را به عهده شما مي گذاريم . خودتان در خودتان جستجو كنيد ،آيا ديدگاه اول را در خود مي بينيد يا ديدگاه دوم؟

خداوند علاوه بر پدر و مادر ولي و سرپرستي براي ما قرار داده كه در رأس همه و بالاتر از همه خود خداوند ، سپس رسول گرامي و سپس ائمه - عليهم السلام- كه امر و نهي هايي دارند .مثلاَ دستوراتي در ارتباط با حقوق افراد با يكديگر و يا حقوق و وظايف افراد با جامعه و …دارند، كه همه ي اين دستورات به نفع خود ماست و در واقع ولايت پذيري ما نسبت به ولايت و سرپرستي اولياء دين سعادت پذيري است نه مشقت پذيري .

گرچه شايد در بعضي از موارد احساس كنيم كه دچار سختي شده ايم ، اما اين از ديدگاه ماست كه ضعيفيم و همة جوانب را نمي توانيم در نظر بگيريم و بسنجيم . اگر عميق نگاه كنيم و بهتر اينكه از ديدگاه ولي يا شخص سومي به اين امر نگاه كنيم خواهيم ديد كه نه تنها مشقت نيست كه نعمت است و بالاترين نعمتهاست، چرا كه نعمتهاي مادي اعم از مال و سلامتي گذراست . اما نعمت ولايت است كه ماندني است و باعث احياء واقعي انسان مي شود . پس بيائيم در اين ايام الولايه ، در اين عيد ولايت بيعت دوباره اي با صاحب ولايت داشته باشيم و دست بيعت به اميرالمؤمنين بدهيم و فرياد كنيم كه نه فقط با زبان و دست كه با دلهايمان با اميرمؤمنان بيعت مي كنيم و ولايت ايشان را مي پذيريم و در مقابل فرامين ايشان سر تعظيم فرود مي آوريم .

اينك گوش جان بسپاريم به فرازهايي از خطبة گرانقدر غدير كه رسول خدا بعد از حمد و ثناي الهي و اقرار بندگي به ربوبيت الهي ولايت را ترسيم كرده اند و فرموده اند :

اي مردم ، جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد ، ضمن ابلاغ سلام حق مرا فرمود كه خداوند مي فرمايد تا من در اين مكان توقف نمايم و در ميان شما بپاخيزم و به سياه و سفيد شما اعلام كنم، كه علي بن ابي طالب وصي و جانشين و پيشواي شما بعد از من است . مقام و منزلت او براي من بسان مقام و منزلت هارون نسبت به موسي است با اين تفاوت كه بعد از من پيامبري نيست و او ولي و صاحب امر شماست، بعد از خدا و رسولش .

پس بدانيد اي مردم به درستي كه خداوند علي را بر شما ولي و صاحب امر قرار داد و فرمانبري از او را بر مهاجرين و انصار و پيروان مهاجر و انصار كه راه نيكي را بپيمايند و بر اهل شهرها و روستاها حاضر و غايب ، عجم و عرب ، آزاد و بنده ، كوچك و بزرگ ، سفيد و سياه واجب ساخت و هم چنين بر هر موحد و خداپرستي حكم او جايز و قول او نافذ و امر او لازم الاتباع است . كسي كه او را مخالفت كند مورد لعن است و كسي كه به راه او رود و او را تصديق كند مورد رحمت حق است و كسي كه از او شنوايي داشته و فرمان از او برد زير چترِ غُفران و آمرزش حق قرار مي گيرد.

اي مردم اين آخر مقامي است كه در اين مكان ايستاده و با شما سخن مي گويم ،پس بشنويد و فرمان بريد و منقاد امر پروردگارتان باشيد. به درستي كه خداي عزوجل پروردگار شما و صاحب اختيار شما و معبود شماست ؛و بعد از او محمد – صلي الله عليه و آله و سلم – كه الآن در جمع شما ايستاده و با شما صحبت مي كند ولي و سرپرست شما است و در پس او به فرمان خدا علي ولي و امام شماست .

اي مردم با روي گرداندن از علي خود را در گمراهي گرفتار نكنيد . از علي فاصله نگيريد و از ولايت و امامت او سرباز نزنيد ، … او معلم و آموزگار شماست ،زيرا كسي كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست .آگاه باشيد كسي را توان چيرگي و تسلط بر او را ندارد . آگاه باشيد او ولي خدا در زمين و حكم و فرمان او، حكم و فرمان خداوند است .

اي مردم هر كس كه از خدا و رسول و علي و ائمه معصومين فرمان برد ،به تحقيق كه به فوزي عظيم نائل آمده است .

اي مردم سبقت گيرندگان به بيعت و ولايت علي و شناختن او به عنوان اميرالمؤمنين رستگارانند و در بهشت از نعمتهاي الهي بهره مند خواهند گشت .

اينك ما با اميرمؤمنان بيعت مي كنيم و خدا را بر اين بيعت شاهد مي گيريم و به جهت ارزاني داشتن اين نعمت نعمتها و اتمِ نعمتها او را شكرگزاريم .

بياييد همه با هم با فرازهايي از زيارت اميرالمؤمنين در روز غدير به آن بزرگوار سلام دهيم.

اَلسَّلامُ عَلَيك يا اَميرَالمؤمِنينَ، وَ سَيدِ الوَصِيينَ، وَ وارِثَ عِلمِ النَّبِيينَ، وَ وَلِي رَبِّ العالَمينَ، وَ مَولاي وَ مَولَي المؤمِنينَ، وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ ؛

أشهَدُ شَهادَهَ حَقٍّ، وَ اُقسِمُ بِاللهِ قَسَمَ صِدقٍ، أنَّ مُحَمّدَاً وَ الَهُ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهِم ساداتُ الخَلقِ، وَ أَنَك مَولاي وَ مَولَي المؤمِنينَ، وَ أَنَك عَبدُ اللهِ وَ وَليهُ وَ اَخُو الرَّسُولِ وَ وَصِيهُ وَ وارِثُهُ ،

وُ اَشهَدُ أَنَك ما اَقدَمتَ وَ لا اَحجَمتَ، وَ لانَطَقتَ، وَ لا اَمسَكتَ؛ اِلّا بِاَمرٍ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ،

اَللهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ، وَ خاتَم النَبِيينَ، وَ عَلي عَلي سَيدِ الوَصِيينَ، وَ آلِهِ الطّاهِرينَ، وَ اجعَلنا بِهِم مُتَمَسِّكينَ، وَ بِوِلايتِهِم مِنَ الفائِزينَ الأمِنينَ الَّذينَ لا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يحزَنُون

 ******

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




* متن سخنراني شماره 1

الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لو لا ان هدانا الله

مي توان بحث را با سوال زير آغاز كرد:

(بعد از سلام وتبريك به مناسبت عيد سعيد غدير)

اگر به شما بگويند در مورد نحوه برگزاري امتحاناتِ آخر سال يك مصاحبه راديويي با وزير آموزش پرورش انجام شده است، آيا شما مشتاق شنيدن آن مصاحبه هستيد يا نه؟ چرا؟

اگر بگويند 5 دقيقه از اين سخنراني را بشنويد و نسبت به بقيه بي تفاوت باشيد! مطلب مهمي نبوده است! شما چگونه مواجه مي شويد؟

اگر شما يك فرد متوجه و خردمند باشيد و نسبت به نحوه برگزاري امتحانات آخر سال حساسيت و توجه داشته باشيد، مطمئنا خواهيد گفت كه مي خواهيد تمام نكات آن مصاحبه را دقيقا بخوانيد ويا بشنويد، زيرا ممكن است در سرنوشت تحصيلي شما موثر باشند و هرگز راضي نمي شويد تا اندكي از آن را بدانيد!

• پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در روز غدير در صحرايي به نام جحفه خطابه اي فرمودند كه در حدود سه ساعت به طول انجاميد و در آن مسير سعادت بشريت را معين نمودند! اين خطابه به “خطبه غدير” مشهور است و اكثر ما مسلمانان به جز چند عبارت از آن را نمي دانيم!!

ماجراي غدير چه بود؟

پيامبر چه مطالبي را بيان فرمودند؟

چرا “غدير” را از ما پنهان نگاه داشته اند؟! مگر آگاهي ما از آن چه ضرري براي ديگران دارد؟

ماجراي غدير

سال دهم هجرت بود. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به قصد انجام اعمال حج از مدينه به مكه سفر كردند. سفر ايشان، به اطلاع مسلمانان نواحي مختلف رسيده بود. از اين رو گروه‌هاي بسياري براي اينكه اعمال حج را در حضور پيامبر انجام دهند، به مكه آمده بودند و همراه ايشان حج گزاردند. پس از مراسم حج و سخنراني هاي گوناگوني كه رسول اكرم در مكه ايراد نمودند، كاروان ها تصميم گرفتند به مدينه بازگردند. همه آمدند تا به صحراي كوهستاني جحفه رسيدند. در كنار غدير خم. در اين محل جبرئيل بر پيامبر نازل شد و اين آيه را بر ايشان خواند:

يا اَيُّها الرَّسولِ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيك مِن رَبِّك وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعصِمُك مِنَ النّاس اِنَّ اللهَ لا يَهدي القَومَ الكافِرينَ

اي فرستاده خدا! دستوري را كه خدا براي تو فرستاده است، به مردم برسان. اگر نه، رسالت خود را انجام نداده‌اي! خدا تو را از شرّ مردم حفظ خواهد نمود.

اين بود كه پيامبر پس از نزول آيه فوق در محل غدير درنگ كردند و دستور دادند تا گروه هايي كه پيش رفته اند، برگردند و آنان كه عقب مانده اند، برسند تا مردمان را از امر الهي ويژه اي آگاه نمايند! پس از اقامه نماز ظهر دستور دادند منبري از جهاز شتران ساختند. آن‌گاه فرمودند تا همه آن جمعيت انبوه گرد آمدند. تاريخ نويسان اهل سنت نوشته اند، در آن روز 120000 نفر در پاي آن منبر حضور داشتند!

پيامبر در ميان آن جمعيت انبوه بر آن منبر بالا رفتند و درباره نزديك شدن مرگ خود ، دوباره سخن گفتند. آن گاه وحي و دستور الهي را درباره تعيينِ جانشين ذكر نمودند و به مردم يادآوري كردند كه ايشان پيامبر خدا هستند و احكام خدا را ابلاغ كرده‌اند و اكنون مي خواهند آخرين مسئله مهم ديني را بگويند.

آن گاه علي بن ابي طالب را پيش خود خواندند. نخست حضرت علي در كنارشان ايستاده بودند. پس از ذكر فضائل بيشماري درباره اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ به معرفي ايشان پرداختند و سپس دست ايشان را گرفتند و بلند نمودند. بعد، از روي آن منبر، با حضور آن جمعيت پس از خواندن آياتي از قرآن و گفتن سخناني درباره رسالت و جانشيني با صداي بلند فرمودند:

مَن كنتُ مَولاهُ فَهذا عَلي مَولاهُ

هر كس كه من تا كنون مولا و سرپرست او بودم، سپس اين علي مولا وسرپرست اوست.

آن‌گاه در حق كساني كه علي را ياري كنند، دعا كردند و آنان را كه او را ترك گويند نفرين نمودند.

پس از آنكه مراسم رسمي اعلان جانشيني علي بن ابي طالب به پايان رسيد، و چگونگي سرپرستي امت پس از پيامبر (براي آخرين بار به صورت رسمی)روشن گرديد (و معين شد سرپرستان و پيشوايان مردم بعد از رسول خدا، علي و فرزندان از نسل او مي باشند) اين آيه نازل شد:

… اَليَوم اَكمَلتُ لَكم دينَكم وَ اَتمَمتُ عَلَيكم نِعمَتي وَ رَضيتُ لَكم الاِسلامَ ديناً… .

امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمتم را برشما تمام ساختم و راضي شدم كه اسلام دين شما باشد.

پس از آن مردمان آمدند و به امر پيامبر با علي بيعت نمودند و ايشان را مولاي خود ناميدند. دست او را فشردند و پذيرفتند كه علي امام و پيشواي آنان باشد و با حضرتش بيعت كردند.

رسول اكرم درباره او فرمودند: او را اميرالمؤمنين بناميد و نيز فرمودند اين لقب جز بر حضرت علي ـ عليه السلام ـ بر كسي سزاوار و شايسته نيست.

