راهکار رحیم پور ازغدی: فضای مجازی را فتح کنید |
... |
وقتي انسان خودسازي ديني نكند طبيعي است، وقتي وارد عرصه قدرت و شهرت ميشود چون نميتواند نظرات درست را تشخيص دهد، سرگردان ميشود و هويت انقلابي او مخدوش ميشود بعد خود را با جو غالب تطبيق ميدهد.
عدهاي هم به خاطر منافع اقتصادي، خود را با جو غالب همراه ميكنند. كسي كه وارد جنگ و كار رسانه شد براي دفاع از اسلام كم كم شك ميكند. چون فقط الفباي مكتب را ميدانست و فكر ميكرد مكتبشناس است.
اگر ميخواهيد به طور حرفهاي در اين قسمت كار كنيد خودتان را قوي كنيد و آثار مولفان اسلامي مثل شهيد مطهري، آقاي مصباح، آقاي جوادي، علامه طباطبايي و علامه جعفري را بخوانيد.
برنامهريزي كنيد هفتهاي يك كتاب از آثار اين بزرگان را بخوانيد. بعد از چهار سال بيش از دويست كتاب خواندهايد. اگر اين مطالعات نباشد شخص در رسانههاي خود از مسائلي صحبت ميكند كه از آنها اطلاعي ندارد. اين چهارشنبه بازار رسانهاي فوايدي هم دارد سرعت اطلاع رساني زياد شده است اما ضررهاي آن مثل اين است كه سطح زياد باشد ولي عمق كم. وراجي زياد ولي استدلال كم.
به لحاظ نظري بايد كتابهاي اسلامي را بخوانيد و به لحاظ عملي بايد التزام به ارزشها داشته باشيد و جان خود را براي اينها بدهيد. اگر يك لحظه خودمان به خودمان استراحت بدهيم انقلاب تمام شده است. من كار روتينم را انجام دادم، كلاسم تمام شد اگر اينگونه باشد باختيم. انقلابي كسي است كه شب و روز نشناسد. كساني بودند كه در جبههها سرپا ميخوابيدند و كساني كه يك نفري نظر يك دانشگاه را عوض ميكردند منتها با مطالعه.
حالا رسانه يك بوق است. چه چيزي بايد در آن بگوييم؟ رسانه هدف نيست بلكه وسيله است. اينكه ميگويند اقتضاي ذات رسانه مربوط به رسانه نيست مربوط به نقصانيات ماست. اينكه ميگويند رسانه ابزاري براي كارهاي غير ديني است و اين اقتضاي ذات آن است اين غلط است. اما اين طور نيست كه هر چيزي بدون رسانه ميگفتي حالا با رسانه ميگويي با اين تفاوت كه مخاطبان و قربانيانش بيشتراند.
خدا ميفرمايد «فاذا فرغت فنصب» از هر مرحلهاي از اين جنگ خلاص شدي آماده مرحله بعدي شو. اگر يك لحظه غفلت كنيد و اين انقلاب به دست نااهلان بيفتد بايد جواب خون چند هزار شهيد را بدهيد.
ابوسفيان رهبر دشمنان پيامبر و اسلام و پيامبر رهبر مسلمانان بود. بعد از چند دهه معاويه و يزيد رهبر جهان اسلام ميشوند و اهل بيت پيامبر را شهيد ميكنند. رسانه مهمترين عامل اين موضوع است.
بايد مثل جواناني كه وارد عرصه فضايي و هستهاي شدند شما هم به عرصه مجازي وارد شويد و آن را فتح كنيد.
بچه مسلمانهايي داشتيم كه اوايل انقلاب ميگفتند ما وارد عرصه سينما ميشويم و آن را فتح ميكنيم. اما بعد از مدتي بخاطر نداشتن بصيرت ديني و سلامت نفس جو گير شدند و هويت انقلابي آنها مخدوش شد.
