🔰دلنوشته بدرقه رهبر شهید

«طوفانِ خون‌خواهی؛ سوگندِ تپنده در رگ‌های ملت»

امروز، روزِ نشستن و زانوی غم بغل گرفتن نیست؛ امروز، روزِ طوفان است. پیکرِ پاکِ «رهبر شهید» بر دستان ما، نه نمادِ رفتن، که شعله‌ای است که بر خرمنِ دشمنانِ این خاک افتاده است. این بدرقه، نه وداع، که فراخوانی برای جوششِ غیرت و انتقام خون است.

هر قدمی که در این مسیر برمی‌داریم، گامِ لرزانی بر پیکرِ سستِ استکبار است. خونِ او، نه در خاک، که در رگ‌هایِ یکایکِ ما جاری شده است تا فریادِ «انتقام» را از حنجره‌ی میلیون‌ها آزاده به آسمان بکشاند. ما امروز نیامده‌ایم که گریه کنیم؛ آمده‌ایم که «بیعتِ خون» ببندیم.

ای دشمنانِ بزدل! گمان کردید با گرفتنِ این جانِ عزیز، خورشیدِ ما افول می‌کند؟ زهی خیالِ باطل! شما با این دست‌اندازیِ پلید، دستِ انتقامِ ملت را از آستینِ تاریخ بیرون کشیدید. امروز، هر قطره از خونِ او، میلیون‌ها جوانه از فولاد و اراده در این سرزمین رویانده است. هر مشتی که گره شده، گلوله‌ای است آماده‌ی شلیک در قلبِ بدخواهان.

ما ایستاده‌ایم؛ نه برای مرثیه‌خوانی، که برای استخراجِ خون‌بهایِ این حماسه. این تشییع، رژه‌یِ خشمِ مقدسِ ملتی است که هرگز سرِ تسلیم فرود نیاورده است. بدانید که این داغ، بر سینه‌ی ما نه سد، که پلِ پیروزی است به سوی خونخواهی و «یا لثارات خامنه‌ای».

به خونِ پاکش سوگند، که آرام نخواهیم گرفت تا لحظه‌یِ تسویه حسابِ نهایی؛ تا روزی که طعمِ تلخِ انتقام، گلویِ تمامِ ظالمان و قاتلان را بفشارد. این خون، بیدارتر از همیشه در رگ‌هایِ ما می‌جوشد و این حماسه، آغازِ کابوسِ کسانی است که فکر کردند با شهادت، می‌توانند ما را به زانو درآورند.

راهِ او ادامه دارد و انتقامش، وعده‌یِ قطعیِ ماست.
#باید_برخاست
#روایت_بدرقه
#رهبر_شهید

موضوعات: فرهنگی-اجتماعی- مذهبی, رهبرم  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...