برخي از تاريخ نويسان نوشته اند كه رسول اكرم سه شبانه روز در سرزمين غدير ماندند تا همه بتوانند با حضرت علي بيعت كنند. (زيرا جميعيت حاضرين در غدير بسيار زياد بود)

• بعد از اين بخش مي توان عباراتي از خطبه غدير را براي دانش آموزان خواند تا با آن آشنا شوند

 

نگاهي به خطبه غدير

غدير مشعلي است كه رسول خدا ديروز برافروخت تا امروزاز آن بهره گيريم و فردا زندگاني بهتر داشته باشيم و خطبه غدير كتابي است همواره گشوده تا پيوسته در آن نظر كنيم و درس زندگي از آن بياموزيم.

در خطبه غدير رسول خدا با خطاب “اي گروه مردمان” سخن مي‌گويند! نه تنها مردمان حاضر در غدير خم در روز 18 ذيحجه سال دهم هجري، نه تنها مردم مكه و مدينه، نه تنها مسلمانان آن روز، بلكه هر انساني در هر زماني و در هر زميني كه هست، پيامبر اكرم با او سخن مي‌گويند.

“پيام غدير” مانند “پيام نبوت” پيامي به همه نسلها در همه دورانها و در همه مكانها است.

 

بخشهايي از خطبه غدير:

1. فاعلموا معاشر الناس! ان الله نصبه لكم ولياً و اماماً مفترضاً طاعته

اي گروه مردمان! بدانيد خدا او (علي) را بر شما ولي و امام قرار داده است. اطاعت او را برشما واجب نموده است.

1ـ1: خداي متعال حضرت علي را براي امامت و پيشوايي انتخاب نموده است.

1ـ2: اطاعت از ايشان بر همگان واجب است.

2. معاشر الناس!ان علياً و الطيبين من ولدي هم الثقل الاصغر و القرآن الثقل الاكبر فكل واحد منبيء عن صاحبه و موافق له لن يفرقا حتي يردا علي الحوض.

اي گروه مردمان! علي و پاكان از فرزندانم (كه از نسل اويند) ثقل اصغرند و قرآن ثقل اكبر است. هر يك از ديگري خبر مي دهد و با آن توافق دارد. اين دو از هم جدا نمي‌شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.

2ـ1: قرآن و عترت پيامبر، جدايي ناپذير و مكمل يكديگرند و بشر براي رسيدن به سعادت بايد كه از هر دو بهره بگيرد.

3. معاشر الناس! انا صراط الله المستقيم الذي امركم باتباعه ثم علي من بعدي ثم ولدي من صلبه ائمه الهدي يهدون بالحق و به يعدلون.

اي گروه مردمان! منم راه مستقيم خدا كه شما را به پيروي از آن امر فرموده است. پس از من علي است، سپس فرزندانم از نسل او، اماماني كه به سوي حق هدايت مي كنند و به ياري حق به عدالت رفتار مي كنند.

3ـ1: پيروي از راهي كه خدا به آن دستور داده است فقط و فقط در پيروي از پيامبر اكرم و علي و فرزندان ايشان خلاصه مي شود و بس!

 

4. الا ان الخاتم الائمه منا القائم المهدي

بدانيد! آخرين امام ازما قيام كننده مهدي است.

4ـ1: امام زمان نيز در خطبه غدير پيامبر به مردم معرفي شدند و ويژگيهاي ايشان بر شمرده شد.

 

5. معاشر الناس! قولوا الذي قلت لكم و سلموا علي عليٍّ بامره المومنين… و قولوا “الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لو لا ان هدانا الله”

اي گروه مردمان! آنچه به شما گفتم بگويد و بر علي به عنوان اميرالمومنين سلام كنيد… و بگوييد: “حمد و سپاس خداي را كه ما را بر اين امر هدايت فرمود و اگر خداوند هدايت نمي‌كرد ما به هدايت نمي‌رسيديم.

5ـ1: اميرالمومنين، لقب حضرت علي ـ عليه السلام ـ است.

5ـ2: پذيرش ولايت اميرالمومنين، هدايتي از جانب خداوند است و بايرد پروردگار كريم را بر اين نعمت والا شكر نمود.

 

عيد غدير:

در روز هيجدهم ذيحجه سال دهم هجري مهمترين واقعه اعتقادي تاريخ اسلام اتفاق افتاد.در آن روز پيامبر اكرم از جانب خداوند، حضرت علي ـ عليه السلام ـ را به پيشوايي امت اسلام به طور رسمي منصوب نمودند. اين رويداد مهم اعتقادي همان روز جشن گرفته شد. مسلمانان دسته دسته براي تهنيت به حضور اميرالمومنين رفتند و مقام سرپرستي و ولايت ايشان را به آن حضرت تبريك گفتند.

پيامبر اكرم از اين روز به عنوان “برترين عيد امت"ياد نموده‌اند. بنابراين مسلمانان هر ساله اين روز را جشن مي گيرند و اعمال و آداب مربوط به آن را انجام مي‌دهند.

مسلمانان هنگامي كه در روز غدير به يكديگر مي رسند، دست يكديگر را مي فشارند و مي گويند:

“الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين و الائمه المعصومين ـ عليهم السلام ـ “

 

برخي از آداب مربوط به عيد غدير، عبارت است از:

1. تهنيت و تبريك گفتن 7. هديه دادن

2. دست دادن 8. روزه گرفتن

3. تبسم و اظهار شادي 9. افطاري دادن

4. پوشيدن لباسهاي فاخر 10. نيكي كردن

5. غذا دادن 11. صلوات فرستادن

6. ديد و بازديد 12. نماز روز عيد غدير (كه در مفاتيح الجنان آمده)

 

درباره اين آداب مي توان به احاديث در برگه ضميمه نيز اشاره نمود.