در عرصه رسانه دشمن از ما قويتر است اينها اول ظاهرشان را حفظ كردند باطنشان عوض شد. بعد رسانه و مقالهشان عوض شد. بعد حرف و شعارهايشان عوض شد و در انتها ظاهرشان عوض شد. چون نتوانستند توهين و هو كردنهاي ديگران را تحمل كنند. پيامبر ميفرمايند: هيچ پيامبري را به اندازه من اذيت نكردند. لذا آدمهايي داريم كه در جنگ در آغوش مرگ ميرفتند اما در برابر تهمتها و توهينها نتوانستند بايستند.
بايد آشنايي دائمي با معارف اسلامي داشته باشيم. بايد بيست- سي سال كار كرد. يك شبه نميتوان ملا شد.
رسانه وقتي زرد ميشود كه صاحب رسانه خود زرد شده باشد. آيا ميتوان گفت من شخص دينيام ولي تفكر در دين ندارم؟ امام علي عليه السلام ميفرمايند «ايها الناس لاخير في دين لا تفقه فيه» تفقه يعني درك درست از مسائل. دو نوع تفسير ميتوان كرد: يكي اينكه خيري در دينداري بدون تفقه وجود ندارد و يكي اينكه در آن ديني كه قابليت تفقه در آن وجود ندارد خيري نيست. براي پيامبر هم مهمترين چيز عقل بود. ايمان بدون عقل هم فايدهاي ندارد.
فرمودند در مسير حق از كمي تعداد وحشت نكنيد. اميرالمومنين ميفرمايند: اگر تمام عرب يك طرف بايستند و من يك طرف، نميترسم و يك قدم عقب نميروم.
ايدئولوژيهاي بشري مثل ماركسيسم و كمونيسم و… پس از مدتي كهنه ميشوند و حرفي از آنها در بين ما نيست. اما دين الهي هيچ وقت كهنه نميشود. سنت ما در برابر مدرنيته نيست بلكه دائما نو شونده است.
بعضي مكتب و قرآن را ابزار توجيه مطالب غير مكتبي ميكنند. امام علي(علیه السلام) ميفرمايند: جرياني است كه مكتب و قرآن را تفسير به رأي ميكند اما جرياني ديگر ديدگاههاي خود را بر اساس قرآن شكل ميدهد. جريان اول اشتباهات خود را پاي قرآن مينويسند و براي اثبات خود از قرآن سوء استفاده ميكنند.
كسي كه منابع نظرياش درست است ولي منافع شخصياش ايجاد ميكند كه اينطور باشد اينها دسته دوم هستند كه مشكل نظري ندارند ولي منافع خودشان را بر هدايت ترجيح ميدهند ولي براي عدهاي هم هدايت الهي اولويت دارد و آن را حاكم ميدانند بر نفسانيت خودشان.
آن خدشه به هويت انقلابي است در عرصه نظر و اين خدشه به همان هويت در عرصه عمل ميباشد. بخاطر منافعشان حب و بعض دارند يعني بعضي از ارزشها را قبول دارند و برخي را نه و برخورد گزينشي و ابزاري با ايدئولوژي انقلاب با دين و با مكتب ميكنند.
عدهاي آمدند با ادبيات عرفاني، سكولاريسم را جا انداختند، آمدند با ادبيات به اسم دفاع از پيشرفت كه اسلام هم آن را قبول دارد، ارزشهاي اصيل و معنوي اسلام را زير سوال بردند يعني با بخشي از مكتب بخش ديگري را زدند. نميآيند با آرم ضد مكتب اين كار رو بكنند بلكه از اجزاء ايدئولوژي انقلاب براي ضربه زدن به آن استفاده ميكنند و از فروعش براي ضربه زدن به اصول آن استفاده ميكنند.