براي توجه بيشتر مي توان از سوالات زير استفاده نمود:

• اگر در روزنامه آگهي كنند كه هر كس فردا در ميدان ونك از طلوع آفتاب تا غروب آن اگر با خوشرويي حاضر شود، تا يك سال هر روز 10 بسته هديه از لبنيات كاله و يك محصول غذايي جديد دريافت مي كند، شما چگونه برخورد مي كنيد؟

• اگر فرد قابل اطميناني به شما خبر دهد، فردا در خيابان آزادي به تمام افرادي كه “مليـت ايراني” دارنـد، در صورت حـضور در مـحل، 1000000 تومان هديــه داده مي شود، شما چه مي كنيد؟

• اگر به شـما بگويند يـك حراج استـثنايي در پيش روسـت و شما با انـدك تلاشـي مي توانيد، “يك شبِ ره صد ساله برويد"، آيا مشتاق به دانستن درباره آن “حراج” نيستيد؟

اگر در امور دنيايي استفاده از مزاياي مالي بيشتر و در جريان امور سرنوشت ساز قرار گرفتن، عاقلانه و خردمندانه است، آيا در امور اخروي اين كار پسنديده تر نمي باشد؟

• “روز غدير” براي “شيعيان اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ فرصت يك “حراج استثنايي” است:

 مي دانيد چگونه مي توان كاري كرد تا خداوند متعال در روز قيامت به نظر رحمت به آدمي نگاه كند؟ (فقط با يك تبسم در روز غدير!)ü

 مي دانيد چگونه مي توان “قصري در بهشت” را با پيش فروش كرد؟ (فقط با يك تبسم در روز غدير!)ü

 مي دانيد چگونه مي شود اشتباهات و گناهان گذشته را جبرانü كرد و از خداي متعال خواست تا آنان را يكباره ببخشايد؟ (با تزيين كردن در روز غدير!)

 مي دانيد چگونه مي توان مژده بهشت از خداي متعال دريافت كرد؟ (اگر به ديدن يك فرد مومني در روز غدير برويد!) 

 غدير با اين همه ويژگيهاي استثنايي در پيش روي ما است، كاش قدرش بدانيم!ü

و اي كاش خداي متعال ظهور “موعود غدير” را برساند…

 و من الله التوفيق

*********

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




قاضی عبد الجبار معتزلی یکی از علمای بزرگ و طراز اول اهل سنت و معاصر با مرحوم شیخ مفید (رحمة الله علیه) بود . وی در بغداد کرسی تدریس داشت و شاگردان زیادی پای درس او می نشستند ، روزی قاضی عبدالجبّار در مجلس درس خود نشسته بود و شاگردانش نیز در مجلس درس وی حاضر بودند ، که ناگهان شیخ مفید‌ نیز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست، قاضی که تا آن روز شیخ مفید را ندیده بود، ولی وصفش را شنیده بود، ابتدا شیخ را نشناخت و لذا درس خود را آغاز کرد .

شیخ مفید که از رفتن و حضور در آن درس هدف خاصی را دنبال می کرد ، پس از لحظه‌ای، به قاضی رو کرد و گفت: «آیا اجازه می‌دهی، در حضور این دانشمندان، سؤالی از شما ‌کنم؟»

قاضی جواب داد : بپرس

شیخ مفید گفت : این حدیثی که شیعیان روایت می‌‌کنند که پیامبر‌ ( صلّی‌ اللّه علیه و آله ) در صحرای غدیر، درباره علی‌ ( علیه السّلام ) فرمود:
«مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ: هر کس که من مولای اویم، پس علی‌ مولای اوست»
آیا این حدیث صحیح است و یا این‌ که شیعه آن را به دروغ ساخته است؟

قاضی پاسخ داد: این روایت،صحیح است.

شیخ مفید بلافاصله پرسید : منظور از کلمه «مولی» در این روایت چیست؟

و قاضی جواب داد: منظور، آقائی و اولویّت است.

شیخ مفید گفت : اگر چنین است پس طبق فرموده پیامبر‌ ( صلّی‌ اللّه علیه و آله )،‌ علی‌ (علیه السّلام ) آقائی و اولویّت بر دیگران دارد، بنابراین، این همه اختلاف و دشمنی‌ها بین شیعه و سنّی برای چیست؟

قاضی گفت: ای برادر! این حدیث (غدیر) روایت (و مطلب نقل شده) است، ولی خلافت ابوبکر، «درایت» و امری مسلّم است، و آدم عاقل، به خاطر روایتی، درایت را ترک نمی‌کند!!

در این هنگام شیخ مفید سوال دیگری پرسید و فرمود : شما درباره این حدیث چه می‌گویید که پیامبر‌ اکرم (صلّی‌ اللّه علیه و آله )، در شأن علی‌ ( علیه السّلام ) فرموده اند:
«یَا عَلیُّ حَرْبُکَ حَرْبِی وَ سِلْمُکَ سِلمِی»: «ای علی! جنگ با تو،‌جنگ با من است، و صلح با تو،‌ صلح با من است»

قاضی گفت : این حدیث هم،‌صحیح است.

و شیخ مفید پاسخ داد : بنابراین آنان‌ که جنگ جَمَل را به راه انداختند مانند طلحه و زبیر و عایشه و… و با علی ( علیه السّلام ) جنگیدند، طبق حدیث فوق و اعتراف شما به صحّت آن، باید (با شخص رسول خدا‌ صلّی‌ اللّه علیه و آله جنگیده ) و در نتیجه کافر باشند.

قاضی که سعی در توجیه و پاسخگویی به این سوال داشت، گفت : ای برادر! آن‌ها (طلحه و زبیر و …) توبه کردند.

اما شیخ مفید با استفاده از همان پاسخی که قاضی داده بود در جواب او گفت : جنگ جمل، درایت و قطعی است، ولی در این‌که پدید آورندگان آن جنگ، توبه کرده‌اند، روایت و شنیدنی است، و به گفته تو نباید درایت را فدای روایت کرد، و مرد عاقل به خاطر روایت، درایت را ترک نمی‌کند.

قاضی، در پاسخ این سؤال فرومانده، پس از ساعتی درنگ ، سرش را بلند کرد و گفت : «تو کیستی؟

شیخ مفید پاسخ داد: من خادم شما محمّد‌‌‌بن محمّد‌بن نعمان هستم.

قاضی که تازه فهمیده بود با چه کسی سخن می گفته ، همان‌ دم برخاست و دست شیخ مفید را گرفت و بر جای خود نشانید و به او گفت: «اَنْتَ الْمُفِیدُ حقّاً»: «تو در حقیقت، مفید (فایده بخش) هستی»

علمای مجلس از رفتار قاضی رنجیده خاطر شده و همهمه کردند، قاضی به آن‌ها گفت: من در پاسخ این شیخ (مفید)، درمانده شدم، اگر هر یک از شما پاسخی دارد، برخیزد و بیان کند.
اما هیچ کس برنخواست و به این ترتیب، شیخ مفید،پیروز این مناظره کوتاه شد و لقب «مفید» در این مجلس، برای او بر سر زبان‌های مردم افتاد.[۱]

 

 

منبع :
[۱]. مجالس المؤمنین، ج ۱، ص ۲۰۰ و ۲۰۱ (مجلس پنجم).

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




جریان سقیفه چیست؟

 

 

سقیفه محلی است در ناحیه ی شمال غربی مسجد النبی , که فاصله ای کمتر از یک کیلومتر با خانه ی پیامبر دارد, سایبان کوچکی بود که جمعا کمتر از یکصد نفر را در خود جای میداد .سرگذشت سقیفه یک  واقعه غم انگیز بود و هنوز پیکر مطهر پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) بر زمین بود و بنى هاشم و گروهى دیگر در خانه پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) مشغول غسل و کفن کردن آن حضرت بودند که دو قبیله اوس و خزرج دور هم گرد آمدند تا گوى خلافت بربایند، وقتى ابوبکر و عمر از جریان آگاه شدند، جسد پیامبر را ترک نموده و همراه سه نفر دیگر به سقیفه رفتند و درباره خلافت و رهبرى امت سخن گفتند..ابوبکر و عمر و ابو عبیده در آنجا سه قاعده ی یک مثلث بودند ,عمر با یک بازی سیاسی وارد صحنه شد و سررشته ی امور را به دست گرفت .او تقدم  مهاجران و همچنین عشیره ی پیامبر ونزدیکی با او را در اولویت خلافت بعد از پیامبر مطرح کرد و فورا دست ابوبکر را به عنوان بیعت می فشارد . قبیله اوس به خاطر این که قبیله خزرج برنده خلافت نباشد، با ابى بکر بیعت کردند آنها بدین ترتیب ابوبکر را به سرعت و با سلام و صلوات به عنوان خلیفه ی بعد از  پیامبر (ص) به مسجد آوردند و چون هنگام نماز بود او را جلو انداختند , اذان گفتند و همه نماز خواندند .سپس با چند جمله و یک خطبه ی کوتاه  او رابه عنوان خلیفه جا زدند , حال آنکه مردم مصیبت دیده و نگران ,در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند . مسعودى در مروج الذهب در حوادث پس از درگذشت پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) مى نویسد: امام على (علیه السَّلام) و گروهى از شیعیان او در منزل وى نشستند و حاضر به بیعت با ابى بکر نشده و خواهان پیشوایى على (علیه السَّلام) بودند پس ابوبکر نه به عنوان خلیفه ی منتخب مسلمانان, بلکه خلیفه ی انتصابی چند نفر و گروه کوچک به قدرت رسید . این سوال پیش میاید که این چه انتخاباتی است که هیچ یک از بنی هشم و حتی نخبگان با سابقه و فداکار پیامبر و اسلام و به کلی از ماجرا بی خبر باشند ومورد مشورت قرار نگیرند و حتی بیعت نکنند. وعلی که جان پیامبر است (باتوجه به آیه مباهله که در قران آمده ) مورد مشورت قرار نگیرد تا آنجا که حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان خشم و غضب از انحراف خلافت تا آخر عمرش با ابوبکر و عمر حرف نزد و وصیت کرد که آنها بر جنازه اش نماز نخوانند و درمراسم  دفن او شرکت نکنند!

 

علت تشکیل سقیفه و پیشگامی انصار برای خلافت هرچه که بود , از طرف شیعه و تاریخ محکوم وتا ابد  مورد انتقاد است.

 

منبع :کتاب تاریخ اسلام نوشته ی دکتر علی اکبرحسنی

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




#احادیث_عید_سعید_غدیر_خم

 

 

 عید سعید غدیر خم یکی از بزرگترین اعیاد مسلمانان می باشد. یکی از سنت های حسنه در این عیدالاکبر که روایات عجیبی درباره آن نقل نموده اند و متاسفانه مورد غفلت واقع شده است سنت غذا دادن به افراد یا همان اطعام مومن است.

 

 امام صادق(ع) فرمود: غذا دادن به یک مومن در روز عید غدیر ثواب اطعام یک میلیون پیامبر و صدیق (در راس آنها خود ائمه معصومین) و یک میلیون شهید (در راس آنها حضرت عباس و شهدای کربلا) و یک میلیون فرد صالح در حرم خداوند را دارد.

 (بحار ج۶ ص ۳۰۳)

 

 در جای دیگر ایشان فرمودند: غذا دادن به یک نفر در این روز مانند غذا دادن به همه پیامبران و صدیقان است. (مفاتیح الجنان ص۵۰۰) به گونه ای که امام صادق(ع) اصلاً این روز را روز اطعام الطعام نامیدند.

 (بحار ج۹۵ ص۳۲۳)

 

 امام صادق(ع) در رابطه با آمرزش گناهان در این روز نیز می فرمایند: عید غدیر روزی است که خداوند دو برابر تعداد رهاشدگان از آتش جهنم در ماه مبارک رمضان و شب غدر و شب عید فطر از آتش جهنم رها می کند و گناه ۶۰ سال را می بخشد.

 (بحار ج ۹۴ ص۱۱۹)

 

 همچنین ایشان می فرمایند: «… و انه الیوم الذى اقام رسول الله (ص) علیا(ع) للناس علما و ابان فیه فضله و وصیه فصام شکرا لله عزوجل ذلک الیوم و انه لیوم صیام و اطعام و صلة الاخوان و فیه مرضاة الرحمن، و مرغمة الشیطان.

  (وسائل الشیعه ۷: ۳۲۸، ضمن حدیث. ۱۲ )

 

 امام صادق(ع) فرمود: عید غدیر، روزى است که رسول خدا(ص)، على(ع) را به عنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشکار کرد و جانشین خود را معرفى کرد، بعد به عنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه دارى و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینى رفتن است. آن روز روز کسب خشنودى خداى مهربان و به خاک مالیدن بینى شیطان است: پس چه نیکوست در این عید بزرگ ضمن تهیه بهترین غذا برای خانواده، مومنین را نیز اطعام دهیم تا این سنت شریف فراموش شده احیا شود.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




آنکه او را سخت ترین مرد می شناسم ، عشق و سرور را با کلامش به کلماتم می ریزد. کلامش به جانم سرازیر می شود و شعله ورم می کند و باز از خاکسترم، با سروری از عشق متولدم می کند. حرفهای او تنها کلام نیست، راهی برای بودنی نامتناهی است. نور هدایتی برای زندگی و عشقی ابدی است. او نامتناهی بی پایان و بی پایانِ نامتناهی است.