هويت انقلابي يعني آن لحظهاي كه بين هوي و هوس، بين نفسانيت و هدايت؛ هدايت را انتخاب كند. اگر بين اصول ارزشهاي انقلاب با ديدگاههاي خودت تضادي ميبيني كدام را اصل ميبيني و كدام را تبيين ميكني درحالي كه به خوشامد گويي برخي افراد نبايد كاري داشته باشي؟
حالا هدف چيست؟ هدايت يا هوي؟! كه البته پوششي انقلابي نيز ميتواند داشته باشد.
بسياري تلاشها عليه هويت انقلاب اسلامي در اين سي سال شده است كه الآن هم ميشود و با ظاهر وفاداري به دين و مكتب عليه آن برنامه ريزي ميشود؛ با ادبيات حقوق بشري و حتي فقهي براي زدن ريشه شريعت، با ادبيات عرفاني عليه ريشههاي عرفان اسلامي و با ادبيات ظاهرا فلسفي عليه ريشههاي عقلانيت اجتماعي موضع ميگيرند. اين كارها بسيار پيچيده است و اگر معرفت ديني نداشته باشيم، موجهاي قوي ما را با خود خواهند برد.
نكته بعدي حضور انقلابي در رسانه و هزينه كردن براي دفاع از ارزشها است.
پيامبر خدا ميفرمايند: كساني كه در صحنه هستند و در دفاع از ارزشها و در مقابل ضد ارزشها موضع ميگيرند و امر به معروف و نهي از منكر ميكنند، اينها خليفه خدا و رسولش بر روي زميناند.
كساني كه فساد را ميبينند و موضع ميگيرند اينها خليفه خدا و رسول در روي زميناند.
در روايت است كه جبرئيل فرود آمد بر پيامبر تا اسلام را تبيين كند و گفت كه اسلام 10ركن دارد كه يكي از آنها امر به معروف و ديگري نهي از منكر است.
امر به معروف و نهي از منكر در رسانه ميشود دفاع از ارزشها و علي الخصوص حمله به ضد ارزشها كه همان معني نهي از منكر است. كساني كه فساد را ميبينند و حرف نميزنند يا ميترسند كه نانشان در خطر بيافتد و يا جانشان!
پيامبر اسلام ميفرمايند كه خدا تضمين كرده كساني كه در دفاع از حق در صحنه باشند بدانند كه اين نه مالشان را تهديد ميكند و نه جانشان را.
يكي از خوبيهاي رسانه اين است كه خبر، خوب و سريع پخش ميشود و بدي آن هم اين است كه برخي خبرها دروغ پخش ميشوند و يا تحريف ميشوند. خود شما كه در عرصه رسانه قرار ميگيري فقط اين نيست كه بزني بلكه جاهايي هم ميخوري و بايد از آبرويت هم مايه بگذاري؛ در موقع ضربه خوردن خيليها عقب نشيني ميكنند عدهاي هم ادامه ميدهند ولي انگيزه و خلوصشان را از دست ميدهند.
يك تعبيري يكي از بزرگان قم داشتند و ميگفتند كه ممكن است شما ضربه اول را براي رضاي خدا بزني و بعد آن طرف هم ضربهاي به شما ميزند ولي ضربه بعدي كه شما ميزني ممكن است ديگر براي خدا نباشد و بخواهي چون عصباني شدي از طرف انتقام بگيري و آن اقليتي كه در صحنه ميمانند كم كم خلوصشان را از دست ميدهند و يادشان ميرود كه ما براي چه وارد عرصه شدهايم. اينجا هم هدف ميشود من و رسانه ميشود وسيلهاي براي تثبيت من!
بالاترين جهاد اين است كه در برابر جريانهاي جور جهان كلمه حق را بگويي و ما اين كلمه حقيم در برابر اين جريانهاي جائر كه واقعا كار سختي هم هست.