 

هر کسی به او پیوست، زخم می خورد و ترانه ی رستگاری سر می دهد. کتابِ تعصب را پاره می کند و بر تقدسهای ساختگی سر خم نمی کند. برای اعتلای عشق و مکتبش سکوت می کند و برای اشاعه ی خوش بختی اش به تیغ، ستیز می کِشد.

 

با مُهرِ کفر بر پیشانی اش، در مهراب به خدایش می پیوندد و باز به جای شِکوه، ترانه ی عشق بر لب دارد. در جنگ، یلی بی حریف و در خانه، همدمی بی حرف می شود.

آری! علی عشقِ ابدی و سرشاری همیشگی از خداست… .

 

امروز، روزی است که محمد (ص) دینش را تکمیل کرد و مردم با خدا دست دوستی دادند، با دست علی.

 

امروز رسولت، از پسِ سالهای کهنه ی تاریخ، تو را نیز برای بیعت با علی به سوی خودش می خواند.

مبادا پیمانی که امروز می بندی را، فرداهای دنیا با زخمهای سطحیِ زیستن، در هم شکنند.

بدان! کم نبودند، آنها که دنیا آنان را با سرابِ زر و زور و راحتی فریفت و آنها عهدِ بسته را شکستند و با دامِ آسایش، از نیک بختی ابدی جدا ماندند.

 

از همیندست کم نخواهند بود کسانی که امروز با خدا برای “چون علی شدن” میثاق می بندند و تا شب، در راهِ “چون علی زیستن” عهد می شکنند

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




#عید_الاکبر

 

تا قافیه ی شعر امیر است و غدیر است

برخیز که هنگام مراعات ِ نظیر است

 

«مَن ماتَ علیٰ حُّبِ عَلی ماتَ شَهیداً»

آنان که نمردند ، بمیرند که دیر است

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 

كیفیت نماز عید غدیر و حاجت روایی از زبان امام صادق ع

یكی از نمازهای مستحبی كه خیلی ارزش دارد، نماز روز عید غدیر است. این نماز دو ركعت است كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید و ده مرتبه آیه الكرسی و ده مرتبه سوره قدر خوانده می شود و بهتر است این نماز نزدیك ظهر به جا آورده شود و قبل از آن غسل انجام گیرد.

 

ثواب: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «كسی كه این نماز را بخواند ثواب صد هزار حج و صد هزار عمره را می برد و هر حاجتی از خدا در خواست كند، خداوند آن را برآورده می نماید».

این نماز را حتما روز عید غدیر بخوانید تا ان شاالله حاجت روا گردید

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 ولایت امیرالمومنین امام علی صلوات الله علیه، ملاک تشخیص کفر و ایمان و ضلالت و شرک انسانها
 امام باقر صلوات الله علیه فرمود :ان الله عزوجل نصب علیا علیه السلام علما بینه و بین خلقه ؛ فمن عرفه کان مومنا و من انکره کان کافرا و من جهله کان ضالا و من نصب معه شیئا کان مشرکا و من جاء بولایته دخل الجنه
 خدای عز و جل حضرت علی صلوات الله علیه را ع‍لم و نشان هدایتی میان خود و آفریدگانش قرار داده است. پس هر کس اورا براین منصب بشناسد و بدان ملتزم باشد،مومن است و هر کس انکارش کند،کافر است و هرکس او را نشناسد،جاهل است و هر کس دیگری[غیر از اهل بیت] را کنار او بر این منصب ببیند، مشرک است و هر کس ولایت او را همراه خود بیاورد، داخل بهشت می شود
(الکافی، ج ۱، ص ۴۳۷ )

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی, روایات  لینک ثابت




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)  لینک ثابت




خوب بودن زياد سخت نيست، کافيست مهرباني کني، زبانت که نيش نداشته باشد و کسي را نرنجانی همين خوبيست.
وقتي براي همه خير بخواهي همين خوبيست
وقتي محبتت بي منت باشد، وقتي عشق بورزي، وقتي زيبايي اشخاص را ببيني ….!!!!
وقتي خوبي هايشان را ببيني
همين خوبيست …!!!!
مهم نيست که آدم ها چگونه اند….!!!!
مهم نيست جواب سلامت را ميدهند يا نه
تو سلام کن…!!!!
همين خوبيست …!!!!
مهم اين است که تو خوب باشي…!!!!
آن ها روزي دلشان براي خوبي هايت تنگ
مي شود…!!!!!

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




آداب عید بزرگ جهانیان «غدیر

 

در یکی از اعیاد غدیر که اصحاب امام رضا(ع) برای عرض تبریک آمده بودند، حضرت آنها را برای افطار نگه داشتند و قبل از آن، غذا، هدایا، #
لباس، انگشتری و چیزهای بسیار دیگری به خانه‌هایشان فرستاده بودند به طوری که احوال اصحاب و اطرافیانشان حسابی عوض شده بود. آنگاه امام رضا(ع) ضمن صحبت از فضایل غدیر، فرمودند:

???????? “در یکی از سال‌های خلافت امیرالمؤمنین(ع)، جمعه و عید غدیر یکی شدند. امیرالمؤمنین(ع) پنج ساعت از روز گذشته به منبر رفتند و خطبه‌ای خواندند.” حضرت امیر(ع) در این خطبۀ مشهور توصیه‌های مهمی برای روز غدیر با ذکر ثواب بسیار فرمودند.

گزیده‌ای از این خطبۀ خواندنی امیرالمؤمنین(ع) را در ادامه می خوانید:

«خدا خیرتان دهد، بعد از این اجتماعتان به خانه‌هایتان برگردید و

❄️✨1. برای اهل و عیال خود دست و دل بازی کنید و به برادران و دوستانتان نیکی کنید

❄️✨2. در مقابل این نعماتی که به شما داده خدا را شکر کنید.

❄️✨3. دور هم جمع شوید تا خدا کارهایتان را سامان دهد

❄️✨4. به یکدیگر نیکی کنید تا خداوند دل‌هایتان را به‌هم پیوند دهد.

❄️✨5. نعمت‌های الهی را به هم هدیه دهید، خدا ثواب هر عمل در این روز را چندین برابر عمل در اعیاد دیگر قرار داده.

❄️✨6. نیکی در این روز اموال را زیاد می‌کند و عمر را می‌افزاید

❄️✨7. مهربانی به همدیگر در این روز، رحمت و رأفت خداوند را جلب می‌کند.

❄️✨8. تا جایی که در توان دارید از آنچه خدا که به شما داده به برادران و خانواده‌تان رسیدگی و پذیرایی کنید.

❄️✨9. در میان یکدیگر خوشرو باشید

❄️✨10. در دیدار یکدیگر، اظهار شادمانی‌ کنید

❄️✨11. به کسی که به خیر شما امید دارد، افزون بر آن بدهید

❄️✨12. به ناتوانان همچون خود و هرقدر که از دستتان برمی‌آید و برایتان امکان دارد، بخورانید.

❄️✨13. خرج کردن یک درهم در این روز، پاداش 100هزار درهم در روزهای دیگر و حتّی‌ بیشتر دارد.

❄️✨14. اگر کسی از آغاز دنیا تا پایانش، روزها را روزه و شب‌هایش را احیا بگیرد، به پای ثواب روزۀ این روز- اگر خالصانه باشد- نمی‌رسد.

❄️✨15. هرکس که در این روز پیش از درخواست برادرش به یاریش بشتابد و از سر رغبت به او نیکی کند، پاداش کسی را دارد که این روز را روزه و شبش را احیا گرفته است.

❄️✨16. هر کس مؤمنی را افطار دهد انگار به یک میلیون نبی و صدیق و شهید افطار داده

❄️✨17. و هرکس برای برادرانش قرض بگیرد (برای حل مشکل آنها واسطه شود) و به آنها کمک نماید، من از سوی خدا ضامنم که اگر زنده بماند، بدهی‌اش را بپردازد و اگر قبضِ روحش کند، خداوند، خود قرض او را به عهده بگیرد.

❄️✨18. چون همدیگر را دیدید، دست بدهید و سلام کنید و نعمت امروز را به هم تبریک بگویید

❄️✨19. این سخنان را حاضران به غایبان و شاهدان به آیندگان برسانند

❄️✨20. توانگر به دیدن فقیر برود و نیرومند به دیدن ناتوان برود.

این‌چنین امر فرمود به من، رسول خدا(ص).»

آنگاه حضرت علی(ع) خطبۀ جمعه را خواندند و به جای نماز جمعه، نماز عید غدیر خواندند(1) و سپس با فرزندان و شیعیانشان به منزل امام حسن(ع) که برایشان غذا تدارک دیده بود رفتند، و غنی و فقیر پس از صرف غذا، از آن غذا برای اهل و عیال خویش بردند.

 بر اساس این روایت و برخی روایات دیگر نماز عید غدیر نیز مانند نماز عید فطر و قربان مستحب است. و اگر به جماعت خوانده شود، خطبه‌اش مانند نماز جمعه قبل از نماز است. البته برخی فقهای متأخر فرموده‌اند چون روایاتش قطعی نیست، به قصد رجاء خوانده شود.

 

 

 

منبع: مصباح المتهجد، ج2، 757-758

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 بعضي آدمها دنيارو زيباميکنند؛
آدمايي که هروقت ازشون بپرسي چطوري؟
ميگن :با تو حاااالم عاااالیه!!!
وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی!
میگن بیداربودم !!! یا میگن خوب شد زنگ زدی…
وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون روکج ميکنن که اون نپره…
اگه يخم بزنن،دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون…
آدم هايي که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پاي درد دلات مي شينن!
همينها هستند که دنيارا جاي بهتري ميکنند؛
آدمهايي که توي اتوبوس وقتي تصادفي چشم در چشمشان ميشوي، رو برنميگردانند لبخند ميزنند و هنوز نگاه ميکنند…
دوستهايي که بدون مناسبت کادو ميخرند و ميگويند اين شال پشت ويترين انگارمال توبود…
يا گاهي دفتر يادداشتي، کتابي…
آدمهايي که از سرچهارراه، نرگس نوبرانه ميخرندو باگل ميروند خانه,
آدمهاي پيامکهاي آخرشب،
که يادشان نميرودگاهي قبل ازخواب؛
به دوستانشان يادآوري کنندکه چه عزيزند…
آدمهاي پيامکهاي پُرمهر بي بهانه،
حتي اگربا آنها بدخلقي و بيحوصلگي کرده باشي…
کسانيکه غم هيچکس راتاب نمياورند و تو رابه خاطرخودت ميخواهند.
آدم هايى كه پيششان ميتوانى لبريز از خودت باشى

زندگیتون پر ازاین آدم های امن قشنگ و دوست هاى عزیز و دوست داشتنی..


 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 صحیفه سجادیه

نیایش بیست و دوم

 دعاي آن حضرت است به هنگامي كه از خدا طلب عافيت مي‌كرد و شكر بر عافيت .