شما وارد عرصه رسانهاي و علمي شويد تا ببينيد چقدر فحش و تهمت و دروغ و آبروريزي برايتان درست ميكنند. انسان بايد روي خودش كار كند و در اين عرصهها و مبارزات قوي شود. در اين عرصه رسانه فعال باشيد و از حق دفاع كنيد از مظلوم و از دين خدا دفاع كنيد و بگذاريد به شما فحش هم بدهند!
خداوند بيزار و متنفر است از مومن ضعيفي كه هويت و صلابت ندارد. پاي حق نميايستد. در تعبير ديگري ميفرمايند مؤمن ضعيفي كه دين ندارد. يعني مؤمن ظاهري است. اگر دين داشته باشد كه بايد پاي دين بايستد.
در زمان جنگ چگونه بود كه جوان 16 ساله به جبهه ميآمد دستش قطع ميشد و طحالش را در ميآوردند و خون بالا ميآورد، با اين حال از بيمارستان فرار ميكرد و خودش را به جبهه ميرساند. مؤمني كه ضعيف است و دين ندارد به تعبير حضرت كسي است كه زشتي و حمله به دين را ميبيند ولي هيچ عكسالعملي نشان نميدهد. (لاينهي عن المنكر) حضرت فرمودند: مومني كه در عرصه نبرد يك روز مقاومت كند معادل با چهل سال عبادت است. حضرت در جايي ديگر ميفرمايند: غير از سيدالشهدا كه لقب حضرت حمزه بوده است كسي سيدالشهدا است كه در برابر ظلم و فساد و انحراف بايستد و در اين راه كشته شود.
نكته ديگري كه در عرصه رسانه بسيار نفوذپذير است بحث دنياطلبي و اخلاص انقلابي است. كساني را نميشود خريد كه به ماوراء الدنيا وابستهاند. اگر به اين دنيا وابسته بوديم فروشي هستيم. حضرت فرمودند همه بشريت به اين دنيا مبتلا هستند هركس هدفش دنيا بود آن هدف از دست رفتني است. حضرت در ادامه فرمودند سعي كنيد هرچه كه به دنبالش ميرويد براي آخرت باشد. چون آنجا اقامت ميكنيد.
هرچه ميخواهيد از دنيا بگيريد براي غير دنيا. قرآن تعبيري دارد ميفرمايد يك عده شهيد ميشوند عدهاي ديگر «و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا» يك عده هم كه مانند كساني هستند كه خط خودشان را عوض نميكنند. يك راهي كه فرد در بيست سال پيش جانش را در آن راه قرار داده الآن زير آب آن را نميزند. همه مظاهر دنيا تعبير ميكنند حضرت كه يك سايه است. الان اين سايهاي كه اينجا است يك ساعت بعد بزرگ و ساعت بعدي اصلا وجود ندارد. بعد ميفرمايد: بندگان خدا تقوا پيشه كنيد. فرصتها را غنيمت بشماريد. آنچه را كه موقتي است با آن آنچه را كه ابدي (آخرت) است بخريد. آماده مرگ باشيد. جزو آن مردمي باشيد كه وقتي به آنها نهيب زدند بيدار شدند و دانستند كه دنيا منزل آنها نيست و خداوند شما را بيهوده نيافريده و شما به حال خودتان واگذار نشدهايد. يكي از دلايلي كه بعضي از انقلابيون عوض ميشوند اين است كه با اين مفاهيم فاصله ميگيرند. دنبال منافع بودن با انقلابي بودن سازگار نيست. حضرت فرمودند: و طولاني در شب عزم انقلابي در روز را ميشكند.
پس در آخر دو نكته را دوباره عرض ميكنم:
اول :شما زرد ميشويد بعد رسانه شما. چگونه زرد نشويد؟ معرفت دينيتان را بالا ببريد و هفتهاي يك كتاب ديني مطالعه كنيد.
دوم: اينكه در عرصه عملي هم قوي باشيد كه با يك سايت يا وبلاگ به جنگ با صدها سايت برويد
فرم در حال بارگذاری ...