بار خدايا ، درود بفرست بر محمد و خاندان او و جامه عافيت خويش‌بر تن من بپوش و مرا در عافيت خود فروپوشان و در حصار عافيت خودجاي ده و به عافيت خود گرامي دار و به عافيت خود بي‌نياز فرماي وعافيت خود به من بخش و عافيت خود به من ارزاني دار و عافيت خودبراي من بگستران و عافيت خود در خور من گردان و ميان من و عافيت‌خود در دنيا و آخرت جدايي ميفكن .
بار خدايا ، درود بفرست بر محمد و خاندان او و مرا عافيت ده ، عافيتي كفايت كننده و شفا بخش و عالي و افزاينده ، عافيتي كه از آن درتن من تندرستي زايد ، عافيت اين جهاني و آن جهاني .
اي خداوند ، بر من احسان نماي به اعطاي تندرستي و امنيت وسلامت در دين من و جسم من . و مرا به ارزاني داشتن بصيرت دل و نفاذامر و خشيت در برابر عظمت تو و خوف از تو بنواز و نيرويم ده بر طاعتي‌كه بدان فرمان داده‌اي و اجتناب از هر معصيت كه از آن نهي فرموده‌اي .
اي خداوند ، بر من احسان نماي به اعطاي نعمت اداي حج و عمره وزيارت قبر پيامبرتـصلوات تو و رحمت تو و بركات تو بر او و آلش‌بادـو زيارت خاندان پيامبرتـبر ايشان سلام بادـهمواره تا هرگاه‌كه مرا زندگي بخشيده‌اي در اين سال و هر سال ديگر ، زيارتي كه مقبول‌و مشكور تو افتد و تو را در نظر آيد و در نزد تو ذخيره روز بازپسين باشد .
اي خداوند ، زبانم را به حمد خود و شكر خود و ذكر خود و ثناي نيك‌خود گويا كن و دريچه‌هاي دلم را در برابر مقاصد دين خود بگشاي .
اي خداوند ، مرا و ذريه مرا از شيطان رجيم در پناه خود دار و از آسيب‌هر گزنده زهر دارنده و هر بيم و هراس و بلا و چشم زخم در امان دار و ازشر هر شيطان سركش و هر پادشاه ستمگر كينه توز و هر مخدوم غرقه‌در ناز و نعمت و هر ناتوان و نيرومند و هر بلند پايه و فرومايه و هر خرد وكلان و هر نزديك و دور و هر كسـاز پريان و آدميانـكه به خلاف‌رسول تو و اهل بيت او برخاسته و هر جنبنده‌اي كه زمامش به دست‌قدرت توست ، پناه ده . تو كه فرمانرواي دادگر و راستكاري .
بار خدايا ، درود بفرست بر محمد و خاندان او و هر كس را كه با نيتي‌پليد آهنگ من كند ، از من بازگردان و مكر او از من دور دار و آسيبش ازمن دفع فرماي و نيرنگش را بر سر او زن .
بار خدايا ، در برابر او سدي بر آر تا ديده‌اش از ديدن من نابينا گردد و گوشش از آنچه درباره من گويند ناشنوا . و در قلب او را قفل بر نه كه يادمن بدان در نيايد . و زبانش را از بردن نام من لال كن و سرش فروكوب وعزتش را به ذلت آور و باد غرور از سرش بيرون بر و از همه زيانهاي او وبديهاي او و غمازي او و غيبت كردن او و عيبجويي او و رشك بردن او وعداوت او و بندها و دامهاي او و پيادگان و سواران او ، مرا در امان دار .
انك عزيز قدير .


  ????????

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: مناجات  لینک ثابت




شیعه عزیز!
بنابه سفارش پیامبرخاتم(صلی الله علیه وآله)غدیر را بشناسیم و مبلغ آن باشیم که دشمن از ما سبقت نگیرد! 

  یک فرد از جامعه می تواند …

 با پذیرایی از نمازگزاران در مسجد محل، مبلّغ غدیر باشد.

  با ترویج فرهنگ عیدی دادن میان اقوام مبلغ غدیر باشد.

  با یک لبخند و شادباش درایام غدیر، مبلغ غدیر باشد.

 با دادن نذری در ایام غدیر، برای غدیر تبلّغ کند.

 با هدیه ی کتاب و سی دی مرتبط با غدیر به فامیل و دوستان،مبلّغ غدیر باشد.

  با برگزاری مراسم جشنی کوچک در خانه، در میان خانواده مبلّغ غدیر باشد.

  با دیدار از اقوام و سادات مبلّغ غدیر باشد.

 با دادن عیدی به رفتگر محله، پستچی، کارگر پمپ بنزین و … برای غدیر تبلّغ کند.

  با پخش یک جعبه شیرینی میان همسایه ها، در زنده نگهداشتن نام غدیر سهیم گردد.

  با تزیین درب منزل یا آپارتمان خود، مبلّغ غدیر باشد.

  با ترویج فرهنگ عیدی در عید غدیر، در میان فامیل نام غدیر را زنده نگهدارد.

  با کمک مالی به برگزار کنندگان جشن ها و فعّالان عرصه ی غدیر، در تبلیغ غدیر سهیم باشد.

   در سایت یاکانال خود برای غدیر تبلیغ نماید.

  با ارسال پیام کوتاه غدیری برای دوستانش، مبلّغ غدیر باشد.

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی  لینک ثابت




 
علي ابرمرد تاريخ
«علي تنها صحابي نامي پيامبر است که با جاهليت پيوندي نداشته است؛ علي در ميان دست هاي پيامبر رشد کرد و با رفتار او بزرگ شد، روزي که به خاطر فقر از خانه ابوطالب بيرون آمد قرار بود به دامن پاکي ها برود، قرار بوديک روح بزرگ و شگفت انگيز پرورشش دهد، علي خدا را با محمد شناخت و در همان روزهاي کودکي اسلام را فهميد و پذيرفت، حالا مرد شمشير شده، مرد سخن و مرد سياست، عارف است و در عين حال جنگ آور، عادل است و اهل تفکر و حالا ديگر وقتش رسيده، بعد از سال ها در کنار پيامبر زندگي کردن، انديشه اش، افکارش، زندگي اش، عقايدش و دنيايش را در کنار محمد ساخته، در بيست و سه سالي که پيامبرمان ماموريتش را انجام مي داده، هميشه علي حاضر بوده است، چه در مسجد، چه در ميدان جنگ و چه در خانه و در ميان اهل بيت و حالا زمان رفتن است، زمان رفتن پيامبر و پيامبر براي علي و روزهاي تنهاييش نگران است.
“ده ميل از مکه دور شده‌اند. پيغمبر تصميم خويش را گرفت. اينجا غدير خم است،سر راه مدينه و تهامه و نجد و يمن و حضرت موت،آنجا که مسلماناني که با وي آمده اند هر دسته از گوشه اي فرا مي روند و ديگر هيچگاه از محمد سخني نخواهند شنيد. دستور داد آنان که پيش رفته اند برگردند،صبر کرد تا آنها که مانده اند برسند.سنگ هارا توده کردند و از جهاز شتر ها،منبري بزرگ برپا نمودند و پيغمبر پس از ايراد خطبه اي طولاني،علي را با چنين سبکي دقيق و قاطع معرفي کرد:ابتدا از جمعيت پرسيد چه کسي از مومنان برخود آنان «اولي »است؟ جمعيت گفت: خدا و رسولش بهتر مي‌دانند. پس پرسيد:آيا من از شما بر خود شما «اولي» نيستم؟ همه گفتند:چرا! سپس گفت :«من کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلي مَوْلاهُ الهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. »
پس از پايان معرفي علي،اين آيه را بر مردم خواند که:«امروز دينتان را براي شما تکميل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و رضا دادم که شما را دين،اسلام باشد.»

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